(بخش دوم از بیگانههراسی ایرانیان)
محمد رضا شاه پهلوی شاهد تبعید پدرش توسط بریتانیا بود، ناظر نفوذ دولتهای غربی در ایران نیز بود. کودتای علیه مصدق را از نزدیک شاهد بود. ملاقاتهای دائمی سفرای بریتانیا و آمریکا با او درباره برکناری مصدق و طرح برنامه کودتا، به او نشان میداد که آنها چه نفوذی در ایران دارند.
لویی هندرسون، سفیر وقت آمریکا در ایران، پس از آنکه در روز ۸ مهر ۱۳۳۰ با شاه به طور خصوصی درباره مصدق گفت و گو میکند، در گزارش خود به وزارت امور خارجه کشورش مینویسد: "شاه تأکید کرد که احساسات ملی علیه انگلیس و به حمایت از مصدق- به عنوان یک مدافع شجاع منافع ایران- برانگیخته شده است. به دلیل رواج شایعاتی مبنی بر تجاوز احتمالی انگلیس در جنوب ایران و پیاده کردن نیرو، موقعیت مصدق به میزان زیادی تقویت شده است... در مورد نفت، احساسات ملی ایرانیان علیه انگلستان است. این احساسات را عوامفریبان شعله ورتر ساخته اند. من هر قدر که بخواهم قوی و قاطع باشم، نمیتوانم برخلاف قانون اساسی و بر ضد جریان نیرومند احساسات ملی حرکت کنم"[Henderson to the Department of State, September 30, 1951, telegram 12150, 888, 2553/9-3051].
ادامه این نوشته را بخوانید
*مهرداد خوانساری از فعالان سیاسی ایرانی ساکن لندن است
سی سال پیش که فعالیتهای سیاسی خود را به عنوان مشاوری جوان در کنار زنده یاد شاپور بختیار شروع کردم، یکی از تفکرات آن زمان من این بود که باید با جو جوان روی کار آمده در ایران هماهنگ شد.
فکر میکردم نمی توان با داشتن دیدگاههای سنتی، با افرادی مبارزه کرد که عمدا تمام اساس و سلسله مراتب و قوانین قبلی جامعه ما را به هم زده و از طریق این آشفتگی به زعم خود، از همگی ما «خواهر و برادر» ساخته بودند.
جعفر رائد، دوست قدیمی و سفیر پیشین کشور ما در عربستان سعودی همیشه یادآور میشد و میگفت «مبارزان آن زمان ما، به ویژه شخصیت هائی چون شاپور بختیار و علی امینی، همچنان مانند نخست وزیران و صاحب منصبان سرکار لباس میپوشند، حرف میزنند و عمل میکنند در حالیکه نخست وزیران واقعی و پشت میزنشین کشور، همچنان مانند عناصر چریک لباس پوشیده و در مسند قدرت نیز چریکی عمل میکنند».
ادامه این نوشته را بخوانید
تصویری که رسانههای آمریکایی از آیت الله علی سیستانی عرضه کردهاند یک رهبر مذهبی محافظه کار و محتاط است که بدون دخالت مستقیم در سیاست به بهبود امنیت و آرامش در عراق یاری میرساند و در بزنگاههای تاریخی مثل انتخابات و تشکیل دولت نقش مثبتی ایفا کرده است.
او همچنین به صورت مانعی برای نفوذ مذهبی روحانیون قم در عراق مطرح میشود. یک نمونه را وال استریت ژورنال از اسناد ویکیلیکس نقل میکند: "یکی از دیپلماتهای آمریکایی پس از دیدار با سیستانی در نجف میگوید که این روحانی به وی گفته شخصا ثبت نام طلاب ایرانی در حوزه نجف را برای پیش گیری از نفوذ سپاه پاسداران ممنوع کرده است." (۲۹ نوامبر ۲۰۱۰)
ادامه این نوشته را بخوانید
در دوسال اخیر، بحث افزایش تحریمها بر علیه حکومت ایران، اپوزیسیون ایرانی را به روشنی به دو دسته تقسیم کرده است. گروهی معتقدند که تحریمها به تضعیف جنبش اعتراضی ملت ایران منجر خواهد شد و گروه دیگر بر این باورند که اجرای هوشمندانه تحریمها، نه تنها در خدمت پیشبرد جنبش اعتراضی خواهد بود، بلکه «عدم تحریم» میتواند به افزایش عمر دیکتاتوری در ایران ـ به دلیل افزایش در آمدها و تقویت نهادهای سرکوبگرـ منجر شود.
البته دو گروه بر این نکته توافق دارند که تحریمها به هر طریقی که عملی گردد صدماتی را متوجه مردم به ویژه اقشار ضعیفتر جامعه خواهد کرد اما آنچه این دو گروه را از یکدیگر متمایز میسازد، دیدگاه ایشان در خصوص «برآیند تأثیر تحریمها بر منافع ملی ایرانیان» است. به اعتقاد گروه اول، تحریمها موجب تضعیف بیشتر مردم در برابر حکومت خواهد شد در حالی که گروه دوم معتقدند که اجرای دقیق و جدی تحریمها میتواند موجب تقویت موضع مخالفان و روی کار آمدن حکومتی «پاسخگو و مسئولیت پذیر» در ایران شود که منافع اقتصادی و سیاسی فراوانی برای همه اقشار جامعه خواهد داشت.
ادامه این نوشته را بخوانید
طرح مسأله: بیگانه هراسی ایرانیان علل و دلایل بسیاری دارد. سابقه دخالت دولتهای خارجی در امور داخلی ایران و وابستگی بعضی سیاستمداران ایرانی به دولتهای خارجی، تنها دو دلیل از آن علل عدیده را نشان میدهند.
سفارت بریتانیا در تهران شرایط پس از جنگ جهانی اول را این گونه توصیف کرده است: "عموماً در نگاه به خارجیان، بریتانیا را به صورت دشمن و روسیه را به چشم یک دوست احتمالی میدیدند. اگر چه کوششهای آشکار روسها برای ترویج ایدههای کمونیستی و تبلیغات مرتبط با آن، نگرانی هایی را موجب شده است، اما سخاوتمندی آنان در لغو کلیه بدهیهای ایران، بازگرداندن همه امتیازات کسب شده در دوره تزارها، واگذاری اختیارات بانک استقراضی روس به دولت ایران و صرف نظر کردن از امتیازات کاپیتولاسیون، همگی تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است. رفتار روسها باعث به وجود آمدن نگرشی شده مبنی بر این که ایران بر اثر همکاری و اتفاق نظر با روسیهای که به واسطه شعلههای انقلاب تطهیر شده خیلی چیزها به دست خواهد آورد، اما اگر به بلند پروازیهای استعماری و امپریالیستی بریتانیای کبیر تسلیم شود، همه چیز را از دست خواهد داد. و این نگرشی است سخت فریبا که هواداران ایرانی زیادی را جذب خود میکند"[British Minister, “Annual Report for Persia (1922),” FO 371/Persia 1925/ 34- 10848].
ادامه این نوشته را بخوانید
اگرچه مفهوم مشارکت سیاسی در انتخابات محدود نیست، ولی این واژه یکی از بارزترین وجوه تبلور میزان و کیفیت مشارکت سیاسی شهروندان در اداره جامعه است. رویکرد حاکمیت به مفهوم دموکراسی نیز از کانال کلیدواژه انتخابات می گذرد. کمیت و کیفیت مشارکت انتخاب کنندگان و کمیت و کیفیت انتخاب شوندگان، آیینه شفاف برای تبیین ساختار سیاسی جامعه است. اگر اراده مردم مهمترین اساس و منشا قدرت حکومت است، این اراده بهوسیله انتخابات آزاد، سالم و عادلانه متبلور میشود.
«انتخابات» در جمهوری اسلامی اما بیش از پیش تغییر معنا مییابد. پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، دیگر مفهوم انتخابات تا حدود زیادی در اذهان شهروندان ایران دچار دگردیسی شده است. آنچه در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ برگزار شد، از یکسو تکلیف بسیاری را با انتخابات روشن کرد؛ و از سوی دیگر، همزمان به بازتعریف معنای انتخابات در ایران دامن زد. در وضعی پارادوکسیکال، مفهوم انتخابات در ایران همزمان خاتمه یافته (مرده) و آغاز (متولد) شده است.
ادامه این نوشته را بخوانید
*امیر حسین گنج بخش عضو سازمان جمهوری خواهان ایران و ساکن آمریکاست
مخالفت با جنگ به تنهایی، خطر جنگ را از میان بر نمیدارد. احتمال بروز جنگ زمانی کم میشود که از مقدمات شروع جنگ جلوگیری به عمل آید و جنگ زمانی بلا موضوع میشود که برنامهای برای رسیدن به صلح ارائه شود.
برنامه برای صلح و ثبات بدون ورود به ماهیت پروژه هستهای و جایگاه آن در نگاه جمهوری اسلامی با موقعیت کشوری به نام ایران در منطقه و جهان امکان پذیر نیست. باید دید مناقشهای که جمهوری اسلامی به مردم ایران تحمیل کرده است، چه دورنمایی برای ثبات و امنیت ترسیم میکند؟ آیا به سربلندی و قدرت ایران می افزاید یا به وارونه نتیجهای جز انزوا و محاصره ایران نخواهد داشت.
ادامه این نوشته را بخوانید
*علی افشاری فعال سیاسی مقیم آمریکاست
پاسخ حجت الاسلام محمد جواد فاضل لنکرانی به نوشته حجت الاسلام دکتر محسن کدیور و دفاع تمام قد او از کشتن مرتدان بار دیگر مشکل برداشت از احکام فقهی را در کانون توجه افکار عمومی قرار داد.
حمایت آقای فاضل لنکرانی از قتل رفیق تقی، نویسنده و روشنفکر آذربایجانی و نوع استدلالهایی که برای حمایت خود میآورد بشدت با پارادایمهای زیست زمانه در تعارض است. گویی او ساکن این جهان نیست و هنوز در سدههای اولیه تاریخ اسلام زندگی میکند.
به نظر میرسد که این موضعگیری و اشارات مکرر وی به کلاسهای اصول و درس خارجی که میدهد، مقدمه اعلام مرجعیت و پا گذاشتن در جای پدرش است. لذا نمیتوان بسادگی از کنار نظرات خشونت طلبانه و مغایر با مبانی حقوق بشر او گذشت.
ادامه این نوشته را بخوانید
*رضا علیجانی، روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی مقیم فرانسه است
داروین میگفت در موجودات زنده، اگر مدتها از ويژگی ای استفاده نشود، آن ويژگی احتمالا خود به خود ضعیف و حتی حذف میشود.
در دو وضعیت "زندان" و "خارج از کشور" ارتباط با متن و واقعیت "زنده" و "ملموس" جامعه به شدت کاهش مییابد. گویی اصل داروینی یاد شده در مورد توانش "عقل عملی" آدمی در این دو وضعیت کاربرد پیدا میکند.
به این معنا که چون در این دو وضعیت به تدریج از قدرت اثرگذاری مستقیم و ملموس افراد در واقعیت جامعه کاسته میشود، انگیزه و تمرکز آنها نیز در زمینه "طراحی عملی" برای اثرگذاری مستقیم در جامعه کاهش مییابد و گاه به حد صفر میرسد؛ و جای آن را تحلیل و تخیل در باره آینده جامعه و تصور "بهترین آرزوها" میگیرد.
ادامه این نوشته را بخوانید
این سخن که رسانههای فارسی زبان خارج از کشور (سایتها، رادیوها و تلویزیونها) و افرادی که در آنها فعالیت می کنند با جامعه ایران فاصله دارند و در دنیایی بسته زندگی می کنند و لذا تحلیلها و ارزیابیهایشان معتبر نیست یا به کار نمی آید، بارها از سوی برخی مخالفان حکومت ایران (در رقابت با یکدیگر) و دستگاههای تبلیغاتی داخلی این کشور تکرار شده است.
این سخن چه اساس و پایهای دارد؟ آیا می توان به نحو تحلیلی از آن دفاع کرد؟
ادامه این نوشته را بخوانید
*مرتضی کاظمیان روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی ایرانی ساکن پاریس است
کمتر از سه ماه تا برگزاری انتخابات مجلس در ایران زمان باقی است. حاکمیت سیاسی چه راهبردی در مواجهه با منتقدان و مخالفان برگزیده است؟ آیا امیدی به بسط فضای سیاسی وجود دارد؟
شهریورماه گذشته بود که ۱۴۳ روشنفکر و کنشگر سیاسی و مدنی در داخل کشور، نامه ای خطاب به محمد خاتمی نوشتند. آنان تاکید کردند که شرطها و لوازمی که رییس جمهور دوران اصلاحات برشمرده، نه تنها متحقق نشده که فضای سیاسی دچار انسداد بیشتر شده است.
ادامه این نوشته را بخوانید
امروزه کودکان را واکسینه می کنند. یعنی میزانی ویروس به بدن آنها وارد می کنند تا بدنشان در برابر ویروس های طبیعی محیط تاب آورد. واکسن ها نوزاد در حال رشد را در برابر انواع و اقسام ویروس ها آماده می سازند. نوزاد بزرگ و تنومند می شود و میکروب ها او را از پای در نمی آورند. نظام های سیاسی دموکراتیک نیز از طریق آزادی بیان و شنیدن انتقادها خود را در برابر شورش و انقلاب واکسینه می کنند.
در دوران رژیم پهلوی، از یک سو شاه جامعه و رژیم را از شنیدن صدای مخالفان محروم ساخته بود و از سوی دیگر، مخالفان با توجه به سطح تکنولوژی زمانه، امکانی برای رساندن صدای اعتراض خود به گوش مردم نداشتند. شاه فضای سیاسی را کاملاً سرکوب کرده بود و هیچ صدای مخالفی به گوش مردم نمی رسید. دهه ۱۳۵۰ دوران اوج گیری ستایش بی حد و مرز شاه بود که تا حد ساختن چهره ای معنوی، عرفانی و مذهبی از او پیش رفت. شاه پس از تک حزبی اعلام کردن نظام سیاسی ایران (تأسیس حزب رستاخیز) در پاسخ یک روزنامه نگار اروپایی که از او پرسیده بود: آیا این رویکرد جدید با مواضع گذشته شما تفاوت ندارد؟ گفت: "آزادی افکار! آزادی افکار! دموکراسی! دموکراسی! این واژه ها یعنی چه؟ هیچ کدام شان به درد من نمی خورد".
ادامه این نوشته را بخوانید
* عزیز معتضدی داستان نویس ایرانی مقیم کاناداست.
موفقیت جهانی نویسندگان آمریکای لاتین در دهههای گذشته، و موفقیت نویسندههای ترکیه، هند، پاکستان و افغانستان در سالهای اخیر این سوال را برای کتابخوانهای ایرانی پیش آورده که چرا نویسندههای بزرگ ما مثل فیلمسازانمان آن طور که باید و شاید جهانی نشدهاند.
در این باره داستاننویسها، شاعران و منتقدان زیادی نظر دادهاند، حتی اخیرأ فیلسوف شرقشناس ایرانی، داریوش شایگان هم در یکی دو گفتگو به این مهم پرداخته و از اینکه ایرانیان یک نویسنده همپای اورهان پاموک، نویسنده ترک برنده جایزه نوبل به دنیا معرفی نکردهاند اظهار تأسف کرده است.
آقای شایگان درباره علت ناشناخته ماندن نویسندگان ایرانی در جهان اظهار نظر صریحی نکرده، اما صاحب نظرهای دیگری که در این بحث شرکت کردهاند دلایل مختلفی را برای عدم موفقیت شایسته نویسندگان ایرانی در جهان ارائه دادهاند.
ادامه این نوشته را بخوانید
* اکبر گنجی، روزنامه نگار، پژوهشگر و فعال سیاسی ایرانی است که اکنون در آمریکا اقامت دارد
یکم- آغاز"جنگ قرن بیست و یکمی" با ایران
منابع اطلاعاتی و نظامی آمریکا و اسرئیل از آغاز جنگ با ایران سخن گفته اند. این منابع مطابق معمول به عنوان "یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود" از طریق رسانه ها این مدعا را مطرح می سازند.
راجر کوهن- روزنامه نگار محقق- ابعاد این جنگ را در مقاله ای تشریح کرد. سپس نوبت روزنامه ی هاآرتص اسرائیل بود که نوشت، "جنگ علیه برنامه ی اتمی ایران مدتی است که شروع شده است". از ویروس مخرب استاکس نت گرفته تا ترور دانشمندان هسته ای ایران و انفجار مرکز موشکی سپاه در چهل کیلومتری تهران.
عامل اصلی این نوع عملیات در درجه ی اول موساد و در مرتبه ی دوم سازمان سیا معرفی می شود. مقامات پیشین موساد به صراحت به نقش آن سازمان در این جنگ سری اعتراف می کنند.
روزنامه لس آنجلس تایمز 4 دسامبر هم نوشته است که انفجار ملارد کار موساد و سیا بوده است. پاتریک کلاوسون، مدیر بخش ایران در انستیتوی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، در گفت و گو با نشریه لوسآنجلس تایمز، مقابله آمریکا و اسراییل با ایران را نوعی "جنگ قرن بیست و یکمی" دانسته که "ظاهراً علاوه بر برنامه آدمکشیهای هدفمند و جنگ الکترونیکی، مجموعهای از خرابکاری را هم در برمیگیرد".
روزنامه گاردین- چاپ لندن- 8 دسامبر نیز در گزارشی با شواهد و قرائن فراوان نشان داد که "جنگ علیه ایران آغاز شده است". در این مقاله آمده است:
"تعداد شواهدی که نشان میدهد جنگ مخفی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با حمایت بریتانیا و فرانسه، از هم اکنون آغاز شده، روز به روز افزایش مییابد. حمایت مخفیانه از گروههای مخالف کم کم به تلاش برای کشتن دانشمندان ایرانی، استفاده از جنگ افزار سایبری، حمله به تاسیسات موشکی، و کشتن یکی از فرماندهان ایرانی از جمله این شواهد است".
سپس موضوع سقوط یا نشاندن یک فروند هواپیمای جاسوسی فوق مدرن آمریکا در خاک ایران مطرح شد. روزنامه واشنگتن پست در 8 دسامبر نوشت که دولت آمریکا بیش از چهار سال است که از این هواپیماهای بدون سرنشین برای رخنه به خاک ایران استفاده می کند.
آنگاه شبکه خبری آمریکایی سی بی اس به نقل از مقامات دولت آمریکا نوشت که عملیات پرواز هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین بر فراز ایران از سالها پیش از طریق پایگاههای ارتش آمریکا در خاک افغانستان و سایر پایگاههای آمریکا در منطقه آغاز شده و همچنان ادامه دارد. به گفته این مقامات، یکی از اهداف تاسیس پایگاه هوایی "شینداند" در افغانستان فراهم کردن امکانات لازم برای انجام این نوع پروازها در آسمان ایران بوده است. ادامه ی استفاده از این پایگاه بخشی از توافق دولت آمریکا با دولت افغانستان برای دورهای است که بخش اعظم نیروهای آمریکایی خاک افغانستان را ترک خواهند کرد.
در 9 دسامبر بی بی سی فارسی متن گفت و گویی را با رابرد بــِر- افسر سابق آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا، سیا- انتشار داد که ضمن تأیید امکان رخنه ی سایبری ایران به هواپیمای جاسوسی آمریکا در خاک خود و نشاندن آن بر زمین، گفته است:
"ایالات متحده برای جاسوسی از ایران می تواند از ماهواره یا این نوع هواپیماها استفاده کند و بخش اعظم عملیات جمع آوری اطلاعات ما در ایران به صورت فنی انجام می شود. آمریکا پرواز آنها را متوقف نخواهد کرد. یا امنیت پرواز آنها را تقویت می کند یا یک سیستم خود انهدامی بر آنها نصب خواهد کرد. آمریکا و غرب برای تعقیب برنامه هسته ای ایران به این هواپیمای بدون سرنشین نیاز دارند...[این رویداد] نشان می دهد که دولت اوباما در برخورد با ایران خشن است،[و این] برای لابی ضد ایران اطمینان بخش خواهد بود چون ثابت می کند ما داریم آنجا فعالیت می کنیم، می دانیم چه خبر است و پرنده های تجسسمان آنجا پرواز می کنند. البته دولت هیچ چیزی را تائید نخواهد کرد اما این روشی است که امروزه [در] جاسوسی انجام می شود، با هواپیماهای بدون سرنشین، با دوربینهای از راه دور و با شنود مکالمات".
ادامه این نوشته را بخوانید
*مجید محمدی، جامعه شناس ایرانی ساکن آمریکا است
محمد رضا مهدوی کنی میگوید هنگامی که از رهبر جمهوری اسلامی درباره حضور اصلاحطلبان در انتخابات پرسیده، او در پاسخ گفته است: «اگر آمدند و اقرار به اشتباه کردند، مسئلهای نیست، ولی نه اینکه بگویند ما میخواهیم بیاییم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده کنیم. بیایند و بگویند ما در برههای اشتباه کردیم و حالا هم فهمیدهایم و دیگر نمیخواهیم آن اشتباهات را تکرار کنیم.» (خبر آنلاین، ۱۳ آذر ۱۳۹۰)
چرا آیت الله خامنهای بعد از دو سال نقض ابتدایی ترین حقوق اصلاح طلبان، چنین خواستهای را مطرح میکند؟ منظور وی از نان پخته شده چیست؟ چرا با وجود رخدادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ و استفاده آقای خامنهای از چنین لحن تحقیرکنندهای، اصلاح طلبان همصدا انتخابات آینده مجلس را تحریم نمی کنند؟ آیا آنها راهی برای بازگشت به عرصه حکومت در جمهوری اسلامی دارند؟ آیا حکومت نیازی به بازگشت آنها احساس می کنند؟
ادامه این نوشته را بخوانید
*مرتضی کاظمیان، روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی ایرانی است که در پاریس زندگی می کند
محمدتقی مصباح یزدی ظاهرا جایی در سیاست سخت افزاری ایران ندارد. این روحانی ۷۷ ساله مدیریت موسسهای آموزشی و پژوهشی را در قم عهدهدار است. او حتی در هیأت رییسه مجلس خبرگان رهبری هم نیست. مصباح یزدی بیآنکه جایگاه حقوقی ویژهای داشته باشد، اگر نه مهمترین، دست کم یکی از موثرترین شخصیتهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است.
اینگونه، سخنان جدید و ستایش هفته اخیر او از سیدحسن نصرالله معنادارتر میشود: «من با محبت سید حسن نصرالله، به خدا تقرب میجویم و امیدوارم این حب، سبب نجات من در روز قیامت باشد».
ادامه این نوشته را بخوانید
اگر جوانید، تحصیل کرده اید و تخصص دارید، در خارج ایران زندگی می کنید ولی دغدغه ایران دارید، احتمالا با این سوال مواجهید: چگونه می توان تاثیر گذاری مفیدی بر اوضاع ایران داشت؟
هژیر رحمانداد (استادیار مهندسی صنایع و سیستم، دانشگاه ویرجینیا تک)، آرش کیا (پزشک و فیزیولوژیست) و بورگان نظامی نرج آباد(استادیار اقتصاد در دانشگاه رایس در تگزاس) در برنامه تلویزیونی پرگار بیبیسی فارسی حاضر شدند و در این مورد به بحث پرداختند. آنها همچنین نظرات خود را در قالب سه یادداشت برای مجموعه "ناظران میگویند..." نوشته اند که در پی می خوانید.
برنامه نوبت شما هم روز دوشنبه ۲۱ آذر (۱۲ دسامبر) به این موضوع می پردازد. شما می توانید نظرات خود را درباره مباحث مطرح شده در برنامه پرگار و این سه یادداشت در برنامه نوبت شما با دیگران در میان بگذارید. اطلاعات تماس با برنامه نوبت شما را اینجا ببینید.
ادامه این نوشته را بخوانید
*کامران متین استادیار روابط بین الملل در دانشگاه ساسکس بریتانیا است
بحران دیپلماتیك بین ایران و بریتانیا و خروج دیپلمات های ارشد اكثر كشورهای بزرگ اروپایی از ایران، به گمانه زنیها در باره خطر حمله نظامی غرب به ایران دامن زده است.
استدلال هایی كه تا كنون در جدی نبودن این خطر ارائه شده اند بر چند فرض استوارند كه مهمترین آنها عبارتند از: عدم توانایی مالی آمریكا و هم پیمانان اروپاییش، به دلیل بحران اقتصادی غرب، برای درگیری در یك جنگ بزرگ دیگر؛ مخالفت چین و روسیه با حمله نظامی به ایران؛ عدم امكان پیروزی نظامی سریع بر ایران با توجه به مساحت و توانایی های نظامی ایران؛ و سرانجام احتمال بسیاركم حمله یك جانبه اسرائیل به ایران، بدون موافقت و همكاری آمریكا كه با توجه به فرضیات بالا مایل یا قادر به حمله به ایران نیست.
اما این فرضها تا چه حد درستند؟
ادامه این نوشته را بخوانید
* مجتبی واحدی، سردبیر پیشین روزنامه آفتاب یزد و مشاور مهدی کروبی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران است
آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به سؤالاتی در خصوص حمله به سفارت انگلیس در تهران نوشته است: «گاهی کارهایی فراتر از قوانین از سوی بعضی جوانان عزیز احساساتی انجام می شود که بهانه مهمی به دست دشمن ماجراجو می دهد و هزینه های زیادی برای آن باید بپردازیم.»
این روحانی سرشناس در پاسخ کوتاهش، چند نکته را برای مخاطبان آشکار ساخته است :
ادامه این نوشته را بخوانید
اصل تغییرناپذیر روزنامه نگاری در بی بی سی این است که "بی بی سی، بی طرف است."
اما بی طرفی، به معنای بی تفاوتی نیست. بی بی سی، در گزارش ها، خبرها و تحلیل هایش، همواره کوشیده است تا نظرها و دیدگاه های طیف های مختلف را در سراسر جهان پوشش دهد. بارها در گزارش های بی بی سی دیده اید که در کنار بازگویی وقایع و اطلاعات مستند، این نظرها و تحلیل ها هم به نقل از ناظران و صاحب نظران مورد اشاره قرار می گیرند.
بخش تازه سایت که با عنوان "ناظران می گویند..." از امروز منتشر می شود، مجموعه ای از یادداشت ها و تحلیل های صاحب نظران و کارشناسان در عرصه های مختلف سیاست، فرهنگ، اجتماع و اندیشه است. این صاحب نظران در نوشته های خود، الزاما به سیاق گزارش های خبری بی بی سی، "بی طرف" و "بی نظر" نیستند؛ برعکس، ما از بیان صریح و مستدل نظرات و دیدگاه ها، از هر طیف و عقیده و مکتب فکری که باشد استقبال می کنیم، تا زمانی که در برگیرنده توهین، تهمت، مضامین تبعیض آمیز نژادی و جنسیتی یا تشویق به خشونت نباشد.
ادامه این نوشته را بخوانید