BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 16:29 - 26/08/2002

ستيز با مجسمه

مجسمه زن و مرد کشاورز به دليل بی حجابی سه بار دستکاری و جابجا شد
مجسمه زن و مرد کشاورز به دليل بی حجابی سه بار دستکاری و جابجا شد

روزنامه همبستگی روز يکشنبه سوم شهريور ماه، سخنان آيت الله جنتی را در نماز جمعه تهران منعکس کرده بود که تأکيد داشت مجسمه « کاوه آهنگر » در اصفهان بايد تخريب شود چون پايگاه ضد انقلاب خواهد شد.

ظاهراً مجسمه کاوه آهنگر که به سفارش شهرداری اصفهان برای نصب در يکی از ميدان های شهر آماده شده واکنش هايی برانگيخته که در ايران بی سابقه نيست. پيش از اين هم درباره تخريب مجسمه ها در اصفهان اتفاقاتی افتاده بود و مجسمه « مادر » پرويز تناولی که چندی پيش در اصفهان نصب شد، نيز در زمان خود سرو صداهايی برانگيخت.

مجسمه در ايران پس از انقلاب از همان ابتدا هنر پر مسأله ای بوده است. نخست مجسمه های شاه، در توفان سياسی به زير کشيده شد و از ميان رفت. سپس نوبت به ويرانی هايی رسيد که از ديدگاه ويژه مذهب نشأت می گرفت.


علی اکبر صنعتی يکی از مجسمه سازان بنام ايران است که ضربت های هولناک پس از انقلاب، بر جان او فرود آمد. او همان کسی است که در ميدان توپخانه موزه ای داشت، و کارهای خود را در آنجا به نمايش می گذاشت.
می دانيم که مجسمه سازی در ايران پيش از اسلام تا حد و حدودی رايج بود. از مجسمه های به يادگارمانده در تخت جمشيد می توان حدس زد که مجسمه سازی مانند ديگر هنرها محترم بود. تا پايان دولت ساسانيان جای پای مجسمه ها را می توان در بعضی اسناد يافت. مثلاً ابودلف از جهانگردان اوايل قرن چهارم هجری که به روزگار فرمانروايی سامانيان ايران را سياحت کرده و مشاهدات خود را در سفرنامه ای نوشته است، زمانی که به شهر کرمانشاه می رسد، از مجسمه شبديز روايت می کند.

شبديز نام همان اسبی است که شيرين به پادشاه ساسانی خسرو پرويز هديه کرده بود.

با وجود اين ساختن مجسمه و به نمايش گذاردن آن در ميدان های شهر در آن زمان ها هم در ايران مرسوم نبوده است. پس از اسلام هم اين هنر به خاطر ديدگاه ويژه مذهب نسبت به مجسمه، به سمت های ديگر چون مينياتور، نقاشی، تذهيب و خط سوق يافت. رسم مجسمه سازی و کار گذاشتن آن در ميدان های شهر از وقتی در ايران باب شد که ايرانيان به غرب سفر کردند و با آداب و رسوم آنان آشنايی يافتند.

مجسمه سازی در ايران از دوره پهلوی ها رونق گرفت و در سالهای انقلاب کم کم به اوج خود می رسيد. محمد رضا شاه هم به مجسمه سازی و بخصوص به مجسمه هايی که از او ساخته می شد بی علاقه نبود. از اين روی چندی قبل از انقلاب مهندس خرم سرمايه دار معروف، مقداری سنگ تراورتن از ايتاليا وارد کرده بود تا با آنها مجسمه اعضای خاندان سلطنتی را بسازد. اما فرصت آنکه اين سنگها به کار آن مجسمه ها بيايند پيدا نشد.

پس از انقلاب از آن سنگها مجسمه هايی ساخته شد که در ميدان ونک کار گذاشته شد. اين مجسمه بيانگر نقش گروههای مختلف اجتماعی در انقلاب است.

اما همه ابزار و آلات مجسمه سازی و نيز خود مجسمه ها تا اين حد عاقبت به خير نبوده اند. علی اکبر صنعتی يکی از مجسمه سازان بنام ايران است که ضربت های هولناک پس از انقلاب، بر جان او فرود آمد. او همان کسی است که در ميدان توپخانه موزه ای داشت، و کارهای خود را در آنجا به نمايش می گذاشت. اما به غير از توپخانه، در جنوب شهر تهران نيز موزه کوچکی داشت که در آن بعضی کارهای خود را نگهداری می کرد. از جمله می گويند مجسمه ستارخان و باقرخان و بزرگان ديگر ايران در اين موزه بود.


مجسمه فروغی با سر دهخدا! (در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی)
پس از انقلاب ( گويا در همان سال 58 ) گروهی از همين نوع که امروز در اصفهان هنر نمايی می کنند، به آنجا ريختند و تمام مجسمه های او را که حاصل عمرش بود، شکستند و نابود کردند.

سالها بعد البته قدر ايشان شناخته شد و به او دکترای افتخاری اهدا کردند اما اين دکترا به هيچ وجه مجسمه های نابود شده را زنده نکرد و به جای اول خود باز نياورد.

مجسمه ديگری که سرنوشت نامعلومی پيدا کرد، کار بهمن محصص بود. اين مجسمه در جلو در ورودی تأتر شهر قرار داشت و شخصيتی افسانه ای را نشان می داد که در حال نواختن نی بود. به همين جهت به مجسمه « نی زن » شهرت داشت. اين مجسمه لخت بود. بنا براين ابتدا فکر کردند که « تونکه » ای به تنش بکنند تا ستر عورت کرده باشند اما تونکه کار را نه فقط زشت و بد ترکيب کرد که قضيه سطر عورت را هم چندان حل نکرد. پس ترجيح دادند آن را به جای نامعلومی منتقل کنند و از شرش خلاص شوند.

داستان مجسمه زن و مرد کشاورز اثر داريوش صنيع زاده، از اينها جالب تر است. اين مجسمه که در جلو کاخ کشاورزی در خيابان بلوار قرار داشت، از نخستين مجسمه هايی بود که مغضوب واقع شد. مجسمه، زن و مرد کشاورزی را نشان می دهد ولی سر زن روستايی برهنه است و در پايش هم شلواری ديده نمی شود، اما پيراهن تا پايين زانوانش را پوشانده است. مجسمه عظيم و زيبايی است.

پس از انقلاب که هنوز اين مجسمه در جای نخستين خود قرار داشت، مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به ياد نداشتند، مدت ها سر در گم بودند که اين شيئ عظيم زير برزنت جلو کاخ کشاورزی چيست؟

مدتی بعد برزنت را برداشتند. زن کشاورز را که با سر برهنه مشغول آبياری گياهی نمادين است محجبه کردند، يعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ريختی پوشاندند. اما اين کارها چنان با بد سليقگی انجام شد که بينندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند. به اين ترتيب مجسمه بکلی از ريخت افتاد و از حيز انتفاع ساقط شد.


سرنوشت هيچ يک از مجسمه ها به اندازه سرنوشت مجسمه محمد علی فروغی، فرهيخته ترين دولتمرد تاريخ ايران غم انگيز نيست: سر مجسمه فروغی را بريدند و در عوض سر علامه دهخدا را به جای آن گذاشتند!
مبتکران احتمالاً تصور نمی کردند که بر اثر دستکاری، مجسمه زن و مرد کشاورز تا اين اندازه بد شکل و بد هيبت خواهد شد. وقتی آنان هم به اين نتيجه رسيند که مجسمه از ارزش تهی شده است، ناچار آن را از جلو کاخ کشاورزی برداشتند و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کردند.

اکنون اين مجسمه را از جلو موزه هنرهای معاصر هم برداشته اند و به انتهای باغ موزه در جوار پارک لاله منتقل کرده اند. جايی که چشم رهگذران کمتر به آن می خورد و از داخل پارک هم پيدا نيست. ولی گويا آن لچک و شلوار را تراشيده باشند و به حالت اول برگردانده باشند.

ولی سرنوشت هيچ يک از مجسمه ها به اندازه سرنوشت مجسمه محمد علی فروغی، فرهيخته ترين دولتمرد تاريخ ايران غم انگيز نيست. مجسمه فروغی در محوطه انجمن آثار ملی قرار داشت که بعد از انقلاب نامش به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تغيير يافت.

از آنجا که محمد علی فروغی مورد علاقه قدرتمندان پس از انقلاب نبود، سر مجسمه فروغی را بريدند و در عوض سر علامه دهخدا را به جای آن گذاشتند! حالا هر کس که با جهان داستان نويسی مأنوس باشد از ديدن آن مجسمه به ياد داستان « کلاه کلمينتيس » ميلان کوندرا می افتد اما گمان نمی رود سرنوشت آن کلاه هم به اندازه سرنوشت کله فروغی تلخ و دردناک باشد.

باری، آن روزها که اين مجسمه ها به اينگونه سرنوشت ها مبتلا می شد هيچ کس جرأت اعتراض نداشت اما امروز شرايط تغيير کرده است و خراب کردن مجسمه ها تاوان هايی دارد، چنانکه روزنامه همبستگی که سخنان آيت الله جنتی را درباره تخريب مجسمه « کاوه آهنگر » منعکس کرده، با دو سه نماينده اصفهان صحبت کرده و نظر آنان را جويا شده است.

احمد شيرزاد در اين باره به خبرنگار همبستگی گفته است بودجه اين مجسمه ها در شورای اسلامی شهر اصفهان تصويب شده و سير قانونی داشته است. اين نماينده اصفهان همچنين گفته است که من فکر می کنم مردم هر شهر به غير از نيازهای معمولی و پيش پا افتاده به زيستن در محيط پر طراوت نياز دارند و اگر بخواهيم با انديشه های اين چنينی زندگی کنيم بايد تمام آثار هنری و مفاخر فرهنگی خود را دور بريزيم.

شيرزاد افزوده است که من فکر می کنم روح منتقدان اين چنينی از درک هرگونه لطافت عاجز است و تصور ايشان اين است که مردم به غير از نيازهای اوليه هيچ احتياج ديگری ندارند.

اين نماينده اصفهان همچنين افزوده است: « تاريخ هيچگاه به احکام تخريبی و اجرای آن توسط کسانی که قدرت خود را به رخ مجسمه های بی جان می کشند به ديده تقدير نمی نگرد ».

اکرم مصوری منش نماينده ديگر اصفهان نيز در واکنش به تخريب مجسمه ها گفته است من نمی دانم منظور آقای جنتی از اينکه مجسمه ها ممکن است پايگاه ضد انقلاب شود چيست. وی با تأکيد بر اينکه تا کنون مجسمه های زيادی در اصفهان تخريب شده، افزوده است اين مجسمه ها توسط گروههای فشار تخريب می شود؛ گروهی که خود را ذی حق می دانند و خوب و بد را خود تشخيص می دهند و در همه کارها دخالت می کنند.

 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما