اسم آیت الله خمینی و رسم جمهوری اسلامی در افغانستان

به روز شده:  12:20 گرينويچ - جمعه 01 ژوئن 2012 - 12 خرداد 1391

آیت الله خمینی از چشم افرادی که برای او در کابل مراسم یاد بود می گیرند، محدود به ایران نیست

این روزها در اینترنت و به خصوص شبکه اجتماعی فیسبوک، بین شماری از افغان‌ها بحث داغی بر سر آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در جریان است.

این بحث ها پس از آن داغ شد که تصاویری از بیلبوردهایی که برای مراسم بیست و سومین سالگرد درگذشت آیت الله خمینی در شماری از چهار راهی های کابل نصب شده، در اینترنت منتشر شد.

در این بیلبوردها از مردم دعوت شده تا در "سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی" شرکت کنند اما در این میان عده دیگری آمدند و بر روی این عکسها چلیپا زدند و چنین بود که دعوا داغ و داغ‌تر شد.

بحث برسر چیست

جدال بر سر معنی و تعبیری است که از برگزاری مراسمی برای آیت الله خمینی در کابل، می شود. به عبارت دیگر هم ریشه اختلاف در تعریف هر دو طرف این دعوا از " آیت الله خمینی " است.

نکته اختلاف را می شود این طوری مشخص تر کرد که آیا تجلیل از ساگرد وفات آیت الله خمینی، یک مراسم مذهبی و تجلیل از یک مقام مذهبی و مرجع تقلید است یا تجلیل از یک رهبر سیاسی که به کشور دیگری تعلق دارد.

مخالفان برگزاری مراسم آیت الله خمینی در کابل، که در شبکه اجتماعی فیسبوک، تلاش دارند اجتماعی را در مخالفت با برگزاری چنین مراسمی در همان روز، در کابل تشکیل دهند، آیت الله خمینی را یک رهبر سیاسی که به زمان و مکان مشخصی تعلق دارد، می بینند. آنها در سایت‌های اجتماعی می‌گویند "کابل تهران نیست، رهبر ایران، رهبر افغانستان نیست".

اما آیت الله خمینی از چشم افرادی که برای او مراسم یاد بود می گیرند، محدود به ایران نیست بلکه متعلق به "جهان اسلام و تمام آزادیخواهان جهان است" و از نظر زمانی نیز او گرچه در زمان محدود و معینی زیسته است، اما "تفکر او منحصر به زمان خاص و مکان خاصی نیست."

عیسی حسینی مزاری، رئیس خبرگزاری صدای افغان، یکی از کسانی است که برای آیت الله خمینی در کابل مراسم یاد بود گرفته است، آقای حسینی مزاری می گوید: " آیت الله خمینی برای او هم یک پیشوای مذهبی است و هم یک رهبر سیاسی و به عنوان یک شیعه، برای او دین از سیاست جدا نیست."

"عده زیادی از افغانهایی که در ایران زندگی کرده اند، حالا با کوله باری از اندوخته هایی که با تلاشهای شخصی در ایران یاد گرفته اند، به صورت فعال وارد فعالیت فرهنگی_ هنری و سیاسی در افغانستان شده اند. اما اکثر آنها خاطرات تلخی از جمهوری اسلامی و رفتار ماموران این کشور دارند و همین نیروها که می توانستند نیروی اصلی ایران در آینده سیاسی و فرهنگی افغانستان باشند، حالا به نیروی جدی بازدارنده فعالیت های فرهنگی ایران و مخصوصا فعالیت های سیاسی ایران در افغانستان بدل شده اند."

در این صورت تجلیل از بنیانگذار جمهوری اسلامی برای آقای حسینی مزاری و کسانی که به گفته او "به صورت خودجوش و از سر عشق و علاقه فردی در چنین مراسمی شرکت می کنند"، یک اقدام مذهبی_ سیاسی است.

حسینی مزاری مدعی است که او بعنوان یک شهروند افغان حق دارد که دست به اقدام سیاسی بزند، کار فرهنگی کند و از راه و تفکری که به نظرش درست است، حمایت کند.

قانون اساسی افغانستان به هر شهروند این کشور حق اجتماعات و گردهمایی های مسالمت آمیز را داده است و تجلیل از آیت الله خمینی نیز یک حرکت سیاسی_ مدنی مسالمت آمیز است.

کسانی که در طیف مخالف آقای مزاری هستند در یک نکته با او موافق‌اند، در این نکته که برگزاری مراسم تجلیل از بنیانگذار جمهوری اسلامی یک حرکت سیاسی است و درست به همین دلیل با برگزاری چنین مراسمی در کابل موافق نیستند و می گویند جای چنین مراسمی در پایتخت افغانستان نیست.

بیلبورد های آیت الله خمینی بیشتر در مناطق غرب کابل نصب شده، جایی که بیشتر جمعیت آن هزاره ها و شیعه ها هستند، هزاره ها در سی سال گذشته بیشترین جمعیت مهاجر افغانی در ایران را تشکیل می دادند به همین دلیل آنها بیش از دیگر گروه های قومی افغانستان، هم مسائل سیاسی ایران را با جزئیات بیشتر می شناسند و هم نسبت به ایران و جمهوری اسلامی و مسائل آن حساس هستند.

حساب آیت الله خمینی از جمهوری اسلامی جدا است؟

در سالهای جهاد، آیت الله خمینی هجوم ارتش سرخ به افغانستان را محکوم و از جهاد افغانها علیه شوروی حمایت کرد.

این اقدام، او را در افغانستان به چهره محبوبی بدل کرد. اما در سالهای شصت خورشیدی و پس از آنکه چند حزب سیاسی شیعی در ایران تشکیل شدند و شماری از آنها در مناطق مرکزی افغانستان با همدیگر درگیر شدند، حسن نیت سیاسی ایران در قبال افغانستان به ویژه در میان هزاره ها و شیعه ها اندک اندک زیر سوال رفت.

مخالفان برگزاری این مراسم معتقدند که نصب پوسترهای کلان آیت الله خمینی در کشوری که رابطه نزدیکی با غرب و آمریکا دارد، از نظر سیاسی به صلاح نیست.

این شک، در جریان جنگ داخلی و حمایت فعال ایران از یک طرف جنگ، جدی تر شد و در سالهای اخیر با مخالفت ایران با برنامه های کلان توسعه ای افغانستان که از سوی غرب حمایت می‌شود، صف مخالفان ایران روز به روز بیشتر شد و افغانها بارها در نوشته ها و اظهارات رسانه ای از همسایه های "بدخواه" افغانستان شکایت کرده و در این راستا از پاکستان و ایران نام بردند.

اما طرفداران آیت الله خمینی در کابل بر این باورند که رفتار ماموران جمهوری اسلامی با افغانها ربطی به آیت الله خمینی ندارد، مثلا آقای حسینی مزاری می گوید: شماری زیادی از ایرانی ها نیز زندگی خوبی ندارند، به انواع مختلفی در ایران اذیت می شوند، این یک مساله اجتماعی است که در هر جامعه ای هست و منحصر به ایران هم نیست.

به اعتقاد آقای حسینی مزاری، نباید بد رفتاری پلیس و یا مامور مرزی ایران را به پای آیت الله خمینی نوشت و شخص او را مقصر دانست.

اسلام مرز ندارد

یکی از گفته های آیت الله خمینی که گفته بود اسلام مرز ندارد هنوز در حافظه افغانها به ویژه کسانی که در ایران مهاجرت کردند هست، اما شمار زیادی از کسانی که تجربه زندگی در ایران را داشته اند، معتقدند که در عمل، مرزهای زیادی در ایران وجود داشت که در بسیاری موارد این مرزها سبب شد افغانها نتوانند با وجود سی سال زندگی در ایران، وارد این جامعه شوند.

عده زیادی از افغانهایی که در ایران زندگی کرده اند، حالا با کوله باری از اندوخته هایی که با تلاشهای شخصی در ایران یاد گرفته اند، به صورت فعال وارد فعالیت فرهنگی_ هنری و سیاسی در افغانستان شده اند. اما اکثر آنها خاطرات تلخی از جمهوری اسلامی و رفتار ماموران این کشور دارند و همین نیروها که می توانستند نیروی اصلی ایران در آینده سیاسی و فرهنگی افغانستان باشند، حالا به نیروی جدی بازدارنده فعالیت های فرهنگی ایران و مخصوصا فعالیت های سیاسی ایران در افغانستان بدل شده اند.

بیشتر کسانی که در حال حاضر در اینترنت برای راه اندازی تظاهرات علیه برگزاری مراسم آیت الله خمینی در کابل تلاش می کنند، کسانی هستند که مدتی در ایران بوده اند.

کاظم وحیدی در صفحه فیسبوک خود در واکنش به برگزاری این مراسم در کابل نوشته است:" اندیشه موسوم به ولایت فقیه که روی دیگر سکه امارت اسلامی طالبان می باشد، در واقع استبداد مطلقه فردی، با رنگ و لعاب مذهب است که برای پیاده شدنش در یک جامعه چاره ای ندارد تا پیروانش چوبه های دار را همیشه برافراشته داشته باشند و شمشیر مرتدخوانی آزادیخواهان نیز باید از نیام کشیده باشد. مسلم است ما هزاره هایی که عمری را صرف مبارزات دموکراتیک و برابری خواهانه نموده ایم، همیشه در برابر آن خواهیم ایستاد و نخواهیم گذاشت که کسی آن را در کشور ما رایج نماید.

و حمید فیدل یکی دیگر از کسانی که برای مخالفت با برگزاری مراسم سالگرد آیت الله خمینی در کابل تلاش می کند، در وبلاگش نوشته است: " شیعه پوستری وجودم را جهنمی کرده است. اگر شیعه این است که ما بخاطر آن می کشیم و اسلام چیزی است که خودش را از پوستر (آیت الله) خمینی بیرون می دهد؛ من یکی دیگر نیستم."

سنجشگری های سیاسی

بحث دیگری که میان موافقان و مخالفان برگزاری مراسم آیت الله خمینی در کابل مطرح است، ریشه در حساب و کتاب های سیاسی و شرایط کنونی افغانستان دارد. مخالفان برگزاری این مراسم معتقدند که نصب پوسترهای کلان آیت الله خمینی در کشوری که رابطه نزدیکی با غرب و آمریکا دارد، از نظر سیاسی به صلاح نیست.

"بسیاری اوقات، تفاوت‎‌ها و فاصله ها در افغانستان قابل تامل است و در مواردی هم جمع آمدن این تفاوت ها در کنار هم، تصویر جالبی از افغانستان می دهد. نمونه بارز این تفاوت ها، محل نصب پوسترهای بزرگ آیت الله خمینی است، این بیلبورد های بزرگ درست کنار دیوار مدرسه نظامی نصب شده اند که با هزینه آمریکایی ها ساخته شده و افسران ارتش افغانستان در آن آموزش می بینند."

این مخالفان که بیشترشان هزاره ها و شیعه های افغانستان هستند معتقدند که هزاره ها بارها به دلیل این که غرب آنها را نزدیک به ایران پنداشته آسیب دیده و غربی ها به آنها اعتماد نکرده اند.

در یکی از صفحه هایی که در فیسبوک علیه برگزاری مراسم تجلیل از آیت الله خمینی در کابل به راه انداخته شده، چنین آمده است: "تجلیل از (آیت الله) خمینی، همچنین از نظر سیاسی برای هزاره ها هزینه گزافی دارد، تجلیل از او، از یک طرف غرب و آمریکا را نسبت به هزاره ها بد بین می کند و بین مردم ما و قدرت های بزرگ جهان فاصله می اندازد و از سوی دیگر بر مردم ما بار دیگر مهر مزدوری ایران می زند و اگر خدای ناکرده فردا طالبان به قدرت بازگردند، سند قتل ما با چنین تجلیل هایی امضا شده است."

این نگرانی ها را اگر در کنار برخی از حوادث دیگری بگذاریم، دلایل نگرانی مخالفان برگزاری مراسم آیت الله خمینی ساده تر می شود. مثلا اخیرا امنیت ملی افغانستان اعلام کرد که شماری از رسانه های خصوصی در افغانستان با هزینه ایران تامین می شود.

چندی پیش ابوالفضل ظهره وند، سفیر ایران درکابل از رئیس مجلس سنا خواسته بود، موافقتنامه استراتژیک آمریکا و افغانستان را امضا نکند. هر ازگاهی شماری از فرماندهان ناتو نیز جمهوری اسلامی را متهم کرده اند که پول و سلاح در اختیار شورشیان طالبان قرار می دهد.

چنین مواردی، نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران در میدان سیاسی افغانستان فعال است. مقام های ایرانی نگرانی شان را از حضور نیروهای خارجی در افغانستان نیز پنهان نمی کنند و بارها گفته اند که حضور نیروهای خارجی در افغانستان به نفع ثبات منطقه نیست.

دقیقا همین نقش فعال ایران در میدان سیاسی افغانستان است که عده ای از افغانها را نگران می کند که جمهوری اسلامی، در نبرد سردی که با رقبای غربی اش دارد، از آنها استفاده کند.

افغانستان همانگونه که سالهای سال خط حائل قدرت های سیاسی بزرگ بوده، در ده سال گذشته به محل و مرکز تقاطع منافع سیاسی قدرت های بزرگ، محل تلاقی و تعامل فرهنگ های مختلف، نگرش ها و گرایش های فرهنگی مختلف و گاه به شدت متفاوت بدل شده است.

بسیاری اوقات، تفاوت‎‌ها و فاصله ها در افغانستان قابل تامل است و در مواردی هم جمع آمدن این تفاوت ها در کنار هم، تصویر جالبی از افغانستان می دهد.

نمونه بارز این تفاوت ها، محل نصب پوسترهای بزرگ آیت الله خمینی است، این بیلبورد های بزرگ درست کنار دیوار مدرسه نظامی نصب شده اند که با هزینه آمریکایی ها ساخته شده و افسران ارتش افغانستان در آن آموزش می بینند.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.