BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 11:43 - 05/02/2002

نقاشی ايران از دوره کمال الملک تا امروز




سينا سعدی

آيدين آغداشلو روز شنبه 6 بهمن در انتشارات فرزان در باره آغاز هنر مدرن در ايران سخن گفت و طی آن به بررسی دوره های نقاشی ايران از زمان کمال الملک تا کنون پرداخت و گفت که در بيست سال اخير اثر خلاقه قابل توجهی به وجود نيامده است که حاصل کار هنرمندانی باشد که در اين بيست سال پرورش يافته اند.

نقاش معاصر سخن خود را با يکی دو قصه آغاز کرد: می گويند اولين اتومبيلی که به ايران می آيد درويش خان هنرمند بزرگ سنتی را زير می کند و می کشد. اين را برای اين مطرح می کنند که بگويند مدرنيته چه چيز بدی است و چه بهای سنگينی بابت آن پرداخته ايم.

اما بد نيست به قصه ديگری هم اشاره کنيم و آن قصه کمال الملک است. کمال الملک وقتی به فرنگ می رود آنقدر آنجا را دوست دارد که يک زن فرنگی می گيرد و با خود به ايران می آورد. در تهران باغی و خانه ای تهيه می کند و همسر فرنگی را در آنجا مستقر می کند. اما آن زن فرنگی در اينجا احساس تنهايی می کند و قدری اوقاتش تلخ می شود. در نتيجه کمال الملک طلاقش می دهد.

بنابر اين اگر آن استعاره درست است اين استعاره هم درست است که ما با متعلقه فرنگی خودمان هم نمی توانيم بسازيم.

عشق و نفرت در مواجهه با هنر جهانی

آغداشلو معتقد است که مواجهه ما با هنر جهانی، با عارضه ای به نام عشق و نفرت همراه بود که همچنان در ما ادامه دارد. با وجود اين هنرمندان ايرانی آرام آرام تکه تکه موزاييک نقاشی غرب را کشف کردند و هر کسی بر حسب شيفتگی خود وامدار بخشی شد و آن را به عنوان الگوی کار خودش انتخاب کرد.

به نظر آغداشلو دوره اول نقاشی ايران در قياس با دوره های بعدی که در آن تقلب و کپی برداری فراوان است، دوره خيلی زيبايی است. زيرا تکليف آن نقاشان با خودشان و مخاطبان شان روشن بود و مهم همين است که مخاطب داشتند. يعنی نقاشی هايی می کشيدند که آدم های معينی که هم افق آنها بودند، از اين نقاشی ها لذت می بردند و آنها را می خريدند.


وضعيت پيش از انقلاب همچنان ادامه دارد. به اين معنا که ما همچنان چشممان به هنر جهانی است، همچنان سعی می کنيم ببينيم در دنيا چه می گذرد. طبيعتاً نقاش کور نقاش خوبی نيست. اما در اين بيست سال اثر خلاقه قابل توجهی به وجود نيامده که حاصل کار کسانی باشد که در اين بيست سال به عمل آمده باشند.
آيدين آغداشلو
در اينجا نقاش گريزی به گذشته زد و گفت البته آدم های عادی نقاشی نمی خريدند چون سنت نقاشی زدن به ديوار از 150 سال بيشتر قدمت ندارد. اولين بار در دوره ناصرالدين شاه بود که نصب نقاشی به ديوار باب شد. قبل از آن نقاشی ها را روی ديوار می کشيدند. يا در کتابچه ها و مرقع ها کار می کردند و هر وقت دلشان می خواست به تورق و تماشای آن می نشستند.

به گفته آغداشلو در اين دوره کمال الملک براستی مهمترين نقاش مملکت بود. مکتب داشت، شاگرد داشت، مقلد داشت، و اگر انصاف بورزيم نقاش قابلی هم بود. اما اين حال غبطه برانگيز نقاشان، در جايی به هم می خورد و آن زمانی است که اولين گروه نقاشان ايرانی که در اروپا تحصيل کرده بودند، به ايران می آيند. اينان نقاشی مدرن را به معنی دقيق کلمه لمس و با آن زندگی می کنند. البته با در نظر گرفتن پاره ای تأخيرها که در اين کشور رايج است. يعنی در 1945 ديگر سبک کوبيسم تقريباً به اوج خود رسيده بود ولی اينان تازه نقاشی کوبيستی را به ايران آورده بودند.

پيدايش تضاد

اتفاقی که در اين زمان می افتد خيلی اتفاق مهمی است. به اين معنی که گروه اول اين نقاشان مانند ضيا پور، اسفندياری، کاظمی، وزيری، جوادی پور و... در يک مسأله اشتراک عقيده داشتند و آن اينکه عمر هنر آکادميک به سر آمده و بايد دوره جديدی را اعلام کرد. اين بنيان نگرش مدرنيسم به جهان ماقبل خود است. تصور اساسی آنها اين است که دنيای جديدی دارد بنا می شود که نياز چندانی به خاطره های پيشين ندارد. به اعتقاد اينها هرچه متعلق به پيش از 1325 خورشيدی است، دور ريختنی است.

نقاش معاصر توضيح داد که از اين زمان به بعد پارادوکسی شروع شد به اين معنی که از يک سو هنرمندان نمی خواهند با گذشته کاری داشته باشند و از سوی ديگر با جهانی سروکار دارند که ميراث دست اولش هم به آنها نرسيده است و دارند با تأخير کار می کنند.

"نقاشی های اوليه ضيا پور را که نگاه کنيد متوجه خواهيد شد که به نوعی سعی شده اين دو عنصر نامتجانس ( مدرنيسم و هويت ملی ) در آنها حل شود. يعنی هم نگاه به خاطره باشد، هم به قوميت. هم نگاهی به هويت ملی و هم نگاهی به روش آزاد کننده و رهاکننده مدرنيسم غرب. اين شيوه قرار بوده راه حل ميانه ای باشد که مشکل را حل کند که نکرد."

از حدود 1325 تا 1340 فرصتی به دست آمد تا همه سبک های رايج جهان، در ايران تجربه شود. همه در جايگاهی قرار گرفتند تا چنين به نظر آيد که ما تقريباً معادل هر چه را که در جهان می گذرد دارا هستيم. تمايل زيادی برای به وجود آوردن هنرهای محلی که جايی در جهان داشته باشد، وجود داشت. در اين دوره بحرانی که دوره تمرين و تجربه مجدد تجربه های موفق قبلی است، تکرار به حدی از اشباع رسيد که نوعی عکس العمل بر انگيخت و آن عبارت بود از جست و جوی ما به ازائی در مقابل هنر مدرن.

اين شيفتگی و علاقه به منحصر به فرد بودن، زمينه ساز پيدايش دو شيوه شد که هر دو آنها عمر نسبتاً کوتاهی داشتند. يکی شيوه سقاخانه و ديگری نقاشيخط. در اين شيوه ها سعی بر اين است که از آزاد سازی هنر مدرن استفاده شود البته با در نظر داشتن هويت ملی و محلی و هر چيزی که يادآور گذشته باشد.

آغداشلو گفت: کسانی که هنر سقاخانه را به وجود می آورند به جای رجوع به هنر متعالیِ نقاشی قديمی ايران يا خوش نويسی به هنر عاميانه توجه می کنند. قطعاً نمونه هايی که پرويز تناولی و ژازه طباطبائی به وجود می آورند، چيزی در باره تفکر يک دوران ماندگار می کنند. يا هنرمندانی مثل حسين زنده رودی و مسعود عربشاهی. اما آبشخور همه آنها هنر عاميانه است که از نمونه های عالی تر قبلی اقتباس شده است.

« در کنار اينان هنرمندان ديگری هستند که دغدغه شان آشتی دادن مدرنيسم با گذشته گرايی نيست. کسانی مانند احصائی و ابوالقاسم سعيدی و بهمن محصص و ديگران. بهمن محصص بی آنکه خودش را هلاک کند صاحب زبانی است که از مقوله های محلی بودن و ملی بودن و جهانی بودن، از همه، چيزی برای گفتن دارد. قالبش را پيدا می کند و استعداد و مهارت اين را هم دارد که هربار آن چيزی را که مدام می گويد، جور بهتری بگويد ».

ابوالقاسم سعيدی هم اگر بر می گردد به شعر و تغزل، رجوعش به هنرهای عاميانه نيست بلکه شايد به درخت مينياتوری قديم است که به نشانه سر سبزی هميشگی قوم و نژاد ما اينهمه ارادت بدان دارد. يا کسی مانند يکتائی، در اوج کار مکتب نيويورک، در ميان ديگران کار می کند بی آنکه خودش را به آنها وصل کرده باشد. زيبايی کارش هم در اين است که نگاه پر عطوفتش نسبت به اشياء معمولی و ساده اطرافش قادر است تصوير برتر هنری به خود بگيرد.

به گمان آغداشلو، مهمترين نقاشان ايرانی که انگشت شمار هم هستند، تا دهه 40 شکل خود را پيدا کرده اند و ما می بينيم که آنها چگونه جهان درونی و جهان اطرافشان را برای ما بازگو می کنند، و جهان اطرافشان هم شامل جهان بومی است و هم جهانی به پهنای جهان هنری غرب.

نقاش معاصر گفت: گروهی از هنرمندان ديگر در اين دوره از دل مکتب سقاخانه زاده می شوند که مستقيماً به خوش نويسی روی می آورند مانند احصائی و زنده رودی. اين نوع هنر نيز بسيار مورد علاقه و حتا حمايت رسمی است. برای اينکه از آميزش مدرنيسم و خطاطی معجون دلپذيری بيرون می آيد ولی افسوس که عمر کوتاهی دارد. مافی در جوانی در می گذرد، احصائی بعد از انقلاب از اين کارها توبه می کند و کسان ديگر هم فاصله می گيرند.

نقاشی پس از انقلاب

در سال 1357 قرار است همه چيز دگرگون شود و اتفاقی بيفتد که آغازگر پاسخ به همه تناقض ها باشد. برکشيدن هويت، اعتبار مجدد هويت، محلی بودن، شرقی بودن و... اگر تا پيش از انقلاب يافتن اين ما به ازاها به قصد جبران مافات بود، بعد از انقلاب طرفيت و تقابل هم به آن اضافه می شود.


مواجهه ما با هنر جهانی، با عارضه ای به نام عشق و نفرت همراه بود که همچنان در ما ادامه دارد. با وجود اين هنرمندان ايرانی آرام آرام تکه تکه موزاييک نقاشی غرب را کشف کردند و هر کسی بر حسب شيفتگی خود وامدار بخشی شد و آن را به عنوان الگوی کار خودش انتخاب کرد.
آيدين آغداشلو
آغداشلو در باره کارهای بعد از انقلاب چنين داوری می کند: مجموعه سياستگذاری ها وقايعی به وجود می آورد که همه می دانند. خوش نويسی و تقدسی که ظاهراً از قديم گرداگرد آن حلقه زده. حمايت از انجمن خوش نويسان که تعداد خوش نويس ها را به ميليون ها می رساند. ابداع نگارگری به جای مينياتور که معلوم نيست از کجا آمده. به وجود آوردن فوج عظيمی از نقاشان نگارگر که نمونه های بکلی منسوخ، از رسم افتاده، بی معنی و به درد نخور و البته در عين حال ظريف، خوش رنگ و پرکار را به وجود می آورند که نه قادر هستند مسائل جهان معاصر را بيان کنند و نه مسائل موجود را و نه هيچ مسأله ديگری را. چون اساساً برای بازگو کردن چيزی به وجود نمی آيند.

آغداشلو نتيجه می گيرد که وضعيت پيش از انقلاب همچنان ادامه دارد. به اين معنا که ما همچنان چشممان به هنر جهانی است، همچنان سعی می کنيم ببينيم در دنيا چه می گذرد. طبيعتاً نقاش کور نقاش خوبی نيست. اما در اين بيست سال اثر خلاقه قابل توجهی به وجود نيامده که حاصل کار کسانی باشد که در اين بيست سال به عمل آمده باشند.

"نقاشان ما بازگوکننده هيچ نظری که بطور مداوم در آثارشان بازگو شود، نيستند. يعنی نمونه ای مثل تناولی و بهمن محصص به وجود نيامده است. نسل جديد صاحب استعدادهای درخشانی هستند که مجال نقد پيدا نمی کنند، تا به نمايش در آيند، خريداری شوند و در جای واقعی خود قرار بگيرند. نسلی هستند که در جوانی پير می شوند، و در 30 سالگی به افتخار باز نشستگی نائل می آيند."

وی سخنان خود را به اين شکل به پايان برد: من چون از مدت ها پيش با خودم قرار گذاشته ام که هر صحبتی را با اميد به پايان ببرم در اينجا ناگزيرم اشاره کنم که نسلی از هنرمندان بزرگ که در دهه 40 و پيش از آن آثار قابلی به وجود آوردند هنوز هم می توانند کار هدايت نسل جديد هنرمندان را به عهده بگيرند. اگر فاصله اين دو نسل از ميان برود که به نظر می رسد درحال از ميان رفتن است و انگ ها و بهتان ها آرام آرام از سکه افتاده است، بنابراين می تواند آشتی مجدد برقرار شود و در پی اين آشتی گمان من بر اين است که نسلی بزرگ، فاخر، تنومند و صاحب سخن به وجود خواهد آمد.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما