« قبلی | اصلی | بعدی »

احمد قابل و دلیری دانستن و گفتن

مهدی خلجی مهدی خلجی | 2012-10-22 ,12:48

برای درک صداقت و شهامت احمد قابل دانستن همین نکته بسنده است: وقتی دریافت پوشیدن لباس روحانیت خلاف روح اسلام است آن را به میل خود از تن درآورد. از نظر او پوشیدن این لباس مایه‌ تمایز فرد روحانی با دیگران است، در حالی که نه پیامبر اسلام نه امامان شیعه، چنان لباس نمی‌پوشیدند که از دیگران به ظاهر بازشناخته شوند. هزینه‌های کنار گذاشتن لباس روحانیت در فضای حوزوی به هیچ رو اندک نیست. تنها فرد سرشناس دیگری که در روزگار ما چنین کرد محمد مجتهد شبستری است.

راستی به هر بهایی

اگر کسی اهل حوزه باشد و بخواهد خلاف عقیده عمل کند، چندان دشوار نیست؛ به ویژه دستگاه فقهی و کلامی ابزارهای بسیار و پیچیده‌ای را برای توجیه یا اصطلاحاً «کلاه شرعی» در اختیار او می‌گذارند. مفاهیمی مانند «تقیه» یعنی پوشاندن عقیده از ترس جان، مال یا آبرو دستاویزهای مناسبی برای کنار آمدن با «مذهب مختار» و وضع موجودند. در بسیاری امور، یکی کردن ذهن و زبان و اندیشه و کردار حرکت بر خلاف جریان است. احمد قابل از شماری فقیهان نام‌دار مانند آیت الله حسین‌علی منتظری اجازه‌ اجتهاد داشت و می‌توانست مانند همگنان از این نمد کلاهی برای خود بدوزد و حتا پس از درگذشت استادش دعوی مرجعیت کند. راهی که او رفت دشوارترین بود: زندان و انزوا. حتا بسیاری کسان که با او دشمنی نداشتند یا حتا در دل و نهان او را می‌ستودند، از ترس غضب حکومت از دیدار او می‌پرهیختند و دائره‌ تنهایی او را می‌گستردند.

پیش از انقلاب، احمد قابل، طلبه‌ جوانی بود در حوزه‌ علمیه مشهد. مانند بسیاری جوانان طلبه در آن دوران شیفته‌ برداشت‌های نو و جوان‌پسند از اسلام بود. آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، در مسجدی تفسیر قرآن می‌گفت یا درباره‌ مسائل اسلامی سخنرانی می‌کرد. احمد قابل در پاره‌ای از این جلسات حضور می‌یافت و در حلقه‌ آیت الله خامنه‌ای شناخته شده بود. از این رو وقتی نامه‌های عتاب‌آمیز به آیت الله خامنه‌ای می‌نوشت از خاطرات آن دوران یاد می‌کرد و این، گزندگی آن نامه‌ها را چندین برابر می‌نمود. یک بار در نامه‌ خود از دعوای میان آیت الله خامنه‌ای و طلبه‌ جوانی به نام شیخ حبیب الله آشوری سخن به میان آورد؛ طلبه‌ای که پس از انقلاب به اتهام هواداری از گروه‌های چپ اسلامی و نیز نوشتن جزوه‌ای درباره‌ توحید اعدام شد. احمد قابل نوشت: «وجدان شما بهتر از هرکسی گواهی می‌دهد که در جلسات متعدد و تلاش‌‌های مکرر و ناموفق دوستان مشهدی و خراسانی برای آشتی دادن شما با مرحوم آشوری ( پیش از پیروزی انقلاب )، سخن اصلی شما این بود که « مطالب کتاب توحید از من است که این آقا به نام خودش چاپ کرده است ». شگفت انگیز نیست که از دو نفر با یک دیدگاه، یکی اعدام شود و دیگری تکریم؟ یکی شایسته‌ گور باشد و دیگری شایسته رهبری نظام اسلامی.»

پادافره‌ این رُک‌گویی یکی آن بود که در سال ۱۳۸۹ دست و پا بسته به زنجیر به صحن دادگاه آوردندش. اما کاری که به قصد خوارکردن او صورت گرفت چهره‌ او را در میان مخالفان حکومت روشن‌تر و شخصیتِ او را ارجمندتر وانمود. او فضیلت راست‌گویی را با بلندطبعی همراه کرده بود؛ هیچ‌گاه در برابر آمران و عاملان زجر و زندان خود کمر دوتا نکرد.

دلیری دانستن

دلیری در برابر حاکم خودکامه بسی آسان‌تر از سنت‌شکنی فکری و اجتماعی است. کسی که در برابر ستمگری می‌ایستد جامعه در زمان حیاتش او را می‌ستاید و گرچه ممکن است به یاری او نشتابد اما نامش در دل‌ها شور می‌افکند. اما گسستن بند عادت‌های ذهنی و عرفی، به مصاف جامعه رفتن است. ستیز با حاکمِ سنت‌ها، قهرمان‌ساز است ولی نبرد با سنت‌های حاکم چنین نیست. جامعه، سنت‌شکنان و عرف‌ستیزان را سخت می‌بخشد؛ دست‌کم به ندرت هنگامی که زنده‌اند

حوزه‌ علمیه به مثابه‌ فضایی سنتی و بسته از سخت‌گیرترین «جامعه»‌هاست. وقتی شیخ نعمت الله صالحی نجف‌آبادی کتاب «شهید جاوید» را نوشت، در بیوت برخی مراجع مانند آیت الله محمدرضا گلپایگانی او را طعن و لعن می‌کردند، در حالی که کتاب او پس از قرن‌ها نخستین پژوهش جدی درباره‌ حادثه‌ کربلا بود. حتا مرتضی مطهری به دلیل نوشتن کتاب «حجاب» که آن‌هم پژوهشی تازه درباره‌ مسأله‌ی اجتماعی بود در قم ناروایی‌ها دید. در پاسخی که به نقد یکی از روحانیان (احتمالاً لطف الله صافی، مرجع کنونی) نوشت انعکاسی از آن آزردگی‌ها را می‌توان مشاهده کرد.
حوزه‌ علمیه‌ «تفاوت‌»ها را به آسانی تاب نمی‌آورد. در قم چند روحانی بودند که بر خلاف شیوه‌ فکری معمول فقیهان اصولی، اخباری بودند. در حوزه جایگاه چندانی نداشتند و به آن‌ها مانند دورافتادگان فکری نگریسته می‌شد. چه «تفاوت» حاصل اخباری‌گری باشد چه نتیجه‌ تجددگرایی، زیرپانهادن عادتِ فکری حوزوی تاوان‌هایی تاب‌نیاوردنی در پی داشت (و دارد).

بیشتر کسانی که امروزه روحانیت بدان‌ها مباهات می‌کند کسانی بودند که به دلیل استقلال فکری یا در درون حوزه منزوی شدند یا از قم (یا حوزه‌های دیگر) مهاجرت کردند. حتا کسی مانند محمدحسین طباطبایی، واپسین نماینده‌ فلسفه‌ی اسلامی، در فقر و فاقه‌ای شدید می‌زیست و آیت الله بروجرودی درس فلسفه‌ او را تحریم کرده بود. در پی اعتراض قدرت‌مندان حوزه، حاشیه‌های او بر کتاب بحارالانوار امکان ادامه‌ انتشار نیافت. او نیز پژواکی از تلخی‌هایی را که در حوزه چشیده گاه در تفسیر المیزانِ خود بازتابانده است. مرتضی مطهری، محمد حسینی بهشتی، محمد مجتهد شبستری و موسی صدر از نمونه‌های دیگرند که تاب نگاه‌های سنگین و پرشماتت حوزویان را نیاوردند و به شهری و دیاری دیگر کوچیدند.

این «تفاوت»ستیزی در حوزه باعث می‌شد که استعداد حوزه برای تحول فکری فعلیت نیابد. کسانی مانند مطهری و مجتهد شبستری اگر در حوزه می‌ماندند و برای طلبه‌ها تدریس می‌کردند چه بسا پس از چند دهه، نسل تازه‌ روحانی به شیوه‌ای ژرف‌تر به تجدد روی می‌کرد. کسانی که مستقل می‌اندیشیدند، به همین دلیل، میراث‌بری در حوزه نداشتند. مخاطبان اصلی‌شان بیرون حوزه‌ها بود: روشن‌فکران، دانشجویان و علاقه‌مندان غیرروحانی به مباحث مذهبی.

احمد قابل نیز از تبار «دگراندیشان» حوزوی است که به رغم نوآوری‌های فکری‌اش مجال تدریس و پژوهش در درون حوزه را نیافت و نتوانست نسلی را پرورش دهد که پس از او گام‌های بلندتری برای زیر و زیر کردن فقه بردارند. او در بُریدن از عادت‌های ذهنی فقیهان دلیر بود و تنها.

بازسازی فقه از درون

طرحی که احمد قابل «شریعت عقلانی» می‌نامید تلاشی برای آشتی دادن تجدد و فقه بود. او باور داشت که دستگاه فقه و اصول فقه، امکانات و ابزارهایی دارد که هنوز از آن بهره گرفته نشده یا به درستی به کار برده نشده‌اند. در نتیجه او می‌اندیشید امکان دگرگون کردن فقه از درون وجود دارد. او حاصل اندیشه‌هایش در این باره را در کتابی به نام «مبانی شریعت» گردآورد که در اینترنت به چاپ رسید. گوهر سخن او آن بود که در شریعت امری غیرعقلانی نیست و هیچ حکم فقهی غیرعقلانی نباید به رسمیت شناخته شود. بازاندیشی او در روش‌شناسی فقهی به او این مجال را داد که در برخی زمینه‌ها به فتواهایی تازه‌ای دست یابد. از جمله درباره‌ حجاب او عقائد رایج فقیهان را نمی‌پذیرفت و معتقد بود که حجاب در روزگار پیامبر با آن‌چه فقیهان امروزه می‌گویند یک‌سره متفاوت است. او بخش مهمی از طرح خود را در تفسیر عقلانی از شریعت با رجوع به آرای فقیهان قدیم انجام می‌داد. از نگاه احمد قابل برخی فقیهان متقدم آرایی داشته‌اند که امروزه حتا بیان آن‌ها جرات می‌خواهد. در نتیجه، او می‌کوشید با احیای پاره‌ای از آرای پیشینیان (از جمله درباره‌ حجاب) نشان دهد که فقیهان امروز به راهِ خطا رفته‌اند و شریعت از آغاز این اندازه عقلانیت‌ستیز نبوده است. کار کسی مانند او از این جهت بسیار مهم بود که نشان می‌داد سنت موجود فقهی و اصول فقه چه اندازه یارای پذیرش مفاهیم مدرن حقوقی مانند «حق»، «عدالت»، «شهروندی» و «برابری میان زن و مرد» را دارد. قابل، نهایت امکانات سنت را به ما نشان می‌‌داد؛ کاری که در نقد فقه نباید نادیده گرفت.

و سرانجام احمد قابل نمونه‌ نادر انسانی مؤمن بود که می‌کوشید از ایمانش پناهی برای ستم‌دیدگان بسازد نه مایه‌ای برای رنج دگران.

* .مهدی خلجی پژوهشگر موسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن و ساکن آمریکاست


اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 14:54 روز 2012-10-22 ,همایون :

    فکر کنم کرباسجی (شهردار سابق تهران) و یوسفی اشکوری هم به میل خودشون لباس حوزوی نمی پوشیدند.
    لطفا در نوشتن مطالب تحقیق بیشتری انجام بدبد

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 2. نوشته شده در ساعت 15:50 روز 2012-10-22 ,احمد :

    خدايش بيامرزدش.
    به اميد روزي كه حوزه هاي علميه هم مانند دانشگاهها دگر انديشان در برابر سنت رايج را تحمل كرده و اجازه رشد و نمو دهند. آمين

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 3. نوشته شده در ساعت 16:58 روز 2012-10-22 ,دوستداری نادیده :

    شخصا از نزدیک ملاقاتی با ایشان نداشته ام.گهگاهی نوشتار ایشان را دیده یا اخبار آزاری که می بینند بدستم رسیده است.
    همین بس که چهره ایشان خود بخوبی، درون روشن و روح بلندشان را به اصویر می کشد.
    حتما پس از درد راهی بسوی آسایش هست...

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 4. نوشته شده در ساعت 18:49 روز 2012-10-22 ,masoud :

    با سلام خدمت اقای خلج نوشته شما اگرچه از باب نوشتن بر مبارزی عالیقدر و روان شاد ستودنی است اما قیاس قابل با مطهری و بهشتی جمع نقیضین است.اگر برای شناخت مطهری به کتب انتشار یافته او مراجعه کنیم عقاید متحجرانه و ضد ایرانی او بسیار مشهود است. نظر ایشان در مورد زن صیغه بسیار قدیمی و سنت گرایانه است.درباب ایران وایرانی که اظهرمن الشمس.مرحوم بهشتی نیز اگرچه فردی روشن تر و به اصطلاح امروزی تر شمرده میشد اما باب تعهد و تخصص را ایشان اغاز نمود که موجبات لطمات بسیارانسانی و... مانند بیکاری اجباری متخصصین و دگراندیشان پس از انقلاب 57 شد. در واقع در یک نگاه اجمالی شاید نسل نو روحانیت میتوانست در حوزه مصدر تغییری باشد( که انهم جای بحث دارد)اما در جامعه وضع کنونی ایران نتیجه همان حوزویان سیاسی است وگرنه سنتی ها که در پیله ی خود بافته ای محصورند. مگر اینکه بگوییم مطهری و بهشتی به مرور دچار تغییر میشدند و یا به عبارت بهتر مرگ امانشان نداد تا بفهمیم چقدر تغییر خواهند کرد.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 5. نوشته شده در ساعت 18:58 روز 2012-10-22 ,Reza Ashrafmodarres :

    خبر درگذشت احمد قابل کوتاه بود و بسیار متأثر کننده جبران نبود چنین افراد پژوهشگری در دنیای اسلام آسان نیست

    از آقای خلجی برای این متن سپاسگزارم

    رضا ،کالیفرنیا


    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 6. نوشته شده در ساعت 19:03 روز 2012-10-22 ,علیرضا :

    وقتی شنیدم فوت کردن خیلی ناراحت شدم
    روحشون شاد راهشون پر رهرو

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 7. نوشته شده در ساعت 20:50 روز 2012-10-22 ,مازیار :

    قراردادن نام اشخاصی همچون مطهری و بهشتی در ذیل عنوان دگراندیشی، حقیقتا جفا به این واژه است. نامبردگان چه از حیث مبانی نظری و چه از حیث شیوه رفتار و عمل از پایه گذاران اصلی استبداد دینی در ایران بودند.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 8. نوشته شده در ساعت 5:36 روز 2012-10-23 ,reza :

    با نهایت تشکر از نوشته شما ، زوایای زندگی‌ این بزرگ نو اندیش دینی به خوبی‌ برسی‌ شده بود، و تاکیدی دوباره بر تفاوت برخورد جامعه با منتقد "حاکم سنتها" و "سنتهای حاکم " اهمیت عملکرد بزرگانی چون مرحوم قابل رو برجسته تر می‌کند . روحش شاد

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 9. نوشته شده در ساعت 9:26 روز 2012-10-23 ,sara :

    با سلام و تشکر ویژه
    با وجود تحسین برانگیز بودن رفتارهای این عالم بزرگوار اما در خصوص برخی مسائل از جمله حجاب ما قبل از رجوع به هر مرجعی قرآن را ملاک عمل می دانیم که به صراحت و همراه با احترام حجاب را امر کرده است.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 10. نوشته شده در ساعت 12:41 روز 2012-10-23 ,Amir-Sweden-Flen :

    « گسستن بند عادت‌های ذهنی و عرفی، به مصاف جامعه رفتن است ٫...
    جامعه، سنت‌شکنان و عرف‌ستیزان را سخت می‌بخشد!»

    استاد همانگونه که در نکته ْ فوق الذکر اشاره فرمودید٫ نه به واسطه داشتن
    تقیه بلکه به حکم همان عقل یا ( شریعت عقلانی) وظیفه ْ حفظ جان و سعی
    در روشنگری ِ بیشتر به جهت سرعت بخشیدن به رشد و تکامل فکری و
    عقلایی جامعه برای دگر اندیشان ِ مصلح وظیفه ای انسانی محسوب نمی شود
    تا توجیهی مقبول باشد برای غیر رک گویی ایشان ؟

    بر سر دار رفتن منصورحلاج ها ایا تشنه گان و رهپویان راه حقیقت و طریقت
    را مظلوم تر و یتیم و آواره تر نساخت٫ ..

    جامعه را از فیض داشتن ِ وجودشان محروم نموده و آهنگ روند رشد تکامل
    فکری را به مخاطره افکندند.

    شما باید پویا٫ گویا٫ شاد و قدرتمند به همراه شاگردانتان باشید٬ خاطره نمی خواهیم
    وجود شما رو دوست داریم.
    رک گویی مرا ببخشید استاد!

    م ا فرهمند

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 11. نوشته شده در ساعت 17:12 روز 2012-10-23 ,مجید :

    ضمن احترام فراوانی که برای درستکاری و دلیری زنده یاد احمد قابل قائل هستم اما دستگاه فکری ایشان از بیخ و بن نادرست بود چرا که هرگز نمیتوان بین تجدد و فقه آشتی برقرار کرد و شریعت عقلانی داشت .
    اگر هم فکران آن شادروان تنها از آیه 82 سوره نمل { هنگامیکه روز رستاخیز فرا رسد جنبنده ای _ جانوری عجیب - از زمین برای مردم خارج می کنیم که با آنان سخن میگوید ....} بتوانند قرائتی عقلانی به دست دهند ، من از ادعای خود دست برمیدارم .
    این راه بیراه یعنی عقلانی نشان دادن شریعت را از همان سده نخست هجری برخی ایرانیان مسلمان همچون واصل بن عطا و عمرو ین عُبید با نام معتزله پایه گذاری کردندو البته که خودشان به دست حکومتگران بنی امیه اعدام شدند .
    این راه هرگز به سر منزل مقصود نرسید و نمی رسد .

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 12. نوشته شده در ساعت 19:24 روز 2012-10-23 ,Ali :

    بسیار خوب و قابل مطالعه

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

اظهار نظر کنید

لازم است نام و نشانی ایمیل خود را وارد کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد)

نظرات این وبلاگ پیش از انتشار بررسی می شود

الزامی

(منتشر نخواهد شد)


bbc.co.uk navigation

BBC © 2013 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.