خبر زياده: بهزاد که رفته بود دوبی، دو سه شب رفت کاباره پترا. اونجا شستش خبردار شد که پويا که آلبوم غريبانه اش تو بازار است و کلی طرفدار داره به مدت يک ماه تو کاباره پترا می خونه و گويا داوود بهبودی هم اونجا بوده ولی يک هفته ای برگشته بوده لس آنجلس برای يک کار واجب.
از دولتی سر مدير کاباره آقای محمود محمودی که از ايرانی های سوئدی است که رفته دوبی، يک شبه همه کارهای ما جور شد و هم پويا و هم داوود بهبودی رو تو کاباره پترا ديد.
بهزاد کنار ميز خانواده هايی که از ايران آمده بودن و با پويا و داوود بهبودی هم آواز شده بودن و می زدن و می رقصيدن نشست
و بعد از پذيرايی کامل با ميوه و نوشابه، دل داديم و قلوه گرفتيم.
پدرام و سيامك هر دو 18 سالشونه و DJ هستن ، يعنی موسيقی های مختلف رو با هم مخلوط يا ميكس ميكنن و يك موسيقی جديد می سازن كه معمولا توی مهمونی ها برای رقص استفاده می شه ، البته اونا معتقدن كه اين نوع موزيك استفاده تصويری هم داره ، يعنی می شه به عنوان موسيقی فيلم يا برنامه تلويزيونی استفاده كرد . سبك موسيقی اونا HOUSE (هاوس) است كه در اين دهه جای موسيقی تكنو را در حيطه الكترونيك گرفته .
دی جی پدرام و دی جی سيامك هر كدوم آلبومهای خودشون رو دارن ، اسم آلبوم پدرام DEEP IN YOUR HEAD يا به قول خودش "در عمق كله ات" است و اسم آلبوم سيامك FLASH BACK است كه خودش برای اسمی كه انتخاب كرده كلی حرف و حديث داره .
اونا با هم كار می كنن و به هم در تنظيم موسيقی هاشون كمك می كنن . هر دو دلشون می خواد كه آلبومهاشون به دست كسانی كه اين نوع موسيقی رو می پسندن برسه و فكر می كنن كه از طريق اينتر نت می شه هر نوع موسيقی رو به دست مخاطب های خاص خودش رسوند .
يکی از شبکه های تلويزيونی بريتانيا دوشنبه شب 3 ژانويه اقدام به پخش مستندی بحث برانگيز درباره زندگی مايکل جکسون کرد، که واکنش منفی اين خواننده مشهور آمريکايی رو برانگيخت. اين مستند که توسط خبرنگار بريتانيايی مارتين بشير تهيه شده، بازتاب های مختلفی در مطبوعات اين کشور داشت. در اين مستند برای اولين بار زندگی خصوصی و خانوادگی اين خواننده افسانه ای به نمايش گذاشته می شود.
مايکل جکسون پس از ديدن اين برنامه در روز چهارشنبه 5 فوريه، بلافاصله بيانيه ای صادر کرد که در آن اعلام کرد سازندگان اين برنامه از اعتمادش سوء استفاده کرده اند.
هفته گذشته که احسان از تهران برای ما يک گزارش از جوانان و والدينشون فرستاد و ما يک مشکل کلی رو بين گزارش پيدا کرديم .
توی ايران تقريبا نصف بيشتر جمعيت رو جوونای زير بيست و پنج سال تشكيل می دن ، جوونايی كه با مشكلات ريز و درشت دست به گريبونن .
وقتی با خودشون صحبت می كنی می شه مشكلاتی كه خودشون می گن رو به دو بخش عمده تقسيم : اول بيكاری و بی پولی ( يعنی شرايط بد اقتصادی ) و دوم نبودن تفريح و آزادی. و دقيقا اين همون مشكلاتی هستن كه پدر و مادراشون هم می گن .
قشر متوسط رو به پايين جامعه كه دچار فقر مالی هستن ، نبودن كار ، گرانی و بی پولی رو مشكل می دونن و قشر مرفه ، نبودن آزادی ، تفريح و گهگاه مسائل جنسی رو به عنوان مشكل مطرح می كنن .
ولی در هر صورت به جز مسائل اقتصادی كه مشكل اكثر جامعه ايران است ، از بين رفتن هويت ، مشكلی است كه عمده جوونا دچارشن و كمتر از اون خبر دارن .
البته جوونا مشكلات ديگه هم دارن كه جداگانه باعث بوجود اومدن مشكلات ديگه ميشه ، مثلا جوونا نمی تونن به آينده اطمينان كنن. خيلی ها درس می خونن و وقتی از دانشگاه فارغ التحصيل شدن كار براشون نيست يا اگر هست تحصيلاتشون هيچ ارتباطی با اون كار نداره .
تو ايران خونه هم خيلی گرونه و جوونای طبقه متوسط جامعه نمی تونن خونه بخرن ويا اجاره كنن ، به همين خاطر نمی تونن راحت ازدواج كنن و برای اين كار مشكلات زيادی جلوی پاشونه .