BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 16:21 - 24/10/2001

ياد ساعدی به مناسبت نمايش مجدد فيلم 'گاو'



جواد مجابی، نويسنده

فيلم گاو با بازی درخشان عزت الله انتظامی، علی نصيريان و جعفر والی پس از 30 سال بار ديگر در تهران به نمايش درآمد.

اين نمايش مجدد بهانه ای به دست می دهد که يک بار ديگر به داستان ها و نمايشنامه های غلامحسين ساعدی نظری افکنده شود. جواد مجابی نويسنده وشاعر اين کار را انجام داده است:


از نکات جالب يکی اين است که در فيلم گاو، در کنار ديگر هنر پيشگان تئاتر که با اين فيلم به عالم سينما روی آوردند، محمود دولت آبادی نويسنده نامدار که درآن زمان به بازيگری تئاتر علاقه داشت، نيز نقش آفرينی می کند.

غلامحسين ساعدی در کنار داستان ها و رمان ها و نمايشنامه هايش، 9 فيلمنامه هم نوشته است که ازآن ميان، فصل گستاخی، گاو، مانمی شنويم، عافيتگاه و دايره مينا را به فيلم برگرداند.

با فيلم گاو جمعی از بهترين هنرپيشگان تئاتر وارد سينما شدند
آخرين همکاری آنها «مولوس کورپوس» بود. فيلمنامه ای مشترک که هنوز اجرا نشده است. ساعدی 24 ديماه 1314 در تبريز زاده شد و در دوم آذر 64 در «پرلاشز» در فرانسه به خاک سپرده شد.

او در زمان حياتش بيش از 30 داستان، 35 نمايشنامه، 7 رمان، 9 فيلمنامه، 4 داستان کوتاه، 5 تک نگاری وتعداد زيادی مقاله اجتماعی، سياسی و علمی برای نشريات مختلف نوشته است که بخش اعظم اين آثار منتشر شده اند.

فيلم گاو که سال 48 در جشن هنر شيراز به نمايش درآمد، از چند نظر اهميت دارد. نخست اين که سينما نتوانست راهگشا و گسترده شود و در حد تجربه های آغازين متوقف ماند. ديگر اين که همکاری همه جانبه ساعدی، راه مهرجويی را برای پرداختن به فرهنگ بومی و طرح مسائل اجتماعی معاصر هموارساخت.

با اين کار و به تشويق ساعدی و مهرجويی جمعی از بهترين هنرپيشگان تئاتر به سينما راه يافتند و اين حرکت موجب رشد فرهنگی سينمای هنری ايران گرديد.

اين فيلم، مناسبات روستا را که بر اساس آب و خاک و ابزار کشاورزی شکل گرفته است، به نحوی تراژيک بازنمايی می کند که چگونه فقدان يکی از اين وسائل (در اين جا گاو روستايی) تعادل مادی و روانی مرد روستايی را مختل کرده و او را به بحرانی روانی می کشاند که فرد با از دست دادن سرمايه اصلی اش، خود را از دست رفته و مفقود می يابد.

گوهر اصلی آثار ساعدی، درگيری مردمان ساده روستاها با مدرنيسم تحميلی است
اين فيلمنامه که با آرايه هايی از افسانه های پيشين ايرانی و ظرايف حوزه روانکاوی قوت يافته است به بحران هويت و از خود بيگانگی مردان نابسامان در اعماق روستای فقر و واپس ماندگی می پردازد و رنگی واقع گرا بدين اختلال معنوی و روحی می دهد.

گوهر اصلی کارهای ساعدی در آثار متنوعش، درگيری مردمان ساده (روستايی يا شهری) با مدرنيسم تحميلی يا حضور خرده فرهنگی ناسازگار و ستيزنده با متن فرهنگی سنتی آنهاست.

اين درگيری در فضايی واقع گرا و شناختی برای آنها مطرح نمی شود بلکه افراد در مسير زندگی عادی طی ماجراهای به ظاهر بی اهميت روزمره ناگهان جايی با ورود يک عنصر جديد روبرو می شوند که يا آن را از نوع متافيزيک جادويی و خرافه های پنداری می يابند و يا عنصری ناشناخته و جديد می بينند که می تواند حاصل تکنولوژی، استعمارنو، استبداد نوظهور باشد.

در هر دو صورت شکل خرافی يا عنصر ناشناخته جديد با ظهورش، تمامی مناسبات و شرايط زيستی آنها را به هم می ريزد و در اين ميان مردم قشرهای متنوع اجتماعی با درگير شدن در وضعيت جديد، واکنش هايی نشان می دهند که مبارزه ای اجتماعی را می طلبد و در اين آفاق، نويسنده همدلی مردمان را در مبارزه با هرچه نا انسانی، چون محوری ضروری برای خروج از اين تنگنا، مطرح و توصيه می کند.

ساعدی در طول حيات کوتاه اما پربارش، خاصه در دهه چهل، به رستاخيز تئاتر اجتماعی که پيش از او شروع شده بود با کارهای نمادين، عصبی و واقعگرايش، اوجی در خور بخشيد و مردم را در سطحی گسترده به تماشاخانه ها کشاند.


او همواره بين داستان نويسی و نمايشنامه نويسی در نوسان بود و نمی توانست يکی از اين دو را قطعاً برای بيان جهان آرمانی اش برگزيند.
کافی است بدانيم اولين کار مهم او (پيگماليون) هم به صورت داستان کوتاه بار ديگر به صورت نمايشنامه تحرير شده است و شگفتا که آخرين کار او (مولوس کورپوس) نيز نمايشنامه بود که پيش از آن به صورت داستان کوتاه (خانه بايد تميز باشد) آفريده شده بود.



 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما