« قبلی | اصلی | بعدی »

حاشیه مراسم گلدن گلوب و گفت‌وگو با اصغر فرهادی

بهمن کلباسی | 2012-01-16 ,17:44

تلویزیون بی بی سی فارسی (به همراه وب سایت و رادیو) در طول سه سالی که از آغاز کارش می گذرد سعی کرده است اخبار و تحولات دنیای سینما را تا حد امکان پوشش دهد- از فرستادن خبرنگار به جشنواره های مهم سینمای اروپا و آمریکا گرفته تا تهیه گزارش و مصاحبه های مختلف درباره آنچه در جشنواره فجر می گذرد و چالشها و موفقیت های اهالی سینما در داخل ایران.
مراسم اسکار در هالیوود هم به عنوان مهمترین واقعه دنیای سینما از این قاعده مستثنا نبوده است و من هر سال برای پوشش خبری آن به لس آنجلس سفر کرده ام.

اما مراسم اهدای جوایز گلدن گلوب که معمولا یک تا دو ماه پیش از اسکار در لس آنجلس برگزار می شود کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.

نامزدها و جوایز مراسم گولدن گلوب با رای اعضای انجمن رسانه های خارجی هالیوود انتخاب می شوند و هر یک از برندگان یک کره طلایی (گلدن گلوب) جایزه می گیرد. بسیاری از اهالی سینما به این مراسم به عنوان پیش زمینه ای برای اسکار نگاه می کنند زیرا موفقیت در گلدن گلوب، توجه نزدیک به ۶۰۰۰ رای دهنده اسکار را به آنها جلب می کند و می تواند در رای نهایی شان تاثیر بگذارد.


گلدن گلوب امسال افزون بر اهمیت تاثیر آن بر جوایز اسکار، برای ایرانیان یک تفاوت بنیادین با سال های پیش داشت و آن نامزدی "جدایی نادر از سیمین" برای جایزه بهترین فیلم خارجی بود.

این فیلم که جوایز چندین جشنواره و منتقدین دیگر از جمله گردهمایی منتقدان فیلم نیویورک را برده بود با بختی خوب وارد عرصه رقابت برای جایزه معتبر گلدن گلوب شد. حضور این فیلم و کارگردانش آقای فرهادی باعث شد امسال برخلاف گذشته برای پوشش آن زودتر از موعد اسکار به لس آنجلس بیایم تا هم آخرین آخبار را از محل مراسم به رایو، وب سایت و تلویزیون بی بی سی فارسی گزارش کنم، هم به ویژه تلاش کنم در صورت موفقیت با آقای فرهادی گفتگو کنم.

در دنیای به هم پیوسته امروز نیازی نبود به جمع ایرانیان در نیویورک و لس آنجلس بروم تا ببینم هم میهنانمان تا چه حد موفقیتهای این فیلم را پی گیری می کنند. نگاهی به اظهار نظرهای ایرانیان در شبکه های اجتماعی از دوستانم در خیلی جاها، از اهواز و اصفهان و کرمانشاه گرفته تا شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا و کانادا و حتی گفتگو با مادر بزرگم که پرسید: " یعنی می شه جدایی نادر از سیمین اسکار بگیره؟" نشان از این واقعیت داشت که برنده جوایز معتبر برای میلیون ها نفری که این فیلم را دیده اند یا آوازه آن را شنیده اند جنبه ای نمادین پیدا کرده است.

بلافاصله پس از رسیدن به لس آنجلس در ظهر روز یکشنبه به محل مراسم رفتم و پس از گذراندن مراحل مختلف بازرسی وارد جایگاه خبرنگاران بر روی فرش قرمز شدم. حضور ستارگان سینما بر روی این فرش فرصتی است مناسب برای گفتگو و مصاحبه. این بار اما تمام حواسم متوجه یافتن آقای فرهادی کارگردان فیلم ایرانی این مراسم بود. او را از دور در میان هیاهوی فرش قرمز دیدم ولی موفق نشدم صدایم را به او و همراهانش برسانم.

پس از آغاز مراسم به داخل هتل رفتم و به همراه ده ها خبرنگار از طریق تلویزیون مدار بسته مراسم پر زرق و برق اعلام نام برندگان کره طلایی را پی گیری کردم.
مانند بسیاری از ایرانیان که از نیمه شب در ایران بیدار نشسته بودند، بی صبرانه منتظر بودم تا نوبت به جایزه بهترین فیلم خارجی سال برسد. وقتی خانم مدونا؛ خواننده معروف؛ به روی صحنه آمد فکر نمی کردم او مسولیت اعلام نام نامزدهای بخش بهترین فیلم خارجی و باز کردن پاکتی را که نام برنده در آن نوشته شده بود به عهده داشته باشد؛ به هر حال، به محض قرار گرفتن پشت میکروفون با مجری مراسم شوخی کرد و نام پنج نامزد بهترین فیلم خارجی را خواند. نفس در سینه ام حبس شده بود. وقتی پاکت را باز کرد و گفت: "از ایران..." بی اختیار از جا پریدم.
یادم نیست که جیغی هم کشیدم یا نه. ولی به یکباره دیدم که خبرنگاران حاضر دارند چپ چپ نگاهم می کنند.
زیاد برایم مهم نبود. به محض پایان صحبت های کوتاه آقای فرهادی برای میلیونها بیننده این مراسم که در آن یادی از مردم ایران کرد و گفت هم میهنانش "عاشق صلح اند"، شروع کردم به تویت کردن خبر.
چند ثانیه بعد هم همکاران در رادیو فارسی تماس گرفتند تا گزارشی زنده به برنامه بامدادی بدهم.
در آن گزارش گفتم که این نخستین بار است که یک فیلم ایرانی جایزه معتبر گلدن گلوب را می برد و رقبای فیلم آقای فرهادی بسیار قدر بودند و مورد استقبال قرار گرفته بودند. یکی از آنها فیلمی بود درباره جنگ بوسنی که بازیگر معروف، آنجلینا جولی آن را کارگردانی کرده است.

بلافاصله بعد از گفتگو با رادیو بی بی سی به همراه فیلمبردارم به دنبال راهی می گشتیم که به در خروجی سالن مراسم نزدیک بشویم و جا بگیریم تا اگر آقای فرهادی از مراسم خارج شد بتوانم با او گفتگو کنم.
همزمان روی تلفن همراهم شاهد انفجار شادی میان ایرانیان در سراسر شبکه های اجتماعی از فیس بوک گرفته تا تویتر بودم. مدتها بود چنین حسی نداشتم که در عین انجام وظیفه حرفه ایم تا این حد خوشحال باشم.
بعضی پیام ها را که می خواندم نا خودآگاه بغضم می ترکید و در میان این طرف و آن طرف دویدن در هتل اشکم سرازیر می شد. همه امیدم این بود که بتوانم با آقای فرهادی صحبت کنم که مانند خیلی موارد دیگر نخستین رسانه فارسی زبان باشیم که صدا و تصویر یک شخصیت موفق ایرانی را که حالا اثرش مورد توجه جهانی قرار گرفته به هم میهنانمان در ایران برسانیم.

این تلاش ها در نهایت نتیجه داد و هنگام خروج او پس از پایان مراسم، موفق شدم با او چند کلمه ای گفتگو کنم.
از او پرسیدم حالا که با این همه جایزه های معتبر و به ویژه با بردن گلدن گلوب، دیگر شکی نیست که او نامزد جایزه اسکار خواهد شد و در چند قدمی مهمترین جایزه سینمای جهان قرار گرفته؛ چه احساسی دارد.
آقای فرهادی که گوی طلایی را در دست داشت گفت: "خیلی خوشحالم. اولین چیزی که خوشحالم می کند این است که می دانم الان مردم کشورم خیلی خوشحالند و این خیلی حس خوبی بهم می دهد. داستان یک فیلم و یک فیلمساز نیست. بحث سینمای ایران است؛ سینمایی است که توانسته با آدم های معمولی و غیرسینمایی هم ارتباط برقرار کند و در واقع در ادامه فیلم هایی که قبلا در سینمای ایران ساخته شده و خیلی فیلم های خوبی هم بوده اند و این راه را باز کرده اند، توانسته برای ارتباط با بقیه مردم دنیا حرکت کند."

او در پاسخ به این سوال که "تحلیل شما از دلیل موفقیت این فیلم چیست؟" گفت: "خیلی سخت است که بگویم چرا ارتباط برقرار کرده اند ولی به نظر می آید که چیزهای مشترکی بین آدم های مختلف در جاهای مختلف دنیا وجود دارد که کمک می کند که یک داستان را بهتر بفهمند. وقتی که داستانی با اندازه های استاندارد تعریف شود برای هر جایی از دنیا و هر فرهنگی قابل فهم است. این چیزی است که من حدس می زنم، ولی خودم در همه جا نبودم که ببینم چرا با فیلم ارتباط می کنند."

هم پیش و هم پس از این گفتگو تغییر فضا محسوس بود. سیل احترام و تبریک از خبرنگاران تا اهالی برجسته سینما و مهمانان هتل به آقای فرهادی مایه افتخار بود. گویی ماه ها اخبار مقابله و تنش در فضای سیاسی در عرض چند دقیقه جایش را به احترام به مردی داده بود که غنای فرهنگی و توان سینمای ایران را نمایندگی می کند.
این گفتگوی هر چند کوتاه و پوشش خبری این مراسم همچنین یادآوری خوبی بود که تا چه حد حضور فعال رسانه های فارسی زبان می تواند در انتقال آنچه می گذرد به هم میهنانمان در ایران و دیگر نقاط جهان موثر باشد.

اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 19:51 روز 2012-01-16 ,میم- دال :

    مرسی آقای کلباسی عزیز به خاطر مصاحبه با اصغر فرهتدی. من همیشه مصاحبه های شما رو می بینم. وقتی آقای لاریجانی با بی نزاکتی در نیویورک با شما برخورد کرد خیلی ناراحت شدم. او نمی داند که باید جواب خبرنگار را محترمانه بدهد. اما می خواستم بگم اشکال نداره. در عوض شما با کسانی مصحابه می کنید که برای مردم ایران مهم و ارزشمند هستند. اصغر فرهادی ‌ها به نیکی در تاریخ می ماند و از اشخاصی مانند لاریجانی و احمدی نژاد مشخص است که چگونه یاد می شود. هم اکنون هم به قلب مردم ایران رجوع کنید می بینید چه کسانی در آن جای دارند.

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

  • 2. نوشته شده در ساعت 13:33 روز 2012-01-17 ,mohammad :

    جالب

    در مورد این نظر شکایت کنید

    الزامی

    (منتشر نخواهد شد)

اظهار نظر کنید

لازم است نام و نشانی ایمیل خود را وارد کنید (ایمیل شما منتشر نخواهد شد)

نظرات این وبلاگ پیش از انتشار بررسی می شود

الزامی

(منتشر نخواهد شد)


bbc.co.uk navigation

BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.