در طیف مخالفان حکومت آیت الله خامنهای در آستانه انتخابات مجلس نهم گروهی به هم ریخته تر و آشفته تر از اصلاح طلبان مذهبی (گروهی که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم از محمد خاتمی حمایت کردند) وجود ندارد. کسی نمی داند که چه تعداد از آنها به طیف برانداز پیوسته اند (در یک سر طیف) و چه تعداد هنوز مانند اعضای اصلاح طلب مجلس به آقای خامنهای وفادار ماندهاند (در سر دیگر طیف) و می خواهند در انتخابات شرکت کنند؛ همان طور که در دهههای هفتاد و هشتاد نمی دانستیم که چه تعداد از آنها مذهبی یا باورمند به ولایت فقیه ماندهاند و چه تعداد تغییر عقیده دادهاند.
بسیاری از آنها با دلداری دادن به خود که سبزهای فعال در خیابان در سال ۸۸ طرفدار آنها بودهاند هنوز امید دارند با تضعیف تصادفی رژیم، انسجام گذشته را پیدا کنند و به قدرت بازگردند.
اما گروهی از سبزهای فعال در عرصه خیابان در روزهای قدس و عاشورای سال ۸۸ با شعارهایی مثل "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان" نشان دادند که از اصلاح طلبان مذهبی گذشتهاند و میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای آنان صرفا بهانههایی برای فعالیت در عرصه عمومی یا رهبرانی برای یک رخداد ویژه یا دورانی خاص بودهاند. البته بخش کوچکی از اصلاح طلبان مذهبی هزینههایی برای عدم پیروی از رهبر کشور پرداختند، اما این هزینهها لزوما مخالفان را در پشت سر آنها بسیج نخواهد کرد.
ادامه این نوشته را بخوانید
* فرزین وحدت جامعه شناس و پژوهشگر كالج وسار مقيم آمريكا است.
در یک دهه و نیم اخیر، گفتمان سیاسی-اجتماعی در ایران جهش بسیار تند و تیزی به سوی لیبرال دمکراسی برداشته که در تاریخ معاصر ما کم سابقه است.
دلایل این چرخش و جهش واضح است. گفتمان و سیاست های جمهوری اسلامی در این سی و اندی سال در راستای هرچه بیشتر سرکوب آزادی های فردی، اجتماعی، فرهنگی و حتی تا حدود زیادی آزادی های سیاسی بسیاری از مردمان ایران، به ویژه طبقات متوسط، بوده است.
ادامه این نوشته را بخوانید
* عمار ملکی پژوهشگر سیاستگذاری مقایسه ای در دانشگاه تیلبرگ هلند است
در نهم ژانویه سال ۱۹۹۱ (دی ماه سال ۱۳۶۹)، پنج ماه پس از اشغال کویت توسط عراق، گزارشی در روزنامه نیویورک تایمز
منتشر شد که در آن داستان بدفهمی پیش آمده در ملاقات بین وزیر خارجه وقت عراق، طارق عزیز، و همتای آمریکایی اش، جمیز بیکر، را روایت میکرد. در آن جلسه وزیر خارجه آمریکا به طور صریح و شفاف می گوید که اگر عراق کویت را ترک نکند، آمریکا به حمله نظامی دست خواهد زد. جیمز بیکر این سخنان را با لحنی آرام و بدور از عصبانیت بیان میکند.
در آن جلسه در کنار وزیر خارجه عراق، برادر صدام نیز نشسته بود و ظاهرا او به جای توجه به آنچه جیمز بیکر میگوید، بیشتر به لحن وزیرخارجه آمریکا توجه کرده بود. در نتیجه، برادر صدام نظرش درباره جلسه را اینگونه به بغداد منتقل میکند که "آمریکایی ها حمله نخواهند کرد. آنها ضعیف هستند و آرام. آنها عصبانی به نظر نمی آیند و فقط حرف میزنند و اهل عمل نیستند". یک هفته پس از آن ملاقات آمریکا و متحدانش حمله گسترده ای را علیه عراق آغاز کردند و حکومت عراق را مجبور کردند تا از کویت خارج شود. (1).
ادامه این نوشته را بخوانید
طرح مسأله: به تازگی برخی از مدافعان سرنگونی جمهوری اسلامی توسط دولت های خارجی، برای حساسیت زدایی از مردم نسبت به حمله نظامی دولت های خارجی به ایران، مفاهیم "بیگانه" و "خودی" را به گونه نوینی "بر می سازند". مدعای آنان بسیار ساده و زود فهم است. می گویند:
الف- دولت/حکومت داخلی استبدادی سرکوبگر، که حقوق شهروندی انسان ها را نقض می کند، غریبه و بیگانه است.
ب- دولت/حکومت دموکراتیک خارجی که به ایران- مشابه لیبی- حمله نظامی کند، خودی است و غربیه و بیگانه محسوب نمی شود.
ج- وقتی حکومت سرکوبگر ناقض حقوق ملت باشد، مردم به نیروی مهاجم خارجی به چشم نجات بخش می نگرند.
د- همسویی با نیروی خارجی مهاجم به کشور، معیار خیانت و وطن فروشی نیست و مخالفت با تهاجم خارجی هم عیار ملی بودن تلقی نمی شود، بلکه محتوای این همسویی عیار را مشخص می کند.
ادامه این نوشته را بخوانید
*امین بزرگیان پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن فرانسه است
یک: چندی پیش به لندن رفتم- نرفتم. از "اینجا" به سمت "آنجا" پرواز کردم، اما هیچگاه به "آنجا" نرسیدم. این تجربه را "فرودگاه" و همبسته آن "مرز" می سازد. فرودگاه ها مرز سازی های جدید در درون مرزهای دولت-ملت ها هستند وبه سبب همین خصلت به گونه ای مازاد کنترل می شوند. فرودگاه واجد این خصوصیت ویژه است که هنگامی که شما در فرودگاه هستید در (in) کشوری هستید، اما هنوز در(to) آن کشورنیستید.
فرض بگیرید شما در فرودگاه لندن هستید، دوستی با شما تماس می گیرد و می پرسد: رسیدی لندن؟
پاسخ به این سوال به سادگی ممکن نیست. در واقع فرودگاه ها به "بودن" در مکان جغرافیایی ملی بعد سوم می دهند؛ گونه ای "ماشین زمان" یا در فرهنگ عرفانی طی الارض.
ادامه این نوشته را بخوانید
* همن سیدی، تحلیلگر سیاسی است
احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران (شاید به همراهی متحدان غربی و منطقهایاش)، هنوز در مرحله تهدید و با فاصله از فاز اجرایی قرار دارد. اخیرا تنها به میزان و احتمال تهدید افزوده شده است.
با تشدید این تهدید، بحثی میان سیاستمداران، فعالان حقوق بشری و احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درگرفته که تنوع دیدگاههای آن از مخالفت شدید تا مرز همراهی با جمهوری اسلامی آغاز میشود و به موافقت شدید تا حد همکاری اطلاعاتی با آمریکا میرسد. آیا این بحث و جدل فکری- سیاسی، بر آرای تصمیمگیرندگان بیتاثیر خواهد بود؟ آیا مخاطبان آن، تنها حکومت های ایران و آمریکا هستند؟ تجارب موارد مشابه در تاریخ معاصر ایران، چه نقدهایی بر بحث کنونی خواهد افزود؟ آیا کارنامه مناقشات سیاسی و جدل های فکری، چنان پربار است که بینیاز از بحثهای جاری است؟
ادامه این نوشته را بخوانید
مسعود بارزانی، رئیس حکومت اقلیم کردستان عراق اخیرا در گفت و گو با بی بی سی فارسی در مورد آینده این اقلیم در ده سال آینده گفت که پیش بینی او "کردستانی توسعه یافته و مستقل" است.
در این مقاله سعی خواهیم کرد آرزوی آقای بارزانی را در رابطه با بوجود آمدن کردستانی مستقل در شمال عراق با تواجه به شرایط داخلی کردستان و عراق مورد ارزیابی قرار دهیم.
کردها که از آنها به عنوان بزرگترین اقلیت بدون دولت در جهان نامبرده می شود، از لحاظ داخلی، موقعیت جغرافیایی، ژئوپولیتیکی و تقسیم شدن میان چهار کشور منطقه نزدیک به دو سده است که با عناوین و شیوهای گوناگون در جهت استقلال، خودمختاری و فدرالیزم گام برداشته اند.
مسیر آنها هیچگاه در کشورهای ترکیه، عراق، ایران و سوریه، مسیری ساده و هموار نبوده است. اما در این میان شرایط کردها در عراق بواسطه سرکوبی که از طرف حکومتهای متفاوت در این کشور بر آنها اعمال شد بیشتر تیتر روزنامه ها و رسانه های جهان را به خود مشغول کرد.
ادامه این نوشته را بخوانید
*بابک مینا پژوهشگر علوم اجتماعی مقیم فرانسه است
عریانی برای ما مساله است به خصوص اگر عریان جسمی زنانه باشد. ممکن است احساس ناامنی و ترس کنیم و یا از آن شرمنده شویم. چرا برهنگی برای ما شرمآور است؟ چرا از آن میترسیم؟ آیا همیشه برهنگی عملی شرمآور بوده است؟
در این بررسی کوتاه میکوشیم به گونهای بسیار اجمالی به این پرسشها بپردازیم.
ادامه این نوشته را بخوانید
اقدام گلشیفته فراهانی در انتشار عکس و فیلمی نیمه عریان به گونههای متفاوتی تعبیر شده است: جلب توجه، خودنمایی و ترویج خود برای گرفتن نقش در فیلمهای هالیوودی، خلاف عفت، سوء استفاده از بدن خود برای جهانی شدن، مقابله با تابوهای رایج، خط شکنی یکی از زنجیر شدگان در مقابله با سرکوب زنان، عکس العملی در برابر جور و جفایی که بر وی و همنسلانش در جمهوری اسلامی رفته، عدم مسئولیت در برابر همکاران سابق در سینمای ایران و... بسیاری اقدام او را ستوده و بسیاری نیز مذمت کردهاند. اما پرسش اصلی همان است که پدرش، بهزاد فراهانی، می پرسد: "چرا دختر من باید دست به چنین کاری بزند؟"
این حرکت در شرایط موجود فراتر از معنایی که خود گلشیفته در ذهن داشته و فراتر از عکس العملهای مثبت و منفی و انکارها، در این زمان هویتی مستقل یافته و هیچ چیز نمی تواند معنای انتشار این تصاویر را در حوزه عمومی از آنها اخذ کند. حتی برداشتن این تصاویر از سایتها زمان را به عقب بر نمی گرداند. این تصاویر نیز همانند تصاویر جان دادن ندا، سخنرانی خمینی در بهشت زهرا، گل خداداد عزیزی به تیم استرالیا، و آزاد شدن خرمشهر بخشی از خاطره جمعی ما خواهند بود و باید تلاش کنیم آنها را در متن و سیاق خود بفهمیم.
ادامه این نوشته را بخوانید
فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی واقعهای جهانی بود. همه با چشمانی باز و اذهانی کنجکاو به دقت بدان مینگریستند. تأمل در چگونگی و چرایی فروپاشی آن نظام ستبر و صلب عبرت آموز بود و هست. فقط مخالفان نظامهای دیکتاتوری به دنبال درس آموزی از آب شدن یخهای زمستان نظام توتالیتر در گرمای بهار آزادی نبودند، زمامداران خودکامه سرکوبگر نیزدر حال تأمل در این حادثه عظیم و عبرت آموزی از آن به قصد ممانعت از فروپاشی نظام خود بودند.
آیت الله خامنهای یکی از رهبرانی بود که به دقت این داستان را تعقیب میکرد. سالها تأمل پیرامون آن فروپاشی و مقایسه وضعیت شوروی با وضعیت ایران، او را به مدعیات و نظراتی کشاند که آنها را در یک جلسه علنی در تاریخ ۱۹/۴/۱۳۷۹ با همه مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در میان نهاد.
تأملات آیت الله خامنهای دارای یک جمع بندی نهایی بود که در ابتدای سخنرانی به شرح زیر بیان گردید: "یک طرح همه جانبه آمریکایى براى فروپاشى نظام جمهورى اسلامى طرّاحى شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد. این طرح، طرح بازسازى شدهاى است از آنچه که در فروپاشى اتّحاد جماهیر شوروى اتفاق افتاد...آنها به خیال خودشان طرح فروپاشى شوروى سابق را منطبق با شرایط ایران بازسازى کردند و مىخواهند در ایران پیاده کنند".
ادامه این نوشته را بخوانید
*منصور فرهنگ نماینده پیشین ایران در سازمان ملل و تحلیلگر سیاسی است
بحث و مناقشه برخی ایرانیان مقیم خارج کشور در باره روابط ایران و آمریکا و بخصوص امکان حمله نظامی به ایران، از آن نوع گفتگوهایی است که تأثیری بر تصمیم گیری در تهران و واشنگتن ندارد ولی محتوای آن گویای این درد مشترک فرهنگ سیاسی ایران است که در مناظره اصول مدنی را مراعات نمیکنیم و اختلاف نظر را امری طبیعی نمی بینیم.
وقتی در برابر انتقاد یا موضعی مخالف قرار میگیریم به جای پرداختن به فرضیات و منطق و استدلال طرف مقابل، انگیزه و اخلاق و معنویت او را زیر سوأل می بریم و تصویری از او میسازیم که نظریاتش پرده ای بر نیت پنهان و نا مشروع جلوه کند و بدینسان گفتگو بر سر مسئله ای سیاسی تبدیل به پرخاشگری و اتهام زنی میشود.
تقابل بین ایران و آمریکا به مرحله ای رسیده است که درگیری نظامی بین آنها از تهدید فراتر رفته و خطری جدی شده است. جناحی از کارشناسان امور بین المللی و سیاستگزاران آمریکا احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای را چنان خطر باالقوه ای برای هژمونی آمریکا در منطقه خاورمیانه و امنیت اسرائیل می بینند که بمباران تأسیسات هسته ای و پایگاهای نظامی ایران را به عنوان عملیاتی ضروری و پیشگیرانه توصیه میکنند. جناح دیگری از کارشناسان و دولتمردان مطمئن نیستند که چنین اقدامی برنامه هسته ای ایران را بطور نامحدود فلج کند. از سوی دیگر، این ناظران پیامدهای سیاسی و نظامی حمله به ایران را غیر قابل کنترل میدانند و اجرای آن را برای منافع دراز مدت آمریکا در منطقه پر مخاطره می بینند.
ادامه این نوشته را بخوانید
پس از سرکوب جنبش سبز و نا امید شدن بسیاری از نیروهای سیاسی داخل و خارج کشور از اصلاح پذیری نظام موجود، افراد و گروههای بسیاری در خارج کشور به فکر تشکیل یک کنگره ملی یا ائتلاف یا شورای مخالفان افتادهاند تا اولا یخهای میان گروههای مخالف آب شده و نیروهایشان را به جای مخالفت با یکدیگر بر تغییر نظام سیاسی در ایران متمرکز کنند و ثانیا در صورت بالا گرفتن جنبش در داخل کشور با استفاده از سازماندهی انجام شده به حمایت از جنبش داخلی بپردازند (با جلب حمایت از ایرانیان خارج کشور و نیز دولتها و نهادهای مدنی و رسانهها در کشورهای دمکراتیک).
فرض بنیادی در این اقدام آن است که مردم در داخل کشور در برابر یک حکومت نظامی- امنیتی نمیتوانند به تنهایی برنامه براندازی را به پیش ببرند. اما این مهم که بسیاری از فقدان آن شکایت میکنند بدون پیش نیازهایی به انجام نخواهد رسید. علت انجام نشدن این کار در سه دهه گذشته نیز به عدم تحقق این پیش نیازها برای رفع موانع راجع است. ماههای بعد از خرداد ۱۳۸۸ فضای مناسبی برای چنین فعالیتی فراهم شد، اما موانع همچنان برقرار بودند.
بدون سه پیش نیازی که میآید، تشکیل هر گونه ائتلاف یا شورا یا کنگره جدید به جای اتحاد و هماهنگی و اجماع، اختلافات بیشتری ایجاد میکند (همان طور که شورای هماهنگی راه سبز امید، علی رغم مدعای نمایندگی از میر حیسن موسوی و کروبی، در نهایت بیشتر اختلاف آفرید تا هماهنگی و اجماع).
ادامه این نوشته را بخوانید
بحث تهاجم نظامی محتمل غرب در طول ۹ سال گذشته به تناوب در فضای سیاسی ایران مطرح بوده است. اگر چه در حال حاضر فتیله جنگ تا حدودی پایین کشیده شده است، اما نبرد لفظی بر سر بستن تنگ هرمز، شلیک موشک های میان برد در خلیج فارس، و مانور نظامی ارتش ایران باز به بحث رویارویی نظامی بین ایران و آمریکا دامن زد.
اگر از گمانه زنی های کنونی پیرامون رخ دادن جنگ فاصله بگیریم و بخواهیم خارج از اراده و برنامه های طرفین منازعه هسته ای به صورت کلی سناریو های حمله نظامی محتمل را به تصویر بکشیم. آنگاه می توان سه صورت کلی را در نظر گرفت. در ادامه پس از تشریح هر حالت امکان وقوع و موانع پیش رو نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
به باور نگارنده در تمام صورت ها احتمال اینکه بوی باروت در خلیج فارس بلند شود بالا نیست و وضعیت جنگی از حالت تهدید به برخورد نظامی، رجز خوانی ها و جنگ روانی فراتر نخواهد رفت. مگر اینکه خطای محاسبه وضعیت غافلگیر کننده ای پدید آورد اما به نظر می رسد تحولات اخیر به نوعی حکومت را به ارزیابی مجدد از اوضاع کشانده است. اگرچه بعید است این ارزیابی در افق زمانی قابل تصور به عقب نشینی در مواضع سیاست خارجی حکومت بیانجامد اما این پتانسیل را دارد تا از شدت سیاست تهاجمی بکاهد و از نقطه درگیری فاصله بگیرد.
ادامه این نوشته را بخوانید
* مسعود خدابنده عضو پیشین شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران است
داستان اعضای سازمان مجاهدین خلق درعراق هنوز متحول است و تا به امروز هنوز یک نفر هم از "شهر اشرف" به "کمپ لیبرتی" منتقل نشده است؛ ولی خروج قریب الوقوع آنها از عراق قدمی رو به جلو برای بیش از سه هزار تنی که حداقل در هشت سال اخیر در بیابانهای عراق به انتظار نشسته اند. زندگی این افراد پس از خروج هر چه باشد مسلما بدتر از شرایط موجودشان نخواهد بود.
اما چه آینده ای برای سازمان مجاهدین خلق به صفت سازمانی متصور است؟ پاسخ این سئوال مبهم است، ولی یک چیز مشخص است: پرونده ای در عراق بسته و پرونده ای جدید، احتمالا در اروپا، باز خواهد شد.
هشتم ژوئن ۱۹۸۶، یعنی چند سالی پس از سی خرداد شصت و عزیمت یا فرار مسعود رجوی به پاریس، مجاهدین خلق (که من هم جزو آنها بودم) نه به اجبار، که بدلخواه و حتی تا حدودی به اصرار، خاک فرانسه را به قصد عراق در حال جنگ با ایران ترک کردیم. آن زمان ابوالحسن بنی صدر جزو اولین کسانی بود که در مورد پیامدهای این حرکت هشدار داد و از آن پس صف خود را از شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق جدا کرد. البته بسیاری دیگر نیز در آن زمان و یا کمی بعد از آن چنین کردند، از جمله دکتر قاسملو، خانبابا تهرانی، دکتر متین دفتری، برومند، ماسالی و...
ادامه این نوشته را بخوانید
(قسمت چهارم و پایانی از بیگانه هراسی ایرانیان)
بیگانه هراسی زمامداران سیاسی حاکم بر ایران، فقط مختص به رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی نبود، آیت الله خمینی و آیت الله علی خامنه ای نیز در چنبره همین نگرش اسیر بوده اند. بیگانه هراسی آیت الله خامنه ای در چند زمینه بروز و ظهور یافته است.
اولاً: با ارائه شواهد و قرائن دخالت های واقعی دولت های خارجی در ایران، نظر و مدعای خود را تأیید می کند.
ثانیاً: با استناد به نمونه های سرنگون سازی رژیم های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، اروپای شرقی و گرجستان، این مدعا را مطرح می سازد که قصد دارند رژیم جمهوری اسلامی را هم با همان شیوه ها سرنگون سازند.
ثالثاً: در پناه دو نکته یاد شده، مخالفان خود را عوامل مزدور دولت های بیگانه قلمداد کرده و بدین ترتیب آنها را سرکوب می کند.
ادامه این نوشته را بخوانید
پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ایران به گونه ای بود که تا ماهها پس از آن، هیچیک از اصلاح طلبان تمایلی به سخن گفتن در خصوص انتخابات بعدی در کشور نداشتند. مهمترین دلیل برای این «عدم تمایل» آن بود که پس از خرداد ۸۸ نه تنها تغییری در ترکیب مجریان وناظران انتخابات به وجود نیامده بود بلکه همان متولیان انتخابات، بر شدت حملات لفظی خود علیه منتقدان و معترضان میافزودند تا هرنوع امید به اصلاح درکشور از بین برود.
اما با نزدیک شدن سال یکهزار و سیصد ونود که سال برگزاری انتخابات مجلس نهم است عده ای از اصلاح طلبان، نشانه هایی از تمایل به شرکت در انتخابات ـ به شرط اعمال اصلاحاتی در نظام انتخاباتی ـ از خود بُروز دادند. اما پاسخ این ابراز تمایل تلویحی، تشدید اتهام افکنی علیه اصلاح طلبان از سوی اغلب رسانه های وابسته به حاکمیت بود. در همان زمان، گروهی از اصلاح طلبان، با اشاره به روند انتخابات بیست و دوم خرداد ۸۸ و حوادث پس از آن به خصوص حمایت تمام عیار نظام از مسببان آن حوادث، هرگونه اظهار تمایل به شرکت در انتخابات ـ حتی مشروط ـ را نمی پسندیدند و آن را موجب بازسازی مشروعیت کسانی میدانستند که توسط اصلاح طلبان به تقلب انتخاباتی متهم شده بودند. ضمن آنکه محدودسازی روز افزون مجلس توسط رهبر نظام، این سؤال جدید را نیز پیش روی عده ای قرار داده بود که اصولاً شرکت در انتخابات، با چه هدفی قرار است صورت بگیرد؟
ادامه این نوشته را بخوانید
کمتر از دو ماه مانده به انتخابات مجلس نهم، نتیجه این انتخابات بینتیجه، مشخص شده است. ثبتنام نامزدهای انتخابات آتی پایان یافته است. مصاحبه وزیر کشور جمهوری اسلامی و تلاشاش برای توضیح دلایل کاهش تعداد نامزدها، نشان میدهد که انتخابات از همین حالا، به چه میزان مورد سئوال و ابهام است.
مطابق آمار وزارت کشور، ثبت نام نامزدهای انتخابات نهمین دوره مجلس نسبت به انتخابات مجلس هشتم کاهش حدود ۲ هزار نفری، و نسبت به انتخابات مجلس هفتم کاهش حدود ۳ هزار نفری نشان میدهد. همین که وزیر کشور این کاهش را با «افزایش مدرک نامزدها با فوق لیسانس» توضیح میدهد، یا «کیهان» و دیگر رسانههای همسو با حاکمیت، از ثبتنام صدها اصلاحطلب سخن میگویند، افزون بر تداوم تحریفگری، شاهدی از تداوم تلاش حاکمیت برای پاک کردن صورت مسئله بحران مشروعیت است. افزایش حداقل مدرک تحصیلی برای نامزدها، البته بهعنوان یک علت، موثر است؛ اما آیا مشکل اصلی محسوب میشود؟
ادامه این نوشته را بخوانید
در غیبت اصلاح طلبان، چهار جناح یا جریان سیاسی در انتخابات مجلس نهم با یکدیگر رقابت خواهند کرد: جبهه متحد اصولگرایان (به رهبری جامعه مدرسین، جامعه روحانیت مبارز و موتلفه)، جبهه پایداری (همفکران مصباح یزدی و اخراجیهای دولت احمدی نژاد)، جبهه ایستادگی (همفکران محسن رضایی و بخشی از جدا شدگان از حامیان دولت مثل آبادگران)، و طرفداران دولت احمدی نژاد که هنوز نام مشخصی بر جناح خویش ننهادهاند.
این چهار جناح یا جریان اقتدارگرا برای رقابت با یکدیگر علاوه بر ادعای ذوب شدگی بیشتر در ولایت و مبارزه با استکبار جهانی و "فتنه گران وابسته به آنها" باید تمایزات خود را نسبت به یکدیگر در انتخابات بیان کنند تا تعداد بیشتری از حامیان جمهوری اسلامی را با خود همراه سازند و کرسیهای بیشتری را در مجلس به دست آورند. هر یک از آنها چه راهبردی را در تبلیغات به نفع خود و علیه رقبا در تمایز بخشی به خویش در پیش گرفتهاند؟
ادامه این نوشته را بخوانید
(قسمت سوم از بیگانه هراسی ایرانیان)
سوء ظن به دولت های بیگانه در تعیین سرنوشت رژیم سیاسی ایران، کار را به آنجا کشانده است که طرفداران رژیم پهلوی سرنگونی شاه را به گردن دولت های آمریکا و انگلیس و فرانسه و اسرائیل می اندازند. هوشنگ نهاوندی که از مدافعان و نزدیکان شاه به شمار می رود، فروپاشی رژیم پهلوی را توطئه ی برنامه ریزی شده دولت های بیگانه- به خصوص دولت آمریکا- قلمداد می کند.
او شواهدی برای نقش دولت اسرائیل در سرنگونی شاه ارائه می کند. می نویسد هدف شاه "رسیدن به پایه ی اسرائیل در زمینه ی صنایع نظامی بود" (هوشنگ نهاوندی، آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه، ص ۴۹). از سوی دیگر "اصرار بر خلع سلاح اتمی منطقه، که طبیعتاً اسرائیل را در هدف داشت- واشنگتن و تل آویو را نگران ساخته بود" (پیشین، ص۵۰). چند ماه پیش از جنگ یوم کیپور، انور سادات به طور سری به تهران آمده و با شاه دیدار می کند. شاه در عین ارتباط با اسرائیل، از آرمان فلسطین دفاع می کرد.احتمالاً سادات قصد حمله ی به اسرائیل را با شاه در میان گذاشته بود. شاه نیز به او کمک کرد:
ادامه این نوشته را بخوانید
* علی هنری فعال جمهوریخواه ساکن هلند است
مرتضی کاظمیان در نوشتهای با عنوان "انتخابات مرد؛ زنده باد انتخابات" به این نکته مهم اشاره کرده است که درحالیکه نهاد انتخابات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از معنا تهی شد و به نوعی مرد، اما در این روزها با تلاشهایی که در بازتعریف آن و تأکید بر انتخابات سالم و آزاد میشود، دوباره زنده شدهاست.
او پس از شرح این موضوع، پرسشهایی از این دست را در پایان نوشتهاش طرح میکند: "آیا سبزها و حامیان تغییر میتوانند در زمان باقیمانده تا انتخابات ۱۲ اسفند، گفتمان خود را تکثیر و تبلیغ کنند؟". به باور من، پاسخ به پرسشهای آقای کاظمیان بستگی به نگاه کلی و رویکرد جنبش سبز به تغییر دارد و لزوماً این رویکرد به تحول گفتمان و مفهوم انتخابات آنطور که آقای کاظمیان شرح داده خلاصه نمیشود.
ادامه این نوشته را بخوانید
* حسام دست پیش استاد علوم سیاسی دانشگاه صلاح الدین اربیل در شمال عراق است
به نظر می رسد آنچه که در عراق امروز می گذرد رویدادهایی باشد ماورای سیاست واقعگرایانه.حتی گروهی معتقدند آنچه در این کشور می گذرد تلاشی است برای کسب قدرت یا مغلوب کردن دیگر بازیگران از طریق مرعوب کردن آنها. این فرضیه می تواند جوابی ساده برای کشمکش قدرت در عراق امروز فراهم کند، اما به نظر می رسد که امر دیگری هم سیاستمداران این کشور را تشویق می کند که گامی اساسی در جهت ثبات سیاسی برندارند و تلاشهای خود را جهت حذف همدیگر بسیج کنند.
فرض بنیادی در این نوشتار این است که سیاست در این حکومت نوپا با سیاستمداران تازه به دوران رسیده آن بر اساس کینه های تاریخی بنا شده و هر گروه مذهبی و قومی در جهت حذف دیگری بر می آید. به گونه ای که هر کدام از طرفین تلاشهای خود را با لعابی مقدس گونه با رنگ و بوی مذهبی و قومی پوشانده و آن را مبارزه مقدس می نامد. کشمکش قدرت در این کشور چیزی نیست جز تلاش هویتهای گوناگون که هر یک در صدد است تا هویت دیگر را به حاشیه بازی قدرت و سیستم سیاسی براند و خود اداره کشور را در اختیار بگیرد.
ادامه این نوشته را بخوانید
اکنون پس از گذشت بیش از یک ماه از حمله و تخریب سفارت بریتانیا میتوان بهتر جهت گیری جدید سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تحلیل کرد. علائم تغییر در دیپلماسی حکومت مشاهده میشود. این تغییر ابعاد استراتژیک ندارد و بیشتر شامل چرخشهای تاکتیکی و تغییر حوزههای عمل است.
با خوابیدن التهابات و بررسی شواهد و موضع گیریهای مختلف میتوان نتیجه گرفت که بر خلاف تصور اولیه، حمله به سفارت بریتانیا، احتمالا عملی برنامه ریزی شده بود و با موافقت سطوحی از قدرت در ایران صورت گرفت. اجرای این کار بر عهده نیروهای دانشجویی وابسته و یا همسو با بسیج دانشجویی گذاشته شد تا با انتساب عمل به دانشجویان، تداعی گر تسخیر سفارت آمریکا باشد.
بعضی از اعضاء بسیح دانشجویی شریف مدعی شدند که برنامه حمله به سفارت انگلیس در سطح بسیجهای دانشجویی دانشگاههای تهران مدیریت شد و قرار بود فقط در مقابل درب سفارت به کارهای ایذایی و دادن شعار پرداخته شود و کسی به داخل سفارت نرود، اما حضور اعضای بسیج محلات وضعیت را دگرگون کرد و باعث ورود به داخل سفارت، تخریبها، بازداشت کوتاه برخی از کارمندان سفارت و اقدامات غیر مدنی گشت که از سوی بخشهایی از حکومت نیز مورد اعتراض قرار گرفت.
ادامه این نوشته را بخوانید