به روز شده:  16:54 گرينويچ - دوشنبه 27 سپتامبر 2010 - 05 مهر 1389

سیاست افغانستان

انتخابات افغانستان، تعهد شهروندان و تصلب مدیران

میزان مشارکت زنان در برخی از مناطق افغانستان از جمله در غرب و مناطق مرکزی این کشور بالا گزارش شده است

افغانها از شنبه نهم اکتبر ۲۰۰۴ تا شنبه هجدهم سپتامبر ۲۰۱۰ چهار بار به پای صندوقهای رای رفته اند تا رئیس جمهوری و نمایندگان پارلمان خود را با رای مستقیم خویش انتخاب کنند.

با همه نا امنی ها، بد گمانی ها، نگرانی ها، تخلف ها و تقلب هایی که در مورد کیفیت و فرایند مشروعیت این چهار دوره انتخابات وجود داشته است، اما اصل و نفس مشارکت باانگیزه در انتخابات، یک رویکرد معنا دار و یک پدیده مهم و پرشکوه درتاریخ سیاسی این کشور بشمار می رود.

نشانه های تغییر و گذار

در چهار سده اخیر، به جز در چهار مرحله تاریخی جنگ و جهاد علیه انگلیس و اتحاد شوروی، نشانه های روشنی وجود ندارد که اقوام افغانستان در سایه مدیریت یک دولت ملی، عزم همگانی و خود خواسته خویش را در یک "مساله مشترک ملی" به ظهور رسانیده باشند.

جریان چهار دوره انتخابات ریا ست جمهوری و پارلمانی اما، گویا ترین و مهمترین نشانه هایی بوده اند که عزم وصداقت مردم افغانستان را در عبور از مرحله قومی و تکوین پروسه ملت سازی علامت داده است.

توجه جدی شهروندان افغانستان نسبت به مقوله انتخابات، بصورت نسبی احساسات ملی را در این دوره بیدار نموده و حساسیت و دقت همگانی را نسبت به آرمان های ملی و ارزش های دموکراتیک معطوف ساخته است.

گذر از تفنگ و تفکر "حذف و طرد" به سمت دریافت تازه نوعی از "شکیبایی خویشتنداری دگر پذیری، تحول بزرگی بوده است که به تدریج در رفتار و گفتار برخی از گروههای فرهنگی ـ اجتماعی و در میان سطوحی از لایه های زیرین جامعه قومی افغانستا ن در حال شکل گیری است

علی رغم گروه بندی های قومی ای که در جریان تبلیغات انتخاباتی این چهار دوره پدیدار گردید، نوعی خود انگیختگی سیاسی ـ اجتماعی و امیدواری ها و شور مدنی برای توده ها و گروههای مختلف قومی ـ مذهبی بوجود آمد که پدیده انتخابات را بعنوان یک وجه مشترک پیوستگی و به مثابه تبلور یک اراده عقلانی در تعامل ملی، تبارز داد.

پدیده انتخابات، نخستین و مهمترین آزمون جدی شهروندان افغانستان برای تمرین رقابت و مشارکت سیاسی بوده است. عبور از منازعه خونین و آغاز یک تعامل جدید، به منزله ظهور تغییر و تکان جدی درساختار ذهنی گروههای قومی بشمار می رفت.

گذر از تفنگ و تفکر "حذف و طرد" به سمت دریافت تازه نوعی از "شکیبایی خویشتنداری دگر پذیری، تحول بزرگی بوده است که به تدریج در رفتار و گفتار برخی از گروههای فرهنگی ـ اجتماعی و در میان سطوحی از لایه های زیرین جامعه قومی افغانستا ن در حال شکل گیری است.

پروسه انتخابات و نتایج آن، فرصت بلیغ و شانس رفیعی برای مردم افغانستان بوده است تا در مسیر ایجاد یک ساختار جدید سیاسی مبتنی بر نظم و قانون گا م بگذارند؛ ساختاری که در صورت پختگی و پدیداری، می توانست محصول مشارکت و عزم همگانی و برتابنده خواسته ها و کوشش ملی گروه های قومی بوده باشد. اما این فرصت ها تا کنون، علی رغم حمایت های جدی و خوشبینی های گسترده مردم افغانستان، با سوء مدیریت رهبران سیاسی و حاکمیت نا مطمئن و ناپایدار، به شایستگی بهینه نگردیده است.

بر اساس آمار منتشره از سوی منابع مسئول، درنخستین انتخابات ریاست جمهوری، نزدیک به ده میلیون نفر شرکت کرده بودند و در دومین دور انتخابات پارلمانی نزدیک به چهار میلیون نفر در پای صندوق های رأی رفتند.

این در حالی بود که نا امنی و هشدار های فزاینده ای در روند انتخابات وجود داشت و موجی از حملات راکتی و تروریستی در روزهای رأی گیری اتفاق افتاد که جان دهها شهروند را گرفت.

اقلیت سیک ها نیز برای اولین بار نامزدی از میان خود داشتند

اما این حملات و تهدیدها در هر چهار دوره، نتوانست از اشتیاق عمومی برای سهم گرفتن در این امر ملی و دمکراتیک بکاهد و خللی در اراده شهروندان در جهت مشارکت خود انگیخته شان وارد سازد. این عزم جدی و اراده سیاسی شهروندان، می تواند امید روشنی درجهت تکوین آگاهی و تعهد ملی شمرده شود.

شرکت شجاعانه و متعهدانه درانتخابات، پدیده ی شگرف و نادری درتاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی افغانستان و برای جامعه قبیله ای، گسسته، منازعه جو و استبداد زده ی این کشور محسوب می شود. ادامه و استحکام این روند، چنانچه با فراست و عقلانیت رهبران سیاسی توأم گردد، می تواند فرجام روشن و امید بخشی را برای تکوین هم سازگری عقلانی و دمکراتیک و "وفاق گمشده ملی" در افغانستان نوید دهد.

ترکیب قومی و تنوع مشارکت سیاسی

تأمل بر ترکیب قومی نامزد ها و نیز فراوانی و تنوع رای دهندگان در هر چهار دوره، نشانگر این واقعیت بوده است که در افغانستان برای اولین بار " مشارکت قومی " در یک " رقابت سیاسی" تبلور پیدا می کند. از تمامی چهار گروه قومی عمده پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک، و نیز سایر اقلیتهای دینی و اجتماعی، نامزد هایی برای ریاست جمهوری و پارلمان وجود داشته است.

هرچند گفته می شود که شرایط و امکانات برابر و متوازن دولتی برای این نامزد ها فراهم نبوده است، اما آزادی ها و مجال های نسبتا گسترده ای برای تبلیغات و مبارزات انتخاباتی بسیاری از نامزد ها، حد اقل درمراکز شهرهای بزرگ وجود داشت و این، در مقایسه با محرومیت های اجتماعی و تبعیض ها و بی عدالتی های گسترده ای که نسبت به گروههای قومی و اقلیتهای دینی در گذشته اعمال شده است، موفقیت و تحول بزرگی به شمار می رود.

پرسش وانتظار جدی رأی دهندگان افغانستان و حامیان جامعه ی جهانی این است که آیا این بار مدیران کشور و مقامات مسئول، این اراده سیاسی و صداقت ملی را از خود نشان خواهند داد که بتوانند با جدیت و تعهد از آرای مردم صیانت و اعتماد به امانت داده شده ی شهروندان را حفاظت نمایند؟

به عبارتی می توان گفت، در همه این دوره های انتخاباتی برای نخستین بار و بتدریج، اقوام افغانستان موازنه "حق و تکلیف" را تجربه کردند.

در تاریخ سیاسی افغانستان گروههای قومی حاشیه نشین همواره مکلف به «تکلیف اطاعت» بوده اند و هیچگاه از " حق انتخاب کردن" و "حق انتخاب شدن" برخوردار نبودند. اگر چند، ماهیت چانه زنی ها و رفتار سیاسی بازیگران قدرت در این برهه نیز، بوی تند برتری طلبی ها و خویشتن خواهی های قومی را به مشام می رساند. ولی با این وجود، موقعیت ایجاد شده و فرصت فراهم آمده دراین مقطع تاریخی، زمینه ای را پدید آورد که به نوعی می توان گفت این روند،" هنجار شدن" مشارکت قومی را در فضای سیاسی و تعامل ملی نشان می دهد.

از اینرو، تمامی انتخابات دور های پیشین و از جمله انتخابات پارلمانی اخیر، با فرض وسعت تقلب و تخلف صورت گرفته، یک گام جدی و آزمایش مهم در جهت تکرار تجربیات جدید و کسب دریافت ها و مناسبات تازه درحوزه تعا مل ملی و تکوین فرایند دمکراسی بشمار می رود.

تمرین دموکراسی

درجریان انتخابات ریاست جمهوری در دوره ی نخست درسال ۲۰۰۴ با هیجده نامزد، دوره دوم در سال ۲۰۰۹ بیش از ۳۰ نامزد، و انتخابات دور دوم پارلمانی با ۲۵۰۰ نامزد یک تحول نادر، نه تنها درتاریخ افغانستان، بلکه درمنطقه بحساب می آید.

علاوه بر تنوع قومی ـ مذهبی نامزدها، حضور زنان درجمع رقابت کنندگان، اهمیت سیاسی ـ اجتماعی این پدیده را دو چندان کرده است. این درحالی است که افغانستان کمتر از ده سال می شود از یک بحران سی ساله داخلی و حاکمیت قرون وسطایی پنجساله طالبانی بیرون آمده است.

آمار مشارکت افغانها در انتخابات پارلمانی دوم، چهل در صد اعلام شده است

"انتخابات" از مبانی مهم دموکراسی است و"رأی دادن" از ملزومات جامعه مدنی. شهروندان افغانستان با مشارکت میلیونی در چهار دوره انتخابات، باهمه تخطی ها و تقلب های گسترده صورت گرفته، توانسته اند با این مشارکت متعهدانه وشجاعانه خویش، "خیز بزرگی" را به سمت آئین دموکراسی و ارتقای شان شهروندی بر دارند.

اکنون اما پس از انجام دومین دور انتخابات پارلمانی، درمیان موجی از گزارشهای مربوط به تخلفات گسترده، پرسش وانتظار جدی رأی دهندگان افغانستان و حامیان جامعه ی جهانی این است که آیا این بار مدیران کشور و مقامات مسئول، این اراده سیاسی و صداقت ملی را از خود نشان خواهند داد که بتوانند با جدیت و تعهد از آرای مردم صیانت و اعتماد به امانت داده شده ی شهروندان را حفاظت نمایند؟

bbc.co.uk navigation

BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.