|
چهل روز از مرگ روحانی گذشت
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صمد را نخستین بار در کابل زمانی که می خواست کار رابرای بی بی سی آغازکند دیدم. مرد آرام ومتواضع. نیم دانستم او شاعر است و
دنیای درون ذهنش متلاطم است. از جنگ و خبرهای روزانه که او را مشغول می کد به شدت رنج می برد. می گفت آیا روزی خواهد بود که دیگر
گزارشگر جنگ نباشد.
دو بار دیگر هم با او دیدم. اما چه دیداری که اکنون هنوز در نبودش ذهنم را پر کرده و هر وقت با تمام حضور د ذهنم جاری است چهل روز چهل روز گذشت . چهل روزبا سکوت گذشت. چهل روزی که ما دیگر از آنسو از وادی هیرمند ، از "سنگین" ، از "موسی قلعه"، از" لشکرگاه" ، از" گرشک" صدای همکار ما صمد را نشنیدیم .صمدی که اینگونه هر روز بما گزارش می فرستاد : "... شاهدان عینی می گویند در این حمله به غیر نظامیان تلفات وارد شده و در شفاخانه محلی زخمی ها داخل بستر شده اند....کشت خشخاش شان توسط پلیس از بین برده شد...بیجا شده ها در شرایط سختی شب و روز را سپری می کنند...." چهل روز سنگین گذشت. اکنون شماره تلفنی را که هر صبح می گرفتیم 632 ............0093 تا ازآنسو صدای او را از لابلای خش خش تلفن بشنویم و بپرسیم که جزئیات فلان حمله چه بود؟ دیگر صدای او را نمی شنویم. اکنون تلفن او چنین پاسخ می دهد:" ...مشترک مورد نظر شما از ساحه خارج است ..." سپوژمی یگانه دختر صمد است. هر چند دو تا فرزند دیگر صمد در راه اند . معنی نام دختر صمد سپوژمی که واژه پشتو است در فارسی "ماه" است. ماهی که می درخشد و شبهای تنهای خانواده اش را پرتو می بخشد. او هم منتظر است اما چه انتظاری ....پدر نمی آید. پدر به سفری رفته که باز نمی گردد. پس از پایان یک روز کاری مثل همیشه به دیدار مجروحان حمله انتحاری یا بمباران رفته، به سفر به موسی قلعه رفته، برای شرکت در کنفرانس خبری والی رفته... هر شام برمی گشت اما اکنون نه . او سپوژمی را و سپوژمی او را نخواهد دید. شعر صمد دیگر نه در جمع شاعران است و نه در تنهایی هایی خودش که گاهی عصر غروب کنار رود هیرمند می نشست و شعر می سرود: " اگرسبک سرانه بنگری و بگذری یا در شعر دیگری: "گلی شدی یا "در تاریکی بعد از مرگ خبر مرگ صمد ما همه همکاران را عمیقا در اندوه نشاند. در دفتر کار ما در لندن، تصویری از صمد آویخته ایم که هر روز با نگاه مجذوب و عاطفی و لبخندش به ما نگاه می کند. تصویری که پر از عاطفه است و در آن جاذبه خاصی است که تا عمق استخوان اثر می گذارد. تصویری با نگاهی افتاده به دورترین افق، شاید هم با تبسمی بر روی جلادی که نتوانست نام او را از صفحه زندگی حذف کند. صمد اینجا و درل شنونده ها زنده است. صمد با شعرهایش و با آن پاره صداهایی که بسیاری وقتها با خش خش صدای تلفن می آمیخت طنین بلندی در گوش های ما وشنوندهایش دارد. صمد واژه های فارسی- دری را هر رزو با اشتیاق می آموخت و می پرسید که چگونه کلمات نو را درجملات به کار برد. معمولا در به کاربرد افعال جمع و مفرد با اشکال روبرو میشد و بعد صمیمانه به مشورت ها گوش میداد، می خندید و می گفت حتما در آینده آنگونه می نویسد.
|
مطالب مرتبط
دو دقیقه سکوت رسانهها به احترام روحانی12 ژوئن، 2008 | افغانستان
دولت افغانستان: قتل صمد روحانی کار طالبان است10 ژوئن، 2008 | افغانستان
خبرنگاران هرات کشتن صمد روحانی را محکوم کردند09 ژوئن، 2008 | افغانستان
سکوت به احترام دو خبرنگار کشته شده بی بی سی 09 ژوئن، 2008 | افغانستان
واکنش به قتل خبرنگار بی بی سی در هلمند09 ژوئن، 2008 | افغانستان
خاکسپاری خبرنگار بی بی سی در هلمند09 ژوئن، 2008 | افغانستان
کشته شدن خبرنگار بی بی سی در هلمند 08 ژوئن، 2008 | افغانستان
مردم موسی قلعه خواستار کمکهای عاجل هستند14 دسامبر، 2007 | افغانستان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||