
بهیر: آقای حکمتیار در افغانستان است. حالش خوب است. من از این انکار نمیکنم که از حالش مطلع هستم
شاید به سادگی بتوان گفت که غیرت بهیر فرد شماره دوم حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار است. او مسئولیت روابط خارجی و به تازگی امور سیاسی حزب اسلامی افغانستان را بهعهده گرفته است. مهمتر از آن، شوهر بزرگترین دختر گلبدین حکمتیار، رهبر ۶۴ ساله حزب اسلامی افغانستان هم هست.
دکتر غیرت بهیر اما پیش از این پیوند خانوادگی، همرزم آقای حکمتیار علیه دولت به حمایت شوروی سابق در افغانستان بود. در دوران حکومت مجاهدین و جنگهای داخلی افغانستان، او شش سال سفیر افغانستان در استرالیا بود.
بعد از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و سرنگونی حاکمیت طالبان در افغانستان که رهبر حزبش وارد جنگ با آمریکا شد، ماموران پاکستانی آقای بهیر را در خانه اش در اسلامآباد در سال ۲۰۰۲ بازداشت کردند. از او یک ماه و نیم در اسلام آباد تحقیق شد و سپس مانند صدها عضو القاعده و طالبان به آمریکاییها تحویل داده شد.
به گفته این مقام حزب اسلامی افغانستان، آمریکاییها شش ماه او را در بازداشتگاه مخفی فرودگاه کابل، ۹ ماه دیگر در پنجشیر، ۶ ماه هم در اداره اطلاعات افغاستان و ۴ سال هم در بگرام نگهداری کردند و بالاخره به درخواست حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان آزاد شد.
آقای کرزی با این امیدواری غیرت بهیر را آزاد کرد که زمینه گفتگوهای صلح بین دولت افغانستان و مخالفان مسلح را فراهم کند.
خبرنگار ما در اسلامآباد هارون نجفی زاده در گفتگویی اختصاصی با آقای بهیر ابتدا از او پرسیده که حالا که آمریکاییها هم میگویند گفتگوهای مستقیم با مخالفان مسلح جریان دارد، آیا این را یک گام مثبت میداند؟
گام مثبت تا این حدی است که بالاخره آمریکاییها مجبور شدند کسانی را که آنها را تروریست خطاب میکردند، دهشتگر خطاب میکردند، طرف اصلی قضیه قرار بدهند. و با آنها تماسهای داشته باشند. من فکر نمیکنم که چیزی به نام مذاکره جریان داشته باشد.
اما آقای بهیر نشانههای جالبی از تمایل آمریکا برای مذاکره در افغانستان وجود دارد. مثلاً آمریکاییها نامهای رهبران طالبان و اعضای القاعده را از یکدیگر جدا کرده، آنها اعلام کرده اند ۱۰ تا ۳۰ هزار نیروی خود را ظرف دو سال از افغانستان خارج میکنند و اینکه مستقیما با مخالفان مسلح افغانستان در تماس هستند.
با تاسف باید عرض کنم که این برای ما چندان امیدوار کننده نیست. چون آمریکاییها در موضع شان مخلص به نظر نمیرسند. اوباما در بیانه آخر خود فقط از خروج ده هزار سرباز صبحت کرد. فکر میکنم آنطور که پیشگویی میکردیم که خروج سربازان آمریکایی نامنهاد و سمبولیک و بخاطر جلب افکار عامه باشد، (درواقع) همان طور است.
از جمله ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار سرباز، اخراج ده یا بیست هزار چندان مفهوم و معنایی ندارد و بر روند جنگ یا مقاومت هم اثر مثبت یا منفی وارد نمی کند. ولی من فکر میکنم که آمریکاییها بالاخره مجبور میشوند که در سیاست خود (بصورت) جدی تجدید نظر کنند.
اگر شرایط و گفتههای شما را در نظر بگیریم و موضع طالبان را نیز مد نظر قرار دهیم، به نظر می رسد که تفاوت زیادی بین شما (حزب اسلامی) و طالبان وجود ندارد؟
حزب اسلامی و طالبان هر دو برای آزادی افغانستان میرزمند. ولی در جزئیات و در برخورد با قضیه افغانستان و در تاسیس یک نظام در افغانستان، طبیعی است که تفاوتهایی وجود دارد و من امیدوارم که این تفاوتها و اختلافاتی که وجود دارد به مرور زمان رفع شود.
بسیاری باور دارند که حزب اسلامی، طالبان و شبکه حقانی تحت نفوذ پاکستان است. اگر بخواهیم درباره نقش پاکستان در صلح افغانستان صحبت کنیم آیا تا زمانی که پاکستان و ارتش این کشور نخواهد، شما نمیتوانید وارد مذاکره مستقیم با دولت افغانستان شوید؟
من در جایگاهی نیستم که به نمایندگی از تحریک طالبان یا آقای حقانی صحبت کنم. اما با کمال صراحت و قاطعیت از حزب اسلامی نمایندگی میکنم و به تمام قاطعیت گفته میتوانم که حزب اسلامی یک حزب مستقل است. در سیاست خود، در موضعگیریهای خود، در تصامیم خود همیشه مستقل بوده است. البته دلیل که ما همیشه ضربه هم خورده ایم، همین موضع مستقل ما بوده است.
بسیاری میپرسند شخص گلبدین حکمتیار کجا است؟ افغانستان یا پاکستان و حالشان چطور است؟
آقای حکمتیار در افغانستان است. حالش خوب است. من از این انکار نمیکنم که از حالش مطلع هستم. عضو فامیلش هستم و حتی اگر این به قیمت سرم تمام شود. برایش دعا میکنم که خداوند حافظ و ناصرش باشد.
یک سال پیش وقتی که با یک هیات به کابل سفر داشتیم، همه مسئولان عالیرتبه دولت در کابل و حتی کسانی که حریف حزب اسلامی تلقی میشوند، به این اعتراف میکردند که این مملک به یک شخص قوی به یک رهبر قوی مثل حکمتیار ضرورت دارد.












