بی بی سی فارسی: گرافیک با طعم بازداشت
مطلب زیر را بهروز مدیرروستا گرافیست تلویزیون بی بی سی فارسی نوشته است:
صبح یک شنبه بیست و دوم آبان روز کاری را با خبر دستگیری خبرنگاری در تهران شروع می کنم که روز قبلش به بی بی سی فارسی مصاحبه داده بود. کامپیوترم را که روشن کردم دیدم در فهرست درخواست های روزانه که از تحریریه رسیده، عکس این خبرنگار را هم برای تیم کوچک گرافیک فرستاده اند تا گرافیست روز اتاق خبر با آن چیزی قابل پخش طراحی کند. مطابق بسیاری از موارد، تصویر فقط یک عکس کوچک و کم کیفیتِ چند ده پیکسلی بود.
این یکی از گرفتاریهای ما در تلویزیون بی بی سی فارسی است: تهیه تصویرهای تلویزیونی در حد و اندازه های کیفیت بی بی سی، بدون دسترسی داشتن به منابع تصویری.
به عنوان کسی که قریب به 20 سال کار طراحی کرده است و از قبل از به راه افتادن تلویزیون بی بی سی فارسی هم برای این سازمان کار طراحی میکرده، من هیچ شبکه تلویزیونی دیگری را سراغ ندارم که این همه مشکل دسترسی به تصویر داشته باشد. این مشکل به این دلیل است که حضور خبرنگاران، تصویربرداران و عکاسان بین المللی در ایران بسیار محدود است. وقتی که اسم بی بی سی فارسی هم به میان بیاید که هیچ رابط کاری در ایران ندارد، سختگیری ها به منتها می رسد. رسانه های داخلی هم زیر سایه محدودیت های مشابه روزگار سپری می کنند.
البته مخاطبان ما تا به حال کمتر در مورد طراحیهای بی بی سی فارسی نظری داده اند. برای اینکه حداقل احساس رضایت شغلی کنم، این موضوع را به این حساب گذاشته ام که طراحیهای ما آنچنان خوب در بقیه کار تنیده شده و چنان بخشی از یک کل شده است که کسی آنرا جدا نمی بیند و لذا به تنهایی هم نقدش نمی کند.
در بقیه بخش های بی بی سی، از جمله بی بی سی جهانی (ورلد) وبی بی سی عربی - که شاید ذاتا شباهت بیشتری به بی بی سی فارسی دارند - اگر دنبال عکس شخصی یا موضوعی در نرم افزار آرشیو عکس بی بی سی بگردید، معمولا ده ها عکس با کیفیت خیلی بالا پیدا می کنید؛ عکس هایی که عمدتا توسط عکاس های حرفه ای و با نور و کادربندی مناسب گرفته شده است. اما در مورد شخصیت ها و موضوعات ایرانی باید دست به دامان عکس های خیلی کوچک با فشردگی زیاد که از این طرف و آن طرف پیدا شده بشویم؛ عکس هایی عمدتا آماتوری با تنظیمات نامناسب و کادربندی دیمی.
صد البته طراحی کردن با داشتن مواد مناسب خروجی بهتری خواهد داشت. با داشتن عکس بزرگ، مثلا میتوانیم بدون از دست دادن کیفیت ویدیویی، روی جزئیات تصاویر زوم کنیم، حرکت دوربین داشته باشیم و از جلوه های بصری بهره ببریم. این در حالی است که حتی برای هم اندازه کردن یک عکس خراب با کادر صفحه تلویزیون کلی دردسر داریم و اغلب با افت کیفیت مواجه می شویم. گاهی این مشکلات تا حدی است که مجبور می شویم از خیر تصویر بگذریم و به جای آن از طرح های گرافیکی استقاده کنیم .
یادم می آید در دوران اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری، وقتی که هر روز خبری از تجمعات و یا دستگیری افراد عادی یا سرشناس می رسید، برای پیدا کردن تصویر مناسب کلی مساله داشتیم. متاسفانه حتی از افراد سرشناس و بنام هم به زحمت چیزی پیدا میشد، چه برسد به مردم عادی.
همین مشکل حتی در مورد مسئولین رسمی ایرانی هم کم و بیش صدق می کند. مثلا تصویرخوش کیفیت، چه عکس و چه ویدیو، از فرماندهان و سرداران و علما گرفته تا جلسات هیئت دولت و سازمان های دولتی، متاعی است کمیاب. در مورد اشخاص ممکن است هزار عذر برای نداشتن تصویر وجود داشته باشد، اما برخی از سازمان های مستقل مثل سازمان ها و اجتماع های حقوق بشری و حمایتی هم آرم و نشان درست و حسابی ندارند که تعجب برانگیز است. این سازمان ها بالطبع میخواهند بیانیه ها و اقداماتشان پوشش داده شود، ولی جز متن های معمولا طولانی چیزی از ایشان در دست نیست. نشان (لوگو)هایی که از این سازمان ها پیدا میشود، نهایتا برگرفته از طراحی وبسایت هایشان است؛ تصاویری خیلی کوچک که من بیشتر اوقات، اگر وقت اجازه دهد، مجبورم آنها را دوباره اجرا کنم.
مساله استاندارد و برندینگ هم هست. مثلا ما نمی توانیم یک نمودار را به صورت حاضری از جایی اسکن کنیم واستفاده کنیم چرا که هر چه خلق می کنیم باید مطابق استانداردهای بی بی سی باشد. ما همچنین مطالب را تا جای ممکن تصویری می کنیم، به نحوی که گرافیک خروجی ما در عین زیبایی، بیشترین اطلاعات را به خواناترین و قابل فهمترین روش بیان کند.
آنوقت در نظر بگیرید بین هر دو بخش خبری راس هر نیم ساعت، قریب بیست دقیقه فرصت برای این همه کار داریم: از گشتن و پیدا کردن گرفته، تا طراحی و ضبط فایل ویدیو روی سرورها. بماند که گاهی هم همزمان چندین درخواست برای گزارش های مختلف به دستمان می رسد و گاهی هم اشکالات فنی یقه مان را می گیرد.
روز یکشنبه صبح، وقتی داشتم خبر آقای خبرنگاری را که صرفا به خاطر مصاحبه با بی بی سی فارسی متهم به همکار بی بی سی بودن شده و دستگیر شده می خواندم، عکسی که اتاق خبر از او فرستاده بود را هم برانداز می کردم. در حالی که به عکس نگاه می کردم متعجب بودم که این چه همکاربی بی سی فارسی است که ما از ایشان چهارتا عکس با کیفیت نداریم!
من فکر میکنم کسانی که این دستگیری ها را ترتیب می دهند، خودشان بهتر از هر کسی به بی ارتباطی این افراد با بی بی سی واقفند. وگرنه لابد باید از مصاحبه رییس جمهوری ایران با مثلا سی ان ان هم نتیجه گرفت که این دو باهم همکارند!
هر جا خوانده ام، دیده ام که مسئولین حکومت جمهوری اسلامی ایران همیشه با بی بی سی فارسی مشکل داشته اند. به جز مواردی معدود در گذشته های دور که مدیران فعلی بی بی سی هم بابت آنها متاسفند، گمانم این مشکل به خاطر این است که جریان اطلاع رسانی آزاد، مدیریت کردن را برای هرمدیری که با پاسخگویی مساله دارد، خیلی مشکل می کند. اطلاعات، حواس مردم را جمع می کند و آنوقت مردم تبدیل به پرسشگران مطلع می شوند و این تعامل آگاهی و جواب خواهی، مثل گلوله برفی غلتان در سراشیبی پربرف، هی بزرگ تر میشود.
به نظرم ترتیب دهندگان چنین دستگیری هایی، بیشتر از اینکه بخواهند متهمی را بیابند یا جرمی را خنثی کنند، می خواهند کیفیت کار بی بی سی را دچار مشکل کنند. آنها می خواهند برای هر جور صدایی، از عکاس و فیلمبردار و کارگردان گرفته تا مدیر، کارشناس و خبرنگار و حتی کارکنان بی بی سی فارسی، فضا را طوری ترسناک کنند که بی بی سی فارسی خیلی دست و پا بسته شود و از نداشتن منبع به بی خاصیتی بیافتد. گمان نمی کنم هیچ کدام از مقامات ایرانی که حالا با بی بی سی مشکل دارند، با یک بی بی سیِ بی خاصیت مشکلی داشته باشد.
همین الان ده ها کانال تلویزیونی فارسی دیگر که هزار جور فحش و ناسزا به مقامات ایرانی می دهند برقرارند. کسی سیگنال های ماهواره ایشان را تهدید نمیکند و کارکنان آنها هم به جاسوسی متهم نشده اند. تصور من این است که دلیل این پارازیت اندازی ها و دستگیری ها در مورد بی بی سی فارسی این است که این مسئولین، بی بی سی را خیلی موثرتر مییابند.
اما فکر احتمال موفق شدن آنها دربی خاصیت کردن بی بی سی برای من کمی مایوس کننده است.
من احساس خوشایندی ندارم، احساس خوشایندی نداریم، وقتی می بینیم خبرنگار همکارمان با چه مشکلاتی گزارشی را مثلا برای اجرا جلوی دیوار ویدیویی تهیه میکند ومن یا هر کدام از اعضای تیمم با چه فشاری گرافیک آن را تهیه می کنیم وآنوقت موقع پخش آن باید نگران این باشیم که آیا این گزارش از میان پارازیتها به مخاطب هایمان می رسد یا نه. این اندوه چیزی نیست که با دریافت حقوق سرماه فراموش شود.
ولی به دلایل زیادی این نوع ارعاب ها کارساز نخواهد بود. همکارانم در بی بی سی فارسی نه صرفا برای حقوق ته ماهشان، بلکه برای اطلاع رسانی به پدران، مادران، خواهران و برادرانشان کار می کنند و نه برای خوشامد کسی، حتی اگر آن شخص مدیرشان باشد. احترامی که همکارانم برای حرفه شان که رسانه و اطلاع رسانی است قائلند، مطمئنم می کند که بی بی سی، آن چیز بی خاصیتی که برخی مسئولان دولت ایران آرزویش را دارند نخواهد شد. حداقل نه تا این شعلهها در این دلهاست.
یکشنبه شب، یازده و ربع ساعت بعد از خواندن خبر دستگیری آن آقای مصاحبه شونده، چهل و پنج دقیقه بعد از اینکه ساعت کارم تمام شده و کارهای شب را بالاخره ضبط کردم، کتم را که پوشیدم که به خانه برگردم، به شوخی از همکارانم می پرسم: «چرا هنوز اینجایید؟ مگه خونه زندگی ندارید؟». وقتی سرشان را برای تحویل لبخندی بلند میکنند، برای لحظاتی برق هیجان را در چشمانی خسته وسرخ شده از زل زدن به ده ها مونیتور می بینم؛ چشمانی که در میان انبوه تصاویر و اخبار دنبال تصاویری میگردند که شاید هنوز ندیدهاید و خطوطی که شاید نخوانده اید، تا شاید تا ساعتی بعد تبدیلش کنند به تصویری که دیده اید و خطی که خوانده اید؛ هیجان و پیگیری بدون اینکه تلفن پدر و مادرشان که به خاطر دلواپس نکردن فرزند، خبر ناخوشی شان را نگفته فرو داده اند دو دلشان کند، یا از اینکه سند خانه شان و پاسپورت برادرشان را توقیف کرده اند و سین جیم شان می کنند، در درستکاریشان مرددشان کند.
دلم می لرزد از اینکه به خاطر صد افترا، این پدر و پسر، این مادر و دختر، صرفا برای مطلع کردن تو از اخبار، حتی فکر اینکه بتوانند همدیگر را در آغوش بکشند هم نمی توانند بکنند.
تا بخواهم بجنبم، چشم هایشان دوباره به مونیتورهاست، تا بی بی سی فارسی آن چیز بی خاصیت نباشد.
اظهار نظرهااظهار نظر کنید
سلام . بی بی سی فارسی بیش از هر چیزی گرافیكش برام قابل توجه ، و همیشه به عشق دیدن انیمتهای جالب نگاش میكنم . دست مریزاد كارتون عالیه
در مورد این نظر شکایت کنید
سلام
در مورد اول باید بگویم من که در تعجب بودم که چرا آقای فتحی را با اون همه مصاحبه با بی بی سی تا اون لحظه هنوز دستگیر نکرده بودند؟
چون الان بی بی سی همچون ماجرای سه هزار میلیارد یک موضوع object هست و کلی مردم و رسانه ها را سر کار گذاشته...
در دسترس نبودن امکانات به روز در دست مردم عادی و عامه یکی از دلایل این است که عکس و ... با کیفیت بالا در ایران وجود ندارد
در ضمن کسانی هستند که اگر مثلا عکس و یا نشانی در فیس بوک داشته باشند در حقیقت یک پرونده برای خودشان باز کرده اند
در درگیری های پارسال یکی از سوالاتی که از همه میپرسیدند چگونگی حضور در تظاهرات بود و اگر میفهمیدند از طریق فیس بوک متوجه این تظاهرات شده ای دیگر ولکن بچه ها نبودند
برخی هم به دلیل جرم و جنایت هایی که انجام دادند همچون قاضی مقیسه از اینکه مردم اسمشان هم بدانند میترسند چه برسد به عکس داشتن در ....
در مورد این نظر شکایت کنید