« قبلی | اصلی | بعدی »

ایران، روسیه و چین: فدرالیسم یا تجزیه

مجید محمدی مجید محمدی | 2013-01-10 ,17:52

اگر غرور و احساسات ملی را که مبنای عقلانی ندارند و بالقوه می توانند بسیار خطر ناک باشند کنار بگذاریم و به سراغ معیارهایی مثل صلح، دمکراسی، توسعه و حقوق بشر برویم، دنیایی با واحدهای سیاسی کوچک تر شاید به نفع همه باشد. این واحدهای سیاسی کوچک تر، با تشکیل دولت- ملت‌های دمکرات و فدرال (مانند ایالات متحده، هند، آلمان، سوئیس) یا با تجزیه کشورهای بزرگ محقق خواهند شد. از همین منظر است که تجزیه ایران، روسیه و چین را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر می دانم.

کوچک زیباست، هم در اقتصاد و هم در سیاست

فارسی زبانان احتمالا با کتاب "کوچک زیباست" اثر اقتصاد دانی به نام شوماخر آشنا هستند. عصاره آن کتاب این است که برای داشتن زندگی سالم، پویا و متلائم با محیط زیست هرچه تکنولوژی‌ها، شرکت‌ها و موسسات کوچک تر باشند و هرچه محیط کار معنابخش تر، دلپذیرتر و کرامت بخش تر باشد نتیجه بهتری خواهیم گرفت. او مخالف مصرف گرایی و مبلغ توسعه پایدار بود که با بنگاه‌های کوچک و فن آوری‌های کوچک محتمل تر می نمود.

"لئوپولد کور" همین ایده را در عالم سیاست و دولت- ملت‌ها به کار می گیرد (در کتابی به نام "فروپاشی ملل"). او براین باور است که "تنها یک علت در پشت سر همه بدبختی ها وجود دارد: بزرگی".

او می گوید "هرگاه چیزی اشتباه و خطاست، بیش از اندازه بزرگ هم هست." کشورهای بزرگ با قدرت مرکزی غیر دمکراتیک و فاقد حق خودگردانی واقعی (چین، اتحاد جماهیر شوروی و بعد روسیه، ایران) نه تنها برای مردم خود جهنم آفریده‌اند بلکه برای صلح بین المللی نیز در مقاطعی مخاطره آفرین بوده‌اند.

بزرگی کشور در کنار تمرکز قدرت در دست حزب واحد یا گروهی محدود قدرت مطلق را به دست افراد جاه طلب می سپارد که برای همه خطرناک هستند. امروز حزب کمونیست چین، محفل امنیتی-اطلاعاتی پوتین و محفل امنیتی- نظامی آیت الله خامنه‌ای با کشورهای بزرگی که در اختیار دارند برای همه دنیا مشکل ایجاد می کنند. یک نمونه آن دفاع تمام قد آنها از خونریزی به نام بشار اسد است.

اندازه اهمیت دارد

کیسینجر در مورد آلمان و نقش مخرب آن در اروپا در دوران دو جنگ جهانی می گوید: "آلمان قدیمی بیچاره: برای اروپا خیلی بزرگ، برای جهان خیلی کوچک". آلمان پس از اضمحلال دولت شهرهای قرن هجدهم (حدود ۳۰۰ دولت مستقل) و تمرکز قدرت در دست گروهی اندک به غولی در اروپا تبدیل شد که دهها میلیون نفر را به کام مرگ کشاند. همچنین درست در زمانی که امپراطوری تمامیت خواهی و شکنجه و اعتراف گیری (اتحاد جماهیر شوروی) در حال فروپاشی بود هسته سخت آن به ۱۵ کشور تجزیه شد.

اندازه جغرافیایی برای دول متمرکز و غیر دمکراتیک تصوری از خود ایجاد می کند که ممکن است بیش از ظرفیت ملی آن باشد و برای تحقق این تصور باید جنایت‌هایی صورت گیرد و دروغ‌هایی گفته شود و تقلب‌هایی انجام شود. هزینه بزرگی که مردم دنیا برای کمونیسم و فاشیسم پرداختند از یک جهت محصول بزرگی و غیر فدرال بودن دو رژیم فاشیستی و کمونیستی در دو کشور آلمان و اتحاد جماهیر شوروی بود. بزرگی ایران نیز خطر اسلامگرایی را دو چندان ساخته است.

برای اضمحلال، خیلی بزرگند

جمله فوق توجیهی بود برای کمک دولت به موسسات مالی خیلی بزرگ در بحران اقتصادی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ در ایالات متحده. استدلال این بود که گرچه این موسسات خود مسبب بحران مالی و اقتصادی هستند، اما به علت بسیار بزرگ بودن نمی توان گذاشت ورشکسته شوند چون در صورت ورشکستگی آنها، همه آسیب خواهند دید. بر اساس همین توجیه بود که نیروهای منتقد همواره از شهروندان خواسته‌اند سرمایه خود را از موسسات بسیار بزرگ (مثل جی پی مورگان، سیتی بانک، مریل لینچ، چیس منهتن، بانک آمریکا) بیرون کشیده و در موسسات کوچک و محلی سرمایه گذاری کنند تا بزرگی، توجیهی برای کمک دولتی و سوبسید قرار نگیرد.

دولت- ملت‌های بسیار بزرگ و غیر فدرال نیز در مراحلی به همین وضعیت "خودویرانگر" می رسند و کسانی با استناد به هزینه‌های فروپاشی به همین منوال استدلال می کنند که "برای فروپاشی خیلی بزرگند" یا هزینه فروپاشی آنها بسیار بالاست. برای پرهیز از آن وضعیت از همین امروز می توان به ایده کوچک سازی واحدهای اجرایی و اداری در قالب یک نظام فدرال اندیشید و از تجزیه‌های خونین مثل یوگسلاوی پرهیز کرد.

غرور بی حاصل

بزرگی کشورهایی که حکومت آنها ظرفیت حکومت فدرال و واگذاری قدرت به مردم را ندارند (مثل ایران، روسیه و چین) هم به حال مردم آن کشورها مضر است و هم به حال همسایگان و مردم دیگر کشورها. هند، آلمان، و ایالات متحده نیز کشورهای بزرگی هستند، اما مردمان این کشورها به تجربه یاد گرفته‌اند که با یک سیستم فدرال قدرت را میان مردم تقسیم کنند. امروز از جهت ازدواج همجنسگرایان، اعدام، سقط جنین، مالیات، نظام انتخاباتی، احزاب و گروه‌های سیاسی، ساختار اقتصادی و دهها موضوع دیگر ایالات گرد آمده در کشور ایالات متحده شرایط و قوانین متفاوتی دارند و افراد مجبور نیستند شرایط یک ایالت را تحمل کنند و دولت فدرال قادر نیست یک قانون را بر همه اعمال کند. همین موضوع است که پنجاه ایالت را در کنار هم نگاه داشته است.

اما تبتی‌ها یا اویغورها در چین، چچن‌ها و اینگوش‌ها در روسیه یا کردها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و عرب‌ها در ایران از چنین موقعیتی برخوردار نیستند. اگر مردم و نخبگان سیاسی چین و روسیه و ایران نتوانند فدرالیسم را در چارچوب ملتی بزرگ پذیرا شوند راه حلی که برای بسیاری باقی می ماند تجزیه است. کشورهایی که مانند کانادا و بریتانیا و اسپانیا و بلژیک ظرفیت سیاسی آزمون‌های فیصله بخش مثل همه پرسی (در کِبِک و اسکاتلند و کاتالونیا و فلاندرز) را ندارند، به تدریج به چند واحد سیاسی مستقل تقسیم می شوند، البته با هزینه بسیار زیاد.

مانع تجزیه در نظام‌های اقتدارگرا و متمرکز نیز نه عرق ملی یا میراث فرهنگی بلکه زور قوای قهریه بوده است: ارتش‌ سرخ و حزب کمونیست در چین، ارتش شاهنشاهی و سپاه پاسداران در ایران، و ارتش روسیه. زور نمی تواند توجیه خوبی برای مشروعیت وضعیت موجود ایران، روسیه یا چین باشد. تمامیت ارضی‌ای که مستلزم اعدام های دسته جمعی و ریختن خون جوانان تبتی، ایغور، چچنی، کرد، ترکمن، ترک، عرب و بلوچ باشد چه ارزشی دارد؟

ضرب در ده یا صد

تصور کنید که در کره زمین به جای حدود ۲۰۰ کشور، ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۰۰ کشور یا واحد سیاسی مستقل وجود داشت. در این شرایط، میزان سرکوب اقلیت‌های قومی و مذهبی و نژادی، احتمال جنگ‌هایی در مقیاس و مدت زمان جنگ‌های جهانی اول و دوم و جنگ ایران و عراق یا جنگ ویتنام، و امکان شکل گیری دولت‌های توتالیتر بسیار کاهش می یافت. احتمال تجمع قدرت در دست اقلیتی نظارت ناپذیر و فراقانون در دنیایی با ۲۰۰۰۰ یا ۲۰۰۰ ملت به شدت کاهش می یافت. تهدیدات امنیتی عمدتا ناشی از تمرکز قدرت در جمعی نامسئول یا سرکوب اقلیت‌ها بوده است. در میان این ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۰۰ ملت آنها که ظرفیت همکاری با یکدیگر را می داشتند در قالب دولت های فدرال گرد هم می آمدند.

در دنیایی با ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۰۰ کشور بسیاری از آن اقلیت‌ها خود صاحب کشور می شدند و دیگر اکثریت بزرگی آنها را قربانی و سرکوب نمی کرد؛ قدرت در دست حکومت‌های مرکزی قلدر و غیر پاسخگو در آلمان نازی، شوروی کمونیستی، چین کمونیستی، و ایران اسلامگرا متمرکز نمی شد تا حکومت‌هایی تمامیت خواه را رقم بزند و دیکتاتوری‌های سرسخت را مستقر سازد و آنها با اتکا بر همان قدرت، جنگ و تروریسم به راه بیندازند یا دولت هایی را به صورت اقمار خود درآورند.

دخالت محدود، حیطه محدود

دولت‌هایی (تمرکزگرا، اقتدارگرا) که میزان دخالت آنها در امور مردم و حیطه عمل محدود شدنی نیست در نهایت به سوی تجزیه و کوچک سازی حرکت می کنند. دولت کوچک می تواند به بیان "کور" دولتی با قلمروی کوچک تر نیز باشد. اوج خلاقیت فرهنگی و علمی یونان و ایتالیا و ثروت و رفاه و سعادت شهروندان آنها زمانی بود که عمدتا در قالب دولتشهرها اداره می شدند. تجزیه یوگسلاوی به نفع مردم این سرزمین بوده است. دیوید ثارو مولف کتاب "نافرمانی مدنی" می گوید: "بهترین دولت، دولتی است که به نحو حداقلی حکومت کند." دولت‌های کوچک یا آنها که در قالب فدرال عمل می کنند با این معیار حکومت حداقلی بیشتر همخوانی دارند.

اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 22:05 روز 2013-01-10 ,سعید :

    من فکر میکنم؛ این طرز فکر نوعی پاک کردن صورت مساله است؛ تبعیض و تفکر خودبرتر بینی از واحدهای اجتماعی کوچک مثل روستاها و حتی کوچکتر از اون خانواده ها شروع میشه و تجزیه راهکار مناسب نمیتونه باشه

  • 2. نوشته شده در ساعت 22:18 روز 2013-01-10 ,کاوه :

    درود به شرف قلمت... بسیار ارزشمند وصادقانه وعلمی وبدرور از تعصب بود...

  • 3. نوشته شده در ساعت 22:49 روز 2013-01-10 ,متقی :

    به گمانم این مقاله چند مشکل مهم دارد. اول اینکه همانطور که خود نویسنده هم اشاره دارد تجزیه طلبی هزینه زیادی دارد. چه کسی باید این هزینه را بپردازد. این هزینه هم اقتصادی است و هم جانی.تجزیه یوگسلاوی به قیمت از بین رفتن چه تعداد انجام شد؟دوم اینکه سیستم فدرال برای بهم پیوستن واحدهایی بوده که مستقل از هم زندگی میکرده اند نه جدا کردن ملتهایی که بطور سنتی در کنار هم زندگی میکرده اند. بطور مثال کانادا از ادغام چهار ایالت ایجاد شد و بعد بتدریج ایالتهای دیگر به ان اضافه شد.بفرض که یک کشور را به چند کشور تقسیم کنیم .ایا تمام انها توان اداره کردن کشور از نظر اقتصادی را دارند یا باید به کشورهای فقیری تبدیل شوند با مردمی گرسنه؟.ایا علت جنگ طلبی نادانیست یا بزرگی کشورها؟.ارامش در کشورهایی مانند کانادا بدلیل بیشتر بودن سطح اگاهی عمومی و توان تحمل کردن همدیگر است( که البته بلطف ورورد مهاجران از کشور هایی عقب مانده مورد تهدید روز افزون است)بر عکس نویسنده من معتقد هستم تفکر تجزیه طلبی از نادانی و قوم گرایی نشات میگیرد. من ناسیونالیست نیستم و هیچ علاقه ای هم به ان ندارم اما این تفکر را خطر ناک میدان

  • 4. نوشته شده در ساعت 22:57 روز 2013-01-10 ,توهم :

    ضمنا روسیه فدرالی اه و چین تو ایالت سین کیانگ و تبت اکثریت چین با هان هاست . این به اصطلاح مقاله شما هم الان می شه بت واسه تجزیه طلبا.یعنی بفرمایین روابط بین الملل بخونین.

  • 5. نوشته شده در ساعت 0:24 روز 2013-01-11 ,اشکان :

    ممنون از این مقاله ی متفاوت.
    سوالی که هست اینه که چطور میشه تو کشورهای مستبد این رو فهمید که یک قومیت یا ملیتی استقلال یا اصلا فدرالیزم می خوان؟
    مثلا در ایران از کجا میشه فهمید مردم فلان شهر آذربایجان خواهان جدایی هستند؟

    چیزی که من رو به عنوان یه ایرانی نگران میکنه لزوما تجزیه ایران نیست، اینه که اگه تو این شرایط، دولت مرکزی ضعیف شه یک روز.. و بعد یه اقلیتی، که احتمالا از کشور دشمن ایران پشتیبانی میشن، تو فلان نقطه از ایران اسلحه به دست بیان تو خیابون و جدایی سر بدن، تکلیف اون کسانی که اکثریت هستند و جدایی نمی خوان چی میشه؟

  • 6. نوشته شده در ساعت 0:25 روز 2013-01-11 ,فرهاد :

    درود. خیلی خوب است که جنابعالی اینطور نظریات نوین را برای ما فارسی زبانان و ایرانیان مطرح می فرمایید. جسارتا از آنجایی که ما یک ملت جهان سومی هستیم و چندان با این قبیل تئوریهای مطرح و روز دنیا آشنایی نداریم لطفا اینها را اول در اروپا و آمریکا پیاده کنید بعد ما هم از تکه تکه شدن اروپا و آمریکا درس می گیریم که به قول شما «غرور و احساسات ملی مبنای عقلانی ندارند» و «کوچک زیباست». مثلا همین بریتانیا که ایرلند شمالی و اسکاتلند را تحت اشغال دارد کوچکتر باشد به نظر من هم زیبا تر است. به گمانم محض همین گفته ی شما تمام کشورهای اروپایی - که برخی از آنها مثل فرانسه و آلمان چند صد سال سابقه عداوت و دشمنی دارند - اتحادیه اروپا را تشکیل دادند تا کوچک تر شوند و در اقتصاد و سیاست زیباتر شوند.

  • 7. نوشته شده در ساعت 0:53 روز 2013-01-11 ,سیاوش :

    در شرایطی که جهان به سمت اتحاد و پیوستگی پیش می رود ،،،جهانی با 2000 دولت مستقل خیلی جالب یا صلح آمیز به نظرم نمیرسه ،،،یه هرج و مرج تمام عیاره احتمالا

  • 8. نوشته شده در ساعت 1:24 روز 2013-01-11 ,zana :

    آقای محمدی
    از اینکه از حقوق اقلیت های ایران حرف می زنید و از اینکه فضا را برای شکستن تابوی "این سرزمین آریایی ابدی" آماده می کنید از شما سپاسگذارم.
    کاش می توانستم تشکر خود را به زبان مادریم بنویسم.

  • 9. نوشته شده در ساعت 2:07 روز 2013-01-11 ,آرسام :

    متاسفانه در مقاله فوق یک‌نوع راه‌حل تجویز شده که ارزش مقاله را از یک مقاله علمی به سطح یک دیدگاه تعصبی سوق داده است.
    مشکل دولت‌ها نوع حکومت(لیبرالیسم،سوسیالیسم،فدرالیسم یا حتی دیکتاتوری) نیست، بلکه به عقیده بنده ظهور ماکیاولیسم(چه حکومتی و چه مذهبی) است، زمانی که ماکیاولیسم درمان قطعی نشود شما کشورهای انگلیس،روسیه،چین و حتی ایران را به صدها پاره تبدیل بکنید، راه حل نیست بلکه گسترش سرطان به چند کشور کوچکتر است، این موضوع را در کشورهای استقلال‌یافته از روسیه می‌توان مشاهده کرد.

    درضمن برای تمثیل‌ها کلیت جهان را بنگرید بهتر است ;)

  • 10. نوشته شده در ساعت 2:18 روز 2013-01-11 ,reza :

    دیربازیست که که قدرتهای جبار در پی تجزیه ایران به دهها منطقه جغرافیایی فاقد تاثیرات فرهنگی تاریخی و سیاسی بوده و هستند،
    آنچه که امروز به بهانه عدم دسترسی ایران به سلاح هسته ای برسر این ملت آورده اند،نقابی جهت پنهان کردن نیت
    پلید آنها در به اجرا گذاردن فشار هر چه بیشتر در به تجزیه رساندن این کشور کهن و تاریخی و تاثیرگذار در منطقه ،که به نظر نویسنده محترم مردم آنرا باداشتن غرور و عزم واراده ملی در زنده نگه داشتن و تداوم عمر سیاسی فرهنگی اجتماعی آن ملت برای جهان خوارانی چون امریکا "بدوخطرناک"میدانند،هستند.

    و در این بین دریغ و صد دریغ از آنانی که دانسته و نادانسته با گفتار و کردارو پندار خود،هم سو با کسانی که دارای خواستگاهی اینچنین نکبت بار و پلید،راه را در رساندن بدخواهان "ایران زمین"به آرزوهایشان یاری مینمایند.

  • 11. نوشته شده در ساعت 2:24 روز 2013-01-11 ,Vahid :

    هر وقت كبك و باسك تجزيه شد اون وقت به فدراليسم فكر ميكنيم.
    از سايت انگليسى چيزى جز اين مقاله ها انتظار نميره.

  • 12. نوشته شده در ساعت 2:35 روز 2013-01-11 ,حبیب :

    انصافاً مقاله پرمحتوا و بدون غرض ورزی و تعصب بود. به باور من هم کسانی که مخالف سرسخت فدرالیسم یا سیستم ایالتی هستند به دموکراسی چندان اعتقادی ندارند. اگر ایران سیصد سال پیش اینقدر بزرگ بود و خطری تجزیه شدن آن را تهدبد نمی کرد دلیلش همان سیستم قدرت غیر متمرکز و تفویض قدرت به ایالات در ابعاد گوناگون بود درست مثل این می ماند که یک شرکت تعاونی رو که اعضایش با رسبدن به تفاهم تعاونی رو تشکیل دادن در مقالسه با یک شرکتی که سهام و فدرتش در دست عده ای محدود است و بقیه کمترین بهره را میبرند. پرواضح است تا زمانی که این تغاونی حق و حقوق اعضا رو رعایت میکنه و نفعشان از شراکت بیشتر از فعالیت انفرادا است حول آن باقی خواهند ماند. مشخصاً هم در مورد ایران، اقوام مختلف از گذشته های دور تا به امروز نفعی داشته اند که در کنار هم بوده اند. در حال حاضر نگرانی که بخصوص در مورد کردها، بلوچها و عربها که جزو توسعه نیافته ترین مناطق هستند بی مورد است چرا که در یک سیستم آزاد دوست دارند با ماندن در کنار مناطق بیشتر توسعه یافته تر یه شکوفایی برسند مادامی که این حس در آنها باشد که رای و نظرشان قابل احترام است و در این راه هیچ چیزی به اندازه ابن حس که آنها به اراده و میل خود در کنار دیگر اقوام باقی مانده اند به این حس کمک نخواهد کرد. ضمناً همانگونه که ورزش برای خالی کردن حس جنگندگی و تحلیه هیحانات ناشی از حس برتری جویی انسان در یک چارچوب کنترل شده است و یا اجازه تظاهرات برای خالی کردن احساس خشم و عکس العمل تظاهرکنندگان نسبت به موضوعی که بهش اعتراش دارند لازم است برای جلوگیری از رفتن به قالب تحزیه طلبی که مطلوب هیچ کس نیست و فقط در صورت حس مظلوم واقع شدن و مورد اجحاف قرار گرفتن یک گروه قومی (حتی اگر این تفکر واقعیت نداشته باشد) این نوع دیدگاه تقویت میشود گزینه فدرالیسم گزینه مناسبی است. بعضی از دوستان نگران هستن که این حرکت مقدمه استقلال است و این مناطق در قدم بعدی درخواست استقلال میکند این تفکر از چند دیدگاه درست نیست اولین دلیلش تجربه کشورهای با سیستم مشابه است در واقع میل به تحزیه طلبی در کشورهای با سیستم حکومتی مرکز گرا بسیار بیشتز از سیستمهای فدرالی است. در ثانی به مثابه همان سیسنم تعاونی، قومینها تا زمانی که احساس کنند نفعشان در بودن با همدیگر است و از اونحایی که با رعابت حقوق انسانی همه، هیحانات ناشی از بی عدالتی جای خود را به خردگرایی داده است حتی اگر این هیجانات در درون بخشی از جامعه باشد ولی برایند تصمیم گیری دراون جامعه عقلانیت خواهد بود نه احساسات تهییح شده. در نظر بگیریم که حتی در سیستم بسیار ناپخته و شبه دیکتاتوری در عراق امروز که حتی جناحی مثل صدر نیز دولت مالکی را به دیکتاتوری تمام عیار متهم کرده دولت خودمختار کردستان ( که خودمختاری خود یک پله از فدرالیسم به استقلال نزدیکتر است) تاکنون از استقلال حرفی نزده و با وجود اختلافات شدید هنوز در حال مذاکره برای رسیدن به تفاهم بر سر موضوعات حساسی مثل قضیه کرکوک، سهم کردستان از درآمد دولت فدرال و غیره هستند و این در حالی است که بنا به پیشینه تاریخی ایرانیان بسیار بیشتر از مردم عراق اهل مصالحه و پذیرای دموکراسی هستند و هم منطقه اقلیم کردستان از لحاظ توسعه یافتگی نسبت به بغداد بسیار توسعه یافته تر از نسبت مشابه اقدام ایرانی نسبت به سیستم مرکز است که این خود جذابیتی برای استقلال در آنجا فراهم می کند در حالی که هنوز در داخل مرزهای عراق متحد باقی مانده اند. در پایان دوستان را به این لینک ارجاع میدهم تا ببینند که چگونه در جوامع غربی با این پدبده اقوام برخورد میشود:

  • 13. نوشته شده در ساعت 2:53 روز 2013-01-11 ,شهرام موسوی :

    با سلام
    وضعیت ایران با مثالهایی که بیان کرده اید کاملا متفاوت است.اقوام مختلف ایرانی در طول هزاران سال با هم زندگی کرده وطوری مخلوط و ممزوج شده اند که جدا کردن آنها از هم غیر ممکن است.با کمال تاسف اظهارات شما تفرقه افکنانه و بر خلاف منافع ایران و ایرانیان است و خیانت در حق ملیونها شهیدی که در طول چند هزار سال از این آب وخاک دفاع کرده اند.

  • 14. نوشته شده در ساعت 2:55 روز 2013-01-11 ,ali :

    چین و روسیه و حتی پاکستان که فدرال هستند. ۲۱ خود مختاری و خود گردانی و ۲۷ زبان رسمی در روسیه موجود میباشد. من از ۲۱ خودمختاری ۱۱ عدد ان را مینویسم. جمهوری تاتارستان.چچن.چوواش.داغستان.مغولستان.جمهوری اوار. اینگوش. چرکس. بالگار. اوستیا. جمهوری سیبریا.

  • 15. نوشته شده در ساعت 3:30 روز 2013-01-11 ,کمال :

    مقاله خوبی بود. در مورد ایران اگر تا زمانی که سطح مطالبات بالا نرفته و به خشونت نرسیده این فدرالیسم پیاده بشه امکان تجزیه از بین خواهد رفت. البته در مورد کردستان فکر نمیکنم با فدرالیسم هم تجزیه طلبها دست بردارن.

  • 16. نوشته شده در ساعت 3:48 روز 2013-01-11 ,سميعى نيا :

    نتيجه نهايى در رابطه با بهتر بودن وجود ٢٠٠٠٠ كشور نسبت ٢٠٠ كشور بسيار خامكارانه و از مقاله اى در سايتى مثل بى بى سى بسيار بعيد است. دلايل براى رد اين ادعاى ساده انديشانه بسيار است ولى نويسنده محترم را به مطالعه در مورد مفهوم هزينه معامله (transaction cost theory) در علوم اقتصادى توصيه مى كنم تا متوجه شوند كه لزوما وجود كشورهاى كوچك تر و متعدد، هزينه كم ترى را به پيكره جامعه بشرى متحمل نمى كند، و چه بسا هزينه هايى چون جنگ بر سر منابع محدود و مشترك، پيچيده تر شدن مسير توافق بر سر مسائل جهانى مثل قاون گذارى براى حفظ محيط زيست و... را به دنبال داشته باشد.

  • 17. نوشته شده در ساعت 4:19 روز 2013-01-11 ,arash :

    اگر حرفهای نویسنده درست باشد، معلوم نیست چرا اروپا دارد اینهمه تلاش می‌کند که "یکی‌" شود یا آلمان اتحاد دوباره آاش را جشن می‌گیرد یا چرا انگلیس مهد دموکراسی بابی ساندز را در زندان میکشد چون می‌خواهد ایرلند جمهوری باشد. تجزیه نسخه‌ی کشور‌های بزرگ غربی برای بقیه است تا بقیه کشور‌ها را بهتر مدیریت کنند. چیزی که آمریکا را یکپارچه نگاه داش قوانین مختلف ایالت‌ها نیست، بلکه قدرتمند بودن آن است. آمریکا را در خاورمیانه بگذارید توپ و تانکش را بگیرید ببینیم ایالت‌ها در کنار هم میمانند یا نه!

  • 18. نوشته شده در ساعت 4:28 روز 2013-01-11 ,bahman :

    میدونید با تجزیه چه خونی به راه میافته. سر هیچ و پوچ. تکلیف آدمهایی که بین قومی و اقلیتی دنیا اومدن چی‌. اصلا اقلیتها بیشتر از اینکه قومی باشند دینین. تکلیف اونا تو داخل کشور چی‌ هست. چرا مثلا نمیگید عربستان باید تجزیه بشه. چرا نمیگید سوریه یا لبنان. قربان درد این منطقه یک چیز دیگست. شما دارید صورت مساله رو پاک می‌کنید. کشور کوچک آذربایجان با کشور ارمنستان کوچک مگر صلح و امنیت و دموکراسی‌ دارند؟ معلومه تمرکز گرایی و دیکتاتوری درد کشور ماست، اما تجزیه خون بارترین راه حل هست.

  • 19. نوشته شده در ساعت 5:44 روز 2013-01-11 ,علیرضا :

    آقای مجید محمدی ...خواهش میکنم دست از نسخه پیچی بردارید...حکومت های فدرالی موجود از بهم پیوستن صلح آمیز و یا قهر آمیز کشورها و سرزمینهای متعددو مستقل یا نیمه مستقل تشکیل شده اند مانند آنچه بیسمارک در آلمان انجام داد و یا توسعه ایالات متحده آمریکا از مناطق شرقی به مناطق مرکزی و غربی نه انکه یک کشوری چون ایران که از گذشته دور به عنوان یک واحد جغرافیایی و یک سرزمین واحد وجود داشته و طی این سالها اقوام ساکن در این سرزمین کاملا در هم آمیخته شدند به وجهی که در هر شهری نشانه هایی از اقوام مختلف ایران یافت میشود..مقایسه و در کنار هم قرار دادن چینی که به تازگی تبت و سین کیانگ را به خاک خود ضمیمه کرده و یا روسیه که توسعه اش را از زمان پطر کبیر آغاز کرده با ایران بیانگر نوعی خام اندیشی و عدم توجه و درک واقعیات اجتماعی ایران و وقایع تاریخی دنیاست

  • 20. نوشته شده در ساعت 5:46 روز 2013-01-11 ,alireza :

    آقای مجید محمدی ...خواهش میکنم دست از نسخه پیچی بردارید...حکومت های فدرالی موجود از بهم پیوستن صلح آمیز و یا قهر آمیز کشورها و سرزمینهای متعددو مستقل یا نیمه مستقل تشکیل شده اند مانند آنچه بیسمارک در آلمان انجام داد و یا توسعه ایالات متحده آمریکا از مناطق شرقی به مناطق مرکزی و غربی نه انکه یک کشوری چون ایران که از گذشته دور به عنوان یک واحد جغرافیایی و یک سرزمین واحد وجود داشته و طی این سالها اقوام ساکن در این سرزمین کاملا در هم آمیخته شدند به وجهی که در هر شهری نشانه هایی از اقوام مختلف ایران یافت میشود..مقایسه و در کنار هم قرار دادن چینی که به تازگی تبت و سین کیانگ را به خاک خود ضمیمه کرده و یا روسیه که توسعه اش را از زمان پطر کبیر آغاز کرده با ایران بیانگر نوعی خام اندیشی و عدم توجه و درک واقعیات اجتماعی ایران و وقایع تاریخی دنیاست

  • 21. نوشته شده در ساعت 6:09 روز 2013-01-11 ,ایرانی :

    آقای محمدی، همیشه برای من مورد احترام بودید اما دیگرنه.
    نگاشتن این مقاله توسط شما مرا شوکه کرد.
    من درمورد کشورم باهیچکس وهیچ چیز شوخی ندارم. این حرفهای شماهم-اگرخدای ناکرده بخواهد روزی درایران عزیزم عملی شود- حمام خون به راه خواهد انداخت.

  • 22. نوشته شده در ساعت 6:27 روز 2013-01-11 ,خورشید :

    نتیجه استدلالات منتهی به قبول به وجود آمدن آرامش سیاسی در دولتهای متکثر است.
    این در صورت کلی درست نیست. دولتهای کوچک در نهایت از دیکتاتوری داخلی آزاد می شوند اما طعمه خوبی در مقابل دولتهای بزرگتر خارجی می شوند و این چرخه دباره تکرار می شود. برای فهم این مطلب نیازی به هوش نیست. احتیاج به دانشتن تاریخ است انهم در حد ابتدائی. آنچه آرامش می آفریند توازن است نه کوچکی. هر حکومتی باید یاد بگیرد که آنقدر انعطاف داشته باشد که بتواند در کنش نیروهای داخلی و خارجی متوازن شود. این هم عقل می خواهد. خدا به همه بدهد!

  • 23. نوشته شده در ساعت 7:11 روز 2013-01-11 ,nima :

    گاهی وقتها که این گونه سخنان تهی از درک سیاسی و بدور از واقیاتهای تاریخی را میبینم ،به یادم میاد که چرا عده زیادی از هم میهنان یا به ظاهر هم میهنان،امروزه شکست خورده و در خارج از میهن بزرگ بسر میبریم .! این سخنان اگر صحیح بود میبایست در باره کشور های که هر روز ایالات جدیدی اضافه میکنند یا مخالف تجزیه ایالات یا بخشی از کشور خود ، مانند اسکاتلند و ایرلند یا تگزاس و غیره میشد . نه کشوری مانند ایران که خاک کنونی ان حتی کمتر از یک پنجم وسعت فرهنگی ان است ،قانون قومیتها شامل روسیه تزاری میباشد که معادل اتحاد شوروی بود ،و حتی بخشی از ایران را شامل میشد! یا شامل ترکیه که بیش از بیست ملیون کرد سالها پس از بوجود مامادان ترکیه (کمتر از ٩٠ سال)! نمیتواناستند مراسم ملی خود را داشته باشند یا کشورهای عربی که در شمال سعودی شیعیان پس از قرنها امکان برگزاری مراسم مذهبی خود را ندارند ، و یا بحرین که با بیش از %٩٨ قومیت شیعه ایرانی تحت قیومیت خاندان وهابی عرب تبار و هم پیمان بریتانیا هستند، به هر حال بیش از این حرفها که مثال های زیادی دارند باری نویسنده به سبب کم سوادی در زمینه تاریخی اچتماعی متاسف میباشم سخن همچنان باقیست ............... سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .

  • 24. نوشته شده در ساعت 7:59 روز 2013-01-11 ,سوژین از سنندج :

    ضمن تشکر از نگارنده به خاطر دید بدون تعصب و جند بعدی به مسائل...
    بنده به عنوان یک کرد ، با این دیدگاه و نظر کاملاً موافقم و معتقدم ملت ها فقط با حفظ ارزش ها ، احترام متقابل و عدالت می توانند به صورت مسالمت آمیز در کنار هم زندگی کنند.
    به امید آن روز...

  • 25. نوشته شده در ساعت 8:13 روز 2013-01-11 ,نورعلی مرادی :

    بزرگ ؛خرد شدنی است .کلان کوچک شدنی است .اما خود بزرگ بینی و خود کلان بینی بشر ،گویی که چاره و درمانی ندارد !! گیریم که امپراطوری های غول آسای چین و ایران و ..هم فرو ریزند از هم بپاشند و از دلشان ممالک و مردمان زیردست و گمنام، ظهور
    و خود نمایی کنند .اقوام دیروزین ،ملت شوند و ودهداری و فرمانداری های دیروزی ،دولت شوند.آیا ملل و دول جدید دمکرات و واقع بین خواهند بود ..همچنانکه امپراطوری شوروی از هم پاشید و ولایت های آذربایجان و ازبکستان و ترکمنستان و ...کشور شدند و کریموف ها و نیازوف ها و علیوف ها پرزیدنت و ریس جمهور شدند .مگر نه آنکه ازدل امپرراطوری کمونیستی هیچ کشور دمکراتی پدید نیامد .در آذربایجان امپراطوری ماداملعمری جدیدی بنا نهاده شد به رهبری علیوف ها .آذری ها که خود قومیت مظلومی بودند
    امروز بر اقوام اقلیت دیگر چون تالش ها ،لزگی ها ،تات ها ،تنگ میگیرند و زبان و حقوق و هوویت آنان را انکار میکنند .در دیگر جمهوری های تازه تاسیس نیز چنین است . آقای محمدی! تضمینی هست که بعد از فرو ریختن این پیر رنجور ستمگر (ایران )،
    کردستان و عربستان و البته فارس ستان بر آماده از خاکستر آ ن ،بعد از این تقسیم تبر تراش ، بر سر من لر بختیاری و میلیون ها لر زبان دیگر.گیلک ها تالش ها ،مازنی ها ، ، که نه در مقاله شما ذ کری از آنان آمده و نه فارس ها و اعرب و نه ترکها ،تمایلی به عنوان کردنش دارند و نه در معادلات منطقه ای محلی از اعرا ب دارند ،چه می آ ید . خود شکن !آینه شکستن خطاست . از تمرین دمکراسی به استقلال میشود رسید ،اما از استقلال به دمکراسی ؟ جمهوری های تازه استقلال که نرسیدند

  • 26. نوشته شده در ساعت 8:16 روز 2013-01-11 ,کیارش :

    به نظرمن دولت فدرال بهترین گزینه برای ایران است ولی در مورد مقاله نکاتی وجود دارد.
    فرض کنید در دنیا 2000 کشور وجود داشته باشد، چه چیزی جلوی حمله یک کشور به کشور دیگر را می گیرد؟ کشورهای کوچک به ناچار برای حفظ امنیت یا باید زیرسلطه کشورهای بزرگتر قرار گیرند و یا با تشکیل اتحادیه هایی به کشورهای بزرگتر فدرال مانند تبدیل شوند. مثلا حکومت کویت که ظرف یک هفته توسط صدام اشغال شد، آیا بدون کمک کشورهای بزرگتر مانند آمریکا می توانست از اشغال صدام خارج شود؟

    به نظر من بهترین راه حکومت در دنیای امروز، توزیع لایه به لایه قدرت است. یعنی اولا هر فردی حکومت خود را دارد و در مورد مسائل شخصی خودش، خود تصمیم می گیرد. سپس هر محله، شهر و روستایی هم حکومت محلی خود را دارد و در مورد مسائل داخلی و عمومی آن شهر و روستا تصمیم می گیرد البته نه در مورد مسائل شخصی افراد! سپس حکومت استان و ایالت و کشور و بعد اتحادیه های منطقه ای و جهانی و سازمان ملل جای می گیرد. نکته مهم این است که مثلا حکومت یک کشور تنها در مورد مسائلی که به همه مردم کشور مربوط می شود تصمیم بگیرد نه در مورد مسائل داخلی مربوط به ایالتها و شهرها و بخشهای مختلف کشور.

  • 27. نوشته شده در ساعت 8:32 روز 2013-01-11 ,ایمان :

    نخست، آقای محمدی من از شخص شما انتظار بیشتری داشتم. واقعا مرا نا امید کردید.
    تجزیه کشورهای بزرگ نه تنها هیچ کمکی نخواهد کرد، بلکه به افزایش تنش ها و نفرت ها و جنگ و خونریزی منجر خواهد شد.
    کشورهای استعمارگر و یا همسایه های ضعیفتر و یا کشورهایی از جانب کشور بزرگ احساس خطر می کنند.، به دنبال کوچک سازی کشورها، برای استعمار و استثمار و همچین خلاصی از ترس ناشی از وجود یک کشور بزرگند.( به قول یکی از تحلیلی گران اسرائیلی، ایران بیش از اندازه بزرگ است) زمین و وسعت کشور یکی از عوامل ایجاد قدرت در کشورهاست.
    کشور های کوچک خیج فارس راببینید، همه برای بقا و حفظ امنیت نیازمند ابر قدرت ها هستند. باج ابر قدرت ها را پرداخت می کنند، ابر قدرت ها هم به نحوه اداره مملکت آن ها کاری ندارند و امنیت آن ها را تضمین می کنند. البته این کشورها، ثروت خود را صرف آبادانی کشور و بهره گیری از دانش روز دنیا کرده اند، به همین دلیل وضعیت خوبی دارند.( بر خلاف ج ا که، در غارت و چپاول ثروت کشور و بخشش آن به غیر ایرانی ها و همچنین نابودی استعداد ها، ید طولایی دارد).آنها همیشه احساس خطر می کنند، بنابر این به دنبال اتحا د بیشتر با یکدیگر هستند و حتی ایجاد نیروی نظامی مثل ناتو هستند و یا شورای همکاری خلیج فارس را راه انداخته اند. قدرت در اتحاد و بزرگی است.
    شما، اتحادیه اروپا را نگاه کنید. چه دلیلی وجود دارد چنین اتحادیه ای وجود داشته باشد.
    فقط و فقط یک دلیل: آنها می خواهند در مقابل آمریکا و چین حرفی برای گفتن داشته باشند و مرعوب نباشند.
    این قانون طبیعت است، بزرگترها کوچکترها را می بلعند.

  • 28. نوشته شده در ساعت 8:37 روز 2013-01-11 ,علی :

    اسمی از ترک نبردی!اول رعایت انصاف و بی طرفی رو تو مقاله نویسی یاد بگیر بعد بیا از دموکراسی حرف بزن!مقاله ات بدرد کردها می خوره!واقعا برای سایت بی بی سی فارسی متاسفم.

  • 29. نوشته شده در ساعت 8:51 روز 2013-01-11 ,sasan :

    متاسفم که حرف از تجزیه می زنید متاسفم
    حالا روسیه وچین درست باید تجزیه شوند چون برای دنیای امروز تهدید محسوب می شوند اما ایران کشوری با اینده روشن می باشد و می تواند همچون المان و یا زاپن به مسیره خود ادامه دهد

  • 30. نوشته شده در ساعت 8:52 روز 2013-01-11 ,دیاکو :

    بسیار عالی بود، تشکر بسیار وب سایت بی بی سی برای انتشار این مقاله زرین.
    کاش رسانه ها همیشه به دور از احساسات ملی عمل کنند و اجازه نشر همه دیدگاه ها رو بدند

  • 31. نوشته شده در ساعت 8:53 روز 2013-01-11 ,omid :

    یعنی الان هند و امریکا برای کشور های دیگه خطری ندارن؟ دروغ نمی گن؟ با همه همسایه هاشون رابطه خوبی دارن؟ مشکلات اقتصادیشون حل شده؟ کسی جرات داره توی هند حرف از استقلال بزنه؟ زنده باد ایران

  • 32. نوشته شده در ساعت 9:06 روز 2013-01-11 ,آتا :

    مقاله بسیار جالبی بود راستش اولین بار است که در سایت بی بی سی چنین مقاله ای که درد ملیتهای مختلف ایرانی را که از طرف یک نویسندۀ ایرانی نوشته شده را می بینم. ایرانی که در آن یک عده دچار توهم آریا پرستی و عده ای دیگر دچار توهم ارتجاعی هستند چیزی برای عرضه به ملیتهای مختلف ایرانی و حتی دنیا ندارد. تنها راه حل نجات تمامی انسانهای دربند این زندان بزرگ تجزیه به حداقل 5 کشور مجزا است.

  • 33. نوشته شده در ساعت 9:06 روز 2013-01-11 ,said :

    ای کاش این نویسنده به جای آرزوی تجزیه کشور خودش و روسیه و چین، به عامل اصلی جنگ افروزی در دنیا، تحریک کننده عراق برای حمله به ایران، عامل کشتار میلیونها بی گناه در عراق و افغانستان یعنی آمریکا اشاره میکرد. آرزوی ما هم تجزیه این عامل کشتار اصلی یعنی آمریکاست. آمریکا در ظاهر فدرال است ولی سیاستمدارای یهودی محدودی تصمیم گیری میکنند و در عمل از امکانات ایالات استفاده میکنند. خواهشا این نظر را در تکمیل حرفهای تجزیه طلبانه این آقا منتشر کنید.

  • 34. نوشته شده در ساعت 9:08 روز 2013-01-11 ,Hossein :

    دقیقا به برعکس مطالب عنوان شده اعتقاد دارم.
    فکر کنین فقط یک کشور در دنیا وجود دارد دیگر هیچ جنگی نخواهیم داشت

    امیدوارم حکومت ایران دموکراتیک شود ولی هیچ وقت تجزیه نشود.

  • 35. نوشته شده در ساعت 9:13 روز 2013-01-11 ,ashk souchian :

    طبق نظر نویسنده دنیا باید به سمت قبیله ای شدن و زندگی عشایری پیش برود ، فقط تصور کنید مجمع سازمان ملل با این گمانه چگونه برگزار خواهد شد !

  • 36. نوشته شده در ساعت 9:15 روز 2013-01-11 ,hesam :

    آقای محترم
    فدرالیسم به خودی خود چیز بدی نیست. انچه مذموم است - و گروهای طرفدار فدرالیسم در ایران میکنند - تبلیغ نژادپرستی و تنفر قومی و جنگ نژادی است. اکثر آنها تا دیروز زیر بیرق مبارزه قهرآمیز طبقاتی میجنگیدند امرزو زیر بیرق جنگ قهرآمیز نژادی میجنگند. آنها زره ای به جنبش دمکراتیک و گفتمان بردباری و ادبیات مدنی کمک نکرده اند. تهدید به تجزیه را هم میکنند که ملت ایران به تب تفکیک نژادی راضی شود. ولی شما آقای محترم بدانید که ملت جواب تجزیه را با مشت آهنین خواهد داد.
    با احترام
    حسام تالیانی

  • 37. نوشته شده در ساعت 10:40 روز 2013-01-11 ,محسن :

    درابتدا باید بگویم فارغ از موضوع ، نوشته جناب آقای دکتر محمدی دور از انتظار من از درجه علمی ایشان است و من از این بابت متاسفم .شایداگر ایشان مجال بیشتری می داشتند با مراجعه به منابع وماخذ متنوع وفراوان تاریخی ودروس اساتید مدرن جهان لااقل می شد به ما بگویند ساختاری که با بیش از 2800 سال قدمت در پویایی نوع بشر منجر به دست آوردهای بزرگی چون روابط بسیار گسترده ومتنوع امروز شده چه مشکلی داشته که ما در دنیای امروز مبلغ پراکندگی ناشی از جهل و خود تنهاپنداری وخود محق پنداری دوران بربریت انسانها باشیم.
    جناب دکتر محمدی شما را به باورهایتان سوگند می دهم با جملاتی از این دست که اگر چه شود چه می شود((از همین منظر است که تجزیه ایران، روسیه و چین را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر می دانم.)) مبلغ این ایده که بالکانیزه کردن جهان سوم به نفع اقوام کوچک آنهاست نباشید.

  • 38. نوشته شده در ساعت 10:41 روز 2013-01-11 ,reza :

    " احساسات ملی را که مبنای عقلانی ندارند و بالقوه می توانند بسیار خطر ناک باشند"
    اگر چنین باشد ،تلاش ورزشکاران در المپیک را چگونه میتوان توضیح داد؟
    آنانی که در عرصه های مختلف علمی هنری ورزشی و سایر موارد انسانی همواره در تلاشند تا نام خود و کشورشان را در بین دیگر کشورها و انسانها بنمایند و بر زبان ها جاری شوند را چگونه میتوان توضیح داد و "خطرناک" دانست؟

    اشکی که در هنگام پیروزی و خوانده شدن "سرود ملی"بر چهره ورزشکاران مینشیند را چگونه میتوان "خطرناک" نامید؟

    رفتارهای انسان در نگاه تفاوت با سایر حیوانات روی کره زمین علاوه بر تفاوت از منظر عقل، "احساسات" و ادراکات غیر عقلانی میباشد.
    احساس تعلق به سرزمین و اب و خاک چیزیست که نا خواسته در وجود همه انسانها وجود دارد و فقط در میزان شدت و ضعف با هم نابرابر میباشند
    و اتفاقا این همان چیزیست که بسیاری از مهاجرین از وطن را مورد ازار قرار میدهد و مانعی درونی بر سر راه بسیاری دیگر در مهاجرت از کشورشان میباشد
    انسان بی احساس را شاید بتوان نوعی از ربات دانست .

  • 39. نوشته شده در ساعت 10:43 روز 2013-01-11 ,مجید :

    امروز همه از خونریز بودن بشار اسد سخن میگویند اما کسی نمیگوید که سلفی هایی که با پول عربستان با بشار اسد می جنگند صد بار بدتر از همان اسد هستند .
    ضمنا آقای محمدی انگار نمیدانید که عربستان حتی از ایران هم بزرگتر است و حتی حکومتی غیردمکراتیک تر و سرکوبگرانه تر دارد .
    در عربستان زنان حتی اجازه رانندگی کردن ندارند و من نمیدانم چرا افراد خیرخواهی همچون آقای محمدی به فکر این زنان بیچاره نیستند ولی به فکر اویغورهای مسلمان چین هستند .
    به هر حال اصل آزادی بیان از نوع غربی نفتی آن اقتضا میکند که بی بی سی همچنان تریبون خود را در اختیار آقای محمدی قرار دهد اما در اختیار ما نه

  • 40. نوشته شده در ساعت 11:00 روز 2013-01-11 ,darush :

    آقای محمدی از نوشته ی شما خوشم آمد و لذت بردم، در مورد" کوچک زیباست " در سیاست کاملا موافقم،راسل میفرمایند: " فرجام دموکراسی بی دولتی است." می توان تصور کرد که کوچک شدن کشورهاوتولد کشورهای جدید گام قبلی نا بودی دولتهاو ارتقاء دموکراسی است.
    اما " کوچک زیباست " در اقتصاد فکر نمی کنم خیلی درست باشد انسان برای پیشرفت و تکامل تنهاو تنها به زیبایی ( صلح و آرامش ) نیاز ندارد، من تصور نمی کنم اگر این شرکتها و بنگاه های اقتصادی عظیم و حتی مراکز بسیار بزرگ تحقیقات علمی وابسته به حکومتهای بزرگ ( مثلا ناسا در آمریکا ) وجود نداشتند تکنولوژیی که در خدمت آسایش انسانهاست به این سرعت و اندازه پیشرفت می کرد.

  • 41. نوشته شده در ساعت 11:44 روز 2013-01-11 ,آیدین .ستاریفر :

    بنده از این مقالهٔ بسیار روشنگرتان سپاسگزارم .بسیار بسیار رک و بیغرض نوشته شده است.این تجربه کشورها و تجربه جغرافیای سیاسیست که کوچکتر بهتر از بزرگتر اداره میشود و هر چه قدر ایالتها و کشورها بیشتر باشند میزان دموکراسی‌ و میزان ضریب دخالت رای و نظر مردم بیشتر رعایت میشود ،اگر به کتابهای کسانی‌ مثل دوتوکویل نگاه کنیم این موضوع را جامع‌تر مورد بحث گذشته است.فقط از شما شاکیم چرا اینقدر دیر به این موضوع پردختید ، چرا این بحث اینقدر دیر در سایت مهمی چون بی‌بی‌سی آورده شده است؟ با این همه بسیار از شما سپاسگزارم. هر چقدر مردم در این مورد بیشتر بدانند و بیشتر بحث کنند میزان اختلافات و خطرات در آینده کمتر خواهد شد .

  • 42. نوشته شده در ساعت 12:11 روز 2013-01-11 ,جاهل :

    مثلاایالات متحده ایران

    حالا به جای یک خامنه ای ۲۰۰ تا خامنه ای داریم

    دولت های کوچکتر توسری خور تر هم البته هستند

  • 43. نوشته شده در ساعت 12:27 روز 2013-01-11 ,اردلان :

    کلام ایشان سرشار است از مغلطه و ایرادات منطقی. ایشان دیکتاتوری توتالیته را در مقابل سیستم فدرالی چون امریکا و کانادا قرار میدهد، بدون اینکه کوچکترین امکانی در زمینه سایر گزینه های عدم تمرکز قدرت را در نظر بگیرد. مقایسه ایشان مغلطه ایست آشنا، که در آن جزئیات میانی حذف شده اند (یا ارائی نشده اند) و انتخابها به انتخاب میان صفر و صد محدود میگردد.
    آقای محمدِی! چرا از این همه حکومت های فدرالی که به دیکتاتوری مخوف تر در مقابل مردم تبدیل شده سخنی نمیگوئید؟ چرا دلایل ثبات اجتماعی در سوئیس و کانادا (کم تر از سوئیس) را به دلایل واقعی تر چون انباشت تجربیات تاریخی و تکامل و پختگی اجتماعی این کشورها مرتبط نمیکنید؟
    مقایسه آقای محمدی در حالت مبالغه آمیز، درست مثل اینست که کسی بگوید، آلبرت آینشتاین سبیل داشت و نابغه ای بی نظیر هم بود، ... بنابراین برای فراگیری فیزک کوانتوم گذاشتن سبیل از ضروریات ابتدایی ایست!!!

  • 44. نوشته شده در ساعت 12:46 روز 2013-01-11 ,آق پیام :

    این دنیای رویائی شما زمانی تحقق می گیرد که تمام کشورهای بزرگ جهان به اجزا خودشون تبدیل گردند. تازه تجربه نشان داده که هیچ کشوری وقتی به جزئهای کوچک تبدیل شده، خوشبخت نشده است. بلکه برعکس آن وقتی اجزا به هم پیوسته و مانند آمریکا (برای قوی تر شدن)با هم متحد شده اند، آنوقت دمار کشورهای دیگر را درآورده اند. این تز شما مانند همان جریان بمب اتم ست که یا باید همه داشته باشند یا هیچکس! پس فکر نفرمائید که اگر خدائی نکرده بعد از مردن من، ایران به اجزا ترک و لر و کرد و بلوچ و... تقسیم شد، شاهد خوشبختی نسبی اقوام خواهیم بود! با این سابقه و عداوت قومی که من دیده ام، آنوقت هر استانی با استان دیگر می خواهد جنگ راه بیاندازد! پس فعلا روی تز قشنگتون مطالعه فرمائید!
    در آخر؛ فکری هم برای محصلینی که بایداسامی کشورها را حفظ گردانند، کنید! تازه دوره ما یه شوروی از هم پاشید، کلی کشور جدید اضافه شد به درسها!
    خواندن چنین مقاله ای به این وضوح در بی بی سی عجیب بود، وامصیبتا اگر این سیاست رسمی این مدیای فخیمه هم باشد!

  • 45. نوشته شده در ساعت 13:00 روز 2013-01-11 ,ladan :

    اما قیاس شما برای ایران و بطور کلی‌ خاورمیانه چندان منطقی‌ به نظر نمیرسد. از آنجا که تقسیم بندیها در این مناطق نه بر اساس خواست مردمان که با توجه به منافع دیگران انجام میشود. متاسفانه عملکرد ضعیف دولتمردان ایران در چند دهه اخیر موجب محرومیت بیشتر مناطق مرزی ایران شده است، و تبیلغات کسانی‌ که منافع خود را در تقسیم بندیهای جدید جستجو میکنند تفاوت هایی که اساسا وجود ندارند را پر رنگ جلوه میدهند. وقتی‌ به میان مردمان این مناطق می‌روید می‌بینید که دغدغهٔ روزانه آنها مسائل اساسی‌ دیگر است.

  • 46. نوشته شده در ساعت 13:52 روز 2013-01-11 ,علی :

    آقای محمدی،
    از نوشته هات دلم به درد آمد. راه به بیراه می روید.
    ایران همیشه از روشنفکرانی چون شما ضربه خورده است. شما نه تنها کاتالیزوری برای رسیدن به دموکراسی نخواهید بود بلکه با نشان دان راه غلط در نقشه ای زیبا سد راهی خواهید بود برای رسدن به آرمانهای 100 ساله ایرانیان از زمان مشروطه. که همانا حفظ تمامیت ارضی، دموکراسی و حقوق یکسان (بیانیه حقوق بشر) بوده است. در این راه هزاران نفر جان داده اند.

  • 47. نوشته شده در ساعت 14:41 روز 2013-01-11 ,massoud :

    روش استدلالی بسیار ضعیف و عوام فریبانه این مطلب مایه شرمندگی میباشد.
    این مطلب مشکل کشورهایی چون روسیه، چین و ایران را بزرگی کشور در کنار تمرکز قدرت بیان میکند و آنگاه چاره را در کوچک شدن معرفی میکند.
    و اشاره ای به مشکل اصلی که تمرکز قدرت است نمیکند.

  • 48. نوشته شده در ساعت 16:20 روز 2013-01-11 ,هیوا :

    تحلیلی بسیار ارزنده و درخور بود و الحق مفید برای همه کشورها و علی الخصوص خاورمیانه. شروع مقاله با جمله ای است که تا پایان مقاله حضور آن را در تک تک بخش ها می توان دید. دست مریزاد که گل گفتی.

  • 49. نوشته شده در ساعت 16:31 روز 2013-01-11 ,پورنریمان :

    البته فدرالیسم و نگاه تکثر گرایانه در تئوری جوابگوی بسیاری از مشکلات امروز می تواند باشد ولی این تکثر الزاما باعث جلوگیری از خونریزی و برادر کشی نخواهد شد نمونه بارز آن جنگ های داخلی امریکاست که تا سرحد از هم پاشاندن فدرالیسم آریستوکرات امریکایی رفت . و در نهایت با زور و پول خونهای بسیار جمع و جور شد . تفاوت کشوری مانند ایران یا حتی روسیه با کشوری مانند ایالات متحده پیشینه های قومی طایفه ای هست که در جهان نو عملا وجود همگن ندارد بنابراین کسی محل را خاک اجدادی و ارثیه پدران خود نمی بیند (اونهم بدلیل نسل کشی های انجام شده ) .کوچک کردن حکومت و فدرالیزم در صورتی پاسخگو خواهد بود که واگرایی اقوام به حدی نباشد که عملا هر کسی به فکر منافع شخصی قوم خود برود و دیگر اثری از منافع جمع در تصمیمات دیده نشود . ضمنا تجربه تجزیه نزدیکترینش افغانستان است که 150 سال پس از استقلال هنوز هم از جهان امروزی با فاصله بسیار و کماکان تحت الحمایه یا بازیچه یکی از دول همسایه یا فرا منطقه ای هست . به رسمیت شناختن حقوق اقوام یک موضوع است و همگرا کردن اقوام در کشوری ملوک الطوایفی (و چند قومیتی) در راستای گروهی بزرگتر به نام ملت مساله ایست که باید دید آیا فدرالیسم یا تجزیه سودی حاصل اقلیت ها خواهد کرد یا خیر . یا اینکه راه حل در نزدیک کردن و به رسمیت شناختن قومیت ها نیازهای بومی آنها و تغییر روش هاست .

  • 50. نوشته شده در ساعت 17:14 روز 2013-01-11 ,حسن :

    اقاى محمدى راه را به اشتباه رفته است مشكل ايران بزرگی و كوچکی ان نيست مشكل از طرف كسانى است كه هزينه نوشتن همين مقاله را داده اند و همزمان حاكمين بى كفايت ايران رو به رسميت مى شناسند

  • 51. نوشته شده در ساعت 17:57 روز 2013-01-11 ,mostafa :

    مشکل کشوری همانند ایران عدم دموکراسی و جنتی ها خامنه ای ها و غیره می باشد نه تیکه پاره کردن کشور و ایجاد تنش و شروع در گیری های قبیله ای سر هیچ در قرن 21. دنیایی با 3000 کشور( آن موقع قبیله و قوم نه کشور) بیشتر شبیه جهنم می ماند نه چیز دیگر

    فدارالیزم در هر کشوری نمیشود پیاده کرد باید سابفه تاریخی وجود داشته باشد.خیلی از کشور ها که فدرالیسم میباشد اسم فدالیسم یدک میکشد.دنیای امروز به سمت یکی شدن میورد نه تیکه پاره شدن.کلا مطلب بالا ارزش علمی ندارد و خیلی بی پایه و اساس می باشد.نویسنده بهتر است بیشتر تحقیق میکرد مضصوصا در مورد اروپا و کشور انگلستان و خود امریکا

  • 52. نوشته شده در ساعت 18:09 روز 2013-01-11 ,ali :

    کره زمین با 3000 کشور؟؟؟؟؟ این دنیا وحشتناک میشود که. یعنی 2800 ارتش و نیروی نظامی بیشتر! درگیری سر منابع محدود بین دو گروه که قبلا باهم زندگی میکردند.این یکی از وحشتناک ترین مقاله هایی بوده است که در عمرم خوانده ام

  • 53. نوشته شده در ساعت 18:19 روز 2013-01-11 ,جمشیدی، آلبرتا، کانادا :

    "مثل ایران چین و روسیه"... این جمله ده‌ها بار در این مقاله تکرار شده است. جناب مجید محمّدی حرف شما قبول، ولی‌ اگه قراره تجزیه طلبی رو به عنوان دکترین جدید سعادت بشری شروع کنیم، چرا از آمریکا و کانادا، بریتانیا کبیر، اتحادیه اروپا شروع نکنیم. برای مثال، در کانادا استان کبک بخاطر مسائل زبانی (مثل آذری‌ها در ایران) شدیدا نیاز داره که از کانادا جدا بشه، همینطور استان نفت‌خیز آلبرتا که شدیدا مخالف کنترل منابع نفتیش توسط سیاست گذران انتاریو هست (مثل استان خوزستان) اونهم باید جدا بشه، و سرزمین‌های شمالی هم که ازنظر نژادی با ساکنین سفید پوست کانادا متفاوت هستند، همچنین ده‌ها قومیت سرخ‌پوستی (مثل قومیت لر، بلوچ، ترکمن در ایران) در هر استان وجود دارند که نمی‌خواهد هویت خودشون رو ازدست بدند در نتیجه اونها هم باید از کانادا جدا بشند. بریتانیا کبیر شامل، اسکاتلند، ولز، ایرلند، و مستمراتش هم همینطور. جامعه اروپا هم که دیگه لازم بگفتن نیست خودش در حال حاضر یه آش شلقلمکار هست. اگه شما به آمریکا تشریف ببرید می‌بینید که تفاوت بین یه تگزاسی با یک نیو یرکی و یا سفید پست‌ها و سیاه پست‌ها و غیرّه اگه از تفاوت بین یک آذری و تهرانی‌ بیشتر نباشه، کمتر نیست.

    یاده یوگسلاوی سابق بخیر که یک کشور موفق صنعتی و تأثیرگذار در سطح جهان بود بخیر. هنوز یادمون نرفته که وقتی‌ تجزیه شد، جنگ داخلی چندین ساله اون صدها هزار کشته، و میلیون‌ها آواره برجا گذاشت و استان‌های اون مثل صربستان، بوسنی، کرواسی رو دها سال به عقب برد.

  • 54. نوشته شده در ساعت 18:22 روز 2013-01-11 ,rzgar :

    یکی از دلایل تداوم حکومت تک-ساخت، غیردموکراتیک و غیرفدرال در چنین کشورهایی این است که متأسفانه، قاطبه مردم مرکزنشین به حرکات دموکراسی خواهانه اقلیتهای قومی و تلاش برای استقرار فدرالیسم بدبین هستند. این امر خود تا اندازه زیادی متأثر است از پروپاگاندای میهن پرستانه نظام برای سرپوش بر دیکتاتوری

  • 55. نوشته شده در ساعت 18:27 روز 2013-01-11 ,بابک :

    مقاله‌ای خاندانی، بسیار زیبا و منطقی‌.

    بسیار ممنون که حرف دل کرد، ترکمن، عرب، ترک و بلوچ ایرانی‌ را زدید.

  • 56. نوشته شده در ساعت 18:43 روز 2013-01-11 ,amir :

    الان یه بار دیگه خوندمش واقعا یکی از بی سرو ته ترین مقاله هایی هست که خوندم تو عمرم.ایشان از همین نسخه ها یکی هم به زبان انگلیسی بنویسند و در روزنامه های امریکا و اتحادیه اورپا یا روسیه چاپ کنند ببیند چه باز خوردی دارد

  • 57. نوشته شده در ساعت 19:42 روز 2013-01-11 ,Taher :

    چگونه است که ایران را با چین و روسیه مقایسه می کنید؟
    ایران را با حکومت مسکوی روسیه مقایسه می کنید که با جنگ های پی در پی بر وسعت خود افزود. و با تاریخ پر از نیرنگ خود تمامی جهان را در اعصار گوناگون تهدید کرد.
    کدام حافظه تاریخی جنگ بین اقوام ایرانی را به یاد دارد؟ مگر نه اینکه افشار از اقوام کرد بودند زندیه از اقوام لر و قاجار از اقوام آذری، کدام یک به غیر از نام پادشاه ایران بر سر تاج گذاشتند؟ که تنها فدرالیسم یا تجزیه را پیش پای ایرانیان می نهید؟
    ایرانشهر را به یاد برده اید و دل خوش به کشورهای جعلی اطراف کرده اید؟
    در دوره معاصر و دوره های پیش تر کدام حمله نظامی به دیگر کشورها از سوی ایرانیان شکل گرفت؟
    جاودانگی ایران نه به دلیل سرکوب نظامی که به واسطه شیفتگی ایرانیان به شکوه و عظمت ایران است. که عده ای بی وطن از درک آن ناتوانند.
    چو ایران نباشد تن من مباد

  • 58. نوشته شده در ساعت 19:47 روز 2013-01-11 ,Amir :

    باسلام
    یک سوال ساده
    اگر ایران روسیه جین حکومت بدی هستندچون بزرگ اند پس آمریکا که چند برابر ایران یا1.75برابرچین یادومین کشوربزرگ وپرجعمت جهان باید دارای حکومت100درصد شیطانی باشه پس چرا نباید اون تجزیه شه ؟
    یاهمون آلمان درجنگ جهانی اول بین3کشور تقیسم وباید باج وخراج میداد پس این حق روداش که حمله کنه و پولشو پس بگیره .
    شوروی سابق توسط ماسونها تجزیه شد.
    چین هم همین طوری رژیمش برگشت .
    اما ایران توسط خدا به خاطرامام زمان (عج)توسط مردمش به رهبر امام خمینی عوض و جمهوری اسلامی خواه شد وسرپرستش امام خامنه ای استش .

  • 59. نوشته شده در ساعت 19:48 روز 2013-01-11 ,iran :

    یکی از ضد ایرانی ترین نوشته هایی بوده که در تمام عمرم خوانده ام

  • 60. نوشته شده در ساعت 19:53 روز 2013-01-11 ,Amir :

    باسلام
    یک سوال ساده
    اگر ایران روسیه جین حکومت بدی هستندچون بزرگ اند پس آمریکا که چند برابر ایران یا1.75برابرچین یادومین کشوربزرگ وپرجعمت جهان باید دارای حکومت100درصد شیطانی باشه پس چرا نباید اون تجزیه شه ؟
    یاهمون آلمان درجنگ جهانی اول بین3کشور تقیسم وباید باج وخراج میداد پس این حق روداش که حمله کنه و پولشو پس بگیره .
    شوروی سابق توسط ماسونها تجزیه شد.
    چین هم همین طوری رژیمش برگشت .
    اما ایران توسط خدا به خاطرامام زمان (عج)توسط مردمش به رهبر امام خمینی عوض و جمهوری اسلامی خواه شد وسرپرستش امام خامنه ای استش .

  • 61. نوشته شده در ساعت 20:25 روز 2013-01-11 ,احمد کسروی :

    جناب آقای محمدی به نظر من اینجوری به شکل سیاه و سفید به یک موضوع نگاه گردن ، زیبنده یک استاد دانشگاه نیست . شما در این مقاله اینچنین مطرح کرده اید که اگر حکومت آینده ایران به شکل فدرالی نباشد لزوما به تجزیه کشور منجر میشود ، در صورتیکه به نظر من اگر حکومت سکولار و دمکرات و به شکل ریاستی باشد و نه به شکل پارلمانی یعنی رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب شود برای ایران بهترین شکل حکومت است . برای برآورده شدن حقوق اقلیتها نیز می توان مثل دوران مشروطیت شوراهای ایالتی و ولایتی و یا چیزی شبیه این در نظر گرفت و لزوما تنها راه رسیدن به حقوق اقلیتها برقرار شدن حکومت فدرالی نیست . اگر به وضعیت امروز عراق نگاه کنیم میبینیم که نه تنها وضعیت بهتر نشده بلکه بدتر هم شده . مشکل کرکوک به هیچ وجه حل نشده و مثل آتش زیر خاکستر میمونه ، نه تنها شیعه ها بلکه سنی های عراق نیز به هیپ وجه تمایل ندارند که مدیریت آن منطقه نفت خیز را به اقلیم کردستان واگذار کنند و با قوی شدن دولت مرکزی عراق هر لحظه امکان وقوع جنگ ویرانگر دیگری بین اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق وجود دارد و خیلی مسائل دیگر که جای مطرح کردن آن در اینجا نیست ، پس می بینیم که تبدیل حکومت عراق از شکل ریاستی به فدرالی نه تنها مشکل تجزیه را بر طرف نکرده است بلکه آن را تسریع نیز کرده است .
    و شما تجزیه شدن بخشی از یک کشور را لزوما به معنای محقق شدن خواسته های مردم آن بخش جدا شده می دانید ، پس اجازه بدهید من از شما سوالی بپرسم ، آیا اگر افغانستان از ایران جدا نشده بود و هنوز جزء ایران بود وضعیت بهتری از لحاظ امنیتی و اقتصادی و فرهنگی ... نمی داشت . پس لزوما کوچک شدن به معنای بهتر شدن نیست .
    شما در بخشی از مقاله به موضوع کاتالونیا در اسپانیا پرداخته اید و همچنین فلاندرز در کشور بلژیک ، اگر به وضعیت اقتصادی این دو منطقه نگاه کنید می بینید که نسبت به مناطق دیگر اسپانیا و بلژیک ثروتمند تر هستند و در رفاه بیشتری زندگی می کنند پس چرا می خواهند جدا شوند ؟! آقای محمدی من به شما جواب میدهم به دلیل مشکلات اقتصادی موجود در اتحادیه اروپا است . مردمی که در این دو بخش زندگی می کنند ای سئوال را از خود می پرسند چرا باید با پرداخت مالیات جور مردم فقیرتر مناطق دیگر اسپانیا و بلژیک را بکشند . کارشناسان مسائل اقتصادی و سیاسی معتقدند که با بیشتر شدن مشکلات اقتصادی اروپا اندیشه های تجزیه طلبانه در این قاره نیز افزایش می یابد . امروزه ایالت کالیفرنیا در ایالات متحده هشتمین اقتصاد قدرتمند جهان است ، آیا شما جناب آقای محمدی مطمئن هستید که ایالت کالیفرنیا به سمت تجزیه از آمریکا نمی رود در صورتیکه اقتصاد آمریکا دچار مشکلات جدی شود ، درست مثل کاری که کاتالونیا در اسپانیا و یا فلاندرز در کشور بلژیک در حال انجام آن هستند ، پس نتیجه می گیریم که برقرارشدن حکومت فدرالی در یک کشور نه تنها مانع تجزیه شدن را نمی گیرد بلکه ممکنه است به دلیل دادن اختیارات گسترده به مردم آن منطقه باعث تسریع آن نیز بشود .
    ما ملت ایران متاسفانه چه در انقلاب مشروطیت ، ملی شدن صنعت نفت و سپس در انقلاب سال 57 متحمل ضربات سنگینی از جانب قشر روشنفکر خود شدیم ، الان که به گذشته بر می گردیم و به تصمیمات نخبگان آن دوره مثل شادروان دکتر مصدق ، مهندس بازرگان و... با دقت بیشتر نگاه می کنیم ، میبینیم که با کمی درایت بیشتر میشد از کودتای 28 مرداد و... اجتناب کرد .
    جناب آقای محمدی فکر نمی کنید دیگه کافی باشه .
    من اصولا اعتقادی به این موضوع ندارم که : مردمی که در یک منطقه از کشوری زندگی می کنند به تنهایی حق داشته باشند در مورد سرنوشت آن منطقه به تنهایی تصمیم بگیرند ، آن منطقه از آن کشور متعلق به همه مردم آن کشور است . و هر چیزی که در منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد قید شده وحی منزل که نیست ، کشورهایی در شرایط خاصی برای تامین منافع خویش این بندها را گنجانده اند و ما امروزه باید فقط بر مبنای منافع ملی خود عمل کنیم نه بر مبنای منشورهای سازمان ملل متحد . همانطوریکه امروزه آمریکا و اسرائیل به کلی از کنوانسیون های بین المللی نمی پیوندند به دلیل منافات داشتن با منافع ملیشان .

  • 62. نوشته شده در ساعت 21:02 روز 2013-01-11 ,Massood :

    جای تاسف است که صدای تجزیه به گوش میرسد. واقعا چه کسی ویا جه کسانی از تجزیه ایران سود میبرند.

  • 63. نوشته شده در ساعت 21:07 روز 2013-01-11 ,Samir :

    نظرت واسه من محترمه چون ایرانی هستی ولی یه چیز بگم ما ایرانیا نمیزاریم کسی کشورمونو تقسیم کنه 8سال جنگیدیم و میتونیم بازم بجنگیم_سمیر از اهواز

  • 64. نوشته شده در ساعت 22:14 روز 2013-01-11 ,رحمان جوانمردی :

    ایران بعد از جمهوری اسلامی بطرف الگوهای فدرال و آزاد چون آمریکا و آلمان یا مدل تک بنی و مستبد چون روسیه و چین؟

  • 65. نوشته شده در ساعت 22:28 روز 2013-01-11 ,گیلک :

    ضمن احترام به جناب آقای محمدی این مقاله به نوعی بستن آسمان به ریسمان بود.

  • 66. نوشته شده در ساعت 23:01 روز 2013-01-11 ,Barish :

    نقطه ضعف حقوق بين الملل نيز در همين نكته نهفته است: تعداد كم اشخاص و كنشكران حقوق بين الملل.

  • 67. نوشته شده در ساعت 23:45 روز 2013-01-11 ,بهروز مایل زاده :

    ایران در طول تاریخ بارها و طی سالیان بصورت فدرال اداره شده. کافیست نگاهی به تاریخچه حکومت های موسوم به ملوک الطوایفی بیندازید.
    مشکل نظر شما نسخه پیچی از روی نمونه های اروپایی و آمریکای شمالی برای یک کشور خاورمیانه ایی است. مدل کشور های ذکر شده نمیتواند راه حل معظلات ایران باشد.
    البته این بحث بسیار مفصل و عمیق است که در حوصله یک کامنت نمیگنجد. اگر مایل بودید میتوانیم این بحث را در فرصتی پی بگیریم.

  • 68. نوشته شده در ساعت 23:45 روز 2013-01-11 ,jafar :

    مقاله اقای محمدی سر و ته ندارد و به نظر من دولت-ملت و ملت -دولت را قاطی کرده اند. از طرفی میگویند اگر کشور های بزرگ مانند ایران به دمکراسی و حکومت فدرال روی نیاورند تجزیه خواهند شد و این گسست با توجه به نوشته اش قومی خواهد بود که آنوقت واحد های سیاسی ملت-دولت تشکیل خواهد شد .حرفهایش شباهت زیادی به برخورد تمدنهای هانتینگتنگ دارد. دو نکته یکی اینکه اگر ایران قرار است به دمکراسی روی آورد آن دمکراسی از نوع آمریکائیش نباشد. آمریکائیها اصول دمکراسی را تا حد معقول در داخل آمریکا رعایت میکنند ولی در خارج برای کسی تره هم خورد نمیکنند و زور گو و سلطه طلب و دیکتاتور اند.

    ادوم اینکه اقوامی که قرنها در کنار هم زیسته اند و ایران را تشکیل داده اند با سریشم بهم چسبانده نشده اند (مانند یوگسلاوی سابق) و همگرائی شان بیشتر از واگرائی آنها است.

  • 69. نوشته شده در ساعت 0:09 روز 2013-01-12 ,گیلک :

    جناب محمدی من مقاله ها و برنامه های ویدوئویی شما را پیگیری میکنم و باید بگویم که برنامه "در غیر اینصورت" شما بسیار عالی است و برخی از مقالات قبلی شما در همین سایت بی بی سی فارسی بسیار خواندنی و وزین بودند. شما همواره سعی میکردید که با بهره گیری از منابع دقیق فراوان، بصورت منطقی بحثتان را مطرح کنید. اما در این مقاله من اثری از آن ویژگی نمیبینم. بطور خلاصه باید بگویم به نوعی آسمان به ریسمان بافتن است.
    در ابتدای مقاله اظهار نظر یک اقتصاد دان را می آورید و انتظار دارید که خواننده بدون هیچ دلیلی آن را بپذیرد. پوزش میخواهم ولی این کار مانند استفاده از واژگان انگلیسی در هنگام سخنرانی برای مجذوب کردن شنوندگان است. در این زمینه فقط یک سئوال از شما میپرسم. آیا شرکت های کوچک میتوانند خدماتی نظیر آنچه مایکروسافت، اپل، جنرال موتورز، تویوتا و ... به دنیا عرضه میدارند ارائه دهند؟ تجمع سرمایه و ایجاد شرکتهای "بزرگ" سنگ بنای نظام سرمایه داری همین کشور فدرال امریکا است. بدون سرمایه های "بزرگ" نمیتوان کار "بزرگ" کرد. کامپیوتر و سایر تجهیزاتی که شما با آن مقاله ها و برنامه های خود رو تهیه می کنید محصول یک شرکت "بزرگ" هستند که از نظر شما زیبا نیست؟
    آیا میتوان علت العلل جنایات آلمان را بزرگی این کشور دانست؟ در همان زمان فرانسه از آلمان بزرگتر بود پس چرا فرانسه چنین کاری نکرد؟ بهره گیری از مثال برای توجیه یک ادعا جایگاه بالایی در منطق ندارد مگر آنکه مثال نقض و برای رد یک ادعا باشد. از آنجا که شما از مثال آلمان استفاده کردید من هم فقط مثال نقض آن را می آورم. ژاپن کشور کوچکی بود و در مقایسه با چین هیچ نبود اما همین ژاپن آن فجایع را در چین بزرگ ببار آورد. ایران از نظر شما کشور بزرگی است و در زمان جنگ جهانی دوم هم حکومت خودکامه رضا شاهی را داشت اما در جنگ بیطرف بود. سوریه کشور کوچکی است اما یک دولت خودکامه تا کنون شصت هزار نفر را کشته است. اگر بحرین جزوی از ایران بزرگ مانده بود الان وضع بدتری در زمینه حقوق بشر و حقوق اقلیت های مذهبی و قومی داشت؟ پس با یک مثال و یک جمله از کیسینجر نمیتوان برای یک ادعا اعتبار خرید. خود مثال آلمان هم معتبر نیست. آلمان در قرن نوزدهم متحد شد و تا قبل از ظهور هیتلر یک دولت پیشتاز حامی دموکراسی و اندیشه بود و بسیاری قدرت المان نازی را محصول پیشرفت های علمی جمهوری وایمار میدانند. در جنگ جهانی اول هم همانند سایر دول اروپایی در یک رده قرار میگیرد که همه به دنبال منافع بیشتر بودند. بنابراین همه دلایل ظهور هیتلر در کشور فرهنگ و خرد آلمان را در یک کلمه "بزرگی" خلاصه کردن منطقی نیست.
    از ابتدا تا انتها من نفهمیدم که چرا شما دوست دارید ایران را به چین و روسیه بچسبانید؟ بر اساس چه متری بزرگی این سه کشور در یک رده قرار میگیرد؟ آیا هدف جز این است که به خاطر ذهنیت بدی که اکثریت ما در مورد چین و روسیه داریم خواننده را تا انتها با استدلال های خود همراه کنید؟ وگرنه چه دلیلی دارد که فدرالیسم برای روسیه فدرال پیشنهاد شود؟ جمهوری فدراتیو روسیه متشکل از 83 بخش فدرال است که همگی آنها از دولتها و مجالس محلی برخوردارند، 26 بخش خودمختار هستند که 21 تای آنها جمهوری های خودمختار هستند. این را باید به حساب اشتباه یک تحلیلگر شناخته شده گذاشت یا سوء استفاده از بدنامی روسیه برای پوشش ضعف منطقی مقاله؟
    جایی میفرمایید در ایالت های امریکا قوانین مختلفی وجود دارد و مردم مجبور نیستند قوانین مرکزی یا یک ایالت خاص را قبول کنند و بلافاصله میفرمایید اما مردم کرد و ترک و بلوچ و عرب ایران از این حق محرومند. این چه مقایسه ای است که شما انجام میدهید. مگر فدرالیسم امریکا فدرالیسم قومی و زبانی است؟ مگر خود شما به همراه سایر ایرانیان به عنوان یک اقلیت قومی در امریکا برای خود ایالت یا دولت محلی دارید؟
    فدرالیسم را به مانند نوشدارویی برای همه دردهای تاریخی و اجتماعی این ملت تجویز میکنید بدون آنکه مبنایی برای آن ارایه دهید؟ توجه کنید که در فدرالیسم کشورهای جدا از هم بر مبنای اشتراکاتی به هم میپیوندند نه آنکه کشوری با این سابقه تاریخی و این همه اشتراکات ملی را تجزیه کنید و اگر بشود دوباره بهم بچسبانید و اسم آن را بگذارید فدرالیسم. تجزیه یوگسلاوی چه نفعی برای مردم آن سرزمین داشته است؟ فدرالیسم روسیه چه کمکی به دموکراسی و آزادی مردم آن کشور کرده است؟ فدرالیسم کانادا آیا زخم تجزیه طلبی در کبک و آلبرتا را بطور کامل بهبود داده است یا همچنان احزاب تجزیه طلب یکه تازی میکنند؟ خودمختاری اسکاتلند آیا مانع پیروزی احزاب تجزیه طلب در انتخابات شده است؟
    بحث عدم تمرکز قدرت بسیار پسندیده و قابل دفاع است و میتوان بصورت منطقی نشان داد که به پیشبرد دموکراسی و آزادی، حفظ حقوق اقلیت ها از جمله مذهبی، زبانی، قومی و صنفی، احقاق حقوق شهروندی و ... کمک خواهد کرد. اما پیوند زدن آن با فدرالیسم قومی و طرح مغالطه "یا فدرالیسم قومی یا تجزیه ایران" از هیچ پشتوانه علمی و منطقی برخوردار نیست. قبول دارم که بزرگی کشور زیانهای تمرکز قدرت و دولت های خودکامه را افزایش میدهد اما راه حل آن پیشبرد دموکراسی و تلاش برای عدم تمرکز قدرت از طریق افزایش اختیارات محلی است نه تجزیه یک کشور بزرگ با مشترکات فراوان یا فدرالیسم قومی.

  • 70. نوشته شده در ساعت 0:17 روز 2013-01-12 ,franak :

    تحلیلی بسیار عالی. با تشكر

  • 71. نوشته شده در ساعت 2:17 روز 2013-01-12 ,الیکایی :

    با این استدلال باید همه کشورهای جهان از جمله همان ایالات متحده آمریکای محل زیست ایشان به طور مصنوعی تجزیه شوند.این مقاله با شماری از مقاله های مجید محمدی که بر مبنای داده های علمی شکل گرفته است به کلی منافات دارد.اسباب تاسف است.ای کاش آقای محمدی این مقاله را به انگلیسی را منتشر کنند ونظر چند جامعه شناس وفرهیخته آمریکایی را نسبت به آن جویا شوند تا به سستی استدلالشان پی ببرند.

  • 72. نوشته شده در ساعت 2:44 روز 2013-01-12 ,سردار :

    يكي ازبهترين مقالاتي كه تا بحال خوانده ام،

  • 73. نوشته شده در ساعت 7:12 روز 2013-01-12 ,ali :

    خیلی مفید بودمتأسفانه الان خامنه ای هرگز نمیخواد زیر بار بره میگه شاید هرچه خودش میگه درسته مردم را در شرایط بسیار بدی قرار داده،امیدوارم به خدا که احمدی نژاد ریشه اش را در بیاره

  • 74. نوشته شده در ساعت 8:38 روز 2013-01-12 ,اوميد :

    نگراني و نظر ابراز شده اکنون نظرومساله بخش قابل توجهي از روشنفکران غيرفارس در ايران است. سياست آسيميلاسيون و يکسان سازي(آريائي سازي وفارسي سازي) هشتادساله اخير به وضوح شکست خورده و اکنون نه فقط روشنفکران بلکه مردم غيرفارس بطور جد به دنبال کسب حقوق انساني خود در زمينه هاي ملي و اتنيکي هستند.عدم توجه و يا کتمان مساله از سوي فارس زبانان خصوصااگر حرکت ترکان ايران(آذريها خصوصا)جدي تر شود منجر به فروپاشي قطعي ايران خواهد شد

  • 75. نوشته شده در ساعت 8:57 روز 2013-01-12 ,علیرضا عرشی :

    درود بر همگی !
    یادش بخیر، زمانی که در دوران لیسانس رشته علوم سیاسی را می خواندم، رییس دانشکده مان که خانم دکتری تحصیل کرده فرانسه بود به ما هشدار می داد که اگر به آن سو بروید؛ نمی گذارند، آنالیزهایی در راستای منافع ملی داشته باشید؛
    بی شک این نوع نوشته ها که این روزها بیش از پیش شده است تنها بهانه ای است برای رسیدن به آرمان های چشم آبی ها
    بیش از همه همین اروپایی ها می دانند که تجزیه کشورها همیشه خشن بوده و خواهد بود حتا در اروپا نیز یوگسلاوی مثال خوبی است و آن ها می دانند چه بر سر ما می خواهند بیاورند، شعار تجزیه به جای حرکت های گام به گام برای بهبود ایران شاید از نظر بسیاری خوب باشد ولی تصویری که ایجاد خواهد شد شاید نظرها را برگرداند؛
    هم میهن ها !
    عوام ملت ایران دارای رفتارهای احساسی و... هستند بی شک برای تجزیه ایران آذری ها در بخش غربی و جنوب دیار آذرآبادگان و همدان با کردها درگیری های خونینی خواهند داشت، کردها در بخش جنوبی خود با عرب ها و در بخش شرقی خود با بختیاری ها درگیر خواهند شد با توجه به بافت جمعیتی خوزستان بختیاری ها ساکن آن جا با عرب ها درگیری خواهند داشت در شرق ایران سیستانی ها و بلوچ ها نخست با پارسی ها و سپس با هم درگیر خواهند شد و شیعه و سنی هم که به موازات این درگیر خواهند شد به خصوص که این سال سلفی گری و وهابی گری شدت زیادی گرفته است در میان ایرانیان سنی. در شمال شرق ایران، ترکمن ها با مازنی ها و کردهای خراسان درگیر خواهند شد در کنار سارایوو شدن شهرهایی چون ارومیه، مهاباد، اهواز و... تهران پای تخت ده میلیونی ایران که از گوشه گوشه ایران در آن است محله به محله و خیابان به خیابان و کوچه به کوچه و حتا واحد به واحد به سبب این که اکثر مردمان این شهر از دیگر شهرها هستند تحت تاثیر درگیری های محلی با هم درگیر خواهند شد
    آقای محمدی !
    فرض را بر این می گذارم که به سبب سکونت سی و اندی سال شما در آمریکا دیگر فضا و نیازهای راستین ایران را نمی شناسید آیا اکنون هم خواهان تجزیه ایرانی هستید که تنها دو دهه است به آرامش و امنیت رسیده است !!؟

  • 76. نوشته شده در ساعت 8:58 روز 2013-01-12 ,mohammad :

    اگر بزرگی کشور باعث وجود درگیری های قومی است پس در میانمار چه چیزی باعث درگیری شده میانمار برای حل مشکل باید دو تکه بشه ؟؟؟

  • 77. نوشته شده در ساعت 9:10 روز 2013-01-12 ,سردار :

    نوشته‌ بسیار شایان تحسینی است.

    مطمئنا خیلی‌ها آن را برنخواهند تابید. یک مقدار واقع‌نگری و انسان‌دوستی بیشتر و مقداری نیز کبر و تکبر کمتر لازم است تا انسان موضوع اقلیت‌ها را به درستی درک کند. آن وقت جایی برای رد مقاله فوق باقی نخواهد گذاشت. ولی در عمل اکثر نخبگان ایران فاقد چنین بینشی هستند. برای مثال می‌توان به مقالات آقای اکبر گنجی در این مورد که توسط بی‌بی‌سی منتشر شده اشاره نمود.

  • 78. نوشته شده در ساعت 9:45 روز 2013-01-12 ,کیا :

    بسیار درست است. اروپا پیشرفت کرد بخاطر اینکه قدرتهای فئودالی منطقه ای کوچک در آن حکمفرما بود و تجمع قدرت در آن وجود نداشت و سرمایه دار ها، تجار، دانشمندان و روشنفکران مجال فعالیت پیدا کردند.

  • 79. نوشته شده در ساعت 11:01 روز 2013-01-12 ,حجت :

    نويسنده محترم با تشكر از زحمات و تحليل هاي شما چنين ايراداتي در كشورها از جمله ايران اسلامي وجود دارد كه قدرت در دستان يك حزب قرار دارد و اقليت بر اكثريت حكومت مينمايد ولي از جنابعالي به عنوان نويسنده اي با وجدان انتظار ميرود از كشورهاي ديگري مانند عربستان -قطر-بحرين-اردن-كه خون مردم را به شيشه گرفته وحكومت را تحت حمايت آمريكاي خبيث قبضه كرده اند نيز بحث و تحليل نماييد %با تشكر

  • 80. نوشته شده در ساعت 11:57 روز 2013-01-12 ,پورت :

    من شخصا فدرالیسم رو برای جایی مثل ایران بهتر می دانم ولی وقتی با اپوزیسیون جمهوری اسلامی چه داخل نشین و چه خارج نشین اش مواجه می شوم می بینم که ایران کشش فدرالیسم را ندارد و ناگزیز رو بسوی استقلال و جدایی می رود !

  • 81. نوشته شده در ساعت 12:07 روز 2013-01-12 ,علی :

    آقای محمدی متاسفانه در لفافه فدرالیسم مورد نظر شما موضوع تجزیه طلبی نهفته است. نیک می دانید که طرح فدالیسم نیاز به پیش زمینه هایی دارد و بدون وجود و اسقرار حداقل یک دهه دموکراسی نمی توان طرح فدرالیسم را مطرح کرد. زیرا انجام یکباره آن در یک سیستمی که مدت ها زیر سیطره استبداد بوده است, کشور را به سرعت پرشتابی به سوی تجزیه می کشاند. بنابراین نمی توان مقوله فدرالیسم را برای همه کشورها و یکباره توصیه کرد. آری اگر هند و امریکا در استقرار آن موفق بودند به علت وجود زیر ساخت های قوی آن بوده است. شما به عنوان جامعه شناس امر تجزیه کشور را به نوعی مطلوب دانستید. کوچک زیبا است! آری اما نمی توان به هبهانه دفاع از حقوق بشر و حقوق اقلیت های قومی و زبانی و بافت جمعیتی و حدود و ثغور و گستردگی و تلفیق و امتزاج گروهای محتلف قومی و زبانی این چنین بی مهابا نسخه کوچ زیبا است را به سایرین توصیه کرد.
    همه می دانند که تمام مردم ایران از هر دسته و گروهی قرن ها به طور مسالمت آمیز با یکدیگر زندگی کردن و هیچ گاه به خاطر استقرار حکومت مجزا بر پایه زبان با یکدیگر جنگ نکردند. همزیستی مسالمت آمیز داشتند و به لحاظ فرهنگی و اجتماعی آمیختگی و وابستگی گوناگونی کسب کردند که جدا سازی آنها به صلاح هیچ کس نمی باشد.
    عیب های زیادی در تجزیه کشور نهفته است که شاید مهمترین آن وقوع جنگ و خونریزی برای کسب سهم بیشتر خاک و قلمرو جغرافیایی است. محال است بدون جنگ و خونریزی شدید و دشمن سازی های واهی به این نتیجه نائل شد. امری که در بوگوسلاوی سابق اتفاق افتاد. دوم ترکیب های متعدد قومی و زبانی در جای جای این کشور است. از شمال غرب بگیریم که بسیاری از شهرها دو زبانه کرد و ترک هستند.در جنوب غرب نیز عرب و بختیاری و فارس در سمت جنوب شرق سیستانی با بلوچ و در شما شرق نیز ترکمن و فارس و کرمانج و ترک. خوب بر چه اساسی می توان مردم این مناطق را از هم تفکیک کرد. شما بفرمایید شهرهای نقده- پیرانشهر- ارومیه- اهواز- آبادان- خرمشهر- زاهدان- بجنورد و گرگان به چه گروه قومی و زبانی خواهد رسید! موضوع تفکیک و تجزیه این شهرها جز با خونریزی و کشتار مردم حاصل خواهد شد؟ پس کوچک اگر زیبا است باید بدانیم ممکن است برای برخی زیبا باشد و برای برخی خشن و زشت.
    از لحاظ سیاسی و اقتصادی نیز تجزیه به ضرر همه خواهد بود. کاهش توان و نیروی جمعی به اجزای پراکنده به جز هزینه چه در پی خواهد داشت. کشورهای کوچک در دنیای پر رقابت چیزی برای گفتن نخواهند داشت. وابستگی یک کشور کوچک به مراتب بیشتر از یک کشور بزرگ است. زیرا باید امکاناتی که قبلا در اختیار داشتند را با هزینه زیاد تامین کنند. نفت و گاز و آب و منابع زیر زمینی که قبلا توزیع شده بود اکنون دیگر تک تک کشورها در اختیار ندارند. این کشورها خواه نا خواه به کشورهای بزرگ وابسته می شوند.
    فراموش نکنید که ما اکنون به مشکل حاد دیکتاتوری مواجه هستیم و برای رهایی از آن باید بهترین روشها و راه ها را انتخاب کرد. پیچیدن یک نسخه یکسان برای همه بدون در نظر گرفتن مولفه های تارخی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کاملا اشتباه است.
    بنده به حسن نیت شما در دفاع از حقوق بشر واقفم اما شاید نگاهی عمیق و همه جانبه به موضوع مهم فدرالیسم و تجزیه نکردید. مشکل رهایی از این حکومت را نباید با توصیه های احساسی پاسخ داد. دفاع از حقوق بشر و حقوق اقلیت های قومی و زبانی کاری است بس نیکو شایسته تقدیر و تشکر. اما گاهی دفاع اشتباه از حمله نیز بدتر باشد. فراموش نکنید که این حکومت در حق همه ظلم کرده است. فارس و غیر فارس همه یکسان و غیر خودی هستند. من نیز به شدت حامی حقوق بشر و حقوق زبانی و فرهنگی تمام گروه های ساکن درایران هستم . تقویت فرهنگ بومی و زبانی حق همه هست.
    به امید روزی که محبت را جایگزین تعصب و دشمنی کنیم

  • 82. نوشته شده در ساعت 12:15 روز 2013-01-12 ,mokhtar naghshbandi :

    بانظرنویسنده موافقم، درضمن این مرزها مقدس نیستند، ود هنگام کشورگشایی حاکمان گذشته از مردمان سرزمین های اشغالی پرسیده نشد که حاظریدبا ما در یک کشور زندگی کنید، بگذاریم ملت های کردوعرب وترک وبلوچ خودشان سرنوشتشان رادریک همپرسی بدست بگیرند.

  • 83. نوشته شده در ساعت 13:09 روز 2013-01-12 ,arash :

    عزیز٬وطن .غریب٬وطن. بی نوا٬ وطن.... .مادرببین چگونه فرزندان خودت هم کمر به نابودیت بسته اند.

  • 84. نوشته شده در ساعت 13:11 روز 2013-01-12 ,شاپور 38 ساله از آلمان :

    اولا قبل از نوشتن اینگونه مقالات کمی بیشتر تحقیق کنید. کشورهای فدرالی که در اینجا مثال زده شده اند تفاوتهای زیادی در زمینه ی استقلال در قانونگذاری ایالتی با هم دارند. مجلسهای محلی در آلمان تنها در حد پایینی مثل سیستم آموزشی و برخورد با پناهندگان و غیره می توانند قوانین وضع کنند. مسائل بزرگتر از سوی دولت و مجلس مرکزی تعیین میشود.
    دوما فدرالیسم به طور تاریخی اینطور شکل گرفته که واحدهای کوچک و مستقل با هم برای قدرتمند تر و کارآمدتر شدن متحد شده اند و نه اینکه یک واحد بزرگ به اجزای کوچکتر، مستقل ولی متحد تبدیل شده باشد. نسخه ای که شما در اینجا میپیچید تجزیه است و نه اجزای کوچک و متحد.
    سوما راه حل ایران نه فدرالیسم بلکه دولت مرکزی نیرومند و دمکراتیک همراه با تمرکز زدایی و سپردن امور اجرایی به مردم همان منطقه است.
    در پایان نگرانی ایرانیان وطن پرست این است که به دلایل بی لیاقتیهای این حکومت غیر خودی، افرادی مانند شما دست بالا را بگیرند و بی لیاقتیهای جدید بیافرینند.

  • 85. نوشته شده در ساعت 14:25 روز 2013-01-12 ,رضا مصطفی سلطانی :

    مطلبی جالب و امروزیست. از اید ە و افکار "بزرگ" کهنە و نامطلوب فاصلە گرفتە است. دریچەای تازە بە روی طوری دیگر بە گذشتە و تاریخ نگاە کردن و ارزیابی کردن میگشاید. واحد های "کوچک" سیاسی، فرهنگی و ... امکان دخالت اقلیتهای ملی، مذهبی، گروە و تشکلهای متنوع سیاسی، مدنی، فرهنگی و افراد منفرد را در سرنوشت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اداری، امنیتی و ... خود افزایش میدهد. این دخالتگری موجب تعهد، احساس مسئولیت، بە امر خود دانستن، و با این مسائل بیگانە نبودن در انسانها و واحدهای "کوچک" میگردد. انسانها را بە تدریج بطرف"آنچە را برای خود میخواهم باید برای دیگران هم بخواهم" سوق میدهد. نوشتن مطالبی از این قبیل از جانب ایرانیهای فارسزبان شاید بە بازشدن گوشهای مدافعان ایران "بزرگ" موثر واقع شود. بە امید روزی کە نظرات کاملا متفاوت جرئت با هم روبرو شدن توام با حفظ احترام متقابل را با هم داشتە باشند. نظرات میتوانند هر اندازە از هم دور باشند آنچە باید همە در عمل بە آن متعهد باشند پرهیز از راەحل نظامی و لشکر کشی دوری از جنگ کە برندەای ندارد، بر قراری صلح، آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و ... است.

  • 86. نوشته شده در ساعت 14:30 روز 2013-01-12 ,صادق کرماشانی :

    دست مریزاد. متاسفانه‌ نه‌ اپۆزسیون مرکز گرا در ایران و خارچ از آن و نه‌ قدرت حاکم توان و علاقه‌ درک این واقعیت ملموس را ندارند . بهمین دلیل هر روز بیشتر از گذشته‌ آب آسیاب تجزیه‌ را بیشتر مینمایند . ادامه‌ چنین روندی نه‌ تنها احتمال حفظ علاقه‌ به‌ همکاری در فردای همسایگی را تقلیل میدهد ، بد بینی و تلنبار خاطره‌های وحشتناک را حاکم بر روابط فیمابین در آینده‌ نیز خواهد گردانید.

  • 87. نوشته شده در ساعت 14:32 روز 2013-01-12 ,سپنتا :

    این نگرش اگرچه می تواند بعنوان یک راه حل مد نظر قرار گیرد، لیکن تنها راه حل موجود نمی باشد. از طرفی، پذیرش نگرش ایالتی برای مردم کشورهایی نظیر ایران و شاید عراق که بنا بر مصالح کارتل های قدرت، با مسلط نمودن حاکمان خودکامه، سالها از رشد و پیشرفت فکری دور نگاه داشته شده اند، به یکباره و حتی در بازه زمانه چندساله قابل پذیرش به نظر تمی رسد. مضافاً اینکه دیکتاتوری های موجود نیز با توجه به طبیعت ذاتی شان، حتی بواسطه کارتل های بوجود آورنده شان نیز بدین سادگی قابل از میان برداشتن نخواهند بود. شاید در گام نخست تضعیف و ازمیان بردن کارتل های قدرت پشتیبان کشورهای مذکور، گامی موثر و بدون خونریری در تحقق این هدف باشد.

  • 88. نوشته شده در ساعت 14:33 روز 2013-01-12 ,کیوان کیانی :

    این نظریه به همون نسبت در مورد آمریکا و کانادا هم صدق می‌کنه. مثلاً بزرگی آمریکا باعث بدبختی مردم در آمریکای جنوبی و لاتین در سالهای قبل و خاورمیانه در دوران معاصر شده. از سویی هم کانادا از گذشته تا حال مشغول بدبخت کردن سرختپوستهاست.
    چنین آلمان، ژاپن یا ایتالیا به لحاظ مساحت هیچکدوم کشورهای بزرگی نبودن که بگیم بزرگیشون باعث شده بود که بخوان کل دنیا رو ببلعن. همون دکترینی که اونا دنبال می‌کردن توسط آمریکا با ظاهرهایی متفاوت در هر دوره در قبل و بعد از جنگ جهانی داره در دنیا اجرا می‌شه.
    توی این چندتا مقاله‌ای که از آقای مجید محمدی خوندم به نظرم ایشون خیلی آمریکوفیل هستن.

  • 89. نوشته شده در ساعت 14:45 روز 2013-01-12 ,Shahrokh :

    هرچند که نظریه تشکیل" ایالات متحده ایران " وواگذاری قدرت تصمیم گیری درامور محلی واستانی به ساکنین آن بسیارعقلانی میرسد، به نظراینجانب تقسیم سهام صنعت نفت بین تمامی شهروندان ایرانی ومدیریت عایدات آن توسط متخصصین مستقل به نفع سهامداران (مردم) وخارج شدن کنترل پول نفت ازدست دولت (ملی شدن واقعی) نیز میتواند از تجمع قدرت حتی در کشور بزرگی مانند ایران جلوگیری نماید.

  • 90. نوشته شده در ساعت 16:04 روز 2013-01-12 ,aya :

    کوچک زیباست هم در اقتصاد هم در سیاست!!!!!!


    البته که زیباست وقتی که این کوچک ها بازیچه ی بزرگ تر ها می شوند و کوچکترین قدرتی ندارند

  • 91. نوشته شده در ساعت 16:06 روز 2013-01-12 ,reza :

    از آنجاکه یاداشت جنابعالی با "اگر"شروع شده ،ودر آغاز شرطی را نام برده اید که خود نیز بر محال بودن واقف هستید، پس ،تمام مطالب ذکر شده صرفاًبر مبنای توهم میباشد.

  • 92. نوشته شده در ساعت 16:22 روز 2013-01-12 ,fariborz :

    بسیار عالمانه بود . آقای محمدی شجاعت در خور توجه ای در شکستن تابوها را دارند . ممنون

  • 93. نوشته شده در ساعت 16:34 روز 2013-01-12 ,Rahman Taymouri :

    تحلیل بسیار عالی و علمی نوشته اید,درود بر غیرتتون,هنوز هم تو این مملکت هستند آزاده انسانهایی که از حرف حق ابایی ندارند,تابوها را باید شکست و به ملیتهای ایران حق انتخاب آزاد داد, زنده باشید

  • 94. نوشته شده در ساعت 17:15 روز 2013-01-12 ,ناسیونالیست عاقل :

    بسیار از مقاله شما سپاسگزارم و از همه منتقدان آن می خواهم که آنرا دوباره با دقت و بدون تعصب مطالعه کنند.

  • 95. نوشته شده در ساعت 17:31 روز 2013-01-12 ,کامیار :

    استاد بهتر است ابتدا صبر کنند نتیجه فدرالیسم عراق مشخس شود بعد برای مردم ایران تجویز فرمایند. اول اینکه در امریکا فدرالیسم برای ادغام سرزمینهای جدای از هم تجویز شد که هیچ وقت کشور و ملت یگانه نبوده است . دوم اینکه آیا در امریکا که آنهمه اسپانیایی زبان دارد مدارس دولتی به زبان اسپانیایی دایر کردند و به مردم میگویند که یادگیری زبان مشترک یک ظلم و جنایت غیره قابل بخشش است ؟ آیا ایالات های امریکا ارتش جداگانه و سیاست خارجی جداگانه دارند ؟ آیا مانند حکومت اقلیم کردستان در فرودگاه برای مردم روادید جداگانه سفر به ایالات صادر میکنند ؟ آیا وقتی که ایالتهای جنوب اعلام استقلال کردند همین دولت مرکزی به جنگه آنها نرفت و با کشتن نزدیک یک میلیون نفر از وحدت کشور امریکا دفاع نکرد ؟

  • 96. نوشته شده در ساعت 17:32 روز 2013-01-12 ,saman :

    با درود

    مبادا که ایران ویران شود .کنام شیران و دیوان شود

    ایا طرح خاورمیانه جدید رقم خورده است

    چرا نامی از ایرلند نبود؟

    ایا غرب از قدرت گرفتن ایران دراینده ترسی بر دل دارد

  • 97. نوشته شده در ساعت 23:57 روز 2013-01-12 ,مهدی :

    فقط من یک سوال دارم:
    آیا افغانستان که 150 سال پیش از ایران جدا شد از آن موقع روز خوشی به خود دیده است؟
    آیا کشورهای کوچک را راحتتر توی سرشان نمیشود زد؟

  • 98. نوشته شده در ساعت 1:01 روز 2013-01-13 ,نامی :

    "در دو هزار سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی نتوانسته‌است که بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد، که این یکی از نشانه‌های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته‌است
    ک تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی، نابودساختن آن است و راه کار پیشنهادی، شکستن ایران به قطعات قومی گوناگون و تقسیم آن در میان کشورهای نوپا منطقه است"
    نوشتار فوق، بخشی از سخنرانی مشهور "برنارد لوئیس" (استاد دانشگاه پرینستون و خاورمیانه شناس شهیر غربی و به شدت پرنفوذ در میان خط مشی نمایان جمهوری خواه ایالات متحده) تحت عنوان "Iran in History" می باشد که در مرکز موشه‏ دایان،دانشگاه تل آویو، ایراد شده است

  • 99. نوشته شده در ساعت 2:39 روز 2013-01-13 ,nagshbandil :

    آقا جان

    اول، کی میگه کوچک زیباست؟ خرده بورژوازی کجاش قشنگه؟ یک سری دکان کج و معوج فقیر بدبخت بهتره یا یک سوپر ماکت شیک و پر جنس؟ اگر جوابش را نمیدانید از خریداران شهرتان در امریکا بپرسید.

    دوم، وقتی امپراطوری عثمانی تجزیه شد و ناسیونالیسم عربی جایش را گرفت دمکراسی حاکم شد یا استبداد تک حزبی؟

    سوم، گروه پژاک و کوموله و ریگی کجا دمکرات هستند؟ فقط تنفر قومی و نژادی تبلیغ میکنند. اگه نمیدونید بروید از پیشمرگ ها و کولبر های مسلح بپرسید تا شما را روشن کنند.

    یا حق

  • 100. نوشته شده در ساعت 6:19 روز 2013-01-13 ,saeed balouch :

    مقاله بسیار جالبی است منتقدان بدانند همان موقع که شاهزادگان قاجار نمی داستند حد و حدود ایران تاکجاست و موقعی که ژنرال های انگلیسی بلوچستان دعوت به استقلال می کردند جواب همه سرداران بلوچ و بحصوص امیر دوست محمد خان بارکزهی این بود که ایران شلوار ماست (ناموس)

  • 101. نوشته شده در ساعت 8:39 روز 2013-01-13 ,سوران :

    تازه ترین خبری که از مناطق قومی ایران منتشر شده است بخشنامه ممنوعیت هر گونه تکلم به زبان کردی در مدارس استان کرمانشاه است(سایت کلمه و خبرگزاری کردبا) به نظر بنده مردم ایران و خصوصاْ قوم فارس که زبانش رسمی است ظرفیت قبول فدرالیسم را ندارد آنها موجودیت زبان کردی را اصلا قبول ندارند و هنوز به آینده ای که در آن کردها به فارسی سخن بگویند می اندیشند و متاسفانه این تفکرات فاشیستی را در مورد کردهای عراقی نیز تکرار می نمایند دیگر چه امیدی می توان داشت؟! باید قبول کنیم که ایران به سمت تجزیه می رود ولی یک تجزیه بسیار بسیار خونین.....

  • 102. نوشته شده در ساعت 10:15 روز 2013-01-13 ,ali :

    نصیحت ارسطو به اسکندر: اگر میخواهی بر ایرانیان حکومت کنی، کشتن بزرگان آنها فایده ندارد چون ایرانیان باز جمع میشوند و تو را سرنگون میکنند، میان ایرانیان تفرقه بیفکن و در هر استان طایفه ای را فرمانروا کن تا دائم با هم در جدال باشند و تو آسوده بر آنان حکومت کنی. اسکندر چنین کرد و ملوک الطوایفی پدید آمد و فرهنگ و تمدن ایرانیان آشفته شد و هر گوشه به جدال با گوشه دیگر برخاست تا پس از 450 سال که اردشیر بابکان، ملوک الطوایفی را برانداخت و با اتحاد استانها، ایران و ایرانیان را باز زنده کرد

  • 103. نوشته شده در ساعت 10:21 روز 2013-01-13 ,faraz :

    تعداد عربهای ایران یک سوم عربهای فرانسه هم نیست چرا برای انها کشور و لشکر درست نمیشه..3 میلیون ترک در المان زندگی میکنندواگر زبان مادری را به انها اموزش میدند از روی این سیاست است که اگر روزی برگشتند ترکیه مشکلی نداشته باشند نه اینکه ترکی بشود یکی از زبانهای رسمی المان. یکی از شهرهای سویدMalmö بالای هشتاد درصد عرب هست.یا بالای 25 درصد نروژ مسلمان است از پاکستان سومالی و عرب وافریفایی .ایا کسی میگوید چرابه انها احترام نمیگزارند و برایشان نمازخانه نمیسازندو به احترام عربها چند زنی را قانونی نمیکنند که به مسلمین عزیز فشارات نیاید

  • 104. نوشته شده در ساعت 12:39 روز 2013-01-13 ,کردستان :

    مدافعان ایران یکپارچە همیشە با ترساندن اقلیتهای ملی از خونریزی و کشتار میخواهند آنها را از خواستهای خودشان منصرف کنند. مگر همین حالا هر روز اعدامهای دستەجمعی بە بهانەهای واهی در سراسر ایران در جریان نیست؟ عجبا! ایرانیانە مهاجر کە هر روز ندای حق خود را از کشور میزابان سر می‌دهند از ادعای ملل ایران برای احقاق حقوق ملی خودشان، در سرزمین خودشان عاجزن! این پارادوکس را چگونە توجیە میکنید؟
    از زمان رضاخان تا بە امروز تمام هـم زامداران ایرانی آسمیلە کردن مردمان غیر فارس بودە و هست. آنهایی کە از وضع موجود دفاع می‌کنند آب بە آسیاب شوینستها می‌ریزند. حالا بعد از حدود ١٠٠ سال هنوز ملتهای ساکن ایران پابرجا و هنوز برای احقاق حقوقشان مبارزە می‌کنند. آنهایی کە این مقاومت را نمی‌بینند تا کی میخواهند چشمان خودشان را از این واقعیت ببندند؟
    ضمن احترام بە فارسها و خصوصا آنهایی کە درک از سیاست حاکم دارند،این را تو گوشتان بکنید " ما نمی‌خواهیم فارس زبان بشویم، نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم."

  • 105. نوشته شده در ساعت 15:17 روز 2013-01-13 ,ماردین :

    بنده کورد هستم، هیچ تمایل حزبی و گرایش سیاسی و ایدولوژیک هم ندارم!
    در جواب عزیزانی که هرگونه سخن عقلانی و انسانی را به توطئه بیگانه ربط می‌دهند و بر افکار قرون وسطاییشان پافشاری می‌کنند عرض کنم:

    من با زور فارسی یاد گرفته ام، از بچگی از این زبان بیگانه بیزار بوده ام (بعدها با خواندن شعر های سهراب اندکی تمکین یافتم)، همیشه در برخورد با نیرو های بیگانه نظامی در کوردستان ظلم خودکامه درونم را در مقابل این اشغالگران سرزمین، زبان، فرهنگ و شرافت انسانی سرکوب کرده و این آتش زیر خاکستر را به زور فررو نشانده ام، این یک مساله سیاسی نیست، مردم کوردستان از سیاست و بازی های سیاسی بیزارند، بحث کرامت انسانی، حقوق انسانی یک ملت و اراده‌ی آزادانه برای حق تعیین سرنوشت خود است.

    امیدوارم روزی بلوغ عقلانی و مردم خاورمیانه به ثمر برسد، تمامی ملت ها حقوق انسانی خود را داشته باشند و مردم بتوانند همدیگر را دوست داشته باشند.

    فاقد از هر چهارچوب سیاسی و ایدولوژیک، من فقط و فقط خواهان این هستم بچه‌ام، جگرگوشه زندگیم بتواند به زبان مادریش درس بخواند، تحصیل کند، با ظلم خودکامه بزرگ نشود، شهروند درجه چندم محسوب نشود، اقلیت به شمار و هر روز شاهد این نباشد که به بهانه آن چیزی که واقعا هست، تحت هر نامی و به هر بهانه‌ای سرکوب و محدود شود!

    مرز برای من بی‌معنیست اسم و ایدولوژی فقط و فقط محدود کردن اندیشه زیبای انسانیست، دوستانی که دغدغه‌ی آینده‌ی سیاسی و جئوپولوتیک این "منطقه از کره‌ی زمین" را دارند، هر مدل و هر کشور و هرنوع حکومتی را که می‌تواند خواسته های انسانی را ارضا کند می‌توانند پیشنهاد دهند و عنوان کنند، اما پافشاری کردن بر بودن قفس حتی برای یک خانواده و یا دو عاشق واقعا نامردمی و نا انسانیست!

  • 106. نوشته شده در ساعت 18:51 روز 2013-01-13 ,arash :

    بله خوب البته ایران هزاران ساله که بزرگه ٬هر چند به قول نویسنده کوچک زیباست. ولی سئوال اینجاست که ایران بزرگ برای کی خطرناکه یا به عبارت دیگه این کوچک مورد اشاره نویسنده برای کی زیباست. برای جواب دادن به این سئوال کافیست برگردیم به صد سال پیش که روسیه تزاری به عنوان یک قدرت خارجی در جهت منافعش آمد ومجلس ایران رو به توپ بست ولی بزرگی ایران این اجازه رو به اون قدرت خارجی نداد که از منافع نامشروعش بهره مند بشه. از شمال ایران بزرگ گیلانیها از جنوب بختیاریها از شمال غرب آذریها آمدند و حکومت دست نشانده روسیه را به دور ریختند و دوباره دموکراسی رو درایران بزرگ بر پا کردند. اگر این مقاله فرضا بوسیله یک امریکایی که کوچکها برای کشورش زیبا هستند نگاشته شده بود البته قابل فهمم بود(به هر حالل هر کشوری تنها به دنبال منافعع خودشه) ولی۰۰۰. ضمنا انگار کردستان تحت حاکمیت سیمکو یا خوزستان تحت حاکمیت خزعل یا خراسان تحت حاکمیت شوکت الملوک علم و ..دموکرات بوده اند و این رضا شاه بوده که آمده وبا تمرکز گرایی مانع دموکراسی در اون مناطق شده . دموکراسی بر پایه فرهنگ دموکراتیک بنا میشه و از آنجایی که مناطق حاشیه ای به اندازه مرکز رشد نیافته اند اتفاقا این مناطق پتانسیل بالاتری از استبداد را داراهستند.

  • 107. نوشته شده در ساعت 19:00 روز 2013-01-13 ,هشنگ پاسبانی :

    بسیار جالب است که تنها در اینجا کشورهایی که از غربی نیستند یا از غرب دستور نمیگرند را نام میبند. چرا برای نمونه ترکیه با وجود 35 ملیون کرد تجزیه نشود؟ یا جمهوری آذربایجان که حتی یک نشریه تالشی ندارد (برخلاف ایران که نشریه ترکی و تالشی وجود دارد) و نمیگذارد ارمنیان آرتساخ جدا شوند؟ چرا کشور اوزبکستان با هفت هشت ملیون تاجیک تجزیه نشود؟

    کشور ترکیه پنج نسلکشی انجام داده است:
    نسلکشی ارمنیان-نسلکشی یونانیان-نسلکشی زازاها - نسلکشی کردها - و نسلکشی آسوریان. پس اگر کشوری باید تجزیه شود همان ترکیه است که حتی نامش "ترکیه" منسوب به یک قوم است. سرزمین تاریخی ایران همیشه مردمان زبانهای گوناگون و تنیده بهم داشته است و جداکردن این مردمان از هم چیزی جز خونریزی نیست.

    در ضمن چین مسئله ندارد (هرچند بی-بی-سی و غیره) بخواهند برایش مسئله درست کنند زیرا هم اکنون چینیها در همان تبت و تمامی شهرهای خیانکینگ (منطقه ایغورها) اکثریت هستند و در آینده شاید 90% جمعیت آن دو بخش چینی شوند. روسیه هم چون با غرب مشکل دارد مورد لطف نویسنده قرار گرفته است. وگرنه خوب بود از ترکیه و جمهوری آذربایجان آغاز میکردند.

  • 108. نوشته شده در ساعت 20:59 روز 2013-01-13 ,شهاب شباهنگ :

    جای تاسف است. دولتهائی مثل آمریکا و کانادا و امثال اینها که فدرال هستند قبلاً تعدادی منطقه تحت تیول متومولین محلی بودند و با فردالیسم و متقاعد کردن متمولین محلی بر اینکه قدرت در اتحاد و یکپارچگی است توانستند این کشورها را به وجود بیاورند. در واقع اینها کشور نبودند و با فدرالیسم توانستند کشور بشوند و الان هم تلاش شان این است که هر چه بیشتر به هم نزدیک تر شوند و قوانین خود را یکپارچه تر کنند. ایران که یک کشور بوده است چرا باید یک پله خود را عقب ببرد و تکه تکه شود؟ قدرت در اتحاد است. از آقای مجیدی چنین مقاله ای به شدت بعید بود. مواظب باشیم این گریز از مرکز که به دلیل وجود دیکتاتوری ایجاد شده است منجر به رشد تفکرات ضد منافع ملی ایران نشود. حکومت که درست شود، همسایه ها هم آرزوی پیوستن به یک کشور را خواهند داشت اما اگر جنایتکاران و مفسدانی مثل خامنه ای در مسند قدرت قرار گیرند همه تئوریسین فرار از زیر یوغ دیکتاتوری از طریق جدائی طلبی می شوند. آقای محمدی عزیز، یک بار نسبت به مسئله ارتفاع بگیرید تا ببینید که دارید چه می گوئید. زنده باد دمکراسی و حقوق بشر برای تمام مردم جهان به طور اعم؛ و برای مردم ایران در تمام نقاط دور و نزدیک آن در یک کشور متحد و قدرتمند به نام ایران.

  • 109. نوشته شده در ساعت 23:58 روز 2013-01-13 ,اشکان :

    نمونه های آمریکا و آلمان به خوبی نشون میده که فدرالیسم حدّاقل در شکل شناخته شدۀ امروزی در روند به هم پیوستن چندین جزء جدا از هم برای تشکیل یک واحد بزرگتر برای بهره گیری از امتیازات این واحد بزرگتر بوجود میاد ، کولونی ها یا دولتها(state ) در آمریکا و دوک نشین ها و شهریاریها در آلمان قرن نوزدهم ، در حالی که مدّ نظر نویسنده گونه ای شاید جدید و اختراعی فدرالیسمه که واحد بزرگ به اجزاء تقسیم میشه که در تناقض با فدرالیسم موجود در دایرۀ سیاسی دانش بشره . البتّه باید متذکّر شد که قضیۀ اختراعی اقلیم کردستان در عراق هم آتشبیار این منطق ناقص شده که این خود تنها در چارچوب وضعیّت درهم کشور عراق قابل طرح بوده و البتّه به غلط . به هر حال نباید از بحث دربارۀ مفاهیم در این مقوله غافل شد که میبینیم با عدم درک درست از مفاهیم به چه راحتی میتوان از موهومات حرف زد و گاه قالتاق بازی درآورد. بحث state به معنای امروزین "دولت" سبقه ای داره در فرهنگ سیاسی غرب که وقتی با پشتوانه ای ضعیف به نام "ایالت" وارد زبان فارسی میشه به همراه دهها مفهوم دیگه که بهش وابسته هستند میتونه بانی نظزات بدیع و بی معنایی بشه امروز از امثال آقای محمّدی شاهدیم.

  • 110. نوشته شده در ساعت 8:12 روز 2013-01-14 ,سوران :

    راجع به برخی کامنتها که انگار از کره مریخ دارند به قضیه می نگرند چند توضیح لازم است:

    1) اقلیت های ایران حداقل صدها سال است که در این سرزمین زندگی می کنند و بنابراین مقایسه آنان با مهاجران کشورهای اروبایی که حداکثر نیم قرن است مهاجرت کرده اند بسیار خطا و ناشی از ناآگاهی و فاشیسم فکری شدید است. (قابل توجه برخی دوستان که تاریخچه کردها و بلوچ ها در ایران حتی از فارسها نیز بیشتر است)

    2)مقایسه فدرالیسم مناسب برای ایران با مدل آمریکا از اصل خطاست زیرا آمریکا اکثریت مطلق انگلیسی زبان دارد و جمعیت اسبانیولی نیز مهاجر از آمریکای لاتین هستند.

    3)چرا مدل هند را مثال نمی زنید؟ می دانید بزرگترین دموکراسی دنیا 27 زبان رسمی دارد و علاوه بر دو زبان رسمی سراسری(انگلیسی و هندی) در هر ایالت زبان آن ایالت نیز رسمی و در کلیه مکاتبات اداری استفاده می شود؟ دیگر چرا اینقدر فدرالیسم قومی و زبانی را می کوبید؟ از چه هراس دارید؟؟؟

    4)در قانون اساسی جمهوری فدرال عراق بر دو ملیتی بودن این کشور تاکید شده است ولی برخی دوستان در این زمینه مانند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از اقوام عراقی و در قدم دیگر از اقوام ایرانی سخن می گویند! واقعا متاسفم.

    5)گذشت زمان کشاورزی و دامداری و قوم و قبیله حساب کردن کردها و دیگر اقلیت ها چه بخواهید و چه نخو.اهید قبول کنید الان بیشتر جامعه ایران شهرنشین هستند و بیش از نیمی از این کشور اقلیت زبانی به حساب می آیند. در قرن بیست و یکم اصل باید آرای عمومی باشدُاگر در یک همه برسی آزاد کردها به خروج از ایران(با همه مشکلات و دردسرهایش)رای دهند به راستی به زور نظامی ماندن آنها در ایران چه ارزش اخلاقی دارد؟ به قول امام حسین اگر دین ندارید لااقل کمی آزاده باشید.

  • 111. نوشته شده در ساعت 17:10 روز 2013-01-14 ,ali :

    نویسنده محترم نوشته اند که:
    "در دنیایی با ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۰۰ کشور بسیاری از آن اقلیت‌ها خود صاحب کشور می شدند و دیگر اکثریت بزرگی آنها را قربانی و سرکوب نمی کرد"

    اما آیا همین کشورهای بزرگ واکثر کشورهای اروپایی خود زمانی نه چندان دور مجموعه ای از کشورهای کوچک ریز و درشت نبودند؟ و همچنان جنگ و خونریزی و سرکوب در آنزمان اروپای 100 کشور وجون نداشت؟ اصلا مگر خود همین جنگها بین کشورهای متعدد کوچک به شکلگیری کشورهای بزرگتر به شکل امروزی انها نیانجامید؟

  • 112. نوشته شده در ساعت 13:35 روز 2013-01-15 ,کمال :

    باز تکرار میکنم مقاله خوبی بود.اما من اصلا و ابدا موافق با تجزیه طلبی نیستم. من در خیابانهای سنندج حقی دارم که با تولد در ایران پیدا شده.من وارث کشوری هستم که از یک طرف دریاهای گرم جنوب را دارد و ازطرفی دریای شمال.من چطور اجازه بدم که سر راه من برای رفتن به جزیره کیش مرز بزارن؟ گیرم که دوست کردم میخواهد کشوری به اسم خودش داشته باشد پس از بین رفتن حق من را چه کسی جواب میدهد؟پس از این به بعد وقتی خواستم به بندر عباس برم اول از کشور کردستان ویزا میگیرم! بعد وارد کشور لرستان میشوم! سپس بعد از گذشتن از کشور عربستان به بندر عباس میرسم!به این میمونه که طبقات پایین آپارتمان شما اعلام استقلال کنن و وقتی خواستید برید بقالی سر کوچه از شما حق عبور بخواهند!به کسایی که از سر استیصال به فکر تجزیه از ایران افتادن باید گفت که حیف کشور زیبا و بزرگی مثل ایران که از هم پاره بشه.بنظر من دمکراسی و طبعا پذیرش حقوق اقلیتها تمام مشکل را حل خواهد کرد.

  • 113. نوشته شده در ساعت 6:14 روز 2013-01-16 ,trkmn :

    من یه ترکمنم ،هرچند همیشه نالانم از تبعیض ها و فشارهایی که بخاطر ترکمن بودن و سنی بودنم تحمل می کنم اما واقعا دلم نمیاد ایران تکه تکه بشه ،شاید اگر مثل عراق به سه تکه تقسیم میشد قابل قبول بود اما در ایران اگر بنا بر فدرالیسم باشه باید نزدیک بیست یا بیست و پنج قسمت بشه و واقعا دیگه ایران اون قدرت لازم در عرصه بین المللی رو نخواهد داشت ... شاید راه اصلاح کشور ، ایجاد چند صدایی و اصلاح انسان ها برای قبول دموکراسی و صداهای مخالف راه زیبنده تری باشه

  • 114. نوشته شده در ساعت 14:55 روز 2013-01-16 ,نیما ایرانی :

    واقعآ شرم آوره.
    جناب محمدی! من انتشار چنین مطلب سخیف و ضد ایرانی رو از طرف آیت الله بی بی سی کاملآ انتظار داشتم. تاریخچهء دشمنی بی بی سی با ایران و ایرانی برای کمتر کسی پوشیده و پنهانه. بطوری که بخش انگلیسی و عربیِ بی بی سی "هرگز" از نام صحیح خلیج فارس استفاده نمیکنه. حتی "بخش فارسی بی بی سی" از شدت تنفر و بیزاریِ مسئولینِ این رسانه نسبت به ایران و ایرانی عملآ تبدیل شده به "بی بی سی افغان"، چون ترجیح میدن کلآ مردم ایران رو بایکوت خبری کنن یا اگه هم قراره به مسائل مربوط به ایران بپردازن ترجیح میدن از اسلامگرایان حکومتی و اصلاح طلب در برنامه هاشون استفاده کنن که جز اسلام و امت اسلامی کوچکترین ارزشی برای منافع ملی ایران قائل نیستن یا اینکه از انواع اقسام تجزیه طلب های بی نام و نشان و بی سواد تحت عنوانِ "تحلیلگر!" استفاده کنن. بنابراین چنین مقالهء ضد ایرانی رو حتی اگه یه بی سواد بی نام و نشانی هم برای بی بی سی ارسال میکرد قطعآ مسئولین این رسانه با ذوق زدگی و بدون تامل منتشر میکردن! اما نوشتن چنین مطلبِ بی سرو ته و سراسر فریب و تحریف و سفسطه های بچه گانه رو از طرف شما اصلآ انتظار نداشتم! چون تجزیه و تحلیل های سابق شما نشون دهندهء حداقلی از سواد، معلومات و ذهنیتی منطقی بود. من نمیتونم باور کنم و بپذیرم که خود شما به این مقالهء بی سرو تهی که نوشتین اعتقاد داشته باشین! تنها توجیهی که برام باقی میمونه اینه که به هر دلیل و انگیزه ای این یه "مقالهء سفارشی" بوده. درهر صورت حدس من درست باشه یا غلط، انگیزهء جنابعالی شرافتمندانه بوده باشه یا خائنانه، فرقی نمیکنه. این مقالهء جنابعالی یک خودکشی سیاسی بود!
    جناب محمدی! من همیشه برای جنابعالی احترام قائل بودم اما جنابعالی با این مقاله، اولآ برای همیشه از لیست افراد مورد احترام من (و قطعآ بسیاری از ایرانیان) خارج شدین و به تاریخ پیوستین. ثانیآ ثابت کردین که نسل ما بچه های بعد از انقلاب هرگز نباید به نسلِ "بد سواد" (بد سوادی فاجعه بارتر از بی سوادیست!)، فسیل، ویرانگر، بی اخلاق و بی پرنسیپِ انقلابیونِ 57 اعتماد کنه!
    جناب محمدی! شما یک بار با انقلاب سال 57 ایران رو به ویرانه تبدیل کردین و حالا هم برای ما نسخه های اسلام رحمانی و اقتصاد توحیدی و کمونیستی و تجزیه طلبی و... میپیچین تا ما رو از همون ویرانه و منجلابی که خودتون برامون درست کردین نجات بدین!!! ما اگه نخوایم شما نجاتمون بدین کی رو باید ببینیم؟؟؟ ما را به خیر تو امیدی نیست، فقط خواهشآ شر مرسان!!!
    جناب محمدی! نسل شما (پدران و مادران ما) با ترکتازی و درندگی ایران رو ویران کرد. اما "شاید" نسل ما و نسل های آینده بتونن ویرانی ها رو بازسازی کنن و ایرانی جدید رو بسازن، اگه بذارین! ولی ظاهرآ شما تصمیم گرفتین با تز تجزیه و تیکه پاره کردن جغرافیای ایران، حتی احتمال بازسازی ایرانِ ویران شده رو هم از نسل های آینده، برای همیشه از بین ببرین! شرم کنین! یعنی نسل شما جز ویرانی و نابودی کار دیگه ای بلد نیست؟ اگه نمیتونین سازنده باشین لااقل نمیتونین بشینین سر جاتون و اعلام "بازنشستگی" کنین تا خرابی بیشتری به بار نیارین؟؟؟
    جناب محمدی! نسل شما بلایی به سر ایران آورد که مغول از انجامش عاجز بود! مغول ها در ایران کشتن و بردن و تاختن و "رفتن". ولی لااقل ایران باقی موند تا شاید صفویان و دیگران بتونن ایرانی دوباره بسازن. ولی نسل شما ظاهرآ تا نابودی کامل ایران حتی از صفحهء جغرافیا هم رفتنی و ول کردنی نیست!!!
    جناب محمدی! نسل شما بزرگترین بلایی بود که در کل تاریخ ایران بر سر این کشور نازل شد! نسل شما بعنوان خائن ترین نسل و ویرانگرترین دشمن ایران در کل تاریخ ثبت خواهد شد. هیچ دشمن خارجی (از اعراب گرفته تا مغولها) به اندازهء نسل شما به ایران صدمه نزد. بس کنین! شرم کنین! خودتون رو بازنشسته کنین و آخر عمری آرام بگیرین و دست از سر ما بردارین. خسته شدیم. نابود شدیم. دشمنی هم حدی داره. این همه انگیزه برای نابودی ما رو از کجا آوردین؟؟؟ آخه ما چه گناهی کردیم؟.....

  • 115. نوشته شده در ساعت 5:33 روز 2013-01-17 ,محسن :

    کاملا موافقم.

  • 116. نوشته شده در ساعت 15:32 روز 2013-01-17 ,irandoost :

    تبریک به نویسنده مقاله

    واقعا کار هر کسی‌ نیست پاشو از آب و خاکش که گذاشت بیرون، برای نابودی کشوری که توش رشد کرده قلم بزنه. منو یاد حکایت جوانی انداخت که بخاطر معشوقش حاضر شد قلب مادرشو از جا در بیاره.

    بد نبود نگاهی‌ به تاریخ مینداختید قبل از نوشتن این مثلا مقاله. آمریکا با جنایاتی که در ویتنام و کشورهای آمریکای جنوبی مرتکب شد خطرناک تر است یا ایران؟ انگلستان با خیانتها و چپاولهأی که در حق سایر ملتها از جمله ایران کرده و می‌کند خطرناک تر است یا ایران؟

    لابد شما هم فکر می‌کنید ایران برای اسرائیل ایجاد خط کرده! آنهم با وجود ۲۰۰ بمب اتمی‌ اسرائیل. خدمتتان عرض کنم اشتباه نکنید احمدی نژاد یهودی زاده است، نقشش را که اجرا کرد چند سال دیگر به آغوش وطنش باز میگردد و آب از آب تکان نمیخورد

    آرزوی تجزیه ایران را بگور خواهید برد.

    آدم ساعتی‌ ۷تومن از ج.ا بگیره ولی‌ آلت دست انگلیسی جماعت نشه

  • 117. نوشته شده در ساعت 15:06 روز 2013-01-18 ,کاوه یزدانی :

    کاوه یزدانی: ایران به هیچ وجه شرایط فدرال شدن را ندارد. فدرالیسم هرگز از یک واحد یا یک کشور یکپارچه بوجود نمی آید. اتفاقا برعکس است . فدرالیسم برای یک کشور یکپارچه راه را برای تجزیه آن کشور هموار می کند. راه بسیار بهتری وجود دارد که می گویند عدم تمرکز. عدم تمرکز به هیچ وجه فدرالیسم نمی باشد. عدم تمرکز را در نوشته ها و سخنان زنده یاد دکتر داریوش همایون بخوانید. در منشور حزب مشروطه ایران کنگره پنجم در باره عدم تمرکز بطور کامل توضیح داده شده است و فکر می کنم خواندنش برای آقای مجید محمدی و دیگرانی که نسخه فدرالیسم را می پیچند بسیار لازم و ضروریست. بخوانید تا متوجه شوید که تنها راه جلوگیری از تجزیه ایران فدرالیسم نمی باشد. اتفاقا فدرالیسم زمینه را برای تجزیه تدریجی فراهم می کند. بهتر است پیش از اینکه چنین نسخه های ناجوری برای ایران و ملت ایران بپیچید کمی در باره فدرالیسم تحقیق نمایید. کشور ایالات متحده آمریکا اولین کشور فدرال است. امریکا وجود نداشت بلکه سیزده ایالت جدا و مستقل از یکدیگر تصمیم گرفتند با تشکیل یک فدراسیون متحد شدند و یک قدرت بزرگی بنام ایالات متحده امریکا را بوجود آوردند تا بتوانند از یوغ استعمار بریتانیا خود را نجات دهند. لااقل از نوشته های آقای دکتر جلال متینی کمک بگیرید تا باعث راهنمائی های اشتباه نشوید. هرگز نمی توان به منظور برقراری شکل فدرال یک واحد یکپارچه را تقسیم بر چند واحد کرد . اما می توان یک کشور بزرگ با حکومت متمرکز را به یک کشور با عدم تمرکز قدرت تبدیل کرد. امیدوارم شما مثل آقای دکتر اسماعیل نوری علاء دچار این اشتباه نشوید که می فرماید عدم تمرکز همان فدرالیسم می باشد. وقتی دیگرانی مثل زنده یاد داریوش همایون بهترین راه حل و مدرن ترین شکل عدم تمرکز را نوشتند و موجود می باشد چه دلیلی دارد که جنابعالی نسخه فدرالیسم را برای کشور یکپارچه ایران تجویز می کنید؟ ما شهروندان عادی از این راهنمائی های عجیب و غریب شما روشنفکران در عجبیم. فقط مونده دوتا شاخ روی سرمان درآید. جنابعالی بهتر است از نویسندگانی چون خانم الهه بقراط کمی مشورت بگیرید پیش از اینکه چنین نسخه های ناجوری بپیچید. لینک پایین از دقیقه 53 به بعد در باره فدرالیسم و عدم تمرکز توضیح کامل می دهد. هم برای جنابعالی و هم برای شبکه سکولارهای سبز دیدن و شنیدن این لینک بسیار لازم و ضروری ست تا هر نسخه ای را برای آینده ایران نپیچید. وانگهی لازم و ضروریست که همه اقشار ملت ایران مفهوم فدرالیسم را کاملاً بدانند تا مثل سال 57 شوم در دام حکومت اسلامی ناشناخته نیفتند. سال 57 اکثریت ایرانیان مفهوم حکومت اسلامی را نمی دانستند. مردم مسلمان بودند ولی موجودی بنام حکومت اسلامی را نمی شناختند. شما روشنفکران محترم باید توجه داشته باشید که در درون ایران مردم عادی اکثراً نمی دانند فدرالیسم شکل اداره کشور است یا اینکه نوشیدنی یا خوردنی است . پس اجازه دهید تا ایران آزاد شود و همهء اقشار مردم در بارهء فدرالیسم کاملاً آگاه شوند سپس نسخه بپیچید. همهء تلاش احزاب و گروه های قومی فدرال طلب این است که پیش از آزادی ایران و آگاهی همه اقشار از فدرالیسم بتوانند شکل نامناسب فدرالیسم را بر اپوزیسیون و مردم گرفتار درون میهن تحمیل نمایند. اين هم پيوند به مصاحبه زنده یاد دکتر داریوش همایون یکسال پیش از درگذشت او. ما با خود ایران را زمزمه می کنیم چراکه ما هنوز زنده ایم


  • 118. نوشته شده در ساعت 7:49 روز 2013-01-19 ,اشکان :

    مقاله خوبیه ولی به نظرم اکثر خواننده ها منظور آقای محمدی از تجزیه رو درست متوجه نشدن. منظور مقاله از تجزیه لزوماً نه تجزیه به چند کشور بلکه بیشتر تجزیه به ایالات (شبیه ایالات متحده) است که همه زیر پرچم یک کشور هستند ولی بسیاری از قوانین توسط دولتهای محلی تعیین میشه و دولت مرکزی بیشتر مسئول تامین امنیت خارجی و بسترهای اقتصادیه. همچنین دولتهای محلی میتونن قوانین دولت مرکزی رو در صورت نیاز وتو کنن. متاسفانه خیلی از خواننده های عجول فکر کردن منظور مقاله فروپاشی به چندین کشور چیزی شبیه فروپاشی اتحاد جماهیر شورویه. تجزیه ای که منظور نویسنده است لزوماً منجر به نابودی یا کوچک شدن کشور ایران نخواهد شد. ایشان درباره نوع حکومت در یک کشور (مثلاً ایران) صحبت می کنند. در ضمن مثالهایی که بعضی از خوانندگان از سیاستهای خارجی اشتباه دولت آمریکا میزنن اتفاقاً منتج از بزرگ شدن بیش از حد دولت مرکزی آمریکا در زمینه سیاست خارجیه. شاید همین ایده کوچک زیبا رو بشه به دولت های مرکزی هم بسط داد.

  • 119. نوشته شده در ساعت 16:41 روز 2013-01-19 ,said :

    اروپا و آمریکا از تجزیه واحدهای بزرگ به واحد های کوچک و تشکیل حکومتهای قومی ، به حقوق بشر و دمکراسی نرسیدند ،انچه که درتغییر نگاه مردم اروپا به مقوله قدرت و حقوق بشر و دمکراسی بیشترین تاثیر را داشت گذراندن دوره رنسانس و روشنگری و دور کردن نقش دین ومتولیان مذهب از حیطه قدرت و سیاست بود.
    خواست سیستم فدرالی که چپ وجریانات تجزیه طلب براساس تجمع قومی و تنوع زبانی از ملت ايران مطالبه می کنند چنين نظامی قبلا" در ايران وجود داشته و به آن نظام ملوک الطوايفی ميگفتند وبه عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه ایران است
    شاعر لر شيرين سخن گفته
    مو نظمی نو ز تاريخُم طلب بی
    خيالاتُم خوراکِ روز و شوٌ بی
    وطنخواھُم ، طرفدارِ جدايی
    دموکراتُم ، ھواخواهِ قبيله
    ھوای دولتُ فدرال دارُم
    تبار و ايل در دنبال دارُم
    به دل در بندِ استقلالِ ايلُم
    چنان شورِ تبار و شوقِ تيره
    مرا در دل ، ز بس عشقِ عشيره
    جدايی خواھُم و با فکرِ بکرُم
    موافق مجمع کُلِ ملل بی
    مو قوم خويش را شر می تراشُم
    به ضدّش ، قوم ديگر می تراشُم
    نزاعِ حيدری و نعمتی را
    چو نعمت ھست ، حيدر می تراشُم
    به این آتش بیارهای معرکه استعمار باید گفت که به فکر هويت و حقوق زبانی و فرهنگی و خواسته سیاسی خودمختاری ملتهائی که به زور تحت استعمار گرفته اید باشید تا در هويت اروپایی استحاله نشوند؟ حقوق زبانی و فرهنگی اقوام در ایران که ریشه های تاریخی با قدمت ۳۰۰۰ ساله دارند را به حال خودشان بگذارید.

  • 120. نوشته شده در ساعت 16:25 روز 2013-01-20 ,said :

    دولت فخیمه انگلیس ازدیر باز به خاک ایران نظر لطف داشتند.
    به موجب قرارداد قرارداد 1907 (در تاریخ ۳۱ اوت ۱۹۰۷م/ ۲۱رجب ۱۳۲۵ قمری/ ۹ شهریور ۱۲۸۶) استعمارگران روس و انگلیس برای جلوگیری از اصطکاک منافع و درگیری، مناطقی از آسیا را همچون ملک شخصی خویش تقسیم کردند. در این جهت ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی‌طرف تقسیم شد.حوزۀ نفوذ روسیه در ایران از قصر شیرین و اصفهان و یزد و خواف می‎گذشت و به برخوردگاه مرز ایران و روسیه و افغانستان می‌رسید.حوزۀ نفوذ انگلستان شامل جنوب شرقی ایران در شرق خطی که از بندر عباس به کرمان و بیرجند می‎رسید، قرار داشت. منطقه بی‎طرفی نیز تحت نفوذ حکومت مرکزی ایران بود.پس از آغاز جنگ جهانی اول به سبب نفوذ آلمان در ایران کشورهای انگلستان و روسیه منطقه بی‎طرف را هم با بستن قرارداد 1915 بین خود تقسیم کردند. ولی بعد از انقلاب اکتبر 1917 روسیه و سقوط حکومت تزاری رژیم جدید در سال 1918 قرارداد 1915 را رسماً لغو کرد.
    یکی از موارد بهت‌آور در مورد این معاهده این است که دو کشور در مورد کشور سومی تصمیم می‌گیرند و تمام آب و خاک و منابع آن را همچون ملک شخصی بین خویش تقسیم می‌کنند، بدون آنکه حتی به این کشور اطلاع دهند.
    این قرارداد یکی از وقیحانه‌ترین سیاست‌های استعماری روس و انگلیس را به نمایش می‌گذارد که چگونه حاکمیّت سیاسی، استقلال و تمامیّت ارضی یک کشور را نادیده گرفته و بر آن چنگ می‌اندازند.بنابراین «روشنفکران ایرانی » شیپور را از سر گشادش نزنند.

  • 121. نوشته شده در ساعت 23:09 روز 2013-01-20 ,پیام آقا هنر :

    جناب محمدی موافقم با شما. بی زحمت لطف کنید، مفاد قطعنامه های جدید ترکمانچای و... را بنویسید تا در زمان تجزیه و شلوغی اوضاع، اینکار راحتتر صورت گیرد! شکر خدا که ایران هر چند سالیان طویل زیر سیطره و لگدمال عرب و مغول و مقدونیه ای یا در کل استبداد واقع شده اما همیشه مردم این کشور به اتفاق و اتحاد و با بی توجهی به این سیاست بازی های کثیف با هم زندگی کرده اند. الانهم یک قوم به دیگر اقوام ظلم نمی کند بلکه یک ایدئولوژی فاشیستی از نوع اسلامی بر هر ایرانی اعم از فارس، بلوچ، آذری و... ظلم می کند! اگر ایران هم مثل ترکیه حتی برپائی نوروز مورد قبول لااقل یک سوم جمعیت آن کشور را ممنوع می کرد، چه می گفتید!؟ درود بر همه اقوام ایرانی و آنها که برای قوی ماندن از این دید دهکده ای برحذرند!

  • 122. نوشته شده در ساعت 22:35 روز 2013-01-21 ,کامران :

    البته با توجه به شرایط فعلی ( اپوزسیون ، آمریکا و ...) باید گفت ایران فدرالیسم و تجزیه !

  • 123. نوشته شده در ساعت 12:14 روز 2013-02-02 ,عامر :

    بعضي ها حکومت فدرال عراق را برای رد این مقاله مثال زدن و گفتن که جواب نداده و این تصور غلط میباشد چون :
    1- این حکومت با اشغال از طرف کشور خارجی ایجاد شده و بهمین علت نتوانست نتیجه لازم را بگیرد و اگر همان تقسیمات زمان بعث یعنی فدرالی برای کردها با چاشنی دموکراسی اجرا میشد خیلی بهتر نتیجه میگرفت
    2- حکومت قبلی یعنی حزب بعث حگومت دینی نبود که بعد از اشغال، تقسیماتی به اسم شیعه و سنی بوجود اوردند و این تقسیم یک تقسیم خطا بوده و خواسته مردم نبوده بلکه خواسته دولتهای همسایه و غربی بوده
    3- فدرالی در عراق از طرف دو گروهها سرکوب میشود : همسایه ها بعلت ترس از اجرای این سیستم در کشورشان و گروههای تمامیت خواه داخلی که هنوز از ریختن و غارت اموال قومیتهای دیگر سیر نشدن
    متاسفانه در ایران اگر کسی حرف از حقوق قومیتها زد به اسم تجزیه طلب دهانش را میبندند ولی یادتان باشد این دهانهای بسته چنان فریادی میشودند که نمیتوانید جلوی انها را بگیرد پس بهتر است انها را محترم بشمارید و حقوقشان را بدهید تا از تجزیه جلوگیری کنید

  • 124. نوشته شده در ساعت 17:03 روز 2013-02-14 ,san :

    نسل جدید آذربایجان ، کردستان، خوزستان و .. وضعیت موجود و حاکمیت یک قوم و اینکه تمام امکانات حکومتی و فرهنگی و زبانی و آموزشی در خدمت یک قوم باشد را نخواهد پذیرفتو قبل از اینکه یک یوگوسلاوی شکل بگیرد بهتر است حالتی مثل سوئیس شکل بگیرد و یا مثل اسکاتلند از مردم مناطق رای گیری شود که چه می خواهند

  • 125. نوشته شده در ساعت 0:08 روز 2013-02-22 ,saeid7 :

    باید به دولت فخیمه ی انگلستان بگیم که اگر "کوچک زیباست" شما کانادا و استرالیا و کلی جزیره که دنیا به استعمار گرفتید رو ازاد کنید تا کشور "کاملا" مستقل بشن و نمی خواد برای ما تصمیم بگیرید.

    نظر شخصی بنده اینست که اگر بنا تجزیه کشور باشد همین جمهوری اسلامی را تحمل می کنیم خیلی بهتر است. چون یک ایرانیم و نمیخوام وطنم نابود بشه!

  • 126. نوشته شده در ساعت 7:51 روز 2013-03-09 ,مجید :

    یادمون نره مردم آذربایجان بالاخص تبریز همونایی هستند که در دوره قاجار و ماقبل آن بیشترین ایستادگی رو در برابر متجاوزین داشتند و به جرات میتوان گفت وطن پرست ترین و ایرانی تریــــــن قوم ایران درطول تاریخ ایران هستند و این افکار شوم جز توطئه دشمنان این مرز بوم که متاسفانه با آلت دست شدن عده ای ساده دل که حمایتهای کاخ سفید و ... را از سر دلسوزی میدانند،نیست.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.