مردم گروه گروه در محوطه تأتر شهر گرد می آيند و تآتر خيابانی را تماشا می کنند
سينا سعدی
اين روزها تأتر شهر، در زمستان سرد، گرم ترين روزهای خود را می گذراند. جمعيت از ساعت چهار پنج بعد از ظهر محوطه را پر می کند و علاقه مندان گرد می آيند و شروع برنامه های دلخواه خود را انتظار می کشند. سالن های متعدد اين تأتر هر يک اثری را به نمايش می گذارد و در محوطه آن هر روز غوغايی برپاست. بيست و يکمين جشنواره تأتر فجر در جريان است.
جشنواره تأتر فجر از سال 1362 در ايران آغاز شد. اين جشنواره مانند جشنواره فيلم فجر يکی از دو جشنواره مهمی است که به مناسبت سالگرد انقلاب برگزار می شود. سالهای نخست اين جشنواره تنها گروههای شهرستانی را پذيرا بود و به قول لاله تقيان سردبير مجله نمايش "مجمعی بود برای تبادل هنری ميان هنرمندان هموطن از هر گوشه کشور". اما در سالهای اخير هنرمندان کشورهای ديگر نيز در آن حضور يافته اند و به موازات آن، امکانات مربوط به هنرمندان داخلی نيز گسترش يافته و صحنه رقابتی آشکار پديد آمده است.
صحنه ای از اجرای "بگذار الاغ برود" به کارگردانی جان نيکلسون
امسال در بيست و يکمين دوره، جشنواره تآتر گويی با شکوه تر از هر سال برگزار می شود. حضور گروههای متعدد داخلی در بخش مسابقه و گروههای خيابانی و بيش از آن حضور گروههای خارجی بر شکوه و جلال اين جشن افزوده است.
صبح ها اداره نمايش شلوغ است. کارکنان به شدت مشغول کارند. کسی را پروای کسی نيست. هيچ کس وقت سرخاراندن ندارد. کارها از صبح زود شروع می شود و تا دير وقت شب ادامه دارد. مراجعه کنندگان بسيارند. خبرنگاران خارجی، گزارشگران داخلی، مسئولان تأتر در شهرستانها، بازيگران، کارگردانان، و همزمان با اين مراجعات، مصاحبه، سخنرانی و تمشيت امور، برای کسی کمترين وقتی باقی نمی گذارد. همه بايد از کله سحر تا ديرگاه شب کار کنند تا جشنواره به خوبی برگزار شود.
نمايش عصر هنگام با تأتر خيابانی شروع می شود. هنوز هوا روشن است که مردم گروه گروه در محوطه زيبای تأتر شهر گرد می آيند و تآتر خيابانی را که بيشتر شکلی سرگرم کننده و آموزشی دارد، به تماشا می ايستند. اين شروع نرم و ملايم ماجرايی است که به اجراهای سنگين و متفکرانه تأتر در داخل سالن ها می انجامد و تا نيمه های شب ادامه می يابد.
تآتر خيابانی را گروههای مختلف ايرانی و خارجی در نقاط مختلف شهر سامان می دهند. اقوام گوناگون ايرانی نيز در اين جريان نقش خود را بازی می کنند و هويت خود را به رخ می کشند. لباس های محلی، آوازهای قومی، لهجه ها و زبانهای بومی و مانند آنها از جلوه های بارز به رخ کشيدن فرهنگ قومی به حساب می آيد.
اين تقريبا هر روزه سرآغاز برنامه است. تأتر جدی چه خيابانی و چه صحنه ای پس از اين آغاز می شود. تأتر خيابانی که اينجا و آنجای شهر برگزار می شود، امسال از تنوع خوبی برخوردار است:
صحنه ای از اجرای "خشمگينان"، کار يک گروه آلمانی
گروهی از دو فرهنگ متفاوت در سوگ دلقک و سياه وارد خيابان می شوند و تلاش می ورزند تا دوباره "سياهها" و "دلقکها" را زنده کنند. نام اين تأتر بی نام و نشان است.
مردی وارد می شود که کيفی به همراه دارد و می خواهد چيزی از کيفش بيرون آورد ولی اتفاقات پی در پی باعث کش آمدن ماجرا می شود. اين تأتر شعار تا شعور نام دارد.
رهگذری در خيابان به رمالی بر می خورد و مشکلات خود را باز می گويد. در نيمه راه کار وارونه می شود و حالا رمالی که بايد مشکل گشا می بود، سر درد دل را باز می کند و مشکلات خود را باز می گويد. اين نمايش خيابانی طلسم نام دارد.
عابری آشغالی به زمين می اندازد. کارگر شهرداری با او دست به يقه می شود و بين آن دو بحث بهداشت اجتماعی و مسايل زيست محيطی در می گيرد. اين نمايشی است که آشغالو به زمين نريز نام گرفته است.
نمايش های خيابانی هر يک از جايی آمده اند. نه فقط از شهرهای مهمی چون شيراز، اصفهان، مشهد و ... بلکه از شهرهايی چون ميناب، ده چشمه فارسان، خواف، ملاير، قوچان، مرند، پلدختر، مشکين شهر و مانند آنها.
اما مهمترين واقعه بيست و يکمين جشنواره تأتر فجر نمايش هايی است که از کشورهايی چون انگلستان، آلمان، ايتاليا، اسکاتلند، سوئيس، کانادا، ترکيه، هند و ... آمده اند.
در اين ميان حرف اول را ويليام شکسپير، نمايشنامه نويس شهير انگليسی می زند که گروههای مختلفی نمايش های ماندگارش را اجرا می کنند. يک گروه اسکاتلندی قصه زمستانی را به اجرا می گذارد؛ يک گروه سويسی هملت را روی صحنه می برد؛ يک گروه کانادايی مکبث را در برنامه دارد؛ حتا يک گروه ايرانی هم مکبث را اجرا می کند که کارگردانش حسين فرخی است.
محوطه تاتر شهر
انگليسی ها خود نمايشی با عنوان بگذار الاغ برود را به کارگردانی "جان نيکلسون" به صحنه آورده اند که زبانش انگليسی - اسپانيايی است. در اين تأتر، کاپيتانی داستان پيروزی خود را بازسازی می کند، مظنونی دستگير می شود و برخورد بی ربط آنها نسبت به مسايل نمايشی و تلاشی که صرف نمايشی کردن موضوع می کنند باعث می شود که خط مضحک قصه خود را نشان دهد.
ترک ها قصه پريان را به نمايش گذاشته اند. قصه پريان را مردم شهر ازمير روايت می کنند. نمايش با تمرين هملت شروع می شود. کارگردان از تمرين راضی نيست اما دستيارش معتقد است که تأتر بايد سرگرم کننده باشد و بهتر است به جای هملت قصه پريان را اجرا کنند. کارگردان فکر می کند که اين قصه ای برای کودکان است. ناگهان صدايی چون رعد به گوش می رسد و زنی عظيم الجثه با لباس های سنتی در صحنه ظاهر می شود. بازيگران می آيند و قصه پريان شروع می شود.
دانمارکی ها يک نمايش کمدی به روی صحنه برده اند که نام آن چنين است: دو نفر بسه، نفر سوم اضافی است. در يک روز گرم تابستان دو رفيق روی نيمکت نشسته اند و روياهايشان را با هم در ميان می گذارند. نفر سومی به آنها نزديک می شود و می خواهد با آنها همراهی کند اما روی نيمکت برای سه نفر جا نيست. او را نمی پذيرند. فکری به ذهنش خطور می کند. با حقه های متعدد بين دو رفيق شکاف ايجاد می کند. نقشه اش می گيرد. ابری سياه روی خورشيد را می پوشاند و جنگ مضحکی پيش چشم تماشاگران بين دو رفيق در می گيرد.
آلمان ها دو نمايشنامه بر روی سن دارند. پوزه چرمی و خشمگينان. خشمگينان داستان يک مسابقه فوتبال است که در ورزشگاهی بين تيم آ. ث . ميلان و تيم ايالات متحده کاگلياری روی می دهد. طرفداران، تيم مورد علاقه خود را تشويق می کنند ولی رفتار آنان به خشونت می گرايد. سنگ همچون باران از آسمان می بارد. درگيری ادامه می يابد و زمين بازی به ميدان جنگ تبديل می شود. ديگر مسابقه اهميتی ندارد. دو گروه بی هيچ دشمنی با يکديگر می جنگند و خشونت بر همه چيز حاکم می شود.
در بيست و يکمين جشنواره تأتر فجر به غير از اين بخش که بخش "بين الملل" نام دارد، بخش های مسابقه، خارج از مسابقه، خيابانی و تعزيه نيز جريان دارد. در کنار آنها "عکاسی تأتر" و بولتن های روزانه ای که منتشر می شود، همه و همه فعاليت های اين دوره از جشنواره تآتر را متنوع و در خور اعتنا می کند.
گذشته از اينها لاله تقيان سردبير مجله نمايش می گويد برای نخستين بار دفتر انستيتوی بين المللی تأتر وابسته به سازمان جهانی يونسکو برنامه هايی تدارک ديده و دو برنامه گردهمايی در زمينه های ارتباطات و تأتر دراماتيک پيش بينی شده که در آنها موضوع "سنت و مدرنيته در تأتر" و "در جستجوی تماشاگر" مورد بحث قرار می گيرد.