حميد سمندريان در مجلس بزرگداشتش در دانشکده هنرهای زيبا
سينا سعدی
مجلس بزرگداشت حميد سمندريان، استاد و کارگردان تئاتر در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران، مجلس جمع و جور اما بی نظيری بود.
در مجالس بزرگداشت متعارف و مرسوم، تعدادی آدم جا افتاده که اصطلاحا به آنها آدم های ريش و سبيل دار می گويند گرد می آيند، با احترامات فائقه با يکديگر ديدار می کنند، برای هم از راه دور و نزديک کلاه از سر بر می دارند، روی صندلی های پاکيزه جا خوش می کنند و به سخنرانی تنی چند گوش می سپارند که حرف های مجامله آميز و پر تعارف تحويل می دهند. مجلس بزرگداشت حميد سمندريان از اين دست نبود.
بعد از ظهر روز يکشنبه 27 بهمن ماه، سيصد چهارصد دانشجوی تئاتر گرداگرد تالار تئاتر تجربی دانشکده هنرهای زيبا حلقه زده بودند، بيشتر آنها ايستاده بودند و بعضی هم روی سکوهای تئاتر نشسته بودند، عده ای از آنها مشغول پذيرايی ساده ای از ديگران بودند، و در حالی که مجلس، به يک مهمانی عصرانه خودمانی شباهت داشت، بی هيچ تشريفاتی از زحمات کسی قدردانی می کردند که عمری به آنها آموخته بود.
اين مجلس بدون تشريفات، چنان گرمايی داشت که پس از ساعتی که دکتر محمود عزيزی استاد تئاتر اعلام کرد که برای افتتاح تالار سمندريان به طبقه پايين برويد کسی ميل نداشت صحنه را ترک کند.
نزديک به نيم قرن کار در زمينه تئاتر و هنر اين سرزمين، همراه آموزش مستمر، از سمندريان تأثيری بر جای گذاشته که بر کسی پوشيده نيست. تاريخ تئاتر ايران حيثيت خود را مديون همچون اويی است. سمندريان از آن تئاتر است و نامش با نام تئاتر پيوند خورده است
يک دانشجوی تئاتر حاضر در مراسم
مجلس بزرگداشت با شيرين کاری های دکتر عزيزی شروع شد که به جای سخنرانی بيشتر به شوخی و مطايبه پرداخت تا يک سخنرانی غرا درباره استاد بی بديل دانشکده ای که هنرهای معاصر ريشه در خاک آن دارد.
بعد يکی دو نفر از دانشجويان سنتور زدند، دو سه نفری نمايش هايی اجرا کردند، از هما روستا (همسر سمندريان و بازيگر تئاتر و سينما) خواستند چند کلمه ای سخن بگويد.
هما روستا پشت تريبون رفت و چند جمله ای صحبت کرد از جمله اينکه حميد سمندريان تئاتر را بيشتر از هر چيز و بيشتر از "من" دوست دارد.
بعد باز هم شيرين سخنی های دکتر عزيزی و... و در پايان کار سخنان يکی از دانشجويان تئاتر که گفت: نزديک به نيم قرن کار در زمينه تئاتر و هنر اين سرزمين، همراه آموزش مستمر، از سمندريان تأثيری بر جای گذاشته که بر کسی پوشيده نيست. تاريخ تئاتر ايران حيثيت خود را مديون همچون اويی است. سمندريان از آن تئاتر است و نامش با نام تئاتر پيوند خورده است... خوشا که آموزه های او در اين سالها متن به متن گشته است. جاذبه سالن های ما رد پای اوست ... خوشا که ديگر چيزی قادر نخواهد بود او را از ما دريغ دارد. او بحق مستقيم و غير مستقيم حضور مسلم نوانديشی تئاتر ماست و چه خوب است برای احترام به عظمت نجيبانه اش کلاه از سر برداريم و سر تسليم به سويش فرود آوريم. درود بر تئاتر، درود بر حميد سمندريان.
دانشجويانی که برای بزرگداشت استاد خود حميد سمندريان در تالار تئاتر تجربی دانشکده هنرهای زيبا گرد آمده اند
حميد سمندريان در سال 1310 متولد شد و فعاليت هنری خود را از دوره دبيرستان آغاز کرد. ابتدا در رشته ويولن شاگرد استاد محمود ذوالفنون بود. همزمان با آن تئاتر را با استاد حسين خيرخواه کار می کرد و در کلاس های تئاتر و هنرپيشگی استاد عبدالحسين نوشين حضور می يافت.
پس از عزيمت به آلمان که در آنجا به اصرار پدر در رشته مهندسی شوفاژ سانترال درس خواند، به کنسرواتوار هامبورگ رفت و دانشجوی کارگردانی تئاتر شد. سپس دستياری کارگردان های بزرگ آلمانی را پذيرفت. در سال 46 به ايران آمد و نمايشنامه ژان پل سارتر را با عنوان دوزخ با بازی جميله شيخی، محمد علی کشاورز و خانم صبا به روی صحنه برد.
سمندريان تا کنون نمايش های بسياری همچون مرغ دريايی، مرده های بی کفن و دفن ، باغ وحش شيشه ای، ملاقات بانوی سالخورده، هرکول و طويله اوجياس، بازی استريندبرگ را کارگردانی کرده است.
پس از انقلاب تنها دايره گچی قفقازی در سال 78 از او بر صحنه آمد. چندی پيش هم در تدارک نمايش گاليله بود که تمريناتش به دليل بروز پاره ای مشکلات متوقف ماند و تعطيل شد.
حميد سمندريان هم اکنون به تدريس تئاتر اشتغال دارد. هر چند بزرگداشت او به مناسبت بازنشستگی او برگزار شد اما همه می دانند که کار تدريس و کار هنر بازنشستگی ندارد. خود او گفته است: « آدمهايی هستند که در کار خود و در راه خود هر قدر بلا ببينند، تغييری در عقيده و در مسير زندگی خود نمی دهند. من از آن دست آدمها هستم. حتا اگرتئاتری هزار مرتبه بدتر از آنچه که امروز داريم داشته باشيم، باز من از اين هنر دل نمی کنم.... هنوز خيلی راه و خيلی کار دارم و به خيال خودم تازه اول عشق است».