دهها هزار نفر از دوستداران الويس پريسلی خواننده فقيد آمريکايی که به سلطان راک اند رول شهرت دارد، به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد مرگ او در آرامگاهش در شهر ممفيس ايالت تنسی گرد آمدند.
بسياری در زير باران شديد بر روی سنگ قبر او گل می گذاشتند؛ عده ای دعا می خواندند و عده ای نيز اشک می ريختند.
الويس پريسلی در روز شانزدهم اوت 1977 در سن 42 سالگی درگذشت.
شرح حال
الويس آرون پريسلی، "سلطان موسيقی راک اند رول"، در روز 8 ژانويه سال 1935 در خانواده فقيری در شهر "توپلو" در ايالت می سی سی پی به دنيا آمد. وی تنها فرزند خانواده بود.
الويس در سنين جوانی با خانواده اش به شهر ممفيس نقل مکان کرد. او نخستين قرار داد خود را با شرکت "سان رکوردز" بست و در کنار گروه خود شامل "اسکاتی مور" گيتاريست و "بيل بلک" گيتاريست بيس، به ضبط چندين ترانه پرداخت.
اين آلبوم شامل ترانه هايی از نوع "بلوز" (ترانه های آرام با مضمون غمگين که اغلب سياهپوستان می خوانند)، "کانتری" (موسيقی محلی آمريکايی) و "گاسپل" (گروه خوانی مذهبی سياهپوستان) بود که بعدها به شهرت او کمک کرد. اين سبک ها از انواعی بود که او به عنوان يک نوجوان ممفيسی در کليسا و کلوپ های شبانه جذب کرده بود.
اولين آلبوم الويس پريسلی مخلوطی از سبک بلوز، کانتری و گاسپل بود
پريسلی در آن زمان با موهای روغن زده بلند و لباس های رنگارنگ، دارای ظاهری جذاب و خودنما بود، اما هويت واقعی او زمانی بر همه آشکار شد که به عنوان خواننده و نوازنده در سال 1954 ترانه "That’s all right mama" متعلق به "آرتور کرودوگ" را اجرا کرد.
هيچ يک از ترانه هايی که او با "سان رکوردز" ضبط کرد در سطح ملی شهرت نيافت، اما زمانی که در سال 1955 ترانه ای به نام "Mystery Train" ضبط کرد در بخش های جنوبی آمريکا طرفداران زيادی يافت. اين آلبومی است که بهترين اثر پريسلی شناخته می شود.
او طی سال های بعد به تدريج با آلبوم هايی شامل "Heartbreak Hotel"، "Don’t be cruel"، "Love me tender" و "All shook up" در سراسر آمريکا مخاطبان را بر سر شوق آورد.
آلبوم های الويس در سال های 1956 تا 1958 بر جدول پرفروش ترين ترانه های آمريکا برتری مطلق داشت. همين ترانه ها بود که عصر "راک اند رول" را آغاز کرد.
نمايش های تلويزيونی او از لحاظ تعداد تماشاگران بی سابقه بود و حتی فيلم هايش به موفقيت عظيمی رسيد.
اوج محبوبيت
به اين ترتيب پريسلی به بت جوانان دهه خود بدل شد و همه جا با فرياد شادی زنان جوان روبرو می شد. در سال 1958 زمانی که اعلام شد به خدمت سربازی فراخوانده شده و وارد ارتش آمريکا خواهد شد، غم سنگينی بر دل طرفدارانش نشست.
او همچنين نقش کاتاليزور فرهنگی عصر خود را به عهده گرفت. او مخلوطی از يک انسان فروتن و در عين حال متکی به نفس، با حس شديد تعهد به کار خود و در عين حال ناباوری نسبت به توانايی خود در ايجاد اين همه هيجان، بود.
او الهام بخش هزاران موسيقی دان بود، نه تنها در يک سبک خاص در جنوب آمريکا، بلکه در ميان گروه های مختلف فرهنگی و با سلايق متفاوت.
هيچ ستاره مهمی در عالم موسيقی راک از "جان لنون" گرفته تا "بروس اسپرينگستين"، "باب ديلان" و "پرينس"، نيست که دينی به گردن پريسلی نداشته باشد.
الويس در سال 1967 با پرسيلا ازدواج کرد
بروس اسپرينگستين در زمان مرگ پريسلی گفت: "انگار او روياهايش را در گوش ما می خواند و آن روياها به ما تعلق می يافت."
در واقع بايد گفت که ميليون ها نفر، شامل يک يا دو نسل کامل، تحت تاثير سبک و سياقی بود که الويس بنای آن را گذاشته بود.
البته او با مخالفت هايی نيز روبرو بود و خطبای مذهبی و صاحب نظران او را "ملعون" می خواندند. او حتی مسوول "لات بازی" و "خلافکاری" جوانان معرفی شد.
با اين حال هرگاه در تلويزيون ظاهر می شد، جوانی خوش معاشرت، مودب و نرم گفتار و حتی خجالتی بود.
نژادپرستان او را محکوم می کردند چرا موسيقی سياه پوستی را با موسيقی خاص سفيد پوستان مخلوط کرده است. البته پريسلی هميشه با دقت و توجه زياد از هنرمندان سياه پوستی که از موسيقی آنها تاثير گرفته بود ستايش و دين آنها را ادا می کرد.
الويس در سال 1960 خدمت سربازی را به پايان رساند و به عالم موسيقی بازگشت.
کسانی که پريسلی را يک موفقيت موقت تجاری و نه يک استعداد واقعی می پنداشتند، انتظار داشتند که او از انظار ناپديد شود.
در عوض او بار ديگر به توليد ترانه های پرفروش پرداخت.
الويس پريسلی بسيار خوشتيپ بود
الويس در عين حال طی 8 سال بعد، در بيش از 30 فيلم رومانتيک شاد ظاهر شد. در ضمن موسيقی متن اين فيلم ها که خود او توليد می کرد به عنوان آلبوم به بازار می آمد.
اين محصولات او را به مرد ثروتمندی بدل کرد، اما به تدريج مقام او را به عنوان هنرمند تخريب کرد.
بهترين آثار پريسلی در اوايل دهه 1960 خلق شد و ترانه هايی بود که ربطی به فيلم هايش نداشت. در اين ميان می توان به ترانه هايی مثل "Little Sister"، "Return to Sender" و "Viva Las Vegas" اشاره کرد.
در اين دوره بود که پريسلی به تدريج آن چهره جنجالی خود را از دست داد و به چهره ای بدل شد که برای طرفداران موسيقی راک که به "بيتلز"، "رولينگ استون" و "باب ديلان" خو گرفته بودند، ديگر جذابيتی نداشت.
الويس پريسلی در واقع بور بود و موهای خود را سياه رنگ می کرد
او بيش از يک ميليارد صفحه به فروش رساند اما هيچکدام از ترانه هايش را خودش ننوشته بود
اما در سال 1968 بار ديگر با يک برنامه ويژه تلويزيونی و در سال 1969 با انتشار ترانه ای به نام "Suspicious Minds" مقدار زيادی از اعتبار از دست رفته را بازيافت و اين آهنگ به صدر جدول پروفرش ترين ها صعود کرد.
وی بار ديگر به اجرای کنسرت پرداخت و جمعيت قابل توجهی را به خود جلب کرد، هرچند جمعيت طرفدارانش هرگز با شمار آنها در دهه 1950 قابل مقايسه نبود.
پريسلی در بيشتر سالهای دهه 1970 همچنان يکی از شخصيتهای جذاب زنده در آمريکا بود.
افول
او در سال 1967 ازدواج کرد و در سال 1973 از همسرش جدا شد. دخترش "ليسا ماری" تنها حاصل اين ازدواج بود.
در سال های دهه 1970 بود که پريسلی به عادات مرگبار روی آورد.
او زمانی که در حال اجرا کنسرت نبود، بيشتر وقت خود را در ملکش "گريسلند" در ممفيس سرگرم شب زنده داری، مصرف انواع داروها و خوردن غذاهای ناسالم بود.
الويس پريسلی در سالهای آخر خوانندگی خود اغلب در شهر لاس وگاس برنامه اجرا می کرد
بالاخره در تابستان سال 1977، درست يک شب قبل از آن که قصد داشت سفر تازه ای را برای اجرای کنسرت آغاز کند، در اثر حمله قلبی که ناشی از استفاده بيش از حد دارو بود درگذشت.
او به هنگام مرگ 42 سال داشت.
تقريبا بلافاصله پس از انتشار خبر مرگش، عزاداران از همه جا در "گريسلند" گرد آمدند تا با کودک فقيری که رويای آمريکايی را تجربه کرده بود وداع گويند.
شايد بتوان گفت که آن روز هرگز پايان نيافت: گريسلند همچنان با گذشت 20 سال يکی از جذاب ترين مکان های توريستی آمريکا است و آلبوم های او همچنان از فروشی پررونق برخوردار است.
ماه اوت هر سال جمعيت طرفداران الويس آرون پريسلی نه در روز تولد، بلکه در روز مرگش در گريسلند گرد می آيند تا ياد او را زنده کنند.
الويس پريسلی بيش از يک ميليارد صفحه در سراسر جهان به فروش رسانده است که از هر هنرمند ديگری بيشتر است.
وی مجموعا 131 آلبوم و ترانه توليد کرد و به خاطر آنها به انواع جوايز دست يافت. وی از جمله 14 بار نامزد جايزه "گرمی" (Grammy) شد و مجموعا 4 جايزه گرامی دريافت کرد. او در سن 36 سالگی برنده جايزه گرمی "بهترين دستاوردهای زندگی" شد.