اصلاح طلبی مذهبی، آشفتهتر از همیشه
در طیف مخالفان حکومت آیت الله خامنهای در آستانه انتخابات مجلس نهم گروهی به هم ریخته تر و آشفته تر از اصلاح طلبان مذهبی (گروهی که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم از محمد خاتمی حمایت کردند) وجود ندارد. کسی نمی داند که چه تعداد از آنها به طیف برانداز پیوسته اند (در یک سر طیف) و چه تعداد هنوز مانند اعضای اصلاح طلب مجلس به آقای خامنهای وفادار ماندهاند (در سر دیگر طیف) و می خواهند در انتخابات شرکت کنند؛ همان طور که در دهههای هفتاد و هشتاد نمی دانستیم که چه تعداد از آنها مذهبی یا باورمند به ولایت فقیه ماندهاند و چه تعداد تغییر عقیده دادهاند.
بسیاری از آنها با دلداری دادن به خود که سبزهای فعال در خیابان در سال ۸۸ طرفدار آنها بودهاند هنوز امید دارند با تضعیف تصادفی رژیم، انسجام گذشته را پیدا کنند و به قدرت بازگردند.
اما گروهی از سبزهای فعال در عرصه خیابان در روزهای قدس و عاشورای سال ۸۸ با شعارهایی مثل "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان" نشان دادند که از اصلاح طلبان مذهبی گذشتهاند و میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای آنان صرفا بهانههایی برای فعالیت در عرصه عمومی یا رهبرانی برای یک رخداد ویژه یا دورانی خاص بودهاند. البته بخش کوچکی از اصلاح طلبان مذهبی هزینههایی برای عدم پیروی از رهبر کشور پرداختند، اما این هزینهها لزوما مخالفان را در پشت سر آنها بسیج نخواهد کرد.
پارادکس اصلاح رژیمی اصلاح ناپذیر
اصلاح طلبان مذهبی "سابق" (هم از نظر اصلاح طلبی و هم از نظر مذهبی بودن، چون وضعیت امروز بسیاری از آنان روشن نیست) و کسانی که هنوز به اصلاح طلبی باور دارند نه دیگر از امکان اصلاح ساختار سیاسی موجود سخن می گویند و نه از براندازی.
پرسشی که پاسخی نیافته این است که اگر رژیم موجود اصلاح پذیر است چرا مجموعه اصلاح طلبان برای اصلاح آن از درون اقدامی نمی کنند (مثل مشارکت در فرایندهای سیاسی جاری برای اصلاح آنها) و اگر اصلاح ناپذیر است چرا حتی آنهایی که در خارج کشور هستند به صراحت خواستار سقوط رژیم نمی شوند؟ همین دوگانگی باعث پراکنده نیروهای فعال سیاسی از گرد آنها شده و خواهد شد. اصلاح طلبان مذهبی به تدریج دارند با گیر انداختن خود در میان سخنان و رفتارهای متقابل و متضاد، محوریتی را که تا سال ۱۳۸۸ در فضای سیاسی داخلی به عنوان بدیل حکومت داشتند از دست می دهند.
‘ما از جنس اینها نیستیم’
جریان چپ مذهبی در ایران در دوره پس از انتخابات ۸۸ متحمل خسارات بسیاری شده است، اما این خسارات در برابر آنچه پس از جنگ رخ داد بسیار کوچک است. این جریان در دوران مابعد جنگ بسیاری از نیروهایش را از دست داد، یعنی کسانی را که از ایدئولوژی و دینداری مکتبی یا اصل دینداری گذشته و می خواستند زندگی کنند. اما بسیاری از آنها به خاطر تمرکز قدرت و ثروت در دولت هنوز اتصالات خود را با حکومت حفظ کرده بودند و به روی خود نمی آوردند که دیگر مکتبی نیستند یا به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند.
آنها از طریق قطع رابطه با برادران سابقی که آشکارا گذر خود از دینداری را بیان می کردند تلاش داشتند به آقای خامنهای و اطرافیان او تلویحا بگویند که "ما از جنس اینها نیستیم."
تفرق راهبردی و فاصلهها
چپ مذهبی دهه شصت و اصلاح طلبی مذهبی دهه های هفتاد و هشتاد (که ترکیبی بود از چپ مذهبی و نیروهای ملی و مذهبی)، در آخرین مرحله به عنوان "جریان فتنه" رسما از حکومت اخراج شد، بدون اینکه چنین چیزی را خواسته باشد. گروههایی از این جریان تا آخرین ساعاتی که حکومت آنها را بیرون نریخته بود در دستگاههای دولتی ماندند. اما بخشی از این جریان هنوز از جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه فراتر نرفته است (بخشی از نیروهای ملی و مذهبی)، بخشی هنوز از قانون اساسی و ولایت فقیه گذر نکرده است (میر حسین موسوی و کروبی و اعضای مجمع روحانیون مبارز و وفاداران به آنها)، برخی هنوز از دیدگاههای ضد امپریالیستی/ضد صهیونیستی فراتر نرفتهاند (برخی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و افراد نزدیک به آنها در داخل و خارج)، برخی هنوز از آیت الله خمینی فراتر نرفتهاند (حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز و همفکران آنها)، و برخی هنوز حتی از آیت الله خامنهای فراتر نرفتهاند و اگر "آقا" روی خوش نشان دهد به سوی او باز خواهند گشت (برخی از اعضای سابق کارگزاران سازندگی). برخی از اصلاح طلبان سابق نیز هنوز خود نمی دانند چه موضعی در برابر حکومت دارند و بیش از حکومت به مخالفان آن می تازند (مانند کسانی که پانزده سال پیش می خواستند از خاتمی عبور کنند و بعد از سرکوب سال ۸۸ دوباره اصلاح طلب ماقبل ۸۸ شدهاند). امروز فاصلههای میان افراد در جریان اصلاح طلبی مذهبی بسیار فراتر از مشترکات آنهاست.
پنج دلیل عمده در کندی این جریان در عکس العمل به رخدادهای سیاسی و اجتماعی در دو دهه اخیر عبارت بوده است از ۱) رسوبات جریان چپ مارکسیستی و ترجیح دادن اسلامگرایی به لیبرالیسم، ۲) آلودگی به برخی تبعیضات مثل برخورداری از امکانات دولتی، منابع مالی، منابع اطلاع رسانی یا انواع امتیازات مثل مجوز نشریه و موسسه فرهنگی و نیز درگیر بودن با برخی جنایات جمهوری اسلامی مثل اعدامهای دهه شصت، ۳) عامه گرایی از نوع برگرفتن دیدگاههای مذهبی و وفادار ماندن به آنها برای جلب حمایت عمومی با این دیدگاه که در جامعه مذهبی با عناوینی مثل روشنفکری دینی یا مردمسالاری دینی می توان بسیج اجتماعی کرد، که روحانیت شیعه بعدا فرمان این گونه حرکتها را به دست گرفت، و ۵) سی سال حرکت سیاسی تحت حمایت روحانیان و انتقاد از دیگران که "سیاست"، یعنی این نحوه عمل را نمی دانند یا نمی خواهند فرا گیرند.
بستن دست خود
بخشی از این جریان که به خارج از کشور مهاجرت کرده هنوز به دنبال هماهنگی با اصلاح طلبان داخل کشور است و از این رو دست خود را بسته است.این بخش همچنان که در داخل تحت حمایت روحانیتِ نزدیک به چپ مذهبی فعالیت می کرد در خارج نیز تصور می کند که برای اتصال به داخل نباید از روحانیت اصلاح طلب فراتر رود. اصلاح طلبان داخل نیز منتظر تغییر شرایط هستند بدون آن که حرکتی صورت دهند. از این جهت از حیث کنش سیاسی اصولا نمی توان از آنها انتظار اقدامات خلاقانه و ابتکاری در عرصه عمل سیاسی داشت.
خواب سی ساله زمستانی
آن بخش از اصلاح طلبان که تازه از خواب زمستانی سی ساله بیدار شده و با حجاب اجباری مخالفت می کنند یا پس از یک دهه نشان از دخالت "آقا مجتبی" در رقابتهای سیاسی و بازداشتها می دهند یا کسانی که پس از سه دهه ناسراگویی به منتقدان به جمع و ادبیات اصلاح طلبان مذهبی پیوستهاند بیش از آن که مایه انسجام اصلاح طلبان مذهبی شوند مایه تفرقاند. این نوع موضع گیریها احساسی دوگانه در میان مخالفان و منتقدان از جمله اصلاح طلبان امروز ایجاد می کند: این احساس خوب که برخی از مقامات سابق یا مبلغان حکومت اکنون به آنها پیوستهاند و این احساس آزار دهنده که تا به حال کجا بودهاند و چرا کسانی که سه دهه در حکومت بودهاند نوری بر تاریکیهای حکومت (مثل تقلب در انتخابات در سالهای قبل از ۱۳۸۸ که برخی از آنها توسط اصلاح طلبان مدیریت شده) نمی افکنند.
تفرق راهبردی و از میان رفتن چارچوب ائتلاف
قبل از انتخابات سال ۸۸ اصلاح طلبان مذهبی تنها می توانستند بر نفی دولت محمود احمدی نژاد توافق کنند، اما وقتی قرار شد آقای احمدی نژاد چهار سال دیگر بماند (و سپاه و بیت رهبری وی را تحمیل کرد) دیگر محوری برای ائتلاف اصلاح طلبان نماند. آنها بر جمهوری اسلامی یا قانون اساسی یا ولایت فقیه یا شخص آقای خامنهای به عنوان رهبر توافق ندارند و تا به حال این موضوعات را به سکوت برگزار کردهاند. سکوت نمی تواند محور ائتلاف باشد. آنها حتی بر سر یک مجموعه سیاست و راهبرد برای مواجهه با بحران ها و مشکلات جامعه ایران توافق ندارند. اتحادهای مقطعی آنان، شبیه به رقیبشان، بیشتر سلبی است تا ایجابی.
اصلاح طلبان موجود (در داخل و خارج) حتی در مورد یک موضع مشخص سلبی مثل تحریم انتخابات نمی توانند به توافق برسند. بخشی از آنها انتخابات مجلس نهم را تحریم می کنند، برخی می گویند شرکت نمی کنیم، برخی می گویند راهمان نمی دهند و گر نه شرکت می کردیم و برخی نامزد می شوند. چنین وضعیت آشفتهای بدون هیچ هسته هدایت کننده تا سالها ادامه خواهد یافت تا حرکت خشن دیگری از سوی حکومت بقیه را نیز به سمت جدا افتادگان پرتاب کند یا با نوعی بازکردن فضا، تحریمیها نیز به "خودیهای بی بصیرت" بپیوندند. ایدههایی مانند "وجود قرائتهای مختلف از دین" یا "مردم سالاری دینی" که اصلاح طلبان بر موجشان در دوم خرداد ۷۶ به قدرت بازگشتند دیگر نمی تواند موتور محرکه بسیج اجتماعی در پشت سر آنها باشد.
فرایند کند دگردیسی
اصلاح طلبان مذهبی پس از خروج کامل از حکومت در سالهای پایانی دهه ۸۰ خورشیدی حداقل به یک دهه نیاز دارند تا سنگ خود را با ابعاد و وجوه مختلف ایدئولوژی اسلامگرایی و سیاستهای حکومت موجود و رخدادهای مرتبط با آن و همه کوله بار سه دهه درگیر بودن در حکومت وابکنند. این مدت برای جمع کردن خود و بازگشت به عرصه سیاست که نیازمند مشخص بودن تکلیف یک گروه با جهان پیرامون خود است بسیار طولانی است. بسیاری از اینان تازه از شیر رانتهای حکومت گرفته شدهاند و تا عادت کردن به منابع تغذیه غیر دولتی و یاد گرفتن حرکت بر روی پاهای خود سالها کار دارند. آن دسته از اصلاح طلبان مذهبی که در دهه هفتاد به جمع لیبرالها و سکولارها پیوستند، دگردیسی شان از اواسط دهه شصت (با مشاهده انحصار طلبی روحانیون در قدرت، فساد، مرگ باوری، مبارزه با عشق و شادی و سیر نزولی جامعه و اقتصاد) شروع شده بود.
*مجید محمدی، جامعه شناس ایرانی ساکن آمریکا است
اظهار نظرهااظهار نظر کنید
شما را سپاس که تحلیلی بسیار هوشمندانه و دقیق از اوضاع جاری در این دیار ارائه نمودید بایست اضافه کرد متاسفانه بزرگتریت مشکل و گرفتاری از ناحیه روشنفکران مذهبی است که با استفاده از مفاهیم دنیای مدرن در نظر دارند دنیای جهل و جنون زمان جاهلیت عرب را توجیه نمایند و اصلاح نمایند خانه ای را که از پای بست ویران است ای کاش این افراد اصلاح طلب کمی به وجدان انسانی توجه می نمودند وبهجای صرف این همه انرژی برای توجیه وضعیت حکومت اسلامی به انسان و گرفتاریهای امروزش که از ناحیه اسلام ایجاد شده می پرداختند
در مورد این نظر شکایت کنید
بسیار زیبا بود.واقعا هم اصلاح طلبان دیگه پایگاه مردمی ندارند و دلشان به مردمی که سال 88 به خیابان ها امدند خوش است.
در مورد این نظر شکایت کنید
عمر اصلاح طلبان حکومتی از زمانی که بر خودشان و همگان اصلاح ناپذیری رژیم ولایی برای صدمین بار در تاریخ جمهوری ولایت فقیه در دهه هشتاد ثابت گردید به پایان رسیده است
در مورد این نظر شکایت کنید
به نظر من اصلاح طلبان همانند ٨ سال دوره رياست جمهوري خاتمي به فرصت كشي به قيمت هزينه دادن مردم عادت كرده اند و هم اكنون در قالب گروه ها و شوراهايي همچون شوراي هماهنگي جنبش سبز و القابي ديگر بدون دادن برنامه و يا هدفي مشخص و روشن سعي دارند در سايه روشن احتمال اقبال دوباره حركت در سياهي حكومت ( با اميد به فشارهاي داخلي و خارجي) و اينده اي احتمالي در روشناي ازادي طلبي جامعه حركت كنند. در نهايت به نظر بنده، بسياري از اين تناقضات ناشي از تقابل نفوذ سياسي روحانيون سياسي در شرايط حال حتي اگر ناچيز و عدم اينده سياسي در صورت تحقق جدايي دين از سياست است.
در مورد این نظر شکایت کنید
نویسنده به صورت مشخص یا مخاطب را نمیشناسد و یا با ساختار یک مقاله علمی نا آشنا است چون در این نوشته کوشیده با به هم چسباندن برخی رخدادهای تاریخی، بدون هیجگونه استدلال و تنها بر مبنای گفتار خود نتیجه گیری کند. چنین مسیری مخاطب آگاه و متفکر را راضی نمیکند. برای مثال مینویسد : "قبل از انتخابات سال ۸۸ اصلاح طلبان مذهبی تنها می توانستند بر نفی دولت محمود احمدی نژاد توافق کنند، اما وقتی قرار شد آقای احمدی نژاد چهار سال دیگر بماند (و سپاه و بیت رهبری وی را تحمیل کرد) دیگر محوری برای ائتلاف اصلاح طلبان نماند." بر مبنای چه حقیقت یا مدرکی تنها محور این افراد نفی دولت احمدی نژاد بوده است؟ یا مینویسد: "اما گروهی از سبزهای فعال در عرصه خیابان در روزهای قدس و عاشورای سال ۸۸ با شعارهایی مثل "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان" نشان دادند که از اصلاح طلبان مذهبی گذشتهاند و میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای آنان صرفا بهانههایی برای فعالیت در عرصه عمومی یا رهبرانی برای یک رخداد ویژه یا دورانی خاص بودهاند. البته بخش کوچکی از اصلاح طلبان مذهبی هزینههایی برای عدم پیروی از رهبر کشور پرداختند، اما این هزینهها لزوما مخالفان را در پشت سر آنها بسیج نخواهد کرد." با چه استدلالی میتوان گفت که چنین شعارهایی به معنی دوری مردم از اصلاح طلب ها یا رهبران جنبش سبز است؟ نقد من به معنی نادرستی این نوشته نیست، تنها بیان سستی بیش از حد آن یا ناآگاهی نویسنده از شعور و درک خواننده است.
در مورد این نظر شکایت کنید
مقالات ایشون هر چقدر هم که سعی میکنه با رنگ و لعاب نو و فحشهای مدرن تر بنویسه منو نهایتا یاد چماعت فسیل شده اپوزیسیون عصبانی خارج از کشور میاندازه که 30 ساله منتظرن جمهوری اسلامی سقوط کنه و این جماعت عصبانی دیکتاتوری جدیدتری راه بندازن که روی جمهوری اسلامی رو سفید کنن. درکشون از ایران هم فقط خیابون ولیعصر به بالای تهران هست و 500 نفری که شعار جمهوری ایرانی دادن. بشخصه علی رقم مذهبی نبودن اعتمادم به اصلاحطلب ها بسیار بیشتر از این جماعت هست حداقل آنها در توهم زندگی نمیکنن.
در مورد این نظر شکایت کنید
تحلیل اقای مجیدی از وضعیت آشفته مدعیان اصلاح ولایت فقیه عین واقعیت است. کسانی که هنوز فکر می کنند که ولایت فقیه اصلاح پذیر است هنوز شناخت عمیقی از ماهیت حکومت اسلامی ندارند و چشم خود را به 32 سال کارنامه سیاه این حکومت بسته اند. یک نظام ایدئولوژیک اصلاح ناپذیر است و بقول مارکس "تنها راه اصلاح ایدئولوزی، اعدام آنست".
در مورد این نظر شکایت کنید
اخبار عالی ای دارید
در مورد این نظر شکایت کنید
تازه فهمیدیم کلاه مذهبی سرمون رفته
در مورد این نظر شکایت کنید
آیا آنهایی که بیرون ایران یا داخل ایران بازی مخالفت بارژیم را در میآورند(امثال :خاتمی.مهاجرانی .سروش ...) مگر روزی همه کاره این مملکت نبودند پس چرا مسبب امر خیری برای ملت مظلوم وگرفتار عده ای سوء استفاده کننده از قدرت نشدند همه این بازیها طرح ریزی حکومت برای ایجاد یک لایه امنیتی در هاله رژیم است تا سپری باشد در مقابل سرنگونی دیکتاتوری مذهبی .آیا قدرت گیری این به اصطلاح مخالفان یعنی سرنگونی رژیم فعلی ایران!!!
در مورد این نظر شکایت کنید
اقای محمدی هیچ وقت در تحلیل سیاسی خود تعادل ندارد و این ضعف بزرگ مطالب ایشان است
در مورد این نظر شکایت کنید
غیر از تناقضات عقیدتی اصلاح طلبان، مسائل دیگری نیز موجب بی حرکتی آنان می شود. یکی از اصلی ترین مسائل این است که بسیاری از آنان، لااقل عده ای که به صراحت با رهبری مخالفت نکرده اند، هموز از برخی رانت ها برخوردارند و یا با رانت های گذشته زندگی خوبی برای خود فرآهم کرده اند. این گروه از تغییر خکومت و احتمال اینکه حکومت جدید در مورد گذشته آنان و رانت خواری ها و برخی جنایات شان به بررسی بپردازد بیشتر نگرانند تا از بقای حکومت فعلی و تضعیف موقعیت خود. بنابراین به نظر می رسد این گونه اصلاح طلبان فعلی هیچگاه از حد انتقاد فراتر نرفته و بقول خودشان ساختار شکن نخواهند شد.
در مورد این نظر شکایت کنید
اصلاح طلبان تنها گروه مخالفی هستند که در داخل ایران دارای فعالیت و هواداران شناخته شده اند بنابراین مقایسه آنها با گروه های خارج از کشور که (غیر از مجاهدین خلق) در ایران تا کنون نامشان شنیده نشده از پایه اشتباه است، چه رسد به آنکه آنها را از همه ناسازمان یافته تر بدانیم. اینکه حالا بیایید حکومت را سرنگون کنید بعد یک فکری برای جانشینش می کنیم هم تجربه تلخی است که مردم به این زودی ها فراموش نخواهند کرد و تا جانشین شناخته شده و مورد اعتمادی در کار نباشد اوضاع خود را بدتر نخواهند کرد.
گفتمان این مقاله، مانند گفتمان تمام خارج نشینان، بر این فرض غلط استوار است که جمهوری اسلامی خودش رفتنی است و هرگونه فعالیت اصلاحی فقط به آن وقت بیشتری می دهد، این نظام اصلاح ناپذیر است و ... جملاتی از فرط تکراری، بی منطق و دور از واقعیات ایران بودن، حتی دیگر خارج نشینان را هم جذب نمی کنند.
مشکل اصلاح طلبان این است که تمام رهبران و توریسین های آنها در زندان اند، نه انسجام نداشتن آنها. در ضمن انتظار می رفت که یک جامعه شناس تحلیلی جامعه شناسانه از اوضاع ایران ارائه دهد وگرنه این تحلیل های سیاسی را که بارها شنیده ایم.
در مورد این نظر شکایت کنید
امروز سرنوشت اصلاح طلبان حکومتی به همان سرنوشت جمهوری اسلامی مبتلا شده ببینید پس از 30 دست این حاکمیت نالایق چقدر خالی است! اصلاح طلبان هم مانند خود ج اا خود را در چنبره واکنشهای ناگزیر اسیر کرده اند که طریقه آنها را از ابداع جدید سیاسی بازداشته است. این دوران عطفی است که تفکرات جدیدی بتدریج ظاهر خواهد شد. بنظر می رسد کم کم وارد دوران رشد وتکامل بدوی لیبرال دمکراسی با چاشنی لائیسیته می شویم. کف گیر اصلاحات هم مانند ج اا به ته دیگ خورده و دیگر هیچ ندارند. نسل جدید را ببینید که جمهوری اسلامی اینقدر ایدئولوژی زورکی به آنها خوراند حاصلش نسلی است که از مقوای امام تا تته پته جنتی را در سطحی وسیع به سخره می گیرند. اکنون این نظام و تربیت فکری آن در مقابل انظار عریان شده است و گلشیفته به روشنی آن را نمایش داد. آگاه ایرانی
در مورد این نظر شکایت کنید
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
در مورد این نظر شکایت کنید
با نظرات نگارنده بشدت موافقم و تصور میکنم ایشان بدون تعصب خاصی تحلیلی وافع بینانه ارایه داده اند.موفق باشید.
در مورد این نظر شکایت کنید
جالب بود
در مورد این نظر شکایت کنید
تحلیل جالبی بود اما در سیتمی که تمامی افراد داخل آن به دنبال فرصتی برای کسب قدرت بیشتر هستند هرچیز امکان پذیر است حتی برگشتن اصلاح طلبان به قدرت. این سیستم حکومت مثل انبار باروت است که فتیله آن خامنه ای است که اگر آتش بگیرد اتفاقات زیادی در عرصه سیاسی کشور رخ خواهد داد و یقینا اختلافات بین اصول گرایان بیش از اصلاح طلبان خواهد شد و در عموم جامعه هم انشقاق بیشتری حاصل خواهد شد.
در مورد این نظر شکایت کنید
با برخی نکات مفاله موافقم اما انتخابات را مطمئن نیستم تقلبی و تحمیلی بوده باشد.
در مورد این نظر شکایت کنید
آنچه در تحلیل منتشر شد یک واقعیت انکار ناشدنی از حال کنونی کشور است ...
بی تردید تا زمانی که فعالان سیاسی در این فرایند به بلوغ کافی در تفکر سیاسی برسند ملت روز به روز با حرکت های احساسی و بی هدف بی از پیش تحقیر خواهد شد و از طرفی دولت نیز با سیاست پیش رو سالیان متمادی مارا به سوی نابودی هدایت خواهد نمود تا تیغی این ریسمان را پاره کند و خود عنان را به دست گیرد یا کشور به کل به ویرانه ای تبدیل شود و نابود شود ...
در مورد این نظر شکایت کنید
با سلام
دیگر نقدی ندارم ...
میخواهم تنها از صمیم قلب همبستگی خود ٬خانواده وتمامی دوستان را به بی بی سی و کارکنان و خانواده ایشان٬ ابراز دارم.
براستی٬ با این اعمال پلید و شنیع جمهوری اسلامی نسبت به کارکنان بی بی سی و خانواده ایشان٬ این رسانه را بدیل ناجی و صدای ملت مظلوم و ستمدیده مان کرد.
بیم و ترس جمهوری اسلامی از بی بی سی نشانگر حقانیت و سربلندی شما عزیان می باشد و امیدوارم تاریخ نقش موثر شما را در تدبیین آگاهی و روشنایی مردم ایران به خوبی ثبت کند.
اگر نقش شما ضعیف بود این حکومت غیر مردمی اینگونه عمل نمیکرد ...
با تشکر از تمامی محققان٬ مباران ٬ روشنفکران که به لطف زحمات بی بی سی مکانی برای
روشنایی در این ظلمت جمهوری اسلامی می یا بند.
درود بر آزادگان
در مورد این نظر شکایت کنید
اصلاح طلبان پس از دو دوره سیطره بر قوای مجریه و مقننه نشان دادند که با روشی که در پیش گرفتند در عمل نه تنها نتوانستند بر روند مردم سالاری و دموکراسی موثر باشند بلکه به دلایلی نظیر اصل ولایت فقیه ونظارت استصوابی و حکم حکومتی و گروهای فشار و... در عمل باعث سرخوردگی حرکت مردم به سمت دموکراسی شدند. بزرگترین دستاورد اصلاح طلبان افشای ماهیت حکومت با روشن کردن تاریک خانه ها و ارتقا فرهنگ مردم و افزایش سطح مطالبات مدنی آنها به دلیل آزادی نسبی مطبوعات بود که این اقدامات در نهایت زمینه ساز وقایع سال 88 بود ولی از طرف دیگر حکومت با آزاد گذاشتن نیروهای رادیکال تر وبستن شمشیر از رو مانع تغییر اساسی در اوضاع کشور شد اگر چه به قیمتی گزاف .بعد از سالها مبارزه برای آزادی اصلاح طلبان دریافته اند آنچه را که میباید ولی آنچه مانع انسجام آنهاست را می توان در چند مورد خلاصه کرد : 1.ترس از جنگ داخلی و تجزیه ایران 2.ارتباط برخی از آنها و یا نزدیکانشان با وقایع قبلی وترس از عقوبت 3.تطمیع یا تهدید برخی از آنها توسط حکومت 4.دغدغه انزوای اسلام و روحانیت بدنبال تغییر حکومت موقعیت را باید خلق کرد و مدیریت نمود باید دایره خودی و غیر خودی ها را برداشت و با ایجاد جبهه ای واحد برای ایرانی آباد و آزاد گام برداشت این عدم انسجام و انتظار فرج راه به جایی نخواهد برد باید با ایجاد تشکل های مدنی چه به صورت مجازی ویا کافه ,کلوپ ,باشگاه و... تمرین دموکراسی ,تحمل مخالف و دیالوگ نمود باید نافرمانی مدنی را تبدیل به یک فرهنگ کرد,راه طولانی است و زمان کوتاه .میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصر /بوی پیراهن اگر قافله سالار شود.
در مورد این نظر شکایت کنید
جناب محمدی
درود
خواندن مقاله شما ، ذهن را به سوالاتی دچار می کند که ناگزیر از پرسش می نمایدم .
منظور شما از بهانه نامیدن افراد چیست ؟ و اگر بهانه در معنا خود نماینگری نوعی فریب خوردگی برای تلاشی شخص است این با کدام آموزه ی اخلاقی و نتیجه سازی رفتار سیاسی - مدنی سازگار است ؟؟؟ غیر از عوام پسندی و پنهان شدگی پوپولیستی در سخنانی فارغ از عمق سیاسی - اجتماعی و تناقض چه نمره ای می توان برای این مقاله که از زبان ذهن یک جامعه شناس به کاغذی مجازی تسری یافته تصور کرد ؟
ناگزیر به زعم من نمره قبولی نخواهد بود ! صرف تغییر افراد در یک رژیم ملزوم هیچ دستاورد مثبتی نیست و در دنیای سیاست و واقعیت نقطه پایان و سلبیت تنها نشانه های بیگانگی با امر سیاست ورزی است . دوره نخست وزیر فقید دکتر شاپور بختیار نشانه ی بارز و شاهدی ارزشمند است که پیشامدهای سیاسی با پیش بینی های هواشناسانه دچار تفاوت های بسیاری است . واقعیت های جامعه های فرد گراییده ای مانند ایران نشان می دهد تنوع منافع افراد و دوری جهان از آرمانگرایی دهه هفتاد میلادی نشان می دهد تغییرات خلق الساعه با جوامعی بدوی هم سنخی بیشتری دارد ، البته رژیم های صلب دچار تلاشی های پردامنه تری می شوند اما این تخریب برای کشور و مردم هرگز کم هزینه نبوده است . و پرسش دیگر اینکه برای تغییر قانونی که نسبت به اشتباه بودنش باور دارید از قانون گریزی و قانون شکنی- نه نافرمانی مدنی- استفاده می کنید ؟ دستاورد این روش - سود و هزینه آن - چگونه در جامعه ی ایران به جمیع جهات برآورد می کنید ؟؟؟
با سپاس از پاسخی که خواهید گفت
در مورد این نظر شکایت کنید
1- صحبت از آشفتگی گروهی که از آغاز نه به عنوان یک حزب، بلکه به عنوان یک جناح درون قدرت حضور داشته اند، حرکتی بسیار غیر منطقی است. اصلاح طلبان هرگز تفاوت های خود را انکار نکرده اند، تنها در مقابل جناخ دیگر قدرت گرد هم آمده اند تا آسیب پذیری شان کمتر شود.
2- کاش من هم می توانستم به همان اطمینان آقای محمدی که با تکیه به چند تصویر، هویتی یکپارچه و مشخص برای جنبش مردمی به زعم من رنگارنگ سال 88 دست و پا کنم. ولی اگر من به عنوان کسی که بیشتر راهپیمایی های سال های 88 و 89 را تجربه کرده ام، به عینه دیده ام که هیچ شعاری توسط همه ی (و حتی نیمی از) معترضین تکرار نمی شد. چگونه ایشان به عنوان فردی تحصیل کرده از استدلال استقرایی چنین بی اساس نتیجه گرفته اند که مردم از اصلاح طلبان عبور کرده اند.
3- وضعیت کنونی اصلاح طلبان شباهت روشنی با وضعیت کنونی سایر مردم ایران دارد. نه جسارت پرداخت هزینه های بالا و قمار کردن را دارند (که در این مورد می توان گفت نسبت افراد شجاع در این طیف از سایر مردم به مراتب بیشتر است). نه از نظر قدرت توانایی روبرویی مستقیم با جناح قالب را دارند، و نه توانسته اند اعتماد و همبستگی درونی بالایی برای خود دست و پا کنند تا بتوانند اقدام های منسجمی را انجام دهند.
4- با همه این ها، یک سوال باقی می ماند که نظر ایشان کجای این متن با عنوان جامعه شناس تطابق داشت؟ از جناب محمدی خواهش می کنم با توجه به حوزه تخصصی شان بفرمایند چه گفتمان های تاثیر گذار دیگری در ایران سراغ دارند که در قیاس با گفتمان اصلاح طلبی، برد اجتماعی قابل عرضه ای داشته باشند؟ و سوال دوم اینکه آیا جنبش های اجتماعی (با تاکید بر منابع علمی) همواره به یک شکل و به یک شدت ظهور و بروز دارند؟ سوال آخر اینکه به غیر از کسانی که شعار جمهوری ایرانی را در روز به اصطلاح قدس سر دادند، مابقی معترضان (از جمله بنده) که سکوت پیشه کردیم، از نظر ایشان در شمار مردم ایران هستند، یا نه؟
در مورد این نظر شکایت کنید
این تحلیل دارای بخشی از واقعیت است که از عدم انسجام و اتحاد نیرو های اصلاح طلب سخن می گوید ، که به نظر من همین انشعابات درون نیرو های اصلاح طلب باعث آشکار شدن رهروان راستین می گردد.
مسئله ای که گفتمان غالب این مقاله را تشکیل می دهد همان خطای همیشگی سی ساله است که دوستان خارج نشین و گروههای به اصطلاح اپوزیسیون که تعداد هواداران آنها از جمع مهمانی های خانوادگیشان هم بالاتر نرفته! ، گرفتار آن هستند. " گفتمان ساختار زدا محور" یعنی هدف بر اندازی جمهوری اسلامی است حال هر چیزی که در این راستا نباشد حذف باید گردد.
در مقابل گفتمانی است که می گوید ما "خواست محور" هستیم یعنی خواست های مشخص داریم(رجوع کنید به بیانیه های میر حسین موسوی و منشور جنبش) پیگیر این خواست ها هستیم همان خواست هایی که 100 سال است پیگیری می کنیم و به خاطر آن انقلاب کرده ایم. هنوز هم این جریان معتقد است که این ساختار کنونی در صورت بازگشت به قانون اساسی ظرفیت برآورده ساختن این خواستها را دارد. اگر هم ندارد خوب بیایید این ظرفیت را ایجاد کنینم یا قانون اساسی را بر این مبنا اصلاح کنیم.
دوست عزیز جامعه شناس در هر جریان سیاسی نیروهای فرصت طلب نیز وجود دارد که در اصل اعتقادی به آن جریان ندارد اما چه دوست داشته باشید یا نه این جریان مستقل ترین وریشه دار ترین نیروی اپوزیسیون درون کشور است و بخش عظیمی از نیروهای نخبه دانشگاهی هودار این جریان است.
متاسفانه شما و سایر دوستان خارج نشین مانند سی سال پیش خواست های تاریخی را رها کرده و به ساختار چسبیده اید ، لااقل راهبرد جناح اصلاح طلب برای دستیابی به این خواست مشخص و مهم ترین عامل را آگاهی و ارتقاء سطح آگاهی مردم به این خواست ها می داند اما در آنسو تنها راهبرد دوستان شما این است که ملت یک شبه راس هرم را حذف کند بعد فکرش را می کنیم!
در مورد این نظر شکایت کنید
ما از اصلاح طلبان جز دروغ و دوروئی چیزی ندیده ایم ( البته غیر از خاتمی )
در مورد این نظر شکایت کنید
به نظر من هر کس باید کاری را که فکر می کند درست است را انجام دهد
تحریم یا شرکت در انتخابات
نظر هیچ کس شبیه هم نیست و نظر هر فرد مهم
بی بی سی نباید در کار ایران و اصلاح طلبان دخالت کند
در مورد این نظر شکایت کنید
سلام به نظر من دوران 8 ساله اقای خاتمی واصلاحطلبان بهترین دوره زندگی جمهوری اسلامی بود و اگر ادامه پیدا میکرد الان به بهترین نتیجه ها دست پیدا کرده بودیم البته اونایی که با افکار اقای خاتمی و حداقل نیمی از مردم ایران که ازادی و دموکراسی است مخالف هستن اینو قبول ندارن...یه چیزی رو میخواستم کلی بگم اینجا در ایران اکثر دو نوع تفکر وجود دارد یکی ازادی و اصلاحات کلی و دموکراسی و دیگری ولایت فقیه و دین و قوانین بر اساس اسلام که به نظر من یک روز ان دسته که الان در حکومت نیستن پیروز خواهند شد..به نظر من صحبتهای اقای خاتمی در دانشگاهها رو باید قاب گرفت وبه دیوار زد...به امید به قدرت رسیدن اصلاحطلبان و در نهایت بعدش ازادی ایران......
در مورد این نظر شکایت کنید
این مقاله بسیار شییه به مسخره کردن تیم بازنده بود زمانیکه ایده ای برای بردن نداریم.
در مورد این نظر شکایت کنید