آیا سناریویی شبیه ظهور طالبان در حال تکرار است؟

به روز شده:  11 ژوئيه 2012 14:28 GMT

در صف حکومت کسانی هستند که قبلا از قیام طالبان علیه تفنگداران غیر مسئول بعضی از گروه ها بخصوص حزب اسلامی و حزب وحدت تجربه کافی دارند و این افراد اکنون در کنار آقای کرزی هستند.

از مدتی بدین سو در بعضی از ولایات افغانستان خبر از "قیام های مردمی علیه طالبان" می رسد.

ظاهرا این حرکت نخست در ولسوالی اندر ولایت غزنی آغاز شد و اکنون براساس گزارشها به ولایات دیگر در جنوب، شرق و حتی شمال افغانستان نیز گسترش یافته است.

سوال اینجا است که آیا این قیام های مسلحانه را مردم خود سازمان داده اند و یا اینکه بار دیگر ما شاهد حرکت دیگر و تکرار تجربه سال ۱۹۹۵ هستیم که به قیام تحریک طالبان انجامید.

بیاد داریم که در اوایل سال ۱۹۹۵ زمانیکه حکومت مجاهدین در افغانستان قادر به شکست مخالفین خود بخصوص در اطراف کابل نشد، از حرکت طالبان به این امید حمایت کرد که این نیروی جدید و تازه نفس با مخالفین قدیم در افتد و در نتیجه «زهر طرف که شود کشته خیر اسلام است» و جانب دولت مجاهدین از جنگ میان این دو سالم بدر آید.

در آن زمان مردم از عملکرد های نیروهای مسلح غیر مسئول بجان آمده بودند. حالا هم عملکرد های فرماندهان طالب در بعضی از ولایات، برای این گروه مشکل آفرین شده و به حکومت این فرصت را فراهم آورده تا به حرکتی کمک کند که در ظاهر با حکومت و نیروهای خارجی موافق نیست اما از عملکرد های طالبان نیز دلی خوشی ندارد.

در صف حکومت کسانی هستند که قبلا از قیام طالبان علیه تفنگداران غیر مسئول بعضی از گروه ها بخصوص حزب اسلامی و حزب وحدت تجربه کافی دارند و این افراد اکنون در کنار آقای کرزی هستند.

اینها بودند که در اوایل سال ۱۹۹۵ به حکومت مجاهدین مشورت دادند تا از طالبان حمایت کنند، زیرا به گفته آنها طالبان یک گروه "خودجوش برخاسته از مناطق پشتون نشین افغانستان اند."

اینها در آن زمان استدلال می کردند: طالبان با جلب حمایت پشتون ها، بخوبی می‌توانند کسانی چون گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت را از صحنه خارج سازند و از سوی دیگر خودشان دارای رهبری توانمند نظامی نیستند؛ به همین دلیل می توان آنها را که در جنگ با حزب اسلامی ضعیف می‌شوند، به آسانی از صحنه خارج ساخت.اکنون بار دیگر یک نیروی جدید از مناطق پشتون نشین در حال ظهور است.

آیا بازهم سناریویی شبیه ظهور طالبان در حال تکرار است؟

ماجرای اخیر از آنجا آغاز شد که مسوولان ولسوالی اندر، گشت و گذار موترسایکل/موتورسیکلت های بدون مدرک را در سطح این ولسوالی منع کردند.

فرماندهان طالب مستقر در این ولسوالی که نا امن ترین منطقه غزنی بشمار می رود، در برابر این اقدام مقامات و بدون در نظر

در میان جنگجویان طالب در غزنی، عده ای از طالبان پاکستانی هم حضور داشتند که از وزیرستان آمده بودند.

گرفتن عواقب اقدامات خویش، دستور به بستن مکاتب/مدارس دادند.

مکاتب فقط در ولسوالی های اندر و 'ده یک' بسته شد، زیرا منع گشت و گذار موترسایکل در همین دو ولسوالی عملی شده بود.

طالبان که پیشتر از طریق ریش سفیدان محلی با وزرات معارف/آموزش و پرورش بر سر باز شدن مکاتب به توافق رسیده بودند، فکر می‌کردند از این راه، فشار متقابل بر مقامات محلی وارد خواهند آورد.

در میان جنگجویان طالب در این ولایت، عده ای از طالبان پاکستانی هم حضور داشتند که از وزیرستان آمده بودند.

با بسته شدن مکاتب، در میان مردم این باور قوت گرفت که پاکستانی ها دستور بستن مکاتب را داده اند. احساسات ضد پاکستانی مردم مزید بر علت شد و مردم از قیام کنندگان حمایت کردند.

در نخستین عملیات، آنها پانزده تن از طالبان پاکستانی را بدون جنگ دستگیر کردند و به مقامات امنیتی سپردند.

روایت طالبان

طالبان در این مورد بصورت رسمی تا کنون چیزی نگفته اند.

اما یک منبع نزدیک به طالبان پذیرفت که فرماندهان محلی آنها با بستن مکاتب در اندر، دست به اقدام ناعاقبت اندیشانه زدند.

این منبع که نخواست نامش فاش شود ادعا کرد که تعدادی از فرماندهان حزب اسلامی در سازماندهی این قیام دست داشته اند.

"چند روز پیش از این قیام، دفتر حزب اسلامی از سوی یکی از مقامات دولتی در ولایت غزنی رسما افتتاح شد"

او گفت: چند روز پیش از این قیام، دفتر حزب اسلامی از سوی یکی از مقامات دولتی در ولایت غزنی رسما افتتاح شد.

او از فیضان الله فیضان والی سابق غزنی و یکی از فرماندهان مهم حزب اسلامی در ولسوالی اندر، عبدالجبار شلگری سابق وکیل پارلمان از ولایت غزنی، ملا عبدالقیوم ولسوال سابق قره باغ و از فرماندهان حزب اسلامی در این ولایت بعنوان قیام کنندگان نام برد و مدعی شد که فرماندهی این افراد را مقامات دولت کابل بعهده دارد.

این منبع طالبان گفت تسلیم دادن طالبان اسیر شده ای پاکستانی به مقامات افغان نشان می‌دهد که قیام کنندگان با دولت افغانستان رابطه دارند.

او کشته شدن تنی چند از افراد مربوط به 'جبهه قاری بابا' از 'حرکت انقلاب اسلامی' و متهم دانستن طالبان به این کار را توطئه ای دولت خواند برای کشاندن پای این حزب پیشین جهادی به این قیام.

این منبع علاوه کرد که لطف الله کامران، سرکرده قیام کنندگان در ولسوالی اندر، برادرزاده ای یکی از فرماندهان حزب اسلامی در ولایت غزنی است.

کامران قبلا با طالبان بود و علیه نیروهای خارجی می جنگید. به همین دلیل دوسال را در زندان بگرام سپری کرد.

به گفته او: اکنون فرماندهان حزب اسلامی در مناطق دیگر نیز ترغیب به قیام علیه طالبان شده اند. این افراد در همه جا با سلاح های جدید مسلح می شوند و مسلح گشت وگذار دارند؛ بدون اینکه از جانب نیروهای خارجی خطری متوجه آنان باشد.

از همه جالب تر اینکه او مدعی شد آمریکایی ها در ولایات قندهار و هلمند نیز بعد از عملیات تصفیوی، اداره مناطقی را که از کنترول طالبان بیرون آوردند، به فرماندهان سابق حزب اسلامی سپرده اند.

دیدگاه حزب اسلامی

"این قیام هیچ رابطه ای با کدام حزب سیاسی از جمله حزب اسلامی ندارد. مردمی که قیام کرده اند، مخالف آمریکا و مخالف حکومت کرزی هم هستند اما می گویند که باید برنامه های بازسازی متوقف نشود، باید مکاتب مسدود نشوند. چرا باید در مناطق دیگر دختران به مکتب بروند در حالیکه در مناطق پشتون نشین نه تنها دختران بلکه پسران شان هم از تحصیل محروم مانده اند؟ آیا این کار دشمنی طالبان با قوم پشتون نیست؟ "

عبدالجبار شلگری

عبدالجبار شلگری از فرماندهان حزب اسلامی در غزنی و عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان می گوید که این قیام یک حرکت مردمی است و به حزب اسلامی رابطه ای ندارد.

حاجی میرزا که اکنون فرماندهی شورای ضد طالبان را بعهده دارد، در گذشته فرمانده قدرتمند محاذ ملی در منطقه بود.

محمد هم از فرماندهان محاذ ملی و اختر محمد از فرماندهان حرکت انقلاب اسلامی نیز اکنون در صف مخالف طالبان ایستاده اند.

آقای شلگری گفت این حرکت را دوتن از کسانی آغاز کردند که قبلا در کنار طالبان می جنگیدند.

ملا رحمت الله و مالک هرچند از برادر زاده‌های یک فرمانده سابق حزب اسلامی بودند اما آنها در مدارس پاکستان درس خوانده اند و دوسال را به دلیل عضویت در گروه طالبان، در زندان بگرام سپری کردند.

آقای شلگری گفت در "گذشته آنها با فرماندهانی از طالبان همکاری داشتند که مردمان خوب بودند و قصد بستن مکاتب را نداشتند و رفتار شان با مردم نیز خوب بود اما رهبری طالبان این افراد را بنام حزب اسلامی خلع سلاح کرد."

او افزود که "ملا رحمت الله هم خلع سلاح شد اما بعدا به کویته پاکستان رفت و مجددا مسلح شد. در بازگشت وی تلاش کرد تا مانع بستن مکاتب شود اما شماری از فرماندهان طالبان دشمنی با مکتب و درس دارند. طالبان گرچه یک رئیس معارف هم برای غزنی تعیین کردند اما در هر مکتب یکی دو معلم را به این اتهام که با حزب اسلامی رابطه دارند و یا بنام کمونیست از کار برکنار کردند و کسانی را هم بنام مستخدم تعیین کردند که حاضر نبودند و معاش این آنها را طالبان برای خود می گرفتند."

این عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان در ادامه می گوید " زمانیکه وزارت معارف تصمیم می گیرد تا معاشات را از طریق کابل بانک پرداخت کند، طالبان مخالفت می کنند و کارت های بانکی معلمان را آتش می زنند. زیرا معلم و مستخدم خودش باید برای گرفتن معاش به بانک مراجعه کند. آنها ساعات تدریس مضامین ساینس و انگلیسی را کاهش دادند و در نتیجه از تمام ولسوالی اندر که جمعیت آن به ۲۴۰ هزار نفر می رسد، سال گذشته فقط هشت نفر در آزمون کانکور به دانشگاه‌ها راه یافتند. در حالیکه در دیگر ولسوالی های غیر پشتون نشین، صدها نفر به دانشگاه‌ها راه یافتند. این ظلم را چه کسی می توانست تحمل نماید؟"

لطف الله کامران، سرکرده قیام کنندگان در ولسوالی اندر، قبلا با طالبان بود و علیه نیروهای خارجی می جنگید. به همین دلیل دوسال را در زندان بگرام سپری کرد.

عبدالجبار شلگری گفت "ظلم دیگر طالبان این بود که تمام دکانهای ولسوالی اندر را بستند و مردم را به مشکلات اقتصادی مواجه ساختند. بسته شدن چهارصد دکان به معنی فقر اقتصادی برای چهارصد خانواده در این ولسوالی بود. این درحالیست که مردم مجبور اند برای طالبان مسلح غذا هم تهیه کنند. پس این قیام هیچ رابطه ای با کدام حزب سیاسی از جمله حزب اسلامی ندارد. مردمی که قیام کرده اند، مخالف آمریکا و مخالف حکومت کرزی هم هستند اما می گویند که باید برنامه های بازسازی متوقف نشود، باید مکاتب مسدود نشوند. چرا باید در مناطق دیگر دختران به مکتب بروند در حالیکه در مناطق پشتون نشین نه تنها دختران بلکه پسران شان هم باید از تحصیل محروم باقی مانده اند؟ آیا این کار دشمنی طالبان با قوم پشتون نیست؟ من می گویم که اگر طالبان در اصلاح خود نکوشند و با این روال به کار ادامه دهند، بزودی با مخالفت سراسری مواجه خواهند شد. آنها در زمان قدرت شان با مردم سخت گرفتند و نتیجه کار شان را دیدند اما به نظر نمی رسد که از گذشته تجربه آموخته باشند."

او می افزاید "مردم افغانستان مسلمان اند و سلطه بیگانه را نمی پذیرند. اما ظلم را هم تحمل نمی کنند و باید گفت طالبان از زمانی که در افغانستان حکومت می کردند، بیش از ده سال فاصله زمانی گرفته اند. مردم افغانستان تغییر کرده اند و می خواهند تا کشور شان بدست فرزندان این کشور آباد شود. وقتی کسی مکتبی را می بندد، معنی این کار اینست که ما باید همچنان بی سواد و بدور از دانش باقی بمانیم و خارجی ها کشور ما را آباد سازند."

آیا قدرت دیگری در حال شکل گرفتن است؟

"آیا واقعا طالبان به قیامی از نوع قیام خود شان که در سال ۱۹۹۵ علیه جنگ های تنظیمی براه انداختند، مواجه شده اند؟ شاید چنین هم باشد اما این قیام فاقد رهبری است و هنوز کسی را نمی توان بعنوان رهبر این حرکت شناخت."

با در نظر داشت معلومات گفته شده، تصویری که از وضع بدست می آید، هنوز هم بسیار روشن نیست.

آیا واقعا طالبان به قیامی از نوع قیام خود شان که در سال ۱۹۹۵ علیه جنگ های تنظیمی براه انداختند، مواجه شده اند؟

شاید چنین هم باشد اما این قیام فاقد رهبری است و هنوز کسی را نمی توان بعنوان رهبر این حرکت شناخت.

قیام های مردمی اکثرا خودجوش و فاقد رهبری شکل می گیرد؛ شاید به همین دلیل است که طالبان از فرماندهان حزب اسلامی نام می برند تا بگویند که این مقاومت یک حرکت سیاسی است نه یک قیام مردمی.

اما اگر این حرکت وسعت گیرد و گسترش یابد، چه پیامد های را برای افغانستان در پی خواهد داشت؟

این سوال را تنها گذشت زمان پاسخ خواهد داد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.