همايش پژوهش در فرهنگ باستان روز سه شنبه بيست و ششم نوامبر پنجمين روز جلسات خود را پشت سر گذاشت و به کار خود که در يکی از سالن های يونسکو در پاريس تشکيل می شد پايان داد.
در ايِن همايش که تعداد نه چندان ضروری پنجاه و هفت سخنران برايش انتخاب شده بود، فرهنگ ايران باستان در زمينه ها و با ديدگاه های گوناگون مورد بررسی دانشمندان و پژوهشگرانی از کشورهای ايران، تاجيکستان، ازبکستان و افغانستان قرار گرفت که يا از کشور خود آمده بودند و يا اکنون مقيم کشور های ديگر از جمله فرانسه، آمريکا، سويس، بلژيک، کانادا وآلمان هستند.
در بخش "فرهنگ باستان، جهان بينی زرتشت" از نوگرايی در کيش زرتشت سخن ها رفت و جهان بينی او در انديشه ها و سروده های مولوی مورد بررسی قرار گرفت .
يوسف نور علی از تاجيکستان از دارو و داروشناسی در "اوستا" گفت و زهره اسکندری آرمان های هخامنشيان و آزادگی و انسان دوستی آنان را با انديشه های زرتشت مقايسه کرد.
درگستره فرهنگ سخن بسيار بود، حميد يزدان پناه به "ساکی ها و سکا ها" که ساکنان عهد باستان لرستان امروز بوده اند پرداخت و علی راست بين نقش کردها را در تمدن و فرهنگ ايران بر شمرد.
زبان و ادبيات از بخش های پر و پيمان همايش بود.
خانم مژان مامبرادو به "زن ازديدگاه اسطوره های پارسيان" پرداخت وخانم فرشته عبدالهی که از ايران آمده بود از ايرانيان و تورانيان گفت.
فرشته عبدالهی پيش از سخنرانی اش سخنان پر احساسی در اهميت اين همايش گفت که چشمهای بسياری را پر آب کرد.
دادخدا سيم الدين از تاجيکستان و رهام اشه مقيم فرانسه از زبان پهلوی وکتب باقی مانده آن گفتند و رويا قدوسی نگاهی داشت به زبان های ايرانی از ابتدا تا اسلام .
"تحليل جامعه شناختی عشق و دگرديسی عشق در ديوانگی" موضوع سخنرانی مهناز شيرالی بود وتاريخ رباعی و رباعی سرايی در ادبيات فارس – تاجيک موضوع سخنرانی ظفر ظريف اف .
حسن مکارمی روانکاو بالينی مقيم فرانسه هم به "دل" در فرهنگ پارسی پرداخت .
بحث در باره موسيقی نيز جايگاه ويژه خودش را داشت. محمود خوشنام به "موسيقی و زن از دوران باستان تا امروز" پرداخت وعسکر علی رجب زاده از تاجيکستان بحثی شنيدنی در باره موسيقی زمان ساسانيان داشت و با اشاره به نقطه نظرهای "فارابی" گفت که در آن زمان
موسيقی نه سينه به سينه که به صورت کتبی بوده است.
پرويز کوپايی از آمريکا از موسيقی در ايران باستان گفت و از نقوش برجسته طاق بستان که زنان را در حال خوانندگی و نوازندگی نشان می دهد و محمد ترابی از فرانسه از سازهای ايران باستان وتصاويری نشان داد از ساز هايی متعلق به سه هزار و چهار صد سال پيش که جايشان
در موسيقی امروز ايران خاليست.
در همين زمينه رضا طباطبايی از "موسيقی – درمانی" در جنوب ايران گفت و نجيب سخی از موسيقی در افغانستان و خانم هما ناطق سخنرانی مشروحی داشت با عنوان رند و"می حافظ" و خواجه شيراز را آن گونه که حقا بوده است توصيف کرد.
از خانه و خانواده و از تبارنامه هند و اروپايی ايرانيان و همچنين وضع اجتماعی در سده های ميانی دربخش "جامعه وفرهنگ" سخن گفته شد و در بخش "دوران باستان"، عبدالحميد اشراق و مهری طالب زاده از هلند و نسرين فقيه از فرانسه سخنرانی هايی داشتند پيرامون هگمتانه از
پايتخت های ايران باستان، رويداد های تاريخی از لابلای داستان های کهن، و باغ وفا در کابل.
گفتنی است که کثرت سخنرانی ها ، به کيفيت همايش و نظم آن و همينطور برخورداری حاضران از دانش واطلاعات سخنرانان آسيب زده بود، همه سخنرانی ها از کيفيت بالايی بر خوردار نبودند، تقريبا هيچيک از سخنرانان رعايت زمان تعيين شده را نمی کردند و اکثرا وقت پرسش های حاضران که معمولا از پربار ترين بخش های اينگونه همايش هاست از کف می رفت و تازه اين در حالی بود که حدود ده – دوازده سخنران غيبت داشتند!
يک اشکال ديگر سخنرانی های خارج از موضوع همايش بود: خانمی دو- سه کلمه از فروغ فرخزاد وسيمين بهبهانی گفت و مثنوی سروده خودش را خواند! ديگری خاطرات سفر سال گذشته اش به ايران را تعريف کرد، سخنرانی از ايرانيان داوطلب تابعيت آمريکا گفت، وسخنرانی ديگر آخرين ترانه "گوگوش" را پخش کرد، شايد چون عنوان ترانه "زرتشت" بود!
در برنامه های هنری شبهای همايش، بجز کنسرت ويولون و پيانوی شب اول دو برنامه به راستی ديدنی به صحنه آمد که جذابيت شان خستگی روزانه را از تن ها بدر کرد.
يکی نمايش هفتاد لباس کامل سنتی و روستايی از کشور های تاجيکستان، ازبکستان، افغانستان، ترکمنستان، و از مناطق فارس، کردستان و بلوچستان ايران بود که توسط بيست و سه دانش آموز و دانشجوی پسر و دختر ايرانی و تاجيک در نهايت زيبايی و ظرافت و گاه با رقص هايی دلنشين به صحنه آمد. برنامه را خانم ماريت غيايی تنظيم کرده بود و هم او بود که توانسته بود اين لباس های کم نظير را از موزه ها و مجموعه داران امانت بگيرد.
موسيقی همراه کننده ساخته قاسم طالب زاده بر مبنای ترانه های روستايی ايران بود.
برنامه به راستی ديدنی ديگر سه نمايش رقص بر مبنای داستان های "خسرو وشيرين" و "بهرام و درستی" و "سهراب و گردآفريد" بود که شاهرخ مشکين قلم آنها را هنرمندانه تنظيم کرده بود.
اين مجموعه که شامل هشت رقص يکنفره و دو نفره بود همراه با موسيقی ايرانی با ظرافت و مهارت کامل توسط شاهرخ مشکين قلم و همکارش کارين هرو اجرا شد و شور هيجانی شگرف برانگيخت. جای همه کسانی که اين سطور را می خوانند خالی!!