من برای ديدن گروه آريان بی تاب بودم . اينکه چطوری با 11 نفر مصاحبه کنم و از نزديک يعنی از يکوجبی باهاشون باشم
هم منو ترسونده بود وهم از خوشحالی داشتم می مردم . نگران بودم که نکنه مثل کنسرت ابی تو دوبی حسابی علاف بشم و آخرش تحويلم نگيرن . شب قبل از کنسرت که می شد سه شنبه شب قرار گذاشتيم .
رفتم هتلشون چند تا از بچه ها دم در هتل کلافه وايساده بودن ومی خواستن ديگه برن تو شهر. بعد از دروود عليک واحوالپرسی رفتيم رو مبلهای ورودی هتل نشستيم . نشستم که با علی پهلوان وپيام صالح و نينف اميرخواه شراره مصاحبه کنم که بقيه بچه ها آمدن - تعداد زياد بود ومن اسمها رو قاطی کردم . اينهم عکس دسته جمعی آريان در هتلشون .
از راست به چپ امير حسين نوازنده گيتار بيس، برزويه با ريش سازهای ضربی، سحر که اصلا معلوم نيست ، شراره آهنگساز ، نينف ايستاده با پيرهن سفيد ، ساناز، نشسته ها - محمدرضا گلزار خواننده و نوازنده و هنریيشه ، عليرضا نوازنده درام ،ايستاده علی پهلوان ، پيام صالحی نوازنده وخواننده ، و ميلاد که از ايران آمده بود وجای سيامک که ويالن زن وآهنگساز گروه اينجا خاليه. شب قبل از کنسرت
بچه ها بر خلاف تصورم خيلی خون گرم و شاد بودن و اصلأ خودشون رو نمی گرفتن ، نينف و علی و پيام از موفقيت کنسرت کيش می گفتن که تماشاچيا بحدی کنار دريا زياد بودن که نزديک بود آب ببردشون. از کنسرتشون رد بحرين گفتن که خيلی خوب بوده ولبريز بوده از ايرانی های مقيم بحرين .
گفتن که خيلی چشم براه کنسرت دوبی هستند و نميدونن که واکنش چی خواهد بود ، چون خيلی ها که تو دوبی هستند از ايرانی های
مسافرن که به احتمالی آريان رو ديدن . و می گفتن که اين کنسرت تا حدی سرنوشت سازه و می تونه مقدمه ادامه کنسرتهاشون در خارج از کشور باشه .
خيلی دوست داشتم با شراره درباره ساخته هاش حرف بزنم و اينکه چقدر برای دخترای ديگه در ايران کارش اميد بخشه و
چه مشکلاتی رو تو نسته مهار کنه ، ولی . . .
همون اول شب که سالم عليک کرديم آمدم که با شراره و ساناز و سحر دست بدم که دستشونو کشيدن عقب. گفتن که با مردها دست نميدن ، من هم بهم بر خورد و کلی هم واسه خودم دليل تراشيدم تا که درکشون کنم ولی نشد.
ديگه بعد از اون دروود ناکام ، يک ديوار نامرئی از رودرواسی و نگرانی بينمون حس می شد .
اينکه با دخترای آريان صميمی بشم و باهاشون مصاحبه کنم رو بوسيدم و گذاشتم کنار.
بچه های گروه آريان و مديرشون محسن رجب پور خيلی خيلی با من مهربون بودن و اجازه دادن که موقع تمرین روی صحنه
استاديوم گلف کلاب آرينای دوبی برم و صد اضبط کنم و عکس بگيرم .
صدابرداری بچه ها ساعت 2 بعد از ظهر شروع شد و تا 6 بعد از ظهر ادامه داشت . علتش اينکه گروه آريان اينقدر از کارشون لذت می برن که دلشون نمی آمد از روی صحنه بيان پايين و پيش از ورود مردم حس شاد و خوبی رو به فضای خالی استاديوم
بخشيده بودن .
اينهم يکسری عکسهای يادگاری ، روی صحنه در استاديوم کريک گلف آرينا ( محل کنسرت استاديوم گلف دوبی کنار آب )
من اينجا چيکار می کنم
بقيه اعضای گروه...
نينف امير خاص
محمد رضا گلزار و مزاحم تلفنی؟
علی پهلوان داره از بهزاد عکس می گيره
صحنه ای از کنسرت از زاويه ديد مورچه های دوبی والبته رديف اول
عکسی از بنيان گزاران گروه آريان جای سيامک خاليه
کنسرت شروع شد...
گروه آريان روی صحنه و بين مردم غوغا کردن ، حدود دو سه هزار نفر آمده بودن ديدن بچه ها و کسی نبود که
با آريان همواواز نشه. خود بچه ها هم روی صحنه شاد و باحال بودن و تو اجرای آهنگها سنگ تموم گذاشتن .
علی پهلوان و پيام صالحی و محمد گلزار جلو گوشه چپ صحنه بودن و شراره تک ايستاده بود و نينف هم گوشه راست با ارگهاش می ز د و می کوبيد .
دخترها هم پشت بودن و هيچ حرکتی نمی کردن ولی صداشون پر از نشاط بود و آهنگها رو با احساس می خوندن .
مردم هم دستهاشون رو تکون ميدادن و من شخصأ حرکت موزونی بين مردم نديدم ولی آهنگها رو فرياد می زدن و محفل گرمی بود.
با بيشتر مردم که حرف می زدم خيلی از کنسرت راضی بودن و خيلی هاشون انتظار نداشتن که اينقدر بهشون خوش بگذره .
بچه ها سه تا آهنگ جديد خوندن - يکيش کبوترهای سفيد بود که سه زبونه بود ( عربی و فارسی و انگليسی )
که برای شنونده ها جالب بود ولی . . .
دو تا آهنگ قديمی رو هم اجرای دوباره کردن که مردم نتونستن باهاشون هموآواز بشن چون شعرها رو بلد نبودن .
برای بچه های آريان آروزی موفقيت دارم و اميدوارم بتونم يک روزی دوباره البته با همشون چاق سلامتی کنم .
خبر خوب اينکه آلبوم کنسرتهای آريان و ويديوی کنسرتهاشون بزودی به بازار مياد . . . .
با سپاس از فرانک محمودی گرداننده کنسرت های دوبی و محسن رجب پور مدير برنامه های آريان