« قبلی | اصلی

آنچه از "پسرپوشان" دیدم

طاهرقادری | 2012-01-18 ,17:25

اوت سال گذشته بود که قرار شد برای ساخت مجموعه گزارشهایی به نام "زیر پوست افغانستان" به کابل٬ پایتخت افغانستان٬ سفر کنم . بعد از ساخت فیلم "کابل من"٬ بازهم دوست داشتم به افغانستان سفر کنم و ناگفته هایی را که از دید دوربین خیلی از آژانس های خبری غربی دور مانده را به جهانیان نشان بدهم. من خودم در آن کشور بدنیا آمده ام و بهترین سال‌های کودکی ام را آنجا سپری کرده ام.
برای همین٬ می دانم که چه داستان های انسانی و اجتماعی در آن کشور وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. به قول یکی از دوستان ایرانی ام٬ ضروری نیست در افغانستان شما برای ساخت فیلم خیلی دقت کنید یا مثلا با یک گروه بزرگ برای تهیه ای مستندی بروید٬ کافی است دوربینی را در یکی از چهار راه های آن کشور نصب کنید و همه حرکات گرد و پیشش را فیلم بگیرد. آخرش٬ فیلمی به دست می آید٬ البته بدون مونتاژ٬ و خود حرکات مردم٬ رنگها٬ لبخند ها٬ گریه ها و شلوغی کوچه و خیابان ها خودش مستند است. برای همین این بار هم پنج سوژه انتخاب کرده بودم که از دید روزنامه نگاری غربی و حتی ایرانی موضوعات غیر معمولی بودند.

یکی از این سوژه ها پسرانه پوش کردن دختران در افغانستان بود. وقتی با گروه مشورتی بی بی سی فارسی و سرویس انگلیسی موضوع را در میان گذاشتم٬ همه یک پرسش داشتند : آیا این واقعیت است؟‌ چرا دختران در لباس پسران ظاهر می شوند؟‌


خوب٬ شاید حق داشتند متعجب شوند. سوژه درخواستی من شد داستان سر زبان همکارانم. هر باری که با همکارانم روبرو می شدم٬ می پرسیدند فلانی گفت همچو سنتی در افغانستان وجود دارد٬ آیا واقعیت دارد؟

این چرا ها بود که بیشتر من را وا می داشت تا هر چه زودتر دنبال پیشینه این آیین بروم و پیدا کنم که دلیل خانواده ها برای این کار چیست؟!

بعد از تحقیقات چند روزه با دوستانم در افغانستان٬ سر نخی از این سنت پیدا کردم.

یکی از دوستانم، آزیتا رفعت٬ عضو سابق مجلس افغانستان٬ را به من پیشنهاد کرد. وقتی برای بار نخست تماس گرفتم٬ با هم خیلی صمیمی صحبت کردیم و موضوع را در میان گذاشتم. خانم رفعت با آنکه کمی مشکوک بود از اینکه چرا من دنبال پوشش این موضوع هستم٬ ولی با آن همه خوش خلق به نظر می آمد. چند روز با هم تلفنی حرف زدیم و از من پرسید چرا این فیلم را می سازم؟‌

برایش توضیح دادم که این موضوع جالبی است و مخصوصا برای مخاطب خارجی اهمیت دارد که بداند چرا مردم دست به همچو کاری می زنند؟‌

خانم رفعت از من خواست تا ساختار فیلمم را برایش توضیح بدهم و من هم به صورت خلاصه هدفم را گفتم.

بعدها، وقتی پشت خط تلفن باهم صحبت می‌کردیم٬ مثل این بود که از قبل هم دیگر را می‌شناسیم. روزی که گفت من اجازه فیلم گرفتن از منزلش را دارم، از او پرسیدم که چرا به این درخواست من جواب مثبت داد ؟

جوابش برعکس آنچه تصور می کردم بود؛ گفت می خواهم با این سنت مبارزه کنم٬ می خواهم به مردم افغانستان گوشزد کنم که چرا زن جنسیت دوم شمرده می شود و چرا باید در قالب یک مرد امتیازاتش را بگیرد؟

خانم رفعت چهار دختر دارد. کوچکترین دخترش یعنی مهرنوش را پسرانه پوش کرده و نام مهران را به او داده. از حرف های خانم رفعت معلوم بود که برای از هم نپاشیدن خانواده اش دست به این کار زده، برای دلخوشی شوهرش، برای اینکه شاید از جدایی جلوگیری کند.

بعد از یک هفته به کابل رسیدم و چند روز بعد به منزل خانم رفعت که در یکی از مناطق مرفه شهر کابل زندگی می کند، رفتم. از من و فیلمبردارم با چای و شیرینی استقبال کرد. با هم نشستیم و بعد از لحظاتی، آلبوم خانواده اش را نشانم داد. آن روز بود که مهران را دیدم که با خواهرانش یکجا مدرسه می رفتند. خواهرانش در لباس دخترانه و روسری ولی مهران با کت و شلوار و کروات پسرانه.

از آن روز به بعد، روزانه چند ساعتی را با مهران و خانم رفعت سپری می کردم. هر چه بیشتر وقت می گذشت٬ به همان اندازه سوالات در ذهنم بیشتر و بیشتر می‌شد: چرا دختران باید در هویت پسران زندگی کنند؟ چرا مهران نباید دوره کودکی اش را با حرکات کودکانه مهرنوش سپری کند؟‌؟؟‌

وقتی با مهران صحبت می کردم و حرف ها و حرکاتش را با بقیه خواهرانش مقایسه می کردم٬ پاسخ بعضی سوالاتم را پیدا می‌کردم. اینکه٬ همین لباس پسرانه است که به مهرنوش جرات داده٬ امتیازات تک پسر خانواده اش را داده.....

با گذشت چند روز، با آزیتا رفعت خودمانی تر شدم و او هم مثل یک دوست حرف هایش را با من در میان می گذاشت. گفت صادقانه٬ هیچ گاه دوست نداشت مهرنوش را پسرانه پوش کند٬ ولی شوهرش هیچ گاه از نداشتن پسر دست بردار نیست. مثل خیلی مردهای دیگر افغان٬ فکر می کند که حیثیتش فقط با داشتن پسر تکمیل می شود.

به اندازه ای در این سنت فرو رفته بودم که تمام روزهایم را، حتی روزهایی که مرخصی بودم را صرف تحقیق این موضوع کردم. در این میان٬ از دوستی شنیدم که دختری دیگر در مزارشریف شمال افغانستان است که آماده است با ما حرف بزند. خیلی خوشحال بودم٬ خوشحال از اینکه می خواستم تاثیراتش را روی کسی که این را در دوران کودکی تجربه کرده ببینم.

به الهه، دختر ۲۱ ساله و دانشجوی حقوق معرفی شدم. دختری خوشحال٬ خاکی و با شخصیت به نظر می آمد. داستان او را هم شنیدم٬ پاسخش تقریبا مشابه بود٬ اینکه پدرش پسر نداشت و برای همین او را پسرانه پوش کرد.

ولی وقتی بیشتر حرف زدیم٬ چیزهای غیر معمول شنیدم٬ اینکه با دوستی با دختران راحت نیست٬ دوست ندارد عروسی کند و در دانشگاه اش به عنوان دختر "دیکتاتور" شناخته می‌شود.

رفتم تا رییس امور زنان ولایت بلخ را ببینم تا پیشینه این سنت و موضع آنها را بدانم٬ ولی شوکه شدم. فریبا مجید گفت خودش زمانی وحید بوده٬ پسر خانواده.

تنها در مورد این سوژه، بیش از بیست ساعت فیلم گرفتم٬ ولی هر چه بیشتر وارد موضوع شدم٬ سوالاتم به همان اندازه بیشتر و بیشتر شد.

ولی چیزی که خیلی مشهود بود موضوع برتری جنسیتی در افغانستان بود. اینکه مردان با ارزشتر از زنان شمرده می شوند٬ اینکه داشتن پسر دارایی است٬ حیثیت است٬ ارزش است و بالاخره بازوی پدرش است. ولی دختر فقط متاع است٬ در خیلی حالات "جنس دوم" .

جای تعجب است اینکه دختران در خانه نگهداشته می شوند و پسران از همه امتیازات برخوردارند، دختران حق بیرون برآمدن را ندارند، چون ناموس خانواده شمرده می شوند، ولی پسران مصون هستند. احساس کردم آنجا اشتباهی دارد اتفاق می افتد٬ اشتباه دست کم گرفتن و نادیده گرفتن توانمندی دختران.

گرچند هنوز پاسخی قانع کننده برای پسرانه پوش کردن دختران پیدا نکرده ام٬ ولی این را دریافتم که اگر همین حق و آزادی مهرنوش، الهه، فریبا و.... به دختر دیگری داده می‌شد با پذیرفتن جنسیت خودش، شاید آن دختر کم نمی آورد و ثابت می کرد که جنسیتش توانمندی اش را ثابت نمی کند. وگرنه ده ها نماینده مجلس، کارمند دولت، ورزشکار، خبرنگار، آوازخوان و .... دختر تا حال قدعلم نمی کردند.

اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 16:25 روز 2012-01-21 ,arman :

    باعث تعجب من شد

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 2. نوشته شده در ساعت 12:20 روز 2012-01-26 ,azade :

    من این برنامه را چند بار دیدم...اما افسوس به حال این فرهنگ و تاسف برای بچه هایی که اینچنین بزرگ میشند.
    اما من بیشتر تعجب کردم از خانم رفعت.ایشون که تحصیلکرده هستند باید کمک به فرهنگسازی بکنند نه اینکه مهر تائید بزنند به فرهنگهای اشتباه و خرافه ای غلط.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 3. نوشته شده در ساعت 10:36 روز 2012-02-05 ,sayed :

    من خودم پسر ندارم باوجودیکه انسان متعهدبه قوانین الهی وطبیعی میباشم امابعضااوضاع کشورم که درشرایط قبل ازتاریخ میگذرانددرفکرداشتن پسرمیشوم ام هیچگاهی نخواسته ام که به حرمت والای زن (مادر)اهانت نموده ویکی از دخترانم پسرانه پوش نموده به عزت نفس دخترام اهانت نموده ومقابل کار خداوند ج قرارگیرم ازجانبی ازاین موضوع خازره بدداشته وهم خوشبختانه دخترانم هم ازتظاهر به پسربودن خوش شان نمی آید

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 4. نوشته شده در ساعت 19:56 روز 2012-02-14 ,اhabibeh s :

    چقدر ناراحت كننده است كه خود را پيروي ديني مي دانيم كه آزادي را براي زن بهارمغان آورده اما ما بر خلاف آن عمل مي كنيم و دوران شيرين دخترانگي يك دختر را از او مي گيريم، بهخاطر خواسته هاي احمقانه ي خودمان!
    موفق باشيد آقاي طاهري. اميدوارم اين كار را ، تأثيرگذار و زيبا ارائه نماييد.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 5. نوشته شده در ساعت 11:38 روز 2012-02-20 ,ندا :

    فکر نمیکنم دست کم گرفتن دختران نسبت به پسران تنها در افغانستان مطرح باشد، متاسفانه این فرهنگ نا پسند امروزه در اکثر کشورهای جهان به گونه جدی مطرح است.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

اظهار نظر کنید

لازم است نام و نشانی ایمیل خود را وارد کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد)

نظرات این وبلاگ پیش از انتشار بررسی می شود

الزامی

(منتشر نخواهد شد)


bbc.co.uk navigation

BBC © 2012

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.