وبلاگ روز هفتم

لا لا لای لا لای ...

محمود عنايت 20/03/2007, 10:11 PM

مطلب از نازلی کاموری (وبلاگ سیبیل طلا)

pic_4.jpg

با توجه به این که در کجا نوروز را جشن میگیرید، در آذربایجان، افغانستان، ایران، تاجيکستان، کردستان نوروز می تواند معناهایی متفاوت داشته باشد. واقعیت این است که به هر حال يک پدیده فرهنگی جدا از ساختار معنایی اش چه مفهومی می تواند داشته باشد؟

در طی صد سال گذشته اتفاقات هولناکی برای مردمانی که نوروز را در این مناطق جغرافيايی جشن می گيرند افتاده است که معنی نوروز را دگرگون کرده. ایرانی ها شاهد دو انقلاب و چندين جنگ بوده اند. کردها تمام صد سال گذشته را در جنگ و بحران زندگی کرده اند. تاجيک ها و آذری های عضو اتحاد جماهير شوروی، قبل و بعد از فروپاشی از بحران های اقتصادی رنج کشيده اند و مردم افغانستان هم که داستان شان شهره آفاق است. این رویدادهای هولناک باعث شده که ميليون ها آدم که تعلقات فرهنگی به این مناطق دارند، امروز نوروز را در جغرافیایی بيگانه با فرهنگ شان، در زمان و مکانی خارج از ساختار معنایی نوروز جشن می گيرند.

برای من که متعلق به گروه ایرانيانی هستم که در همه جای این کره خاکی پراکنده شده اند، مهاجرت کرده اند، يا در تبعيد اند همه چيز نوروز متفاوت هست. برای من نوروز مثل يک پوسته توخالی از آن پديده فرهنگی است که بايد اینجا در کانادا با يک تلاش مذبوحانه باز توليدش کنم. يعنی بايد در يک روز کاری که متفاوت از هيچ روز کاری ديگری در کانادا نيست، با نگرانی هرچه بيشتر از صاحب کارم- دانشگاه ام اجازه بگيرم، خودم را سريع به مغازه های ایرانی برسانم، سنجد، سمنو، سير، سبزه، سنبل، آجيل، وشرينی بخرم، سفره هفت سين ام را بچينم، با دوربين ديجيتال ام برای این مطلب عکسی از خودم و هفت سین ام بگيرم، و در آن لحظه آخر حتی نبايد لبخندم را فراموش کنم چرا که نوروز است و موسم شادی.


سوالی که باید به آن فکر کنیم این است که آیا نوروز می تواند مفهومی معنی دار باشد بیرون از جغرافیای فرهنگی ااش؛ مثلا در تورنتو، در جایی که برای اکثریت قریب به اتفاق جامعه روز 20 مارس تنها روز کاری ایست مانند روزهای دیگر. «نوروز در غربت» برای میلیونها انسانی که ناگزیر از تن دادن به آن هستند مفهومی ست کاملا متفاوت از «نوروز اصلی» از «نوروز ناب» که مهمترین رویداد سال است در جغرافیای فرهنگی خودش. «نوروز اصلی» رویدادی ست که در «سرزمین مادری» از ماهها قبل برایش تدارک دیده میشود و تمام جامعه از بالا تا پایین نزدیک شدن آن را منعکس میکند. و اگر «نوروز غربت» رویدادی ست ماهیتا متفاوت از نوروز در سرزمین مادری این ماهیت متفاوت چیست؟ نوروز در غربت به کدام نیاز ما پاسخ میدهد و کدام نیروست که مارا به زنده نگاه داشتن آن در زمان و مکانی بیگانه با نوروز وامیدارد؟


برای من نوروز در غربت باز توليد احساس های نوستالژيکی ست که با خود حمل می کنم. هميشه در چند ساعت قبل و بعد از سال تحويل دچار نوستالژی های شکموآنه و عاشقانه می شوم. عاشقانه برای اینکه دلم شديداً برای پدر بزرگم "بابو" تنگ می شود و شکموآنه برای اینکه هيچ ماهی ای در دنيا طعم ماهی سفيد دريای خزر را ندارد. ياد بندر انزلی می افتم که تمام نوروز های کودکی ام را آنجا سر کرده ام. ياد بابو می افتم که باهم به بازار ماهی فروش ها می رفتيم و برای خريدن بهترين ماهی سفيد چانه می زديم. در شهر دوزبانه انزلی پدر بزرگ من بسيار به درد می خورد اگر ماهی فروش ترک بود به آذری چانه می زديم و اگر گيلک بود به گيلکی. در راه بازار تا خانه بابو به من ياد می داد که چطور فکر کنم. ياد می داد که چطور با وجود ديدن بی عدالتی های اطراف ام، اندوه زندگی را با اميد به زندگی جایگزین کنم. اميد به تغيير در محيط اطراف ام در دنيای پيرامون ام.


سال 85 برای تمام کسانی که دغدغه های مشابه با من دارند سالی بود پر از نگرانی. نگرانی برای ایرانيانی که به خاطر فعاليت های مدنی شان در زندان بودند و هستند: برای دانشجويان، کارگران شرکت واحد، فعالين حقوق زنان، و معلم هايی که تحویل سال را در زندان اوين سپری خواهند کرد. از همه مهمتر نگرانی برای وضعيت ایران در مقابل شورای امنيت و تحريم های اقتصادی ای که می تواند کمر تک تک ایرانی ها را بشکند.

می گويند بايد سال نو را با آرزو های خوش آغاز کرد. من می گويم در این دنیای قاراشمیش که من در آن زندگی می کنم شايد بايد سال نو را با نفرين آغاز کرد. پدر بزرگ ام وقتی آدم ها، کشور ها، و قدرت های زورگو را نفرين می کرد می گفت که "خدايا اینها را با کار خودشان گرفتار کن."

با کار خودشان برای اینکه ديگر بلای روز زندگی ديگران نشوند. این هم دعای نوروز من است . خدايا تمام کسانی که بلای جان مردم من هستند را به کار خودشان گرفتار کن!!

در نهايت بايد اضافه کنم که هيچ نوروزی بدون صدای هايده و "يک امشب شبه عشقه" معنی ندارد. بنابرين دستا بالا همگی قر:

آهان اینه

بيا جلو

جوووون

ها لا لا لای لا لای ها لا لای لای

هالالا لای لا لای ها لا لای لای

technorati google icerocket Balatarin | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

اظهارنظرها  ارسال اظهار نظر

ارسال اظهار نظر

نام و نشانی ايميل ضروری است

اظهارنظرها پس از تاييد شدن توسط نويسنده وبلاگ در صفحه درج خواهد شد. اظهار نظرها ممکن است ويرايش شود.

ضروری است
ضروری است (نشان داده نمی شود)
  نشانی ايميل شما تنها در اختيار بی بی سی است. ممکن است در مورد مطالبی که در اين ايميل مطرح شده، با شما تماس بگيريم. برای کسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه، سياست بی بی سی درباره اطلاعات شخصی افراد را بخوانيد
    

بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست