BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 11:40 - 15/01/2003

'بانوی ليل' و بيماری «زار» و«باد»

محمد بهارلو
محمد بهارلو

سينا سعدی

رمان بانوی ليل نوشته محمد بهارلو، که از سوی منتقدين مطبوعات و جايزه يلدا نامزد دريافت جايزه بهترين رمان سال هم شد، در خانه فرهنگ گلها به بررسی و نقد گذاشته شد.

در آغاز جلسه، محمد بهارلو درباره کتاب خود گفت: من تلاش کرده ام که صدای مشخصی را در اين رمان منعکس کنم. اين صدا، صدای معلمی است که در ايام جوانی پا به يک روستای جزيره ای در جنوب می گذارد و در آنجا در معرض حوادثی قرار می گيرد.

وقتی معلم وارد روستا می شود با جنايتی رو به روست. خود جنايت در رمان نيست چون جنايت قبل از حوادث رمان اتفاق افتاده است. به همين دليل ماجرای جنايت لااقل برای نويسنده خيلی اهميت ندارد. ولی برای راوی، به اين دليل که جانشين کسی شده که ديگر نيست، شايد انگيزه جستجو فراهم کند.

در رمان های جنايی وقتی قتل اتفاق می افتد، علی القاعده يک نفر هست که وارد ماجرا می شود و راز قتل را کشف می کند. اين شخص يا کارآگاه خصوصی است، يا پليس است، يا وکيل است يا خبرنگار است يا به قول شاملو يک آمر علی و فضول باشی است، اما در اين رمان برای راوی که می خواهد ببيند موجبات قتل چه بوده، اين مقدورات فراهم نيست. امکانی در اختيار ندارد که راز قتل را فاش کند. وقتی هم به راز قتل پی می برد، محل را ترک می کند و بر می گردد. اين کسی که بر می گردد درست است که معلم است اما در واقع نويسنده ای است که داستان را برای ما روايت کرده است.


گاه روستاييان بر اثر توفان از زندگی ساقط می شوند. دريا يک ويژگی دارد که به « زار» يا « باد» مربوط می شود. دريا وهم آور است، بی کرانه است. اين وهم آوری و بی کرانگی و راز آميز بودن دريا شرايطی را به وجود می آورد که نوعی بيماری ايجاد می کند که به « باد» معروف است. در ايران از بلوچستان تا بخش هايی از خوزستان اين بيماری وجود دارد. البته با اختلاف ها و تنوعاتی. می گويند 72 نوع از اين بيماری شناخته شده است. اين موضوع آنقدر وسوسه انگيز است که هم توجه قصه نويس ها را به خود جلب کرده است و هم توجه سينماگران را
محمد جعفری قنواتی
بهارلو گفت: به اين ترتيب دو صدا در اين داستان وجود دارد. يکی صدای معلم جوانی که در معرض عواقب يا عوارض حادثه قرار می گيرد و ديگر صدای نويسنده ای که ماجراهای گذشته اش را داستان کرده است. منتها به نظر من اين لزوما با واقعيت منطبق نيست. عقيده خود من اين است که ما نمی توانيم به گذشته بر گرديم. گذشته اصلا وجود ندارد. گذشته، گذشته است. ما فقط می توانيم گذشته را واخوانی و تداعی کنيم. گذشته از منظر کسی که داستان را در آستانه ميانسالی نوشته، فقط يک خاطره است. خاطره ای است که در چهل و چند سالگی دارد بازسازی اش می کند. بنابراين آن چيزی که بازسازی می شود به عنوان يک متن داستانی محصول خيال نويسنده است، نه الزاما واقعيت ماجرايی که در آن روستا اتفاق افتاده است. به همين دليل است که گفتم عرض کردم که دو صدا در اين داستان وجود دارد.

پس از محمد بهارلو، بلقيس سليمانی از "کتاب ماه ادبيات و فلسفه"، درباره بانوی ليل سخن گفت. وی اين رمان را که سيزده فصل دارد به دو بخش تقسيم کرد و گفت به نظر من 12 فصل نخست، بخش اول و فصل سيزدهم به تنهايی بخش ديگر آن است.

بلقيس سليمانی گفت ما در اين کتاب با دو واقعه رو به رو هستيم: واقعه نوشتن در برابر رويدادی که رخ می دهد. نويسنده اين دو را در مقابل هم می گذارد. به نظر می رسد مرواريد، همسر راوی، به نوعی نماينده طرز تفکری است که واقعيت و اجرای عدالت را مهم می داند، در حالی که برای نويسنده يا راوی چنين چيزی اهميت ندارد و می گويد که من می خواهم داستانم را بنويسم و فراموشش کنم.

خانم سليمانی گفت اين کتاب جذابيت يک اثر پليسی را دارد و صرف نظر از لايه ظاهری لذت بخشی که سطح کار را تشکيل می دهد، لايه های ديگری در آن هست که به داستان عمق و غنا می بخشد. لايه دوم داستان همان لايه نوشتن است. لايه سوم نگاه مردم شناختی نويسنده به آداب و سنن و باورها است.

به گفته خانم سليمانی، اگرچه ما در آثار متفاوت اين موضوعات را می بينيم، اما در اثر بهارلو اين چيزها به نظر تزيينی نمی آيد. اگر از مراسم «زار» يا باورهای مردم سخن می رود، هيچ يک از آنها را نمی توان از ساختار داستانی اثر منفک کرد.

او گفت که روستايی که حوادث بانوی ليل در آن می گذرد، برخلاف بندر لنگه در داستان يک شهر احمد محمود، يک ايران کوچک شده نيست و از اين نظر شايد بتوان رمان را يک رمان اقليمی دانست.

آنگاه محمد جعفری قنواتی که در زمينه خوزستان شناسی فعاليت می کند، از لحاظ مردم شناسی به رمان بانوی ليل پرداخت و گفت که به نظر او بانوی ليل يک رمان اقليمی است به خاطر اينکه به شناخت مولفه های مختلف منطقه معينی می پردازد. او گفت مسايل مردم شناسی که در رمان وجود دارد چنان ذاتی رمان شده است که جدا کردن آن باعث اختلال و اغتشاش متن می شود.

به نظر قنواتی، بهارلو در اين رمان به شرح روستايی دست زده است که با اکثر روستاهای ايران متفاوت است، به اين معنی که در روستاهای ايران همواره مسايل آب و زمين است که اهميت دارد؛ کشاورز ايرانی چشمش به آسمان است که باران می آيد يا نمی آيد.

محمد جعفری قنوانی اضافه کرد اما در بانوی ليل مردم روستا چشمشان به آسمان نيست، به درياست. زندگی و مرگ شان به دريا مرتبط است. يکی از شخصيت های داستان می گويد که اينجا دريا کار زمين را می کند. علاوه بر اين دريا کارکردهای زيادی دارد. از طريق آن قاچاق می کنند؛ غوص می کنند به هوای صيد مرواريد؛ عبور و مرور مردم هم از طريق درياست؛ با قايق به اين سو و آن سو می روند. اما در عين حال مرگ هم در درياست يعنی دريا همانطور که امکانات زندگی را فراهم می کند، مرگ هم می آورد.

"گاه روستاييان بر اثر توفان از زندگی ساقط می شوند. ضمنا دريا يک ويژگی دارد که به « زار» يا « باد» مربوط می شود. دريا وهم آور است، بی کرانه است. اين وهم آوری و بی کرانگی و راز آميز بودن دريا شرايطی را به وجود می آورد که نوعی بيماری ايجاد می کند که به « باد» معروف است. در ايران از بلوچستان تا بخش هايی از خوزستان اين بيماری وجود دارد. البته با اختلاف ها و تنوعاتی. می گويند 72 نوع از اين بيماری شناخته شده است. اين موضوع آنقدر وسوسه انگيز است که هم توجه قصه نويس ها را به خود جلب کرده است و هم توجه سينماگران را."

محمد جعفری قنواتی سپس آثار تحقيقی مربوط به « باد» و «زار» را بر شمرد و فهرست کاملی از آن به دست داد. به گفته قنواتی، تقدم اين کار با تقی مدرسی نويسنده مشهور ايرانی است که مقاله اش در اين زمينه در سال 1338 ، در مجله صدف چاپ شده است. او همچنين پايان نامه پزشکی خود را به اين موضوع اختصاص داده است. جلال آل احمد و خسرو خسروی نيز در اين باره مطالبی نوشته اند، اما کار اساسی را غلامحسين ساعدی انجام داده که به همراه ناصر تقوايی و داريوش عاشوری به يک سفر پژوهشی در جنوب دست زده است.

"اولين قصه را هم در اين زمينه ناصر تقوايی نوشته که چاه نام دارد. اين قصه در سال 44 در مجله آرش چاپ شده و زندگی جاشويی را شرح می دهد که « زار» گرفته است. درست است که حق تقدم با تقی مدرسی است اما تقوايی با فيلم هايی که در اين زمينه ساخته و مصاحبه هايی که در اين زمينه داشته، نقش بی بديلی دارد."

قنواتی در پايان نتيجه گيری کرد که اکنون در بانوی ليل برای اولين بار موضوع اين بيماری به شيوه مردم شناسانه وارد ساخت و بافت داستان شده است.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما