دشواری های گزارش کردن مسائل حساس عقيدتی و دينی
يکی از مشکلات کار ما در بیبیسی خبر رسانی در مواردی است که کسی مطلبی می نويسد و يا کاريکاتوری می کشد که از نظر بخشی از مردم اهانت آميز است. ما در چنين مواردی بايد چه کارکنيم؟
از يک سو، وظيفه اصلی ما در اين رسانه خبر رسانی دقيق، منصفانه و بی طرفانه است. بنيان های بیبیسی بر اساس اعتقاد بر آزادی بيان و حق مردم به دانستن بنا شده است. بنابراين وظيفه حرفهای ما حکم می کند که اخبار را منعکس کنيم.
از سوی ديگر، بیبیسی يک رسانه مسئول است وبه عقايد دينی و تفکرات فرهنگی مردم احترام می گذارد و قاعدتاً نبايد به موضوعاتی که شديداً حساسيت برانگيز است و احساسات درونی مخاطبانش را آزار می دهد بپردازد. پس ما بايد چه کنيم؟
تصميم گيری در اين باره هميشه آسان نيست و ظرافتهای خاصی لازم است تا هم خبر گفته شود و هم مخاطبان آزرده نشوند.
در سال های اخير به خصوص در کشورهای اسکانديناوی کاريکاتورهايی کشيده شد که از ديد بسياری از مسلمانان اهانت آميز بوده است، ازجمله کاريکاتورهايی در باره حضرت محمد، پيامبر اسلام. اين کاريکاتورها چنان احساسات مسلمانان را برانگيخت که آنها در کشورهای مختلف جهان دست به تظاهراتی زدند که منجر به کشته و زخمی شدن عدهای شد.
ما به عنوان يک رسانه خبری وظيفه داريم که اين وقايع را گزارش کنيم. ما درک می کنيم که تکرار اهانت ممکن است اهانت جديد تلقی شود. ولی از طرف ديگر اگر يک کاريکاتور، که از نظر بخشی از مردم اهانت آميز است، باعث می شود که هزاران نفر دست به تظاهرات بزنند و حتی عدهای کشته شوند، مخاطبان حق دارند که بدانند آن اهانت چه بوده است.
يک مثال بارز در اين باره چاپ مطلبی در سايت فارسی بیبیسی در هفته گذشته بود که باعث شد عدهای از مخاطبان ما در افغانستان از بیبیسی انتقاد کنند.
موضوع بر می گردد به گزارش خبر حمله به يک کاريکاتوريست سوئدی در سایت ما که حدود يک سال و نيم پيش کاريکاتوری کشيده بود که بسياری از مسلمانان آن را اهانت آميز به پيامبر اسلام می دانند. ما اصل خبرحمله را منعکس کرديم و در حاشيه آن به خوانندگان سايت يادآور شديم که زمينه اين خبر چيست و چرا مسلمانان از اين شخص متنفرند و کاريکاتوری که آنها اهانت آميز می دانند چه بوده است. اگر زمينه خبر گفته نشود و نوع اهانت مشخص نشود بسياری از خوانندگان سايت متوجه نخواهند شد که چرا واکنش مسلمانان به اين شخص اين قدر شديد است و چرا بعضی از معترضان حتی حاضرند که به او در يک محل عمومی حمله کنند وبه زندان بيفتند.
ما اگر گاهی مواقع مجبور می شويم که نوع اهانت را مشخص کنيم صرفاً برای آگاهی بخشيدن به مخاطبان ماست. ما به عنوان يک اصل اساسی در بیبیسی به اعتقادات دينی و فرهنگی همه مخاطبان خود احترام میگذاريم و هرگز و در تحت هيچ شرايطی مطلبی منتشر نمی کنيم که قصدش اهانت به اعتقادات مردم باشد.
حتی در گزارش کردن اهانتی که صورت گرفته سعی وافر داريم که تا آنجايی که ممکن است وارد جزئيات اهانت نشويم. مثلاً سايت بیبیسی هيچ گاه در سالهای اخير کاريکاتورهايی را که مسلمانان اهانت آميز می دانند منتشر نکرد. در خبری هم که در هفته گذشته در مورد حمله به کاريکاتوريست سوئدی در سايت فارسی منتشر شد به رغم ادعايی که چند نفر در افغانستان مطرح کردند اصل کاريکاتور هرگز در سايت ما منتشر نشد و اين سياست ما کاملاً مشخص است.
من اذعان دارم که کار ما در مورد گزارش کردن موضوعات مربوط به خبرهايی که عدهای آن را اهانت آميز می دانند دشوار است. ما هميشه تلاش بسيار داريم که با اين مسائل با ظرافت خاصی برخورد کنيم تا هم اصل خبر را منتقل کنيم و مخاطبان ما بدانند که موضوع چيست و بتوانند درست قضاوت کنند و هم از اهانت به احساسات مخاطبان اجتناب کنيم. ولی من میدانم که به رغم همه تلاشهای ما باز هم ممکن است در موارد نادر اين ظرافت لازم رعايت نشود و عدهای از ما آزرده خاطر شوند.
دشواری خبر رسانی در اين موارد در همين جاست و شايد هيچ گاه نشود که به يک راه حل يگانه و قطعی دست پيدا کرد. من از مخاطبان بیبیسی از طيفهای مختلف فکری میخواهم در اين باره نظر بدهند. من بسيار متأسفم که اگر به رغم همه تلاشهای ما در احترام گذاشتن به اعتقادات مردم باز هم برخی از گزارشهای ما ممکن است که عدهای از مخاطبان را آزرده کند.
صادق صبا، رئیس بخش فارسی بی بی سی است.
~RS~q~RS~~RS~z~RS~52~RS~)
اظهار نظرهااظهار نظر کنید
آقای صبا!
ای کاش آن قدر که مراعات کسانی را می کنيد که چه بسا انعکاس خبری را اهانت آميز می دانند ، قدری هم دغدغۀ آزادی بيان داشتيد و درمی يافتيد تسليم شدن در برابر خواست تنی چند تندرو، محروم کردن بسياری از دانستن آنچه چنان رخ داده است ، خواهد بود.
اگر انتشارات پنگوئن هم به چنين استدلالی گردن نهاده بود ، نه آيه های شيطانی سلمان رشدی به چاپ می رسيد، و نه آقای خمينی در روز روشن فتوای قتل شهروند کشوری ديگر می داد، و نه جهانی از گستردگی خفقان در ايران باخبر می شد.
در مورد این نظر شکایت کنید
بنظرم حتی اگه کاریکاتورها رو هم بذارید هیچ اهانتی نیست...بعضی ها بیخودی شلوغش میکنن
در مورد این نظر شکایت کنید
این داستان احترام به «عقاید دینی و فرهنگی مردم» هم داستان بامزه ای است. گویا انگار نه فقط تنها « عقیده ای دینی» داشتن بلکه «عقیده ای اسلامی» داشتن، « عقیده» شمرده می شود و اگر کسی از همین مردم در اساس به هیچ دینی یا به دینی جز اسلام باور داشته باشد، بی باوری یا دیگرباوری او چیزی به حساب نمی اید! این سفسطه گری را هم این رژیم به خورد همگان داده است، یعنی حتا انجایی هم که او حضور ندارد ما با زبان او سخن می گوییم و از نگاه او نگاه می کنیم. چیزی است همانند حجاب اجباری! نخست حجاب را برای همه اجباری کرده اند سپس برای اینکه سرچشمه را گم کنند چنین وانمود می کنند که حجاب بخشی از فرهنگ این جامعه بوده و هست و خوب مگر می شود با فرهنگ مخالف بود. ذهن ساده اینگونه استدلال می کند که خوب درست است، حجاب حتا پیش از انقلاب هم بوده و از دیرباز هم بوده پس جزئی از فرهنگ است که به اینها هم مربوط نمی شود و هرگز از خود نمی پرسد که جزئی از فرهنگ بودن چیزی چه ربطی به اجباری کردن ان چیز دارد. حقه و فریبکاری در این روش استدلال انجاست که نخست برای فریبکاری هایشان واژه های زیبا و مردم پسند دست و پا می کنند و دیگر انکه می کوشند تا انچه ناواقعی و دروغین است را راست و واقعی جلوه دهند. درباره انچه هم که در اینجا طرح شده، می توان پرسید که چطور می شود به خاطر انها که باور دارند (که تازه روشن هم نیست که از میان انها چه تعدادشان مسئله شان باشد) کاری را نکرد و چیزی را نگفت اما نمی شود به خاطر اینهایی که باور ندارند، چیزی را گفت. خطر از یک سو در پخش و همگانی کردن این روش اندیشیدن و استدلال به سیاق زیاده خواهان و سیری ناپذیران جمهوری اسلامی حتا در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران است و از سوی دیگر جری و گستاخ کردن ان جماعتی که همه چیز و همه کس را زانو زده در برابر ایدئولوژی خود میخواهد. می توان در این مورد بخصوص چشم پوشی کرد اما در دیگر موارد این چشم پوشی توجیهی نخواهد داشت.
در مورد این نظر شکایت کنید
بی بی سی فارسی رسانهای جهانی است. اگر چه زبان فارسی زبان رسمی یک یا چند کشور هم باشد. این اصل یکم در بررسی پدیدهای است که شما بدرستی آن را حساس و دشوار نامیدهای.
در جهان امروز آزادی خدشه نا پذیر مرام و مذهب و وجدان و نیز آزادنه عمل کردن به آن ها یک اصل پذیرفته شده است. آزادی خدشه نا پذیر آزاد از هر گونه توهین یا تحقیر را هم در بر میگیرد.
در جهان امروز مرام و وجدان انسان هم میتواند مذهبی نباشد و هم میتواند مذهبی باشد. اصل آزادی هر دو آن را بایستی زیر چتر خود گرفته و آزادی هر دو آنها را پاس دارد. این یک بخش از امکان برخورد یا رویارویی دو وجه از یک اصل آزادی انسانها در جهان امروز است.
اصل آزادی دیگر جهان کنونی اصل آزادی بیان است. آزادی بیان یعنی هر کس حق دارد دیدگاههای خود را بیان کرده و آزادانه منتشر کند. بیان آزادانه و انتشار آزادنه میتواند نوشتاری یا گفتاری یا تصویری تا ترکیبی از هر سه آنها باشد. آزادی گزارشگری رسانهای و آزادی گزارشگیری رسانهای هم برآمده از همان آزادی بیان است.
آنچه شما حساس و دشوار نامیدهای زمانی پیش میآید که این دو آزادی در جهان امروزی رویاروی هم میایستند یا با هم برخورد میکنند.
پرسش شما را میتوان اینگونه پیش کشید که به هنگام برخورد، رویارویی یا درگیری میان آزادی مرام، مذهب و وجدان و آزادی بیان چه باید کرد؟
آزادی مرام، مذهب و وجدان اما بدون بیان آزادانه آنها یا عمل آزادانه به آنها خدشه پذیر میشود. میتوان به سادگی گفت آزادی مرام، مذهب و وجدان بدون بیان آزادنه آنها یا عمل آزادنه به آنها بر باد خواهد رفت. آزادی مرام، مذهب و وجدان تنها زیر چتر آزادی بیان میتواند دوام آورد و بدون آن نابود میشود.
به سود آزادی مرام، مذهب و وجدان است که به هنگام درگیری یا رویارویی با آزادی بیان از آزادی بیان دفاع کند. چون بدون آزادی بیان آزادی خود را نیز از دست خواهد داد. این یک.
دیگر اینکه آزادی رسانهای بخشی از آزادی بیان است. گزارشگر به هنگام گزارشگری هم بایستی به گزارشگری آزادنه خود وفادار بماند و هم به آزادی وجدان خود. به هنگام درگیری میان آزادی بیان و آزادی وجدان داور وجدان گزارشگر است که مشخص و معلوم است و نه وجدان احتمالی گزارشگیر، یا همان مخاطب، که نامشخص و نامعلوم است.
هیچ کس را نمیتوان وادار کرد تا به عملی مغایر وجدان خویش دست یازد. و این برآمده از همان آزادی مرام، مذهب و وجدان است. گزارشگر را نمیتوان وادار کرد که مغایر وجدان خویش عمل کند.
در چنان برزخ حساس و دشواری که شما پرسیدهای داور نهایی وجدان گزارشگر است. درست به همین دلیل است که برخی از رسانهها همه واقعیت را بی کم و کاست گزارش کردند و پای آن نیز ایستادند و خود را مدافع آزادی بیان دانستند که آزادی مرام، مذهب و وجدان وابسته به آن است. برخی دیگر اما چنان نکردند بدون آنکه خود را پایمال کننده آزادی بیان بدانند.
آزادی تنها زمانی میتواند آزادی باشد که عمل نکردن آزادنه و انتخابی همانگونه ارزشمند دانسته شود که عمل کردن آزادنه و انتخابی. وجدان گزارشگر آزاد است که به هنگام درگیری میان آزادی مرام، مذهب و وجدان و آزادی بیان به آزادی خود وفادار بماند. و این پاسخ پرسش شماست. من در پایبندی شما به آزادی بیان و گزارشگری آزادانه تردید نکردم و آزادانه پاسخ پرسش شما را دادم. در چنان برزخی آزادی وجدان تصمیمگیر شما محترم است.
در مورد این نظر شکایت کنید
لطفا بینندگان را از پیگیری مسئله ی هاتبرد و نایل ست در همین وبلاگ با خبر کنید
تشکر
نظرم در این مورد هم با لحاظ اینکه شیعه هستم و خانواده ای کاملا مذهبی و بنیاد گرا دارم اینست که انتشارش مشکلی ندارد
در مورد این نظر شکایت کنید
آقای صبا الان بهترین وقت برای برگشتن به هاتبرد از فرکانس جداست
چون صدای امریکا اونجاست و پارازیت ها به آن سو است
نرفتن شما به هاتبرد مثل این میمونه که voa رو تنها بزارید و اگر برید زورش به 2 تاتون نمیرسه
در مورد این نظر شکایت کنید
به اعتقادم در حد اطلاع رسانی خبری ایرادی ندارد و باید باشد امابیش از آن باعث ناراحتی مخاطب عام مذهبی می شود که این برای شبکه خبری خیلی مطلوب نیست
از سوی دیگر احساس می کنم چنین حساسیت هایی که شاید از تعصب مذهبی نشات گرفته شده اند در جامعه جوان بسیار کم رنگ است. و شاید در آینده بتوان راحت تر اطلاع رسانی کرد.
در مورد این نظر شکایت کنید
در تئوری نظر شماکاملا درست است .... اما چیزی که کوشش شما را در جهت این مسئله کمرنگ میسازد جایگاه وخواستگاه شما میباشد وهمچنان جانبداری زیرکانه شما در مسایل سیاسی از جناحهای مورد حمایت انگلیس . تا زمانیکه شنونده شما و یا بهتر بنویسم شنونده زیرک شما از حمایتهای زیرکانه شما از جناحهایی در کشورهای مخاطبین شما آگاه باشد کوشش شما در بعضی امور دیگر همانند اموری که شما در مقاله به آن اشاره کرده اید زیاد موفق نمیباشد ... اول پخش تفاسیر وگزارشهای مغرضانه را متوقف نمایید در مرحله بعدی کوششهای شما در موارد دیگر جوابش مثبت میباشد . کمک هزینه وزارت خارجه در لندن کار شما را خراب کرده است برادر !!!
در مورد این نظر شکایت کنید
با سلام
به نکته حساسی اشاره کردید. شاید یک راه حل این باشد که خبر را کوتاه و ساده بیان کنید و به ان اهمیت زیادی ندهید. در کنار ان فرهنگ سازی هم انجام دهید مثلا بیان کنید در غرب به پیغمبر مسیحیان نیز به آسانی شوخی می شود و کسی ان را جدی نمی گیرد. مسلمانان بایستی بدانند که غربی ها قصد توهین ندارند و این کار را از سر عادت انجام می دهند.
در مورد این نظر شکایت کنید
دوست گرامی
من یک سال هست که هر روز اخبار فارسی بی بی سی را پیگیری میکنم وتنها چیزی که در بی بی سی یافت نمی شود احترام به نظر و عقیده مسلمان هاست. حتی به این نتیجه رسیده ام که که بی بی سی بیشتر سعی در بد نشان دادن اسلام و موجه نشان دادن صهیونیست دارد. میدانم که نظر من را در سایت قرار نمی دهید، ولی خواهش میکنم که اگر مخاطبان فارسی را مد نظر دارید به عقیده فارسی زبانان افغانستان و ایران و تاجیکستان احترام بگذارید. اگر به این روال پیش برود محتی خاطبان خارج از گشور خودتان را نیز از دست میدهید
در مورد این نظر شکایت کنید
من متوجه نیستم چرا وقتی خود اسلامگرایان مشخصا توهین میکنند « مثلا علم الهدی » از قرآن آیه ایی میاورند که ما طبق قرآن مثلا شما را بزغاله خطاب کردیم . حتی یک مرجع تقلید ، یک اخوند هم ارجاع ایشان را غلط نمی داند . بنابراین وقتی خود قرآن به برخی مخاطبان توهین میکند ، و اشکالی هم ندارد ، و کسی هم نمیتواند حرفی بزند ، چرا قشری که نسبت به مذهبی بی طرف هستند ، می بایست اینقدر ملاحظه حال اسلامگرایان را بکنند ؟ مگر آنها ملاحظه بی اعتقادی ما را میکنند ؟ خون ادمهای بی اعتقاد را حلال میدانند ، انسان بی دین را مستوجب مرگ میدانند . ولی همین انسان بی دین باید همیشه مراقب حرف زدنش در تقابل با اسلامگرایان باشد .
ملاحظه کاریهای بی بی سی حقیقتا افراطی است . خیالتان راحت باشد ، شما هر کاری که انجام دهید ، حتی اگر به تمامی سازهای اسلامگرایان هم برقصید ، باز خبرگزاری انگلیس حساب میشوید ، و به قول مولوی ، شیطان حتی اگر حرف منطقی هم بزند ، از آنجا که شیطان است ، می بایست به او شک کرد ! بنابراین زیاد به خودتان زحمت ندهید که رفتار خود را با اعتقادات اسلامگرایان منطبق کنید ، چرا که انها هرگز از شما راضی نخواهند شد .
در مورد این نظر شکایت کنید
احترام گذاشتن به حق ازادی عقاید و اینکه هر کسی ازاد است دین و اعتقاد خود را انتخاب کند اصلی بدیهی است. اما این ازادی عقیده باید برای کسانی هم که مانند ما که به ادیان [...] اعتقادی نداریم هم باید محترم شمرده شود. چرا بی بی سی به عنوان یه منبع خبری به خود اجازه می دهد که اخباری را که برای من و امثال ما مهم است سانسور کرده یا به طور خیلی خلاصه گزارش کند؟ این نقض بدیهی حق ازادی بیان برای افرادی نظیر ماست. علاوه بر این کرنش شما در برابر ادیان [...] از اعتبار شما نزد من به شخصه کم کرد.
در مورد این نظر شکایت کنید
سلام
اگر بی ربط معذرت می خوام! جای بهتری پیدا نکردم
تا امشب فکر می کردم تنها تو ایرانه که باید همیشه گریه کنی تا بهت شیر بدن !
امشب دیدیم تو انگلیس هم از این خبرا هست !
داشتم امشب (29 اردیبهشت 89) ساعت 11 به وقت تهران 60 دقیقه رو می دیدم یهو یه مطلب شنیدم که مسعود بهنود از بخش 60 دقیقه می خواد بره ! خوب اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چرا بی بی سی می خواد اینکارو بکنه یعنی نیومدن کسی به 60 دقیقه که کل این برنامه رو اون می چرخه ! مثل اینکه برنامه 90 با عادل فردوسی پور رو آنتن نره ! خوب دلیلش اینه ( البته به نظر من ) بی بی سی می خواد شوک وارد کنه تا میزان مخاطب خودشو برسی کنه آیا هنوز تو ایران مقدار زیادی بیننده داره یا نه بهترین کار برسی واکنش خذف یکی از بهترین هاست کی بهتر از بهنود ! کسی که کاریکاتور آخر شب نشون ما میداد تا آخر شب یه نفس راحت از دست کارای روز آحمدی نژاد و دارو دسته بکشیم ! خوب اینه که من هم اینجا اینو نوشتم تا درخواست کنم لطفا این کار را انجام ندهید بخدا بی بی سی تو ایران بیننده داره ! حالا از این تصمیم برگردید لطفا ما حاصریم گریه کنیم تا شیر بخوریم ! بسه یا بازم التماس ......
جوان های ایرانی داخل ایران فکر سیستم کودتا رو خونده اند جه برسه به بی بی سی ! حاجی ما آخر خطیم !
در مورد این نظر شکایت کنید
آقای صادق صبا فقط کم مونده شبکهی شما به «نظام مقدس جمهوری اسلامي» بگوید «جمهوری ایران»! این که از نامهای 'بینالمللی' و رسمی «رهبر جمهوری اسلامی ایران»، «رئیس جمهوری اسلامی»، «صداوسیمای جمهوری اسلامی»، «مجلس شورای اسلامی»، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» استفاده نمیکنید و به ترتیب بجای آنها اسمهای مجعول «رهبر ایران»، «رئیس جمهور(ِایران)»، «صداوسیمای ایران(یا تلویزیون ایران)»، «مجلس ایران»، «سپاه پاسداران ایران(!)» را بکار میبرید در برنامههای تلویزونی و رادیویویی و آنلاینتان نشاندهندهی انصاف و بیطرفانه عمل کردنتان است؟!! وظیفهی حرفهای شما این است که چنین نامها را تغییر دهید؟ این تلاش پیگیرانه در تعویض نامها دقت شماست؟ این گونه قلب کردن معانی توهینآمیز نیست؟ ظرافت خاص شما این است که سفیر جمهوری اسلامی ایران را سفیر ایران بنامید یا به نمایندگان جمهوری اسلامي ایران بگویید «مسئولان ایران»؟
در مورد این نظر شکایت کنید
در جواب نظر بالا:
دوست عزیز...بی بی سی نام منتقل کننده ی مفهوم مقامات را میگوید و این دقیقا دلیل بی طرفی است
شما و همفکران انگشت شمارتان به علی خامنه ای می گویید "ولی امر مسلمین جهان"
حالا بی بی سی باید از این عبارت استفاده کنه؟ که حتی مراجع بزرگ شیعی هم قبول ندارند
مثالی میزنم:
شاگران یک فرد به او میگویند "اوستا" چون زیر دست او هستند و مرید او....حالا اگر شخص ثالثی خواست فرد را صدا بزند باید عبارت مریدانش را بکار ببرد یا اسم واقعی؟؟
در مورد این نظر شکایت کنید
پاسخ به «من»: قرار نیست(خواسته نشده است که) BBC و گویندگان و نویسندگان آن به حضرت آیتالله خامنهای بگویند ولی امر مسلمین جهان(هر چند که ای کاش میگفتند) ولی وقتی میگویند «رهبر ایران» نه تنها با زیرپا گذاشتن قواعد یک رسانهی حرفهای نسبت نادرستی به آن مقام معظم میدهند(چون «رهبر جمهوری اسلامي» با «رهبر ایران» دو چیز و مقولهی متفاوت هستند بدون وجه اشتراک در معنی) بلکه به ایران و تمام ایرانیانی که به رهبر/شاه/سلطان/ولی نیازی ندارند توهین میکنند.
از شما میپرسم: مقام معظم رهبری رهبر ایران است یا «رهبر جمهوری اسلامی ایران»؟ اگر مقصود خلاصه کردن نام است چرا مثلن گفته نشود «رهبر اسلامي»؟ این که «جمهوری اسلامي» از آن وسط در آورده شود نوعی شیطنت و پشت پا زدن به خبررسانی بیطرفانه نیست؟
«اسم واقعی/قانونیِ/مفهومی»ِ مقام عظمای ولایت «رهبر ایران» است یا «رهبر جمهوری اسلامي ایران»؟
BBC تقریبن همیشه متنهایش را این گونه کار میکند: "...آیتالله خامنهای، رهبر ایران،..."یعنی ایران در هر شرایطی باید «رهبر» داشته باشد؟ اگر حضرت امام علی خامنهای «فرماندهی کل قوا»/ولی فقیه رهبر ایران میبود و نه رهبر جمهوری اسلامي چطور امکان داشت مادامالعمر باشد مقامش؟ آیا «رهبر ایران» نباید منتخب جمهور مردم باشد و به مردم پاسخگو؟ آیا نباید انگلیسی و فرانسه بداند؟ آیا نباید دیکتاتور و ولی فقیه نباشد؟ آیا «رهبر ایران» نباید به مردم ایران حساب پس بدهد؟ آیا نباید پس از دورهای حداکثر هشت ساله کنار برود؟ آیا نباید ایرانی باشد و ایراندوست و منافع ملی ایران را در نظر بگیرد؟
«رهبر حمهوری اسلامي» کدام یک از این ویژگیها را دارد که بتوان «رهبر ایران» نامیدش (فارغ از این که نام رسمی و رسانهایاش نیز در قانون مصوب نظام «رهبر جمهوری اسلامي» است.)؟ رهبر ایران باید رهبر ایران باشد یا آیتِ الله و نمایندهی خدا و نایب امام زمان؟ چگونه فردی با اختیارات قانونی بیشتر از هیتلر و استالین و هر مستبد دیگری در تاریخ که حرفش حکم قانون را دارد میتواند «رهبر ایران» باشد؟ چنین شخصی مسلمن «رهبر جمهوری اسلامي» است و نه «رهبر ایران». هر که در چنین مقامی تکیه زند «رهبر جمهوری اسلامي» خواهد بود و نه «رهبر ایران».
در مورد این نظر شکایت کنید
آقاي صبا
به نظر من بايد در مسائل مذهبي خيلي دقت کنيد و اگر مطلبي حتي فقط اهانت آميز به نظر ميرسيد پخشش نکنيد!
در مورد این نظر شکایت کنید
سلام
من يك سوال داشتم از عزيزان bbc سوار
چه كسي سر مصدق را زير آب كرد؟
چه كسي آن زمانهاي ملي شدن نفت ايران را تحريم كمر شكن اقتصادي كرد؟
چه كسي صاحب بنگاه bbc است؟
اگر انتشار نميدهيد جواب بنده را به ايميلم بفرستيد
در مورد این نظر شکایت کنید
اگرامکان داره روی ماهواره نایل ست هم پخش کنید مااینجا خیلی گرفتاریم میتونید بفهمید؟ پس اغماض نکنید.
یک پژوهشگر اجتماعی
در مورد این نظر شکایت کنید
با عرض سلام به شما جناب آيت الله العظمی بی بی سی دامت برکاته اولاً ما همه مسلمانيم و اسلام را خوب مي شناسيم در دين اسلام هيچ کاری غيره اخلاقي نيست که نشود انجام داد و براي هر کار غيره اخلاقي و غيره انساني حتي براي جنايت و تجاوز راه هاي شرعي زيادي وجود دارد.البته مد ظله العالی حتماً ميتوانستيد در رساله خود يک راه حل شرعي برای اين مشگل پيدا کنيد.نميدانم چرا اين کار را نکرده ايد. من حقير فقط از بابت درس پس دادن پيش استاد خود برای ياد آوری خدمت شما عرض ميکنم که از نظر فقهی ناقل الکفر لیس بکافر یعنی نقل کفر کفر نیست تا جرم و مجازاتی داشته باشد.
در مورد این نظر شکایت کنید
با سلام خدمت جناب آقای صبا . اگر نوشته بنده شما را ناراحت کرده طلب بخشش مينمايم به آزادی سوگند هيچ قصدی برای ناراحتی شما نداشتم . محمد
در مورد این نظر شکایت کنید