بایگانی 2012-01

انعکاس مشکلات آلودگی هوا در وبلاگ ها

تنگی نفس، چشم درد، سوزش گلو و سردرد از رایج ترین عواض آلودگی هوا در کلان شهر ها است. قشر مرفه یا غیر مرفه هم نمی شناسد. همه به نوعی با آن درگیر می شوند. از همین رو وبلاگ نویس های بسیاری هم از معضل آلودگی هوا در ایران نوشته اند. بسته به شغل و حرفه شان و شهری که زندگی می کنند موضوع را تحلیل کرده اند.

ادامه این نوشته را بخوانید

ارز تک‌نرخی و افزایش سود بانکی در وبلاگ‌ها

سیاست‌های تازه پولی دولت جمهوری اسلامی ایران واکنش‌هایی را میان وبلاگ‌نویسان ایرانی ایجاد کرد.
وبلاگ Sight معتقد است بالا رفتن سود بانکی تا سقف ۲۱ درصد نیز با توجه به پایین‌تر بودن این سود از تورم واقعی آن هم به میزان حدود ۵۰ درصد کمتر و همچنین بی‌اعتمادی قاطبه ملت از سیستم بانکی در پی اختلاس‌های اخیر، کمترین میلی به سپرده‌گذاری را افزایش نخواهد داد. مشخص است که حکومت با تزریق مقادیری ارز و سکه در بازار و همچنین سیاست مشت آهنین و باتوم، چنگ و دندانی به بازار نشان داده است و برای مدتی کوتاه به ضرب تبلیغات گسترده و عملیات ایضایی روانی، نرخ ارز و طلا را اندکی کاسته است. به تعبیر عامیانه، نظافتی نکرده و تنها به دادن خاکروبه زیر لبه فرش اکتفا نموده است.
اما یادداشتی در سایت جامتنی که توسط نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است، سعی دارد تا توضیح علمی و ساده‌ای بدهد درباره این که چرا وعده دلار تک نرخی عملی نخواهد شد و قیمت‌ها مجدداً صعود خواهد کرد. برای این منظور سه نکته را گوشزد کرده است:
نخست اشاره‌ای دارد به میزان تورم واقعی. سپس موضوع تحریم‌ها را پیش می‌کشد و توضیح می‌دهد: انتقال دلار و یورو به ایران تقریباً غیرممکن شده و بانک مرکزی به استفاده از واحد پول‌های دیگه مثل روبل روسیه و روپیه هند روی آورده که همه روی دستش باد خواهند کرد! مگر اینکه به جای اینها از کشور مقصد کالا وارد کند. که این مشکلی از بازار ارز را حل نخواهد کرد.
از طرفی بانک مرکزی دلار چندانی جهت تنظیم بازار ندارد و به خوبی می‌داند که اگر تمام ذخایر خود را هم عرضه کند بازهم جوابگوی بازار نیست به همین دلیل ۱۰۰۱ شرط برای فروش دلار می‌گذارد.

ادامه این نوشته را بخوانید

وبلاگ نویس ها از فرزندخواندگی می گویند

بسیاری از وبلاگ نویسها، فضای وبلاگ هایشان را اختصاص می دهند به بیان مشکلات و دغدغه هایی که در زندگی با آنها روبرو می شوند. بچه دار شدن در عین شیرینی می تواند برای آنهایی که توانایی اش را ندارند به مشکلی غیر قابل حل تبدیل شده باشد که توان انجام هر کاری را از آنها گرفته باشد.

هستند وبلاگهایی که همه این سختی ها را تجربه کرده اند و تنها راه برای رسیدن به آرزوی بچه دار شدن "فرزند پذیری" است. از همین رو به صورت گروهی شروع به نوشتن وبلاگ می کنند و از تجربه ها و مشکلاتشان و البته شادی هایشان می نویسند. وبلاگ فرزند خوانده وبلاگ چهار مادر است که به دلایلی بچه دار نشده اند و هر کدام تجربه پذیرش فرزندی را در ایران دارند. داستانهای زندگی هر کدام جذاب است و در طی چند مطلب از خودشان نوشته اند.

ادامه این نوشته را بخوانید

افغانستان ریاستی یا پارلمانی؟

طی سالهای گذشته مساله تغییر نظام در افغانستان بحث جدیدی نیست. هر چند ماه یکبار سر هر انتخاباتی یکی از مباحثی که بین سیاستمداران مطرح می شود همین تغییر سیستم است. بسیاری در افغانستان اعتقادی به سیستم و نظام ریاستی ندارند. نظام ریاستی نظامی است که اکنون در افغانستان پیاده می شود. در بین وبلاگها هستند تعدادی که نقد هایی به آقای کرزی ، رییس جمهوری این کشور، وارد کرده اند. نقد هایی که ریشه در نارضایتی از سیستم موجود دارد.

از طرفی در روزهای گذشته بعد از سفر گروه اپوزیسیون دولت افغانستان به برلین و مذاکره با شماری از نمایندگان کنگره آمریکا ، مطالبی هم در انتقاد از نیت این گروه و عکس العمل آقای کرزی در فضای اینترنت نوشته شده است.

ادامه این نوشته را بخوانید

اعتراض یا "اغتشاش"؟ ناآرامی های سوریه از نگاه وبلاگ های فارسی

اتفاقات سوریه برای بسیاری از وبلاگ نویسان ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است. وبلاگ نویسان اصولگرا در نقد موضع غرب نسبت به وقایع سوریه زیاد نوشته اند و بسیاری از آنها مساله سوریه را متفاوت از سایر اعتراضات جهان عرب دیده اند. مخالفان حکومت ایران اما از موضع ایران نسبت به وقایع سوریه انتقاد کرده اند. بسیاری از آنها هم معترضان به حکومت سوریه را با معترضان به حکومت ایران مقایسه کرده اند و حرکت های اعتراضی در ایران را با نگاهی به اعتراض ها در سوریه نقد کرده اند.

ادامه این نوشته را بخوانید

نوسان "سکه و ارز" در اینترنت

فقط کافی است سری به فیس بوکتان بزنید تا متوجه شوید دیگران هم مثل شما نگران بالارفتن قیمت سکه و ارز در ایران هستند. نگرانی و ترس از آینده این روزها بخشی از واکنشهای کاربران اینترنت است. بخش دیگری از واکنشها مربوط می شود به "عدم پاسخگویی مسئولان". مخاطبان بی بی سی فارسی در فیس بوک این سئوال را مطرح کرده اند. پس مسئولان کجا هستند،چرا عکس الملی نشان نمی دهند؟


فریبا نوشته: " فاجعه است ،هنوز پس لرزه هاش نرسیده ،منتظر باشیم ، همه چی از کنترل خارج شده برای همین مسولان صداشون در نمییاد ،هر چی بگن بیشتر بوش در می یاد."

ادامه این نوشته را بخوانید

اهالی ایرانی اینترنت بعد از تحریم ها;" چه برسرمان می آید؟"

تحریم برای ایران اتفاق و خبر جدیدی نیست . اما تحریم های اخیر اتحادیه اروپا از سخت ترین آنها بشمار می آید. به همین دلیل از ساعت های ابتدایی صبح، خبرهای مربوط به این تصمیم اتحادیه اروپا در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد. اما تنها حس اولیه ای که می شد از حرفهای کاربران ایرانی اینترنت گرفت فقط، ترس از آینده و سخت تر شدن زندگیشان بود.

این واکنش های احساسی اولیه را در صفحه فیس بوک نوبت شما را هم می توان دید. از " ما بدبخت شدیم" در نوشته ها وجود دارد تا " چه بر سرمان می آید؟"

ادامه این نوشته را بخوانید

عملکرد دانشگاه آزاد از نگاه وبلاگ ها

تا حرفی از دانشگاه آزاد می شود، بحث کیفیت آموزشی این مجموعه، میزان گستردگی اش در ایران و ریاستش به میان می آید. اینبار هم پس از کشمکش های بسیار بر سر ریاست دانشگاه آزاد علاوه بر صحبت در مورد خود آقای جاسبی، بحث در مورد عملکرد آقای هاشمی رفسنجانی و کیفیت آموزشی این مجموعه هم در فضای وبلاگ های ایرانی بوجود آمده.

گروهی از وبلاگ نویس ها هستند که کلا با آقای هاشمی رفسنجانی مخالف اند. از این رو برکناری آقای جاسبی را موضوع مناسبی دانستند تا عملکرد آقای رفسنجانی را زیر سئوال ببرند. وبلاگ معرفت از این نمونه وبلاگها است. نوشته اش را با سئوال "چرا وضعیت دانشگاه آزاد سامان نمی یابد؟" شروع کرده و در توضیحاتش از گسترش قدرتی که مد نظر آقای هاشمی بوده نقد کرده. او نوشته: " سلسله رفتارهای اجرایی هاشمی رفسنجانی طی بیش از سه دهه اخیر نشان داده که وی در هر پست و مقامی که قرار گرفته همواره سعی در بسط حوزه نفوذ خود در این مسئولیت‌ها داشته و با بکارگیری نیروهای خود در جایگاه‌های جدید، این اعمال نفوذ و قدرت را ادامه داده است.
عمده این دایره نیز اما در دو دهه اخیر از سوی فرزندان و نزدیکان خود و همسرش مدیریت شده است. حضور مرعشی‌ها، مهدی هاشمی، فائزه، یاسر، محسن، فاطمه و ... در پشت صحنه مناصب اقتصادی و سیاسی این دانشگاه از همین واقعیت حکایت دارد.
این در حالی است که همچنین با رفتار شناسی مدیریتی رفسنجانی به وضوح پی به آن می‌بریم که شعارهای دل فریبی همچون جوان گرایی، شایسته سالاری و گردش نخبگان که زمانی از سوی همین افراد و جریانات وابسته دنبال می‌شد، در حقیقت بدون پشتوانه علمی و تنها برای کسب اقبال مجدد مردم سر داده شده است."
در ادامه نوشته اش اشاره ای کرده به قدرت دانشگاه آزاد و نفوذی که می تواند در لایه های مختلف جامعه داشته باشد و در صورت لزوم از آن استفاده می کند. این وبلاگ نویس مطلبش را اینگونه نتیجه گیری کرده: " به نظر می‌رسد تجربه‌های گذشته می‌تواند چراغ راهی برای آینده باشد و مردمی که یکپارچه خواهان پایان یافتن استیلای جاسبی در قدرت و کارتلی به نام دانشگاه آزاد هستند باید از ظرفیت‌های این بدنه اجتماعی گسترده در تحقق خواست ملی پایان مدیریت جاسبی استفاده کرده و مادام‌العمری او در دانشگاه آزاد را خاتمه بخشند. چه آنکه ادامه‌دار شدن بقای جاسبی در قدرت مافوقه دانشگاه آزاد لکه سیاهی برعملکرد تابناک نظام اسلامی و البته سندی بر مظلومیت این نظام مقتدر به شمار می‌رود.
رفسنجانی گرچه ثابت کرده که به هنگام بن بست، اهداف خود را از راه دیگری دنبال نموده است اما به خوبی می‌داند که وقتی اعتماد عمومی از او سلب شد، قدرت رویارویی با آن را ندارد. فتنه 88 و پایان یافتن آن توسط مردم گواهی روشن بر این حقیقت است."

وبلاگ دلقک ایرانی دید خوبی به ریاست جدید دانشگاه آزاد ندارد و برادران دانشجو را جدا و متفاوت تر از آقای هاشمی و جاسبی نمی داند. این وبلاگ نویس در بخشی از مطلبش نوشته:

" اینکه دختر خودم در دانشکدۀ داروسازی دانشگاه آزاد بریاست آن پیرمرد فرزانه دکتر شایور - یکبار بمن 500 هزارتوان تخفیف یکجا داد - تحصیل کرده است؛ اما بدون جهت گیری شخصی می گویم که دانشگاه آزاد با هر مدیریت خوب و بدی که داشت و دارد و با هر کمبود و کیفیت آموزشی که داشت و دارد و با هر گرانی و ارزانی که داشت و دارد؛ یکی از نقاط درخشان کارنامۀ رفسنجانی است در جمهوری اسلامی. و بیشترین موفقیت تا اینجایش را هم به جاسبی و ثبات مدیریت و تیم همراهش مدیون است.

3- می خواهم از یک زاویۀ دیگری وارد بشوم در توصیه به دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد. و آن اینکه بی تفاوت نباشید دارند خانه تان را ویران می کنند مثل خانۀ سینما و خانۀ هنرمندان؛ بعد از ویرانی خانه هایتان برسرتان. نگذارید. اینکه دیگر یک مقولۀ کاملاً صنفی و آموزشی و غیرسیاسی است. حودتان را وارد معرکه کنید هرچقدر هم سخت است و دلخورید از دست دانشگاهتان و مدیران تا کنونش. مطمئن باشید که تیم جدید می خواهند خانه تان را از بیخ و بن مصادره کنند و ویرانش کنند. پشت هاشمی و جاسبی و دکتر زارع بایستید و نگذارید همین معدود دست آوردهای کشور در سی سال جمهوری اسلامی هم ویرانه شود."

در محدوده زمانی که بحث ها در مورد آقای جاسبی و هاشمی رفسنجانی در وبلاگها نوشته شده، برخی از وبلاگ نویس ها هم به موضوع " کیفیت" دانشگاه آزاد اشاره کرده اند.
در بین وبلاگهایی که در مورد دانشگاه آزاد می نویسند، وبلاگهایی هم هستند که از وضعیت واحد های مختلف این دانشگاه می نویسند. وبلاگ دانشگاه آزاد دماوند و وبلاگ دانشجویان دانشگاه مریوان از این نمونه وبلاگ ها هستند. پایین بودن کیفیت آموزشی در این دو واحد و متناسب نبودن میزان شهریه با امکاناتی که د راین دانشگاه ارائه می شود، دو موضوع مهمی است که این وبلاگها به آن اشاره شده است.

شما هم می توانید نظر خودتان را در مورد عملکرد دانشگاه آزاد برای ما بنویسید.

ماجرای پرس تی وی در اینترنت

لغو مجوز پخش برنامه های پرس تی وی در بریتانیا سه گروه واکنش را بین کاربران ایرانی اینترنت بدنبال داشته است. گروهی که طرفدار حکومت ایران هستند و فعالیت مجازی زیادی هم دارند، به این خبر به عنوان نقض آزادی بیان در بریتانیا نگاه کرده اند. دسته دیگری از کاربران اینترنت مسائل و نوع کار پرس تی وی را تحلیل کردند و برای خودشان به نتیجه رسیدند و عده ای دیگر هم در شبکه های اجتماعی با دنبال کردن خبرهای ایران فکر می کنند که در نهایت همه این مسائل شرایط را برای ایران سخت تر می کند.

ادامه این نوشته را بخوانید

کنترل عوارض مصرف بی رویه الکل در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی

مصرف الکل در ایران و اینترنت در سه موضوع با هم پیوند می خورند: خبرهای مربوط به مسوم شدن مصرف کننده ها در شهرهای مختلف، دستگیری باند قاچاق مشروبات الکلی، در دسترس بودن زیادش در ایران در کنار اینکه کالای ممنوعی به حساب میاد و رانندگی در حالت مستی.

از وبلاگ بلوط شروع می کنم که روایتی که تعریف کرده ، داستان آشنایی برای خیلی ها است. "رانندگی در حالت مستی"

او نوشته: "دیشب با یکی از بچه‌ها چت می‌کردم و داشت از «حال» رانندگی وقتی «مست مست» هستی در اتوبان همت می‌گفت. نه تنها حالش را نمی‌فهمیدم که می‌خواهم هزار سال «حال» نکند! خیلی چت، خیر سرم، رمانتیک هم بود، اما گفتم آخر آدم حسابی، خودت می‌خواهی بمیری، آن بیچاره‌ای که آن وقت شب به هوای پیداکردن مسافر به خیابان آمده که به یک چاک زندگی‌اش بزند، چه گناهی دارد که قربانی این حال کردن تو و «رقص تیر برق‌ها» شود؟ با یکی دیگر از بچه‌ها هم حرف «مد بودن» رانندگی با حال مستی بود. می‌گفتم شما که آژانس دارید. مرگ‌تان دیگر چیست. می‌گفت مهمانی دیروقت تمام می‌شود. ماشین را که نمی‌شود گذاشت آنجا. آژانس پیدا نمی‌شود و کلی «بهانه» دیگر که همه‌اش چرت بودند. اصطلاح «راننده متعهد نامست» هم اصلا تعریف نشده بود برایش. ربطی هم به اینکه «رانندگی‌بلدم» و با الکل «راحت» هستید و «نه بابا. مست نیستم» و «حالم خوب است» هم ندارد. اصلا الکل می‌خوری حالت خراب شود و سرت گیج برود. اگر اینطور نشود مگر مرض داری می‌خوری؟"

Designated driver یا به قول لوا، راننده متعهد نا مست، در غرب یک واژه آشنایی است. به فردی گفته میشود که مثلا در یک مهمانی چند نفر مشروب می خورند و یک نفر متعهد میشود که مشروب نخورد و بقیه را که مشروب نوشیده اند را به سلامت به خانه برساند.

حالا این مورد بین کشورهایی که مشروب در آنها آزاد است به راه های مختلف فرهنگ سازی می شود، مثلا سال گذشته در بریتانیا تصادفی رخ داد که در آن راننده متعهدی بنام آنتونی با راننده ای مست تصادف کرد و کشته شد. از ان زمان دوستانش صفحه ای را بنام تعهد آنتونی در فیس بوک براه انداختند تا تعهد آنتونی را زنده نگه دارند.

یا مثلا سازمان های غیر دولتی هم در امریکا هستند که به رانندگان یادآوری می کنند که در حالت مستی رانندگی نکنند. انها از شبکه های اجتماعی هم استفاده می کنند تا این فرهنگ سازی را با توجه به تکنولوژی که این روزها در زندگی همه رسوخ کرده فراگیر تر کنند. یکی از این سازمانها که در توییتر هم هست است که به عنوان نمونه آخر هفته ها با تویتت به رانندگان یاد آوری می کند که آخر هفته است، اگر مهمانی میروید از مشروبات کم الکل یا غیر الکلی استفاده کنید و به فکر سلامت خودتان باشید.

در توتییر با کلید واژه drunk driving می توان عده زیادی را دنبال کرد که هم از تجربه هایشان می نویسند، هم نقد می کنند آنهایی را که در حالت مستی رانندگی می کنند.

در ایران هم هستند سازمان های غیر دولتی بنام "انجمن الکلی های گمنام" که هدفشان کمک کردن به افرادی است که مصرف الکل برایشان به صورت عادت شده و این نهادها کمک می کنند به بازگشت سلامتی این افراد.

عده ای می گویند یکی از عواملی که باعث میشود حواس مردم در جامعه بیشتر جمع باشد در مصرف الکل و رانندگی بعد از آن وضع کردن جریمه های بالا برای "رانندگی در حال مستی است". وبلاگ ایرج محمد فام

در مورد بالا بردن جریمه رانندگی درحالت مستی در ایران نوشته، که مدتی است از پانزده هزار تومان به دویست هزار تومان رسیده.

در ایران چون مصرف مشروبات الکلی ممنوع است، عوارض ناشی از مصرف نادرست و غیر بهداشتی هم افزایش یافته، این وبلاگ از زیاد بودن مشروبات الکلی در کرمان نوشته

یکی دیگر از کارهای که هم به فرهنگ سازی برای مردم کمک می کند، هم می تواند باعث سلامتی انها شود، رسیدگی و نظارت به نوع استفاده مشروبات الکلی وارداتی در ایران است. این وبلاگ به قاچاق مشروبات الکلی در ایران اشاره کرده که وزارت بهداشت هم نظارتی روی این مواد ندارد و قاچاق آنها به تنهایی باعث فساد بیشتر انها می شود. او نوشته: "ناآگاهی افراد از اصول و میزان مصرف و استعمال انواع غیرمرغوب و نامطمئن به دلیل گرانی ناشی از محدودیت­های تولید و عرضه که طبقات گمراه کم­درآمد را از انواع کم­خطرتر گران­قیمت بی­نصیب می­سازد مزید بر علت می­گردند تا عوارض جسمانی و روانی ناشی از مصرف این کالای ممنوع و قاچاق ، مضاعف گردد. در مدت چهار سال گذشته دست کم 38 نفر به خاطر نوشیدن مشروبات الکلی دست ساز در کشور جان خود را از دست داده­اند."

"جدایی" که بین کاربران اینترنت هم اول شد

جدایی نادر از سیمین دیشب برنده بهترین فیلم خارجی "گلدن گلوب" شد. ماجرای جدایی دونفر به خودی خود شاید برای بسیاری سخت باشد. اما "جدایی نادر از سیمین " را بسیاری در دنیا دیده اند ، در موردش حرف زده اند، تحلیل نوشته اند در نهایت به آن جایزه داده اند. جایزه ای که به هیچ "جدایی" تا به امروز داده نشده.

در سالهای اخیر یکی از خاصیت های شبکه های اجتماعی که برای کاربرانش نمایان شده ، توانایی متحد شدن در فضای مجازی است. اتحادی که به عقیده بسیاری از کارشناسان می تواند اتحادی کارساز باشد. موج های اینترنتی را این گروه از کارشناسان به عنوان نمونه ای از توجه کاربران به روند اجتماعی می دانند که در اینترنت و شبکه های اجتماعی نمود پیدا می کند. از طرفی هم تعدادی از کارشناسان مانند "موروزو" مخالف این نظریه هستند و می گویند این نوع اتحاد ها، کاری بی فایده است و فعالیت کاربران اینترنتی نمی تواند نشانگر واقعیتی باشد که در سطح جامعه در جریان است. این نظرها می تواند در فضای کاربران ایرانی اینترنت هم معنی پیدا کند.

اما وقتی خبری در حد برنده شدن یک فیلم ایرانی در سطح جهانی به جریان می افتد و قرار می شود یکی از معتبرترین جوایز دنیای سینما را به خود اختصاص می دهد، یک موج اینترنتی هم می تواند به نوعی نماینده ای باشد از میزان شور و شوق ایرانی ها در تمام جهان.

ادامه این نوشته را بخوانید

مشکلات مهاجران غیر قانونی افغان در وبلاگها

افغانهای بسیاری در سالهای اخیر، سه مقصد یونان، استرالیا و اروپا را برای مهاجرت انتخاب کرده اند. اما طی کردن مسیری 7 الی 8 ساعته با هواپیما، برای مهاجران غیر قانونی گاهی به چندین روز می رسد و بعد از رسیدن به مقصد هم برای عده ای تازه آغاز مشکلات خواهد بود. از همین رو سه نمونه از مشکلات مهاجران غیر قانونی افغان و سه مقصد در سه وبلاگ برای گزارش امروز انتخاب شد.

صدای سوخته وبلاگی است که از مشکلات مهاجران غیر قانونی افغان در یونان نوشته. به تعداد بالای آنان اشاره کرده و از عدم رسیدگی به وضعیت آنها. به نظر این وبلاگ نویس اقدام دولت افغانستان برای ایجاد سفارت افغانستان در یونان می تواند راهکار خوبی برای حل بخشی از این مشکلات باشد. از طرفی در پایان مطلبش نوشته: " دولت افغانستان که از آرای مردم کسب اعتماد کرده است، مسوولیت دارد تا زمینه‏ی کار و اشتغال و رفاه اجتماعی را در داخل کشور برای شهروندان خود مهیا بسازد تا از مهاجرت‏های بی رویه -که همه روزه صورت می‏گیرد- جلوگیری شود و دیگر افغانستان مأمن امن و آسایش برای تمام افغان‏ها بوده باشد. مشکل مهاجران به صورت اساسی زمانی حل می‏شود که هیچ بهانه‏ای برای ترک وطن برای هیچ افغانی باقی نماند. بهبود وضعیت معیشتی، امنیت و رفاه اجتماعی تنها راه حل اساسی برای مشکل مهاجرت است."

وبلاگ بازتاب از مشکلات مهاجران افغان در استرالیا نوشته. مشکلاتی که از همان نقطه شروع سفر وجود دارد. اشاره کرده به هزینه بالای این مهاجرت غیر قانونی که باید به قاچاقچیان داده شود. حدود 6 الی 10 هزار دلار. و نداشتن هیچ تضمینی برای رسیدن به مقصد. از طرفی هم در بین راه توسط پلیس های کشورهای بین راه مانند مالزی و اندونزی دستگیر می شوند و به افغانستان برگردادنده می شوند. در پایان مطلبش نوشته: " چنین به نظر می رسد که ماندن در افغانستان بهتر است از مهاجرت به کشورهای خارجی نظیر آسترالیا لیکن واقعیت امر این است که فرجام مهاجرین همیشه خوشایند نمی باشد. پس بر مهاجرین است تا درین مورد بصورت دقیق فکر نموده اینکه ایا بهتر است پول شانرا در افغانستان سرمایه گذاری کنند و یا اینکه آنرا به قاچاقچیان انسان پرداخت کنند و ضایع کنند در صورت ناکام ماندن در سفر به استرالیا. افغانستان شدیدا نیازمند لیاقت و انرژی جوانان خود می باشد. روی این دلیل جوانان درین کشور باید بمانند و برای تامین آینده بهتر باید مشکلات این کشور را حل نموده و در راستای شگوفای کشور خود شان اقدام نماید."

کشورهای اروپایی هم یکی از مقصد های مهاجران غیر قانونی هستند. وبلاگ تمام وسوسه های زمین در مطلبی با عنوان " مثل برف آب می شوند..." با چندین افغان در شهر "بن" آلمان صحبت کرده. از مشکلات معیشتی و فرهنگی بعد از مهاجرت نوشته. این وبلاگ نویس مطلبش را اینگونه به پایان رسانده: " مهاجرت درکل خوب یا بد، اما در واقع نوعی ریشه کنی است، در طول این نقل و انتقالات بسیاری از ریشه ها و شاخه ها خشک می شوند که دیگر با هیچ آب و خاکی سبز نخواهند شد، پیوند های مصنوعی بر روی درختان دیگر هم موقتی وتنها برای یک نسل جواب خواهد داد. همین پیوند موقت هم شاید برای افغانها کار نکند زیرا هم فرهنگ ما طوری است که پیوند ها را پس می زند وهم پس زمینه افغانی چنان دافعه ای دارد که چیزی به آن نزدیک شده نتواند.
شاید نقاط مثبتی هم در میان باشد مثلا اینکه آنها از نظر اقتصادی پیشرفت کنند و یا تحصیل کنند و فرصتهای بهتری بدست آورند و تجاربی، ودوباره به وطن باز گردند. اما من به همه اینها تردید دارم؛ واقعا ضریب موفقیت افغانها درغرب چند بوده؟ چقدرسرمایه دار داریم؟ چند نفر دانشمند داریم و شاعر و نویسنده..."

در برنامه امروز افغانهای بسیاری از کشورهای مختلف در برنامه شرکت کردند و تجربه هایشان را با دیگران در میان گذاشتند. شما هم اگر تجربه ای از مهاجرت دارید می توانید در همین صفحه بنویسید. اگر وبلاگی می نویسید و در این رابطه مطلبی نوشته اید می تونید لینک آنرا برای ما در بخش نظرات بنویسید.

رضایت شغلی در بین وبلاگ نویس ها

رضایت شغلی از آن دسته مواردی است که با مرور فضای مجازی و وبلاگ ها نمی شود به یک نتیجه کلی رسید که نبض کاربران اینترنت در مورد کارشان چطور است. به همین دلیل گزارش فضای اینترنت امروز از نمونه درد و دل های وبلاگ نویس هایی انتخاب شد که در مورد کارشان نوشته بودند.

ادامه این نوشته را بخوانید

واکنش ها به خبر ترور معاون بازگانی سایت نطنز

از اولین ساعات انتشار خبر ترور مصطفی احمدی معاون بازرگانی سایت نطنز، کاربران شبکه های اجتماعی در سایت ها و شبکه های اجتماعی مختلف به این خبر واکنش نشان دادند.

اولین واکنش ها درپای خبری بود که سایت تابناک در این باره منتشر کرد. بسیاری از مخاطبان این سایت در بخش نظرخواهی پایین این خبر از این اتفاق ابراز تاسف کرده، مصطفی احمدی را شهید خوانده و این ترور را به اسرائیل نسبت داده بودند. در نظرهای این سایت و در شبکه های اجتماعی دیگری همچون فرندفید، انتقادهای زیادی هم نسبت به وزارت اطلاعات ایران وارد شده مبنی بر اینکه چرا از جان مسئولان و دانشمندان مرتبط با انرژی هسته ای ایران به خوبی حفاظت نمی شود. بسیاری از کاربران طرفدار حکومت ایران با حمله لفظی شدید به اسرائیل و آمریکا خواستار برخورد قاطع با این دو کشور شده اند. برخی کاربران خواستار حمله به اسرائیل شده اند و حتی برخی از آنها گفته اند که باید با ترور دانشمندان هسته ای اسرائیل با این کشور مقابله به مثل کرد. در عین حال بسیاری کاربران منقد جمهوری اسلامی ایران این شبهه را وارد کرده اند که ترور کسی که تنها معاون بازرگانی سایت نطنز بوده چه سودی به حال اسرائیل می تواند داشته باشد و برخی از این کاربران ادعا کرده اند که این ترور کار خود جمهوری اسلامی ایران بوده تا فضا را در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران امنیتی کنند یا درباره پرونده هسته ای این کشور "مظلوم نمایی کند."

در گوگل پلاس و فرندفید طرفداران حکومت ایران پوسترهایی را به اشتراک گذاشته اند که در آن یکی از جمله های آیت الله خمینی نوشته شده است: "بکشید ما را؛ ملت ما بیدار تر می شود."

برخی وبلاگ های طرفدار حکومت هم با نوشتن مطالبی تاسف خود را از این ترور اعلام کرده اند. مثلا وبلاگ قلم دل با انتشار شعری نوشته " شهادت شهید "مصطفی احمدی روشن" بر تمامی عاشقان ولایت تسلیت باد." وبلاگ عکس فوری هم که نویسنده اش عکاس خبرگزاری پانا است و اولین عکس ها از صحنه ترور را منتشر کرده است این اتفاق را به موساد نسبت می دهد.

با گذشت چند ساعت از مخابره خبر ترور و واکنش های اولیه، برخی وبلاگ ها هم درباره این اتفاق تحلیل هایی منتشر کرده اند از جمله وبلاگ آرش کمانگیر که به بیانیه های سپاه پس از این ترور اشاره کرده و می نویسد واژه های به کار رفته در بیانیه سپاه از جمله "دفاع مقدس هسته ای" این شبهه را ایجاد می کند که ماهیت فعالیت های هسته ای ایران تسلیحاتی است.

تحلیل کاربران ایرانی از کندی سرعت اینترنت در این کشور

کوسه ها فیبر های نوری را خورده اند یا لنگر کشتی روی این فیبر ها افتاده. این ها دو نمونه از دلایلی هستند که در گذشته ای نه چندان دور برای کم شدن سرعت اینترنت در ایران مطرح می شدند. برای کند شدن سرعت اینترنت اینبار هم در ابتدا دلیلی مشابه گفته شد اما بعد از مدتی کوتاه علت تغییر کرد. از طرف مسئولین این کم شدن سرعت نشانه ای بود از شروع ملی شدن اینترنت در ایران که البته بعد از مدتی آن هم تکذیب شد. اما همین ندانستن دلیلی روشن و کافی برای کاربران اینترنت در ایران بازار نگرانی و شایعه را بین آنها داغ کرد. عده ای از کاربران و وبلاگ نویس ها همین بی اطلاعی و به قولی در تاریکی راه رفتن را یکی از سیاست های اجرایی ایران در مورد کاربران اینترنتی اش می دانند. از این رو گزارش فضای اینترنت امروز به موضوع محدودیت های کاربران ایرانی در استفاده از اینترنت اختصاص پیدا کرده. گزارشی که حاوی مطالب وبلاگهایی است که از اینترنت ملی می گویند و وبلاگ نویسانی که در خارج از ایران هستند و تنها دلخوشی شان داشتن ارتباط تصویری با خانواده هایشان در ایران است.

ادامه این نوشته را بخوانید

"مزن زن را ولی..." وبلاگ های افغان از خشونت علیه زنان می گویند

خشونت علیه زنان یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی زندگی زنان در افغانستان است. اما در عین گستردگی خشونت علیه زنان در این کشور، خودآگاهی زنان و فعالیت های اجتماعی برای ایجاد آگاهی و مقابله با این معضل در جامعه افغانستان در سال های اخیر افزایش پیدا کرده است. نوشته های انتقادی وبلاگ های زنان و مردان افغان درباره خشونت علیه زنان نمونه ای از گسترش این آگاهی ها و فعالیت هاست.

از جمله وبلاگ هایی که درباره خشونت علیه زنان در وبلاگش نوشته است وبلاگ طلسم معجزت است. این وبلاگ در چند پست نمونه هایی از خشونت علیه زنان یا نگاه مردسالارانه جامعه به این پدیده را مطرح می کند. مثلا در پستی از تجربه خود از شرکت در کارگاه آموزشی مربوط به رفع خشونت علیه زنان نوشته است: این کارگاه مردی فارغ التحصیل حقوق که در حوزه رفع هرگونه تبعیض علیه انسان ها کار می کند می گوید "اگر زن خودش مشکل نداشته باشد و کار بدی نکند کسی هم او را لت و کوب نمی کند" که این حرف او با انتقاد زنان شرکت کننده در کارگاه روبرو می شود. در پست دیگری درباره تجاوز به زنان و رویکرد محکمه های افغانستان به این مساله می پردازد. به نوشته این وبلاگ در اغلب موارد خشونت علیه زنان خصوصا تجاوز عامل جرم مجازات نمی شود بلکه زن به جرم زنا زندانی می شود و سوال می کند: " این روزها می شنویم که به زنان تجاوز می شود، زنان در زندان هستند و از مردانی که جرم را مرتکب شده اند خبری نیست. چرا؟"

گردهمایی تعدادی از زنان هراتی به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان، برای دیدن عکس های دیگر فیروز مشعوف از این برنامه اینجا را کلیک کنید

وبلاگ رهانه در پستی با عنوان محبت علیه زنان از نوعی خشونت پنهان می گوید که پیچیده است و زیر پوششی محبت آمیز علیه زنان اعمال می شود. رهانه می نویسد:

"محبت علیه زنان چیز پیچیده یی است. پیچیده گی اش روشن است. محبت دیدن و از همان محبت ضربه خوردن. این چیزی نیست که به ساده گی به چشم بیاید. چه کسی می تواند علیه زنان چنین محبتی بورزد؟ کسی که پیچیده گی ذهنی اش بیشتر از پیچیده گی ذهنی یک آدم عامی باشد. کسی که خودش دریافته باشد که قدرت نرم افزار ِ محبت می تواند به مراتب بیشتر از قدرت سخت افزار ِ خشونت باشد. به همین خاطر "محبت علیه زنان" بیشتر در میان مردان تحصیل کرده و با سواد دیده می شود. نکته ی مهم این است که به یاد داشته باشیم محبت علیه زنان هنوز- به سان خشونت - "علیه" زنان است و کام زنان را تلخ و زنده گی آنان را زهرآگین می کند. در محبت علیه زنان از تهدیدهای وحشت آور، دشنام های دل شکن و عربده های مردانه خبری نیست. به جای این چیزها لبخند هست و نوازش، و صدایی که از فرط نرمی به سختی شنیده می شود... نجوا. در محبت علیه زنان، مرد گوش می دهد، همدلی می کند و نشان می دهد که حرف زن را می فهمد. نمی گوید "تو حق نداری پایت را بی اجازه ی من از خانه بیرون بگذاری." می گوید: "عزیزم، من نمی گویم از من اجازه بگیر؛ نمی گویم بیرون نرو. من فقط نگران تو ام. اگر نگرانی من برایت هیچ معنایی ندارد، خیر است."

زندگی در بامیان اما درباره فعالیت های جمعی از فعالین مدنی بامیان در روز جهانی محو خشونت علیه زنان امسال نوشته است:
" دیروز جمعی از فعالین مدنی بامیان طی حرکت زیبایی، گفتند خشونت علیه زنان (زن ستیزی) بی ناموسی است نه عدد 39! بر اساس آخرین گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر، خشونت علیه زنان افزایش یافته است، بیش از 90 در صد این خشونت ها در محیط گرم، صمیمی، عاشقانه و آرام بخش خانواده و از سوی مردان اتفاق می افتد! و تأسف دیگر اینکه، آن عده از قربانیان این خشونت ها که نتوانستند آنرا تحمل کنند و به کمیسیون حقوق بشر مراجعه کرده به حق و عدالت نرسیده اند، از حدود 2300 قضیه ثبت شده در سال گذشته، عاملین تنها 7 قضیه خشونت بر اساس قانون محو خشونت علیه زن مجازات شده اند، یعنی تکلیف 2293 قضیه دیگر چی شده است؟"

زندگی در بامیان در ادامه به اجرایی نشدن قانون منع خشونت علیه زنان اشاره می کند و می گوید به نظر می رسد اراده ای برای اجرای این قانون وجود ندارد و "جامعه مرد سالار ظلم، ستم و تعدی بالای زنان را می خواهد، این فرهنگ چه در خانواده، چه در پلیس چه در سارنوالی و چه در محکمه حاکم است!"

وبلاگ زن بودن در سرزمین من هم نوشته ای از مادر خودش عظیمه حمیدی در وبلاگش گذاشته درباره تجربه اش در یکی از فعالیت های گروه های زنان کابل برای اطلاع رسانی و آگاه سازی درباره خشونت علیه زنان. عظیمه حمیدی که معلمی 44 ساله و و داوطلب گروه زنان جوان برای تغییر است در این نوشته از تجربه پوستر پخش کردن گروهی از زنان و مردان در منطقه کارته کابل نوشته و می گوید:
"در حالیکه مصروف چسپاندن پوستر ها بودیم که یک مرد پرسید: "چی نوشته شده است؟" وقتی به او پوستر ضد خشونت را خواندیم، بسیار خوش شد و گفت: "من نمی گذارم کسی این پوستر را بکند.""

عظیمه در ادامه درباره تجربه گروهشان در رفتن به بخش های دیگر شهر و صحبت با مردم درباره خشونت علیه زنان می نویسد و می گوید:
"در آخر روز احساس توانایی می کردم. وقتی من جوانتر بودم، کسی نبود که به زنان این جرئت را بدهد که به سرک ها بروند و کار کنند. امروز، نهادی ایجاد شده است که این کار را بکند. این نوع فعالیت به خود زنان احساس قدرت و اهمیت را می دهد و دیدن جوانان فعال و متعهد که می خواهند افغانستان را جایی بهتر بسازند، باعث می شود انسان امیدوار شود و روحیه بگیرد. امروز ما کار خوبی کردیم. اگر هر پوستر را سه نفر هم بخواند، شاید در ذهن شان تغییر بیاید چون پیش خود فکر خواهند کرد که ظلمی که در مقابل زنان انجام می شود، واقعا خوب نیست."

تسلیم یا استراتژی هوشمندانه؟ مذاکره آمریکا با طالبان در وبلاگ های آمریکایی

بسیاری از وبلاگ های سیاسی آمریکا روابط آمریکا با افغانستان را به دقت دنبال می کنند و درباره مذاکره آمریکا با طالبان هم از زاویه های مختلفی در ماه های گذشته نوشته اند.

وبلاگ های محافظه کار و طرفدار حزب جمهوری خواه اغلب از تصمیم دولت اوباما برای مذاکره با طالبان انتقاد کرده اند و می گویند "مذاکره با تروریست ها فایده ای ندارد."

وبلاگ The Political Commentator در مطلبی با عنوان کنایه آمیز "اوباما یک ایده خوب به ذهنش رسیده، بریم با طالبان مذاکره کنیم!" می نویسد "لیبرال ها کی یاد می گیرند که با تروریست ها نمی شود مذاکره کرد؟" این وبلاگ در نگاهی انتقاد آمیز نسبت به دیگر تلاش های دولت آمریکا برای مذاکره با دولت ها و گروه های متخاصمی مثل ایران، کره شمالی و فلسطینی ها می پرسد "اوباما واقعا با خودش چه فکر کرده که می خواهد با طالبان مذاکره کند" و آیا فکر می کند که هیچ شانسی برای موفقیت خواهد داشت؟ به عقیده این وبلاگ نویس رهبران گروه های"تروریست" از جمله طالبان اهداف ایدئولوژیکی دارند که هیچ مذاکره ای جلوی رسیدن آنها به این اهداف را نخواهد گرفت. این وبلاگ می نویسد که این رهبران هیچ ارزشی برای زندگی انسان ها قائل نیستد و در حالی که آمریکایی ها تلاش خواهند کرد که قاعده بازی را رعایت کنند و برای همین حرکاتشان قابل پیش بینی است، این گروه های تروریست از هیچ قاعده ای پیروی نخواهند کرد. به عقیده این وبلاگ نویس مذاکره با طالبان تنها باعث می شود که طالبان زمان بیشتری بخرند و قوی تر شوند و در عین حال دنیا را جای خطرناک تری کنند.

بسیاری از وبلاگ های دست راستی از جمله این وبلاگ تصمیم اوباما را "تسلیم" او به طالبان می خوانند و در کامنت های این مطلب که اغلب از همفکران این وبلاگ هستند اوباما به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است و حتی برخی اورا "خائن" نامیده اند.

جفری ایم در وبلاگ Counter Terrorism هم می نویسد تصمیم دولت اوباما برای مذاکره با طالبان در حالی صورت می گیرد که این کشور هنوز طالبان را دشمن می داند، ارتش آمریکا اعضای طالبان را می کشد و ملاعمر یکی از کسانی است که دولت آمریکا برای پیدا کردن و دستگیری اش پوستر چاپ کرده است. در عین حال موضع آمریکا مبنی بر مذاکره با طالبان باعث جلوگیری از حرکات خصمانه طالبان هم نشده و حملات انتحاری طالبان در هفته های گذشته هنوز در صدر اخبار است. جفری ایم عقیده دارد رفتار دوگانه رهبری آمریکا به گونه ای است که انگار طالبان تنها گروهی محافظه کار و بنیاد گرا و بخشی از جامعه افغانستان است. نبود حساسیت نسبت به طالبان و تصمیم برای مذاکره با آنها نشان از آن دارد که دولت آمریکا به طور کلی درباره جهاد و اسلامگرایی سیاسی رویکرد واحدی ندارد و نبود استراتژی واحد نسبت به این مساله یکی از بزگترین مشکلات استراتژی امنیت ملی در سیاست خارجی این کشور است که باعث ناتوانی آمریکا و دنیا در مقابله با طالبان و القاعده شده است.

در حالی که حجم انتقادهای وبلاگ های محافظه کار نسبت به تصمیم دولت آمریکا برای مذاکره با طالبان بسیار زیاد است، برخی وبلاگ های دموکرات از این تصمیم دولت اوباما استقبال کرده اند اما در عین حال این تصمیم را حرکتی بسیار مخاطره آمیز دانسته اند.

وبلاگ Smartypants نوشته بسیار مهم است که اخبار مربوط به مذاکره با طالبان را دنبال کنیم، نه تنها به دلیل اینکه اوباما ریسک بزرگی دارد می کند تا این جنگ پایان ناپذیر را بالاخره به پایان برساند، بلکه به این دلیل که جناح راست آمریکا به مقابله با این طرح خواهد پرداخت تا جلوی موفقیت آن را بگیرد و به عنوان مثال به برخی نوشته های وبلاگ های دست راستی اشاره می کند که تصمیم اوباما را نشانه تسلیم او گرفته اند. به عقیده نویسنده وبلاگ باید آماده بود تا از بازی طولانی که اوباما در پیش دارد آگاهی پیدا کرد و از آن دفاع کرد تا طرح اوباما به موفقیت برسد.

یکی از نظرهایی که پای این مطلب نوشته شده هم می گوید: "خبر مذاکره با طالبان خبر خوبی است. محافظه کاران آنرا رد می کنند ولی تاریخ نشان می دهد و فقط یک راه برای مقابله با خرابکاری های شورشی ها وجود دارد و آن هم مذاکره برای رسیدن به یک توافق است. اوباما این را می فهمد و برای همین هم برای مذاکرات صلح تلاش می کند. البته که محافظه کاران این اقدام را تسلیم می نامند اچرا که تصور می کنند آمریکا نیروی نظامی کافی برای وادار کردن همه به تعظیم دربرابر خواسته های ما دارد. اما این اتفاق برای آمریکا در جنگ ویتنام نیفتاد، برای بریتانیایی ها در ایرلند شمالی نیفتاد، برای اسپانیایی ها در باسک، روس ها در افغانستان، اسرائیلی ها با فلسطینی ها و آمریکا در عراق هم نیفتاد. دیر یا زود، اگر واقعا بخواهید به این مخاصمات و خرابکاری های پایان دهید باید بر سر رسیدن به توافقاتی مذاکره کرد که به سود دو طرف باشد."

تحریم نفت؛ غربی ها زور می گویند یا ایران لج می کند؟

وبلاگ های فارسی را که می خواندم، به این نتیجه رسیدم که دست کم آنهایی که من پیدا کردم، یا تقصیر را گردن ایران می اندازند که لج باز است یا غربی ها را زورگو می نامند و انگشت تقصیر را به سمت آنها نشانه می روند. تاثیر تحریم نفت چه خواهد بود؟ دولت در این مدت ، همواره گفته این تحریم ها هیچ تاثیری نخواهند داشت و حتی در موردی، وزیر نفت ایران گفت که اصلا نفت این کشور پیش فروش شده و به قول معروف ککی هم گزیده نخواهد شد. در واکنش به این اظهارات، وبلاگ آذرک، مطلبی گذاشته، با عنوانی صریح و روشن و یک پرسش... بحران قحطی در راه است: آیا تحریم‌های نفتی، حکومت را به زیر نخواهد کشید؟ : آنزمان که هیچ گونه تحریمی بر روی نفت وجود نداشت و دولت احمدی نژاد، طی ۶ سال از بابت فروش نفت و گاز، صدها میلیارد درآمد بدست آورد، معلوم نشد که چه بر سر پول‌های نفتی آمد، که شاهد مدعا تنگدستی روزافزون مردم بوده ... اما امان از آن روزی که قرار باشد درآمدهای نفتی کشور کاهش یابد. وزیر نفت اعلام کرده است که ما نفت‌مان را پیش فروش کرده‌ایم و نگرانی از بابت عدم حصول در‌آمد، وجود ندارد، اما نمی‌گوید روزهای پس از پیش‌فروش مثلا سه ماهه، بخش مهم درآمد کشور چگونه تامین خواهد شد؟ آنچه که از مفهوم قحطی در سالیان خیلی دور، در ذهن قابل تجسم است، این است که مثلا کالاهای اساسی از جمله نان و مواد غذایی در بازار نایاب بشود اما امروزه شکل قحطی در کشور ما بگونه‌ای دیگر دارد نمود می‌کند : ممکنست جنس و کالا به وفور در بازار یافت شود، اما یارای خرید و تهیه آن برای مردم تنگدست وجود نداشته باشد...

در مورد واکنش احتمالی ایران، اینکه عقب نشینی اصلا خواهد کرد یا نه هم، این روزها، بحث زیاده است و صد البته یک سوال عمده: اینکه اصلا ایران جای عقب نشینی خواهد داشت...
این مطلب از وب نوشت های آکریم، تحلیلی ارایه داده، در مورد دستگاه دیپلماسی ایران که به نوشته این وبلاگ نویس به گل نشسته و نمی داند که چه کاری انجام بدهد. نوشته:
کشتی سیاست ایران به گل نشسته است. تنها مهره های معدودی در صفحه شطرنج سیاست برای ایران باقی مانده و در مقابل، حریف، هم مهره هایش را به تمامی حفظ کرده است و هم به لطف بازی نابخردانه ایران، دستش برای تحرک و مانور کاملا باز است.
اوضاع پیش آمده امر غریبی نیست/ وقوع آن کاملا قابل پبش بینی بود. کافی است کمی به عقبتر برگردیم و بحث های چند سال پیش را مرور کنیم. درست در زمانی که گفتگو و انعطاف در برابر جامعه جهانی/ به ضعف و وادادگی تعبیر می شد و لجبازی و دهن کجی به دولت های خارجی به عنوان اقتدار و استقلال تبلیغ می گردید، کارشناسان نسبت به این روند پوپولیستی هشدار می دادند و اکیدا توصیه می کردند که دستگاه سیاست خارجی ایران باید به نحوی عمل کند که مانع از اجماع دولتهای خارجی علیه ایران بشود. اما نورسیدگان عرصه سیاست ، منظورش دولت آقای احمدی نژاد هست، می گفتند که حتی اگر پرونده ایران به شورای امنیت برود هم اتفاق خاصی نمی افتد را ناشی از ترس و ضعف در برابر قدرتهای جهانی قلمداد می کردند. لذا به جای تدبیر کردن و کار کارشناسی بر روی پرونده هسته ای ایران، این موضوعات را وارد بحث های سطحی روزمره نمودند تا خوراک سخنرانی های ریس دولت را فراهم کنند....
به این ترتیب پرونده انرژی هسته ای از امری کارشناسانه به امری حیثیتی و تبدیل شد که نمودش شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" بود. شعاری که دیگر مدتهاست از آن خبری به گوش نمی رسد.
اما حالا دیگر به لحظه های آخر بازی شطرنج نزدیک شده ایم. حلقه های محاصره علیه ایران تکمیل شده است. سایه باروت جنگ از یک سوی و طاعون تحریم ها از سوی دیگر بر رخدادهای آتی ایران سنگینی می کند.
خلاصه آنکه یکی دو حرکت دیگر به مات شدن حکومت ایران بیشتر باقی نمانده است.
این نویسنده در پایان مطلبش نوشته، هنوز هم از نظر سیاسی می شود جام زهر را به قول خودش نوشید، یعنی عقب نشینی کرد اما سیاستمدار خبره ی اینکاره ای نمونده که تصمیم به عقب نشینی بگیره... و اونطور که این وبلاگ نویس نوشته، همه ی سیاست مدارها، از صحنه سیاست ایران حذف شدن و دور دست نو رسیدگان عرصه سیاست افتاده ...
اما بحث موثر بودن یا نبودن تحریم ها یک طرف، خوب یا بد بودن اعمال تحریم و سمت و سوی تاثیرش هم همیشه مورد بحث وبلاگ نویس ها بوده...
این مطلب تازه نیست، یعنی قبل از به میان آمدن قضیه تحریم های نفتی نوشته شده اما حاوی نکاتی هست که این روزها در دنیای مجازی فارسی زبان ها زیاد دیده می شود.
عنوان مطلب هست: چند نکته در نکوهشِ تئوریزه کردن تحریمِ ایران و در کل، تحریم ها، را هر چقدر هم که هوشمندانه باشند، به ضرر مردم و نه دولت می داند و می نویسد: سناریوهای مختلف تحریم در هیچ سطحی به سود مردم ایران نمی‌تواند باشد. این نوع سناریوها حتی اگر تحت لوای( به نوشته این وبلاگ نویس ) فریبکارانه‌ی «تحریم‌های هدفمند» تبلیغ شوند، در عمل نتیجه‌ای جز اعمال فشار مستقیم بر مردم مظلوم ایران و همین‌طور تضعیف موقعیت ژئوپولیتیکی کشور و افزایش آسیب‌پذیری آن در مقابله با سناریوهای نظامی نخواهند داشت. این در حالی است که متاسفانه اعمال این تحریم‌ها به باز شدن فضای سیاسی-اجتماعی داخل کشور نیز کمکی نمی‌کند و در واقع با افزایش قدرت دولت‌مردان داخلی ایران منجر به تشدید فضای سرکوب و خفقان در داخل کشور خواهد شد.

و اما، دور تازه تحریم ها، خصوصا، بحث تحریم های نفتی توسط اتحادیه اروپا و پیوستن کشورهای مختلف به جمع تحریم کننده ها، باب طنز و مزاح رو هم باز کرده. مثلا این وبلاگ، از میان نگرها، مطلبی دارد با عنوان آيا تحريم ايران به طنز تبديل شده است؟ مالت هم ایران را تحریم کرد
نوشته در خبرها آمده بود، دولت مالت از تحریم‌های اعمال شده آمریکا حمایت کرد. جمهوری مالت، مجمع الجزایری است که در جنوب اروپا در مرکز دریای مدیترانه قرار دارد. بارقه ای از امید هست، هنوز افغانستان زیر بار فشار استکبار نرفته! جا داراد یک تبریک جانانه به جمهوری اسلامی گفت که این یعنی شکست غرب در پروژه انزوای ایران!

واکنش وبلاگ‌ها به اعلام جرم تشویق به تحریم انتخابات

تشویق به تحریم انتخابات، دعوت به تجمع و تحصن اعتراضی در مورد انتخابات، هجو و شوخی کردن با انتخابات و انتشار مطالب غیر مستند در مورد تقلب یا مخدوش بودن انتخابات آینده مجلس، در اینترنت به گفته مشاور قضایی دادستان کل ایران جرم است.
این موضوع بحث وبلاگ‌هایی از جمله آذرک بود که می‌نویسد:
این‌هایی که مشاور قضایی به عنوان فهرست ۲۵ بندی، اعلام کرده است یا در قانون صراحت دارد یا ندارد. اگر دارد چه نیازی‌ست بر تاکید دوباره؟ و اگر ندارد، برای تفسیر قانون شما چکاره‌اید؟ این تدابیر و تفاسیر به خیال خام شما برای ترساندن، مردم و مطبوعات است. اما به‌نظر می‌رسد رژیم جمهوری اسلامی هنوز درک درستی از میزان دل کندن مردم از این رژیم ندارد. سوال اساسی اینست که آیا با زور سرنیزه و تهدید می‌توان منویات قلبی یک ملت را تغییر داد؟ اگر اینطور بود همه‌ی رژیم‌های خونخوار و مستبد تاریخ با در دست داشتن ابزار بهتر سرکوب و آمران هوشمندتر، می‌باید تا ابد، بر مردم حکم می راندند
نویسنده وبلاگ مردمرایی عقیده دارد: این که حکومت در لیست مصادیق مجرمانه تحریم انتخابات که ناگهان منتشر کرده، با جرم‌تراشی، تحریم‌کنندگان را ظاهراً انذار می‌دهد و تهدید می‌نماید، خود یک فریب بزرگ و نعل وارونه است و چون می‌داند مردم برعکس خواسته حکومت رفتار می‌کنند، به شیوه تشویق به تخلف متوسل شده است. در حقیقت حاکمیت خود به دنبال خلوت کردن صحنه انتخابات از سوی اکثریت معترض و عدم دریافت گواهی سلب مشروعیت که استراتژی مشارکت معترضانه و ریختن رأی باطله به صندوق‌ها است است تا با همان چهار پنج ملیون رأی محدودی که در اختیار دارد قال قضیه را بکند و چند صباحی بیشتر چپاول کند. و الاّ می‌توانست بجای این همه لاطائلات و رجزخوانی، طرح فوری برای الزام قانونی شهروندان به شرکت در انتخابات را که در بسیاری از کشورها معمول است ارائه و تصویب نماید و منع کنندگان از شرکت مردم در انتخابات را هم مورد پیگرد قانونی قرار دهد که البتّه این ربطی به عدم مشارکت احزاب و تشکل‌ها در انتخابات نمی‌تواند داشته باشد.
ور در انتها یک نتیجه اخلاقی می‌گیرد: تصویب‌کنندگان سند فوق که از نهادهای مختلف حکومتی هستند و بالطبع آمران آنها، به خوبی و بدون ذرّه‌ای تردید می‌دانند از لحاظ مشروعیتی کجای کارند و با این حرکت ناشیانه به نقطه ضعف و شکست‌پذیری خود اعتراف کرده‌اند.
وبلاگ مجمع دیوانگان پس از اشاره به بند سوم و هشتم ماده ۶۶ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌نویسد: مسؤولان محترم کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، «تهدید یا تطمیع در امر انتخابات» را به «ترغیب به تحریم و کاهش مشارکت» ترجمه کرده‌اند. بدین ترتیب اگر من به کسی پیشنهاد دهم که «نامزدهای موجود هیچ کدام صلاحیت ندارند، پس بهتر است پای صندوق حاضر نشود» دچار «تهدید یا تطمیع در امر انتخابات» شده‌ام. با این استدلال قاطعا می‌توان نتیجه گرفت تمام ستادهای انتخاباتی که در جریان تبلیغات به رای دهندگان پیشنهاد می‌کنند که «این نامزد از آن نامزد بهتر است» هم مرتکب همان فعل «تهدید یا تطمیع در امر انتخابات» شده‌اند. وقتی پیشنهاد دادن در بحث کردن در مورد صلاحیت نامزدها «تهدید و تطمیع» باشد، قطعا هیچ کس حق ندارد تبلیغات انتخاباتی کند. این مسئله دقیقا با همین استدلال در مورد بند ۸ و «اخلال در امر انتخابات» هم کاملا صادق است. بدین ترتیب من نتیجه می‌گیرم که هرگونه اظهار نظر در مورد انتخابات، چه ترغیب به شرکت و چه ترغیب به تحریم مصداق «تهدید، تطمیع یا اخلال» است.

وبلاگ‌ها و حذف یارانه اقشار پردرآمد

پس از آن که اعلام شد که در مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها، ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر یارانه نقدی دریافت نخواهند کرد. محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران از شهروندانی که درآمد بالایی دارند، خواسته "دواطلبانه" از دریافت یارانه نقدی خودداری کنند. به همین علت وبلاگ‌های فارسی این موضوع را بررسی کرده‌اند. وبلاگ سلمان علی ع نوشته است: با اطلاعات ناقصی که از درآمد و مایملک افراد وجود دارد، حذف افراد از یارانه نقدی به ضرر اقشار کارمند و کارگر تمام خواهد شد. همین که دولت هنوز نمی‌تواند جز از کارمندان و کارگران مالیات بر درآمد واقعی را دریافت نماید، نشان از این دارد که اطلاعات دولت از درآمدهای مردم کافی نیست و حال این که بیشترین مالیات را همین اقشار کارمند و کارگرند که در بدو دریافت حقوق، به دولت پرداخت می کنند؛ فرض کنید در شرایطی که دولت می خواهد بر اساس اطلاعاتش برخی را از دریافت یارانه ها حذف کند، آیا جز کسانی که اطلاعاتشان را در اختیار دارد، حذف خواهد کرد؟! آیا درآمدهایی که میلیونی و با یک تلفن کسب می شوند، رصد می‌شوند؟

ادامه این نوشته را بخوانید

بررسی سال ۲۰۱۱ در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی شاید به نوعی آینه اتفاقات دنیا در فضای مجازی هستند. مسلماً نمی‌شود گفت هر چیزی اگر در شبکه‌های اجتماعی مهم باشند و مورد توجه قرار بگیرند، لزوماً در همه دنیا هم مهم خواهند بود. اما چون محتوای شبکه‌های اجتماعی واژه‌هایی مکتوبند، می‌توان از میانشان موضوعات و واژه‌های محبوب، مهم یا مورد توجه را یافت.
سایت توییتر آماری را منتشر کرده و نگاهی انداخته به رویدادهای سال ۲۰۱۱ ما این آمار را در دو بخش بررسی کرده‌ایم.
یکی بخش برچسب‌ها یا همان هشتگ‌هاست به ترتیب زیر تکرار شدند.

1. #egypt
2. #tigerblood
3. #threewordstoliveby
4. #idontunderstandwhy
5. #japan
6. #improudtosay
7. #superbowl
8. #jan25

به علت آن که بیشتر کاربران توییتر در آمریکا هستند، طبیعی است که برخی از این هشتگ‌ها به اخبار و اتفاقات داخلی این کشور مرتبط باشند. اما از بین این هشتگ‌ها، برخی اتفاقاتی جهانی هستند. از جمله برچسب‌های مصر، ژاپن، و ۲۵ ژانویه.
اما مواردی چون بازی‌های توییتری بین کاربران توییتر هم رتبه‌های خوبی را به خود اختصاص داده‌اند. برای مثال بازی «سه کلمه که زندگی من با آنها معنا می‌یابد».

ادامه این نوشته را بخوانید

مطالب بیشتری از این وبلاگ...

bbc.co.uk navigation

BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.