برای اولين بار، مردم از طريق کتاب های ايان فلمينگ با زندگی پر خطر و شخصيت بی باک مامور 007 سازمان اطلاعات بريتانيا آشنا شدند.
اما اين فيلم دکترنو بود که برای اولين بار جيمز باند را به روی اکران آورد و مردم را با شخصيت او به ويژه ضعفش در مقابل زنان زيبا و پيگيری مصرانه اش برای دستگيری تبهکاران بين المللی و همچنين دسترسی او به پيشرفته ترين و زيرکانه ترين ابزار و دستگاه ها آشنا ساخت.
فيلم دکتر نو که در جامائيکا فيلم برداری شده هم در آمريکا و هم در بريتانيا با محبوبيت بسياری روبرو شد. اين فيلم برای 20 فيلم بعدی جيمزباند که تاکنون ساخته شده است، نمونه شد: فيلم هايی که در محل های زيبا و عجيب روی می دهد با ماجراهايی باور نکردنی و از همه مهمتر زنانی که به زنان باند معروف شده اند – زنانی زيبا، خوش اندام و اغواگر.
شون کانری در نقش جيمز باند
اورسلا آندرس که در سال 1962 در فيلم دکتر نو با مايوی دوتکه از دريا بيرون آمد، نه تنها با نگاه های تحسين آميز جيمز باند روبرو شد، بلکه تحسين بسياری از تماشاچيان مرد اين فيلم را نيز بر انگيخت.
سال گذشته اين بيکينی معروف در حراجی "کريستيز" لندن در حدود 70 هزار دلار به فروش رسيد.
سارا هاجسون سخنگوی کريستيز می گويد:" احتمالا اين بيکينی گرانترين مايوی جهان است چون اورسلا آندرس در فيلم دکتر نو آن را به تن داشت. به عقيده من اين مايو يکی از شناخته شده ترين لباس هايی است که برای سينما ساخته شده است."
سارا هاجسون می گويد:"شون کانری برای اولين بار او را در اين صحنه می بيند. او در حالی که گوش ماهی هايش را در دست گرفته بود از دريا بيرون می آيد و روی ماسه های سفيد و نرم ساحل پا می گذارد... او واقعا زيبا و خوش اندام است و شون کانری هم او را زير نظر گرفته و براندازش می کند."
طولی نکشيد که طرفداران سينما در سراسر جهان با جيمز باند آشنا شدند. نام او مترادف شده است با شخصيتی بسيار گيرا و مردی ماجراجو با سری نترس.
اما استفاده او از ماشين هايی که به پرواز در می آيد، ساعت های مچی ای که صفحه تلويزيون دارد، هواپيماهايی که در روی آب نيز حرکت می کند و همه گونه دستگاه های خارق العاده، ماجراهای جاسوسی جيمزباند را بسيار بعيد جلوه می دهد.
خود جيمزباند نيز گاهی در فيلم هايش رفتاری همراه با تبعيض نژادی يا تبعيض جنسی دارد. حتی بعضی مواقع تا حدی قديمی و غير امروزی به نظر می آيد.
اما شايد به همين دليل است که محبوبيت فيلم های جيمزباند جاودانی شده است.
جيمز چپمن، منتقد فيلم و نويسنده می گويد که فيلم اختاپوس که عمدتا در هند فيلم برداری شده، در اين کشور با محبوبيت بسياری روبرو شد و هرچند که معيارهای امروزی در ارتباط با تبعيض نژادی و نقش زن در جامعه در اين فيلم رعايت نشده ولی تاثير معکوسی نيز بر محبوبيت آن نداشته است.
تيموتی دالتون، جيمز باندی ديگر
وی می گويد: "تضادی که در مورد اين فيلم وجود دارد اين است که از نظر بسياری شوخی ها و جوک های اين فيلم نژادپرستانه است، جيمزباند با طعنه روپيه های هندی را کم ارزش می خواند، و غذاهای کاری هندی ها را نيز به تمسخر می گيرد. اما فيلم های جيمزباند در هند بسيار محبوب است. در واقع اين فيلم ها به توليدات سينمای باليوود که در 20 سال گذشته در هند ساخته شده بی شباهت نيست. چون اين فيلم ها نيز مانند فيلم های جيمزباند بسيار رنگارنگ و پر ماجرا و حتی باورنکردنی است."
با بالا رفتن سن شون کانری، شخصيت افسانه ای جيمزباند نيز جا افتاد و سرانجام مردی که از نظر بسياری بهترين هنرپيشه جيمزباند بود، جای خود را به نفر بعدی داد.
راجرمور که در سال های 1970 نقش 007 را بازی می کرد، شخصيت متفاوتی از او ارائه داد- شايد بتوان گفت شخصيتی که بی رحمی اش نسبت به گذشته کمتر شده بود و گيرايی و شوخ طبعی اش برای آن دوران مناسب تر بود.
داستان های فيلم های جيمزباند همراه با نظرات و طرز فکر تماشاچيان آن تغيير کرده است. برای زنان فيلم شخصيت های سنگين تری در نظر گرفته می شود و خود جيمزباند نيز نسبت به همکاران مونث او رفتاری با ملاحظه تر دارد.
رييس او در اداره "ام آی 6" در حال حاضر يک زن است که نقش او را جودی دنچ بازی می کند.
ولی آيا با پايان جنگ سرد هنوز هم آينده ای برای فيلم های جاسوسی وجود دارد؟
با توجه به موفقيت سريال فيلم های جيمزباند و هواداران پروپا قرص مامور 007 می توان گفت که چندان جای نگرانی نيست.
جديدترين فيلم جيمزباند به نام يک روز ديگر بمير که قرار است ماه آينده به روی پرده بيايد قطعا پاسخ قاطعانه تری به اين سئوال خواهد داد.