بشنوید

آقای حقیقی می گوید گزارشنویسی مدرن در میان شماری از روزنامهنگاران قابل توجه است
ظرف هشت سال اخیر با گسترش فعالیتهای رسانهای، به ویژه رسانههای چاپی تحول قابل توجهی در عرصه نگارش رسانهای صورت گرفته است.
از لحاظ ساختاری، تلاش روزنامهنگاران نوگرا بر این است که اجزای گزارش را بازشناسی و جایگاه هر یک از آنها را در بدنه گزارش تعیین کنند.
سعید حقیقی، روزنامهنگار گفت: "در میان روزنامهنگاران تلاشهایی وجود دارد که گزارشها و خبرهایی که ارائه میکنند، با معیارهای مدرن ژورنالیسم همراه باشد. یعنی اجزا و ساختار یک گزارش به نحوی تنظیم شود تا خواننده را به زودترین وقت و به بهترین شیوه به اصل مقصد برساند."
"لید یا ورودی خبر دقیق باشد و اصل مطلب را برساند و بعد بدنه گزارش به نحوی ترتیب شود که مهمترین اجزای گزارش در آن آمده باشد و همچنین در پایان نتیجه گیری یا دورنمایی از وضعیت در همان مورد ارائه شود که در کل میتواند گزارش را بهتر بسازد و توجه خواننده را جلب کند."
بشنوید
کارشناسان بخش های اساسی مانند لید، بدنه و بخش پایانی گزارش های این گروه از روزنامه نگاران را دقیق تر از خبرنویسی گذشته می دانند. به نظر آنها، این دقت باعث شده که مطالب شماری از روزنامه ها با ساختاری مدرن تر و دقیق به چاپ برسد.
ولی بسیاری ها به این نظر است که تحولات تازه در زبان روزنامه نگاری افغانستان بیشتر از ساختار کلی مطالب روزنامه ها دیده می شود.
محمود جعفری، شاعر و روزنامه نگار، ویژگیهای زبان روزنامه نگاری مدرن افغانستان را چنین برمیشمارد: "سادگی، عدم کاربرد واژگان کهنه، نزدیکی زبان نوشتار با زبان گفتار، کوتاهنویسی و تغییراتی در ساختار دستوری."

آقای کاظمی پیچیده نویسی و ورود واژگان بیگانه را "خطرناک" می داند
ولی با این همه، این تحول ساختاری و زبانی در مطالب روزنامههای افغانستان عمومیت ندارد. آن گونه که جعفر مهدوی، صاحب امتیاز روزنامه سروش ملت می گوید، روزنامهنگاری مدرن در افغانستان تنها در حد یک "جرقه" است.
آقای مهدوی گفت: "این تحولات اتفاقاً اولین جرقههای ژورنالیسم مدرن است که می تواند در افغانستان موفق باشد و ما نتیجهاش را هم میبینیم. بسیاری از نشریات جدید سعی میکنند که به همان سبک و سیاق تعداد معدودی روزنامهها مطلب بنویسند. من در مجموع آن را مثبت میدانم و مطمئنم که اینها میتوانند الگویی برای دیگر روزنامهها باشند."
بسیاریها به این نظرند که مطالب بیشتر روزنامههای افغانستان هم از لحاظ ساختاری و هم از لحاظ زبانی با مشکلات زیادی مواجه است. عدم توجه کافی به ساختار کلی خبرها و مطالب روزنامهها باعث شده است که خبرنویسی مدرن به طور جدی وارد روزنامهنگاری افغانستان نشود.
وحید غروال، رئیس دانشکده روزنامهنگاری دانشگاه کابل به این نظر است که مطالب روزنامههای افغانستان از لحاظ ساختاری به طور گستردهای رنج میبرند.
آقای غروال گفت: "(بیشتر روزنامهنگاران) ابتدا مقدمهچینی میکنند و بعد موضوع اصلی را در لابهلای مقدمه و متن خبر طوری میگنجانند که گم می شود. خواننده نمیفهمد که هدف روزنامهنگار چه بود. این به طور آشکاری گوینده آن است که کسی که چنین خبری مینویسد، از اصول و ضوابط ژورنالیسم اطلاع کافی ندارد."
این وضعیت تنها در مطالب روزنامههای خصوصی دیده نمیشود، بلکه گزارشها و خبرهای روزنامههای دولتی هم از این بابت با مشکلات زیادی مواجه هستند.
افسر رهبین، از مسئولان روزنامه دولتی اصلاح میگوید: "مصاحبهها و گزارشها (در روزنامههای دولتی) به نحوی ترتیب و تنظیم میشود که بیش از حد ناقص است. بر اساس اصول ژورنالیسم مدرن اصلاً قابل پذیرش نیست."
هرچند آقای رهبین میگوید مشکلات فنی باعث به میان آمدن این وضعیت در نگارش رسانهای شده، اما برخی به این نظرند که این وضعیت تا حدودی ناشی از ادامه ناقص شیوه روزنامهنگاری معمول در شوروی سابق است که در سالهای ۶۰ خورشیدی به افغانستان راه یافته بود.
صدیقالله توحیدی، مسئول دیدهبان رسانهها در موسسه نی گفت: "شیوه بسیار کلاسیک که امروز در دنیا محل کاربرد ندارد، اینها (روزنامه های دولتی) کارشان را به همان سبک ادامه میدهند. حتی اثرات حضور (روزنامه نگاری به سبک) اتحاد شوروی سابق در این رسانهها احساس می شود."
ابهام هم بر بسیاری از مطالب روزنامهها، به ویژه روزنامههای دولتی سایه افگنده است.

"یا تیترهای روزنامهها گویا، جذاب و برانگیزاننده نیست، یا بسیار عام است و یا بسیار طولانی است"
احمد ضیا رفعت، استاد دانشگاه کابل گفت: "خبر در روزنامه منتشر می شود، اما نمیتواند اهمیت خبری داشته باشد. به طور مثال، وقتی گفته میشود: رئیس جمهوری با سران فلان قوم دیدار کرد و آنها مشکلهای خود را با رئیس جمهوری در میان گذاشتند و رئیس جمهوری به مرجعهای مربوط دستورهای لازم صادر کرد، معلوم نیست چه نوع دستورها، چه نوع مشکلها و کدام مرجعها؟ این ها همه ابهام دارد که نمیشود به این خبر گفت."
تلاش ناکافی برای مستندسازی گزارشها، استفاده از منابع دست دوم و حتی عدم دقت در نقل آمار، باعث شده که بخشی از مطالب روزنامهها قابل استناد نباشد.
جعفر مهدوی، صاحب امتیاز روزنامه سروش ملت این وضعیت را ناشی از عدم رعایت هنجارهای روزنامهنگاری مدرن و اتکا به مطالب مخابره شده خبرگزاریهای محلی میداند.
آقای مهدوی گفت: "هنوز تکنیکهای ژورنالیسم مدرن در افغانستان به معنای واقعی آن نهادینه نشده است. هنوز برخی روزنامه نگاران خود را متعهد به رعایت هنجارها و ارزشهای ژورنالیستی نمیدانند. همچنین وبسایتها و خبرگزاریها هم تا حدودی زیاد شده و روزنامهها احساس میکنند که میتوانند اخبار را از آنها بگیرند."
عنواننویسی هم در بیشتر روزنامهها تا حدی با مشکلاتی به همراه است. سعید حقیقی روزنامهنگار میگوید: "نوشتن یک عنوان خوب و مرتبط با موضوع کار سادهای نیست. بیشتر روزنامههای افغانستان از این بابت رنج میبرند."
به گفته آقای حقیقی، "یا تیترهای روزنامهها گویا، جذاب و برانگیزاننده نیست، یا بسیار عام است و یا بسیار طولانی است. نوعی سطحی نگری و سطحی نگاری در این مورد و کم اهمیت دادن به عنوان نویسی در میان روزنامهنگاران رائج است."

"بیشتر روزنامهنگاران ابتدا مقدمهچینی میکنند و بعد موضوع اصلی را در لابهلای مقدمه و متن خبر طوری میگنجانند که گم می شود"
با این همه، روزنامهها تنها با مشکل خبرنویسی مواجه نیستند، بلکه کاربرد زبان در مطالب آنها با دشواریهای بیشتری به همراه است. دشواریهای زبانی در روزنامههای افغانستان از جوانب گوناگون قابل بررسی است.
بخش عمدهای از مشکلات زبانی در مطبوعات افغانستان با سرهنویسی و ضد سرهنویسی ارتباط دارد. طرفداران سرهنویسی از کاربرد واژگان غیرفارسی خودداری میکنند و تلاش در گسترش کاربرد واژگان فارسی سره در مطبوعات دارند.
آنان همچنین طرفدار احیای واژگانی هستند که حکومتهای گذشته در افغانستان به دلائلی کنار گذاشته بودند. واژگان و اصطلاحهای زیادی در زمینههای اداری، علمی، فرهنگی و جغرافیایی شامل این گونه واژگان است.
اعظم رهنورد زریاب، نویسنده و روزنامهنگار میگوید هر چند سره ساختن کامل زبان ناممکن است، اما تلاش برخی از روزنامهها برای کاربرد واژگان فارسی به جای واژههای غیرفارسی کار "درستی" است.
آقای زریاب گفت: "امروز روزنامه ماندگار به جای ولسوالی مینویسد شهرستان، به نظر من کاملاً درست است. به جای سارنوالی نوشته میشود دادستانی کل، این بسیار خوب است. ما خود در تلویزیون طلوع به جای استره محکمه دادگاه عالی مینویسیم. این بسیار خوب است."
اما گروهی از روزنامهنگاران خصوصی و به ویژه دولتی سرهنویسی را مطابق به اصول سادهنویسی در رسانهها نمیدانند. ولی مخالفت آنان با سره نویسی در عمل به شکستن شماری از مرزها در کاربرد زبان و ورود گروه بزرگی از واژگان بیگانه و دشوار به زبان مطبوعاتی انجامیده است.
در مواردی عدم حساسیت در برابر ورود واژههای زبانهای خارجی، باعث می شود که واژه هایی وارد مطالب روزنامهها شود که خواننده عادی نمیتواند آنها را بفهمد. به طور مثال، در سرمقاله یک روزنامه دولتی این واژگان و اصطلاحات به کار رفته است: "کوالیتی نورماتیفی، ذاتالحرکه، عینیات جنگی و تخنیک". این واژگان و اصطلاحات در یک متن فارسی دری به کار رفته است.
فیض الله محتاج، مدیر مسئول روزنامه دولتی انیس میگوید دلیل این دشواریها در روزنامههای دولتی این است که آنها هنوز به "زبانی شفاف" دست نیافتهاند. آقای محتاج گفت: "هنوز زبانی جامع و حرفهای که بتواند اطلاعات را به گونه شفاف بازتاب بدهد در رسانههای دولتی جا نیفتاده است."
به گفته آقای محتاج، هنوز در روزنامههای دولتی افرادی که از سالها پیش "با زبان کلاسیک معتاد شدهاند"، کار میکنند و به همین دلیل به میان آمدن تحول زبانی در این روزنامهها نیاز به زمان دارد.
محمود حکیمی، مدیر مسئول روزنامه افغانستان میگوید این وضعیت در کل باعث شده که زبان مطبوعاتی افغانستان دچار "آشفتگی" شود. به نظر او این آشفتگی زبان روزنامهنگاری افغانستان ناشی از "آشفتگی سیاسی" در کشور است.
آقای حکیمی گفت: "آشفتگی زبان نوشتاری در روزنامههای افغانستان برگرفته از آشفتگیهای سیاسی در کل کشور است. مثلاً پارسال وقتی که بحث زبان به شدت و حدت مطرح شد و حب و بغضهایی را هم برانگیخت و بحث از ترمینولوژی ملی بود، فکر میکنم، تا حدی ناشی از عواطف و احساسات مردم و اقوام مختلف بود."
وقتی گفته میشود: رئیس جمهوری با سران فلان قوم دیدار کرد و آنها مشکلهای خود را با رئیس جمهوری در میان گذاشتند و رئیس جمهوری به مرجعهای مربوط دستورهای لازم صادر کرد، معلوم نیست چه نوع دستورها، چه نوع مشکلها و کدام مرجعها؟ این ها همه ابهام دارد که نمیشود به این خبر گفت
احمد ضیا رفعت
اما مصداقهای عمده این "آشفتگی" در زبان روزنامههای افغانستان چه است؟ کاربرد واژگان دشوار، واژگان بیگانه و افزایش غلطهای مشهور بخشی از این مصداقها است.
وحید غروال، رئیس دانشکده روزنامهنگاری کابل گفت: "عدهای از ژورنالیستان ما فکر میکنند بهترین نوشته همان نوشته او است که حتی تحصیل کردهها ما برای یافتن معنای واژه و اصطلاحی که در نوشته خود به کار برده، وادار به مراجعه به فرهنگها شوند. یا برعکس، گاهی آنقدر تنزیل میکند که با زبان کوچهای و بازاری شباهت مییابد."
کاربرد نادرست واژگان فارسی دری، نارساییهای دستوری و عدم رسمالخط هماهنگ هم از مشکلات زبانی در عرصه روزنامهنگاری افغانستان است. افسر رهبین، شاعر و معاون سردبیر روزنامه دولتی اصلاح میگوید این مشکلات در روزنامههای دولتی بیشتر وجود دارد.
آقای رهبین گفت: "یکی از دشواریهای کار در روزنامههای دولتی عدم رعایت دستور نگارش پذیرفته شده است. با تاسف و دریغ (این دستور) در روزنامههای دولتی اصلاً رعایت نمیشود یا اصلاً کسانی که صاحب صلاحیت باشند و بتوانند روش خاصی را مبتنی بر دستور نگارش فارسی دری دنبال و رعایت کنند، اصلاً وجود ندارد."
پیچیدگی و درازنویسی مصداق دیگری برای آشفتگی زبانی در روزنامهنگاری افغانستان است که زمینه سادهنوسی را تنگ کرده است.
محمد کاظم کاظمی، شاعر و روزنامه نگار گفت: "بسیاری از تعبیراتی که میتوانند به صورت سادهتری بیان شوند، به صورت پیچیدهتری بیان میشوند. به تعبیری میتوانیم بگوییم که زبان فارسی ما کم کم دچار آسیبهای جدی میشود که این ربطی به واژگان بیگانه هم ندارد. به همین دلیل است که بسیاری از مردم متوجه آن نمیشوند و چون متوجه نمیشوند، خطرناک است."

"هنوز زبانی جامع و حرفهای که بتواند اطلاعات را به گونه شفاف بازتاب بدهد در رسانههای دولتی جا نیفتاده است"
اما عوامل اصلی ناهنجاریهای زبانی در مطبوعات افغانستان چیست؟
هر چند به طور کلی عدم آموزش روزنامهنگاران و حرفهای نبودن بیشتر آنان عامل اصلی این ناهنجاریها دانسته میشود، اما محمد کاظم کاظمی میگوید عدم حضور افراد حرفهای به عنوان ویراستار در بسیاری از روزنامهها باعث به میان آمدن بخشی از این مشکلات شده است.
آقای کاظمی گفت: "مشکل عمده این است که ما گروه واسطه بین نویسنده و آن چه که در نشریه منتشر خواهد شد، نداریم. نویسنده دقیقاً چیزی را که می نویسد، همان منتشر می شود. باید گروهی باشد که این نوشته او را از لحاظ هنجارهای ویراستاری بررسی کند و به صورت هنجار دربیاورد."
"به این ترتیب نه گروهی به نام ویراستار داریم و نه نویسندگان ما مسلط به مسائل ویراستاری هستند. به همین دلیل است که این مشکلات همچنان ادامه دارد."
ولی محمود جعفری، شاعر و روزنامهنگار میگوید عدم "استراتژی زبانی" در روزنامهها هم تا حدود زیادی باعث آشفتگی در زبان مطبوعاتی شده است. به نظر او، بیشتر روزنامهها از "گرایشهای زبانی صاحب امتیازهای خود متاثرند".
در افغانستان هیچ نهادی وجود ندارد که برای بهسازی و توسعه زبانهای رسمی برنامهریزی و نظارت کند. آقای جعفری نبود چنین نهادی را هم از دلائل عمده ادامه مشکلات زبانی در مطبوعات افغانستان میداند.
آقای جعفری گفت: "قانون اساسی دولت را موظف کرده است که برای تقویت، رشد و توسعه زبانها تلاش کند و برنامههای منظمی را روی دست بگیرد و اجرا کند. اما متاسفانه دولت افغانستان تا اکنون هیچ توجهی در این زمینه نداشته و هیچ نهادی را برای این کار تاسیس نکرده است. در حالی که ما نیازمند تاسیس یک فرهنگستان ملی هستیم که برای تقویت و رشد زبانها کار کند."
شماری از کارشناسان هشدار میدهند که اگر دولت و نهادهای مسئول کارهای لازم را در این زمینه انجام ندهند، نه تنها زبان رسانه ای، بلکه زبانهای ملی در کل با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.