
هشت سال پس از حضور جامعه جهانی در افغانستان به عنوان پیامد اصلی حوادث یازدهم سپتامبر سال 2001، رویداد های این کشور در این سالها در داخل افغانستان بیشتر بازتاب رسانهای داشته است تا هنری.
اما در عین حال و در بین آثار هنری خلق شده داخلی و همچنین در بین هنرمندان افغان داخل کشور، این بیشتر شاعران بوده اند که به این رویداد و تاثیرات آن بر زندگی سیاسی و اجتماعی کشور خود توجه نشان دادهاند و کمتر داستاننویس مقیم افغانستان بوده که بنمایه کار خود را حضور جامعه جهانی در افغانستان قرار داده باشد؛اشکهای تورنتو در پای درخت انار از این گونه آثار است.
اشک های تورنتو در پای درخت انار، داستان بلندی از احمد ضیا سیامکهروی است که به تازگی در کابل منتشر شده است.
موضوع اصلی این داستان بلند، حضور جامعه جهانی در افغانستان و درگیری سربازان خارجی با گروه های شورشی مخالف در مناطق جنوبی افغانستان است.
شخصیت اصلی این داستان بلند ۱۷۶ صفحه ای یک زن چشم پزشک کانادایی است که برای کمک به مردم افغانستان و زخمیان کشورش به افغانستان می آید و در یک پایگاه نظامی نیروهای کانادایی در شهر قندهار مستقر می شود.
حوادث داستان بلافاصله پس از حضور ماری، چشم پزشک کانادایی، در شهر نسبتاً ناآرام قندهار، در جنوب افغانستان آغاز می شود.
سیامک هروی در این داستان دغدغه زبان و نوع پرداخت به موضوع را ندارد. او می خواهد سرگذشت ماری را با حوادث و مردم کشورش گره بزند و نشان دهد که بر این کشور جنگ زده چه گذشته و چه در حال گذشتن است.
داستان از مظالمی سخن می گوید که مردم عادی افغانستان در زندگی روزمره خود آن را، چه از سوی حاکمان محلی و چه از سوی افراد مسلح شورشی، تجربه می کنند.
به همین دلیل، او از زاویه سوم شخص مفرد، که عمدتاً گفته می شود از امکانات بیشتری در ارایه پیرنگ داستان برخوردار است، استفاده می کند، هر چند که ممکن است به حقیقتمانندی داستان، به نظر بسیاری از منتقدان ادبی آسیب وارد برساند.
سیامک، راوی کمتر از یک دهه از حوادث کشور خود است؛ همانگونه که با عقب گردهایی از جنگ مجاهدین با نیروهای شوروی سابق هم داستاهایی را ارایه می کند؛ ولی محور اصلی داستان حضور پررنگ جامعه جهانی، طالبان، خشونت، بمبگذاریهای انتحاری و ویرانی است که در مناطق جنوبی افغانستان جریان دارد.
عشق به عنوان مهم ترین سرشت و سرنوشت آدمی در جهان ناپایدار از بنمایههای دیگر این داستان بلند است که هم چون سرنوشت بازیگران اصلی آن به ناکامی و مرگ میانجامد.
عشق، بیانگر حضور انسان در جهان آغشته از نامهربانی است، ولی در افغانستان زنان بار گناه عشق را به دوش می برند، آن گونه که در داستان اشکهای تورنتو در پای درخت انار مریم، یکی از چهره های محوری این داستان، مجبور می شود خلاف خواست و آرزویش تن به ازدواج اجباری بدهد.
اشکهای تورنتو در پای درخت انار از شگردهای داستاننویسی مدرن پیروی نمی کند. روایت داستان به گونه ساده و روان به پیش می رود و خواننده را در پی حوادث داستان با خود تا به آخر می برد.
اشکهای تورنتو در پای درخت انار
نویسنده: احمد ضیا سیامکهروی
شمارگان: دو هزار
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.