حدائق البهائیون
26/04/2007, 01:50 PM
من مورخ نیستم. این جا در هتل دان پانورامای تل آویو هم منبعی در دست ندارم که بتوانم با مراجعه به آن، گزارشی اجمالی از چگونگی پیدایش یکی از جوان ترین ادیان دنیا به دست دهم. اگر منبعی هم در کار بود، وبلاگ جای این حرف ها نیست.
پس آن چه می خوانید، نکته هایی است که با تکیه بر حافظه نوشته شده تا مقدمه ای باشد برتصاویری از باغ های بهایی که در سایت فلیکر خواهید دید.
ده صبح دیروز، تل آویو را به مقصد حیفا و به قصد دیدار باغ های بهایی ترک کردیم. روز یکشنبه گذشته هم این مسیر را رفته بودیم اما چون پیش تر، هماهنگی ای با مسئولان مرکز نکرده بودیم، نمی دانستیم که از ساعت یک بعد از ظهر به بعد، در باغ های سرسبز بهایی، تنها به روی پیروان این آیین باز است. چاره ای جز بازگشت نبود. پیش از ترک حیفا البته با مسئولان باغ تماس گرفتیم و قراری برای روز چهارشنبه گذاشته شد.
به حیفا که رسیدیم، تابلوهابی که مسیر باغ های بهایی را نشان می دادند ما را از دیرخ النبی به خیابان بن گوریون بردند. به بن گورین که پیچیدیم، کوه کرمل که در آیین بهایی "ارض اقدس" خوانده می شود در مقابلمان قد برافراشت و باغ های بهایی را جلوی رویمان قرار داد. ناتاشا، دختر سیاه پوست جوانی که در بخش روابط عمومی مرکز کار می کند، با گشاده رویی به استقبالمان آمد. ناتاشا که از پدر و مادری بهایی در سورینام به دنیا آمده است، به گفته خودش یک سالی است که در مرکز بهایی در حیفا، "داوطلبانه خدمت" می کند.
چند دقیقه بعد، ترانه هم به جمع ما پیوست و پس از سلام و احوالپرسی، درباره انبوه عکس ها و مدارکی که بر دیوارهای سالنی که در آن بودیم دیده می شد، توضیحاتی داد. پس از این توضیحات به باغ رفتیم و از مقبره "سید علی محمد باب" که بهاییان او را "نقطه اولی" یا "مبشر امرالله" می دانند دیدار کردیم. بنای مقبره در وسط باغ قرار دارد. در مقابل آن، چند درخت سرو دیده می شود که می گویند "میرزا حسینعلی نوری" یا همان "بهاءالله"، موسس آیین بهایی در یکی از سفرهایش به حیفا، در میان آن ها نشسته بوده و همان موقع، توصیه کرده زمین های منطقه خریداری شده و حرمی برای باب در آن ساخته شود. بهاءالله برای پیروان آیین بهایی، آخرین پیامبر خداست و هم ارز موسی و عیسی و محمد. باغ های بهایی در حیفا در نوزده طبقه ساخته شده که هزار و هفتصد پله آن ها را به هم وصل می کند.
بالا رفتن از این پله ها، بخشی از مناسکی است که پیروان آیین بهایی باید هنگام زیارت مرقد به جای آورند. در آیین بهایی دو نوع زیارت سه روزه و نه روزه وجود دارد که پیروانش با سفر به اسراییل، آن را به جای می آورند. حیفا به لحاظ اهمیت برای بهاییان، پس از عکا در جایگاه دوم قرار دارد. عکا، پیکر بهاءالله، موسس آیین بهایی را در کنار ساختمانی که زمانی اقامتگاهش بوده، در خود جای داده است. از عکا که حدود نیم ساعتی با حیفا فاصله دارد هم بازدیدی کردیم که شرحش را در ادامه خواهم نوشت.
هنگام ورود به حرم "باب"، ناتاشا توضیح داد که در داخل اطاق نمی توان حرف زد و فیلمبرداری و عکاسی هم ممنوع است. دوربین ها را لاجرم، روی زمین می گذاریم، کفش ها را در می آوریم و وارد اطاقی به ابعاد تقریبی پنج در چهار می شویم که دیواری آن را از اطاق دیگری به همان ابعاد جدا کرده است. دو اطاق به هم وصل اند البته. بقایای پیکر باب، در اطاق روبرویی که به اندازه یک پله یا حدودا بیست سانتی متری بالاتراست، دفن شده. پرده ای توری، دو اطاق را از هم جدا می کند. فرش هایی با طرح و نقشه ایرانی، کف هر دو اطاق را پوشانده و دیوار ها سفید رنگ است. اطاق دیگر، اندکی تاریک تر است و چراغ های کم نوری آن را روشن می کند. شمعدانی هایی که در اطاق مقابل و دور و بر مزار باب قرار گرفته، شمع های سفید و قرمزی دارند که البته هیچ کدام روشن نیستند.
سه بهایی در اطاق در حال عبادت اند. یکی شان روی زمین نشسته و کتاب مقدس بهاییان را می خواند. دیگری سرپا، به خواندن زیارت نامه مشغول است و نفر سوم، به حالت سجود، پیشانی بر مقابل مزار باب گذاشته است. سجود به درازا می کشد. نگاهم به دیوارهای دو طرف مزار می لغزد. زیارتنامه ای به زبان های عربی و انگلیسی روی دیوار است. عربی در سمت راست و انگیسی در سمت چپ. چند جمله اولش را می خوانم: "الثناءالذی ظهر من نفسک الاعلی والبهاءالذی طلع من جمالک الابهی علیک یا مظهر الکبریا و سلطان البقا و ملیک من فی الارض ..."
سید علی محمد به سال 1235 هجری قمری در شیراز متولد شد و در بیست و پنج سالگی خود را باب امام زمان خواند. اعتقاد به وجود "امام زمان" به عنوان یکی از ارکان مذهب شیعه، البته سابقه ای طولانی دارد اما این که غائب شیعیان "باب" یا "در"ی در میان مومنان داشته باشد، در آن دوران اندیشه ای نسبتا جدید بود. شیعیان معتقدند امام زمان، در دوران غیبت صغری، نواب اربعه ای داشته که باب او محسوب می شدند اما از آغاز غیبت کبری، این باب بسته شده و تا ظهور غایب همچنان بسته خواهد ماند. با این حال، در دهه 1810 میلادی، شیخ احمد احسایی با الهام از اعتقادات شیعی و تعالیم ملاصدرا طرح مکتب نوینی را درانداخت و استدلال کرد که خداوند، در هر دورانی "شیعه کامل" یا بابی را برای مومنان انتخاب می کند. پس از شیخ احمد احسایی، سید کاظم رشتی کار ناتمام او را پی گرفت و به تدریج این اعتقاد در تبریز و یزد و کرمان و چند شهر دیگر، طرفدارانی پروپاقرص یافت.با مرگ سید رشتی، اختلاف و چند دستگی در میان شیخیان ایجاد شد و هر شهری، مکتب خاص خود را پیدا کرد اما اعتقاد به ظهور باب، همچنان در میان آنان وجود داشت.
به سال 1844 میلادی و با ظهور باب در شیراز، انتظار منتظران به سر رسید. ناگفته پیداست که متشرعان شیعه او را تکفیر کردند و چند سالی بعد، باب در تبریز و به دستور امیرکبیر اعدام شد. مرگ او اما، پایان تفکری که در آن زمان به نام "بابی" شناخته می شد نبود. باب در زمان حیاتش "بشارت" ظهور قریب الوقوع دین تازه ای را داده بود و پس از او، یکی از پیروانش به نام میرزا حسین علی نوری که بعدها، لقب بهاءالله را پیدا کرد، ظهور دین جدید را علنی ساخت.
بهاءالله، ایران را ترک کرد و سالهای طولانی را به تبعید در عراق، بغداد، استانبول، ادرنه و عاقبت عکا گذراند. در دوران اقامت در عکا، بهاءالله چند باری به حیفا سفر کرد و دستور داد، جسد باب را به حیفا منتقل و در دامنه کوه کرمل به خاک بسپارند. سید علی محمد باب در سال 1850 اعدام شد و بقایای جسدش پس از پنجاه و نه سال یعنی به سال 1909 میلادی، در کوه کرمل به خاک سپرده شد.
از آرامگاه باب خارج می شویم و از دری که چند متری آن طرف تر قرار دارد، وارد اطاقی دیگر می شویم که مرقد پسر و جانشین بهاءالله، یعنی "عبدالبهاء" را در خود جای داده. بهاییان معتقدند عبدالبهاء دقیقا همان روزی که باب در شیراز، دعوتش را علنی ساخت، در تهران به دنیا آمده است. کنار مزار او هم زیارت نامه ای قرار دارد که جمله ای فارسی در ابتدایش نوشته شده: "این مناجات را هر نفسی بکمال تضرع و ابتهال بخواند سبب روح و ریحان این کردد و حکم ملاقات دارد." و بعد زیارتنامه به عربی آغاز می شود: "هوالابهی. الهی الهی انی ابسط الیک اکف التضرع و التبتل و الابتهال و اعفر وجهی بتراب عتبه تقدست عن ادراک اهل الحقایق و النعوت من اولی الالباب ..."
از حیفا راه می افتیم به سمت عکا تا از آرامگاه بهاءالله هم دیدن کنیم. مقبره بهاءالله در عکا، مقدس ترین مکان در آیین بهایی به شمار می رود و همه ساله، هزاران نفر از گوشه و کنار جهان به قصد زیارت به این مکان سفر می کنند. آیین بهایی امروزه در بیش از دویست کشور جهان، بیش از شش میلیون پیرو دارد.
آرامگاه بهاءالله یا باغ های بهایی در عکا به زیبایی باغ های حیفا نیست. از دروازه که وارد می شوی، ساختمان نسبتا بزرگی می بینی که به ما گفتند محل استراحت زائران است. از در اصلی باید هزار متری پیاده رفت تا به مرقد بهاءالله رسید. مسیر به شکل زیبایی با درختان سرو و گل هایی رنگارنگ تزئین شده است.
پیکر بهاءالله در ساختمانی یک طبقه به خاک سپرده شده که علاوه بر پنج اطاق مجاورش، هال نسبتا بزرگی هم دارد که در میانش، باغچه ای دیده می شود به ابعاد تقریبی چهار در پنج متر که به شکل زیبایی با گل و درخت تزئین شده است. پرده ای توری اطاق آرامگاه را از هال اصلی جدا کرده و دورادور باغچه، ده پانزده نفری نشسته اند و به عبادت مشغولند. قاعده سکوت و ممنوعیت عکاسی و فیلمبرداری در این جا هم مراعات می شود. این جا هم برخی در سجودند و برخی ایستاده و تعداد زیادی نشسته. از آرامگاه بیرون می آییم. بهاییان هنگام خروج، عقب عقب از در بیرون می روند و پشت به مزار نمی کنند. ما هم به احترام بهاییان، قواعدشان را رعایت می کنیم.
دورادور آرامگاه را باغچه های زیبایی آراسته اند. ساختمان سفید رنگ دو طبقه ای در همان نزدیکی است که ایوان های ساده اما زیبایی دارد . بهاءالله در زمان حیاتش در آن می زیسته است. درش بسته است و امکان بازدید نیست.
از محوطه آرامگاه که خارج می شویم، ماشین عروسی را می بینیم که به آرامی در حرکت است و فیلمبرداری، دوربینش را به سمتش نشانه رفته است. ناتاشا می گوید بسیاری از زوج های جوان عکا، مسیحی و یهودی و مسلمان، به خاطر زیبایی این باغ ها، برای فیلمبرداری به آنجا می آیند.
این نکته را هم بگویم که امروزه، آیین بهایی به صورت شورایی و توسط تشکیلاتی به نام "بیت العدل" اداره می شود که مقرش در حیفا قرار دارد.
پی نوشت:
یک اشتباه املایی و یک لغزش تاریخی در متن راه یافته بود که با تذکر خوانندگان سایت در بخش نظرات، اصلاح شد. ممنون





اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
من به عنوان يک فرد بهايی بسيار از شما تشکر ميکنم اميدوارم هميشه همين گونه بيطرفانه حقايق را منتشر کنيد من در کشوری اسلامی زندگی ميکنم که متاسفانه اجازه رفتن به زيارت ارض اقدس يعنی همان باغهای زيباکه در عکا وحيفا هست وزيارتگاه ما بهاييان ميباشد را ندارم و فقط چند دفعه پس از دعا و مناجات و زاري ورجا از خداوند در خواب توانستم به زيارت اماکن مقدسه خود که هر روز بسويش نماز و مناجات مينمايم نائل شوم و امروز با خواندن اين سفرنامه شما احساس کردم من هم به زيارت رفتم مخصوصا قسمتهايی که از داخل اطاقها ودعا وسجود و زيارت بهاييان در انجا نوشته بوديد فقط يک اشتباه اسمی فکر ميکنم در ياد داشتهای شما هست انهم مسله سفر بهاالله و عبدالبها را اشتباه نوشته ايد چون حضرت عبدالبها به اروپا و امريکا سفر کردند و ديانت جديد را معرفی نمودند بها الله سفری بجز سفری که از ايران به الاجبار تبعيد گرديند وطبق همان مسيری که شما هم نام برده ايد در زندان عکا مسجون بودند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ba salam!
man daghighan motevajeh nashodam.bahaiha ham jozve ferghehaye Islami hesab mishan ya na!
age na chera age are pas chera enghadr nashenakhte hastand!?
age kasi etelat dare be farsi baram benevise chun kheli baram jalebe ke bedunam!
benevisid ke poole makanhaie moghadase bahaiha az koja va tavasote che kasani tamin mishe!
felan bye!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
مهدی جان عبدالبهاء به فرانسه و آمریکا رفت نه بهاءالله. لطفا تصحیح کنید
در مورد اين نظر شکايت کنيد
البته از حمایت دولت وقت بریتانیا از بابیگری و بهایگری چیزی نگفتی !
در مورد اين نظر شکايت کنيد
یکی از دلایل اصلی توطئه انگلستان برای یه قتل رساندن امیرکبیر مخالفت آن نیکمرد با پروژه دینسازی (بابی گری ، بهایگری و..) یود که توسط دولت انگلستان و یه منظور ایجاد اختلاف بین مردم ایران انجام می شد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ببخشيد ولي كمي از مطالب ايراد دارد مثلا حضرت بهاالله هيچ وقت به فرانسه و امريكا سفرذ نكردند. بيكه حضرت عبدالبها اين سفرها را انجام دادند. ولي توصيف جالبي بود! باز هم منون
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ببخشيد ولي كمي از مطالب ايراد دارد مثلا حضرت بهاالله هيچ وقت به فرانسه و امريكا سفرذ نكردند. بيكه حضرت عبدالبها اين سفرها را انجام دادند. ولي توصيف جالبي بود! باز هم منون
در مورد اين نظر شکايت کنيد
It is a nice report, but I found this minor historical error in it: Bahaulah never traveled to the Us or France, but Abdulbaha did.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
You do not need to present my comment to public. but please make the correction if you think I was correct on that matter..
در مورد اين نظر شکايت کنيد
یه اشتباه لپی ی اساسی دارید احتمالن زیر رگبار ملا های بهایی قرا خواهید گرفت ،من دیگه چیزی اضافه نمی کنم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
اشتباه مورد نظر سفر بهاالله به آمریکا واروپاست. این عبداللبها بود که سفر کرد...خود بهاالله اجازه سفر نداشت.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ممنون از بهزاد عزيز به خاطر توضيحات مختصر و مفيدش در مورد تاريخچه مختصر ديانت بهائي.
فقط خواستم يک مورد را که اشتباهی ذکر شده تصحيح کنم و ان اينکه حضرت بهاالله چون زندانی عکا بودند اجازه خروج ازعکا را تا پايان عمر نداشتند وسفر به امريکا و اروپا توسط حضرت عبدالبها فرزندشان انجام شد.
باز هم متشکرم از توضيحات بی غرضانه شما
در مورد اين نظر شکايت کنيد
گزارش جامع و خوبی بود.دو نکته لازم به تذکر است
1.بهاالله هيچگاه به اروپا و امريکا سفر نکرد بلکه فرزند او عبدالبها بود که توانست در سنين پايانی حيات خود به اروپا و امريکا سفر کند
2.در بيشتر کتب احسايی با س نوشته شده است نه با ص.
با سپاس
در مورد اين نظر شکايت کنيد
مهدی عزیز،
از مطالبی که محترمانه نوشتی و عکسها و در کل از بیان احساساتت و تشریح دقیق دیده هات از اماکن مقدّسه بهائی در سفرت به حیفا و عکا به شخصه تشکّر میکنم.
از اونجایی که مطالب درج شده در وبلاگت نشانی از دقّتت در پیدا کردن و بیان صحیح این اطلاعات رو نشون میده، به ٢ نکته میخواستم اشاره کنم.
١. در پاراگراف ١٢ فکر میکنم منظور شما از بهاءالله، حضرت عبدالبهاء بوده که به آمریکا و اروپا برای ترویج تعالیم پدر بزرگوارشون سفر کردند.
٢. در کتابهای تاریخی به اسم مبشّر حضرت باب به این صورت اشاره شده: "احسایی". این به کسانی که از طریق اینترنت در مورد این شخص جستجو میکنند کمک میکنه.
موفّق باشی
در مورد اين نظر شکايت کنيد
در قسمتي ذكر شده كه حضرت بهاالله به فرانسه و امريكا سفر نمود. از انجا كه ايشان در تمام طول عمر زنداني بودند سفر برايشان مقدور نبوده است. اما فرزند ايشان- عبدالبها- براي تبليغ امر بهايي به اروپا و امريكا سفر نمود.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
آدم تعجب میکنه چطور مردم میتونن به یه همچین چیزایی اعتقاد داشته باشن
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Please please please caption the photos. I know it is hard work but please do it.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Please explain about the support of Russia and later England from Bahais. Hazrat Bahaullah!!!!! That claims is prophet(and some times even god) couldn't get free from his prison. Why couldn't cure his hernia and his hand's shaking???????? what a joke
در مورد اين نظر شکايت کنيد
فکر کنم بخاطر ی اشتباه لپی سند مرگتو امضا کردی اخه مجبوری پسر.مهم اینه که ادم انسان باشه دینو مذهبش مهم نیت من مسلمون ولی 1000 نفر بهتر از خودم دیدم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Many many thanks for your insightful report!
warm regards,
در مورد اين نظر شکايت کنيد
oh, my , god ...
okay that was abdul baha not bahaullah....get over it!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
میخوام به بعضی دوستان که درباره جعلی بودن بهاییت و حمایت انگلستان مطالبی نوشته بودند یادآوری کنم که حتا اگر مثل من به وجود خدا هم کاملا و منطقا بی اعتقادند لااقل به اعتقادات قلبی اون چند ملیون بهایی احترام بگذارند. میدونم کاملا بیهوده است که کسانی مثل من به آرزوی دور و درازشون در استقرار دنیایی خالی از مرزکشیهای مذهبی برسن اما میشه از پیروان ادیان مختلف لااقل این انتظار رو داشت که با سعه صدر با هم برخورد کنند. باور کنین من هر وقت با دوست هندی ام که مذهب سیک داره غذا میخورم به احترام اون از خوردن گوشت گاو پرهیز میکنم. شما رو به همون خدایی که میپرستین یک کم ملایم بودن در مورد سایر ادیان و اعتقادات رو از ابطحی یاد بگیرین. آخه اگه توی این دنیای مجازی که بیشتر جای آدمای مطالعه کرده ست نتونیم به تفاهم برسیم چطور میتونیم به فردایی انسانی تر که وعده تموم دینهاست امیدوار باشیم؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
آمار تعداد پیروان یک دین چگونه بذست می آید؟
مثلاً در مورد بهائیان این شش میلیون چگونه تخمین زده شده؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
راجع به تروخشک کردن حضرات بهاء و عبد بها توسط یهودیها و دولت وقت بریتانیا هم بنویسید بد نیست. دین جدید ساختن هم کار بدی نیست. فقط یک باغ خوشگل می خواهد و چند تا باغبان اسرائیلی انگلیسی تبار.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با تشکر از گزارشگر گرامی اجازه ميخواهم مطالب ذيل را باطلاع خوانندگان محترم برسانم:
1-بهائيان بهاءالله را اخرين پيغمبر نميدانند بلکه ايشان را مؤسس يک کور جديد ميدانند(چنانکه ادم مؤسس کور اوليه بود و محمد خاتم ان) که در ان پيامبران بيشمار ديگر برای ارشاد بشر ظاهر خواهند شد. دور بهائی اولين دور از اين کور 500 هزار ساله است که هزار سال بيشتر بطول نميانجامد.2-در پاسخ به اظهارات يکی از خوانندگان محترم در خصوص توطئه دين سازی انگليس، بايد خاطر نشان کنم که سياست منافع طلبانه تمام کشورهای سلطه گر ايجاب ميکند که خرافات عوام ، که قشر بيشتر يک کشور مورد سلطه را تشکيل ميدهند، و مثل خواب ميماند را بهم نزند بلکه بان احترام مگذارد تا بتواند کار خود را در پناه ان از پيش برد(در زمان ما حمايت امريکا از طالبان و بعد حمايت او از قوانين اسلامی بعنوان زير بنای قانون اساسی دو کشور افغانستان و عراق مثال خوبی است) علاوه بر ان اگر تاريخ اديان را بخوانيد متوجه خواهيد شد که حکومت وقت ايران اسلام را توطئه امپراطوری روم ميدانست بخصوص که ايه ای در قران به غلبه روم اشاره ميکرد. در مورد عيسی مسيح هم علمای يهود با توسل به اتهام سياسی توانستند حکم اعدام او را بگيرند و داستان موسی و فرعون هم که ميدانيد. با تشکر!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ba tashakkor az tosifati ke az dine bahaiyat farmodid eshtebahe digar shoma inhast ke neveshtid bahaolla akharin payambar hast dar diyanate bahai in harf ra ghabol nadashte balke motaghedan payambarhaye digari ham khahad amad
در مورد اين نظر شکايت کنيد
تنها نظر درست را فرهاد با شماره 16 داده است. اخه بابا انسان بايد برای قبول کردن هرچيزی دلائلی داشته باشد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
http://www.negahsite.org/ حميد 2 اين سايت وسايتهاي ديگری هستند که ميتوانی ا طلاعات بيشتری در مورد اين ديانت مستقل که حدود 160سال قبل از کشور مقدس ايران برخاسته است و در حال حاضردر بيشتر از 200 کشور دنيا ميتوانی بهاييان را بيابي سايتهای ديگری هم هست که اگر مايل بودی ميتوانم معرفی کنم .
در مورد اين نظر شکايت کنيد
http://www.negahsite.org/
http://reference.bahai.org/en http://bahairadio.org/ براي استفاده بيشتر حميد 2
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سابقا ما کارمند بهایی و همسایه بهایی داشتیم و من میتونم به جرات بگم به مراتب ازما مسلمونای شیعه سالمتر وانسانتر بودند حد اقل اینقدر مرد هستند که تقیه نکنند و فشار های اجتماعی را تحمل کنند
در ضمن به اون دوستی که درباره روابط این فرقه با اینگلیس نوشتید باید بگم بهتره اول با این عده از نزدیک اشنا شید بعد تحت تاثیر حرفا و تبلیغات حکومت قرار بگیرید
میدونید اظهار نظر هم جوانمردی می خواد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
برای آگاهی در مورد کیش منحرف بهایی کتاب بهایی گری نوشته احمد کسروی را بخوانید.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دروووووووووود
مهدی عزیز. من یه کوچه گرد ساده تو کوچه های اسلام و فرعیه شیعه هستم. در مورد بهائیت هم چیزی بیشتر از آنچه که در کتابهای ما گفته شده نمی دونم. اما این سفر و یادداشت های خوندنی شما یه دید و نگاه تازه و البته باز تر از اسرائیل، بهائیت، یهودی ها و.... به من داد. واقعا کار شما در پرهیز از جانب داری و غرض ورزی فوق العاده بود!!!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام ممنون از گزارش تان.
من پژوهشگر هستم و دنبال اطلاعاتی در مورد خانم قره العین هستم. متاسفانه در ایران رژیم همه اطلاعات را غیر قابل دسترسی کرده است. اگر کسی به ویژه از دوستان بهایی می تواند من را کمک کند ممنون می شوم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
I do apologise that my Persian typewriting isn’t perfect, therefore I’m force to convey myself in English.
We, as Baha’i, are here and we will be here for a long long time. We have just started our 164 year of „Baha’i Era“.
The Baha’i dispensation will expand to be 1000-year , another word we will flourish for another 836 years to come. That means after passing of this period another Prophet will appear for benefit of human being.
First of all we are the sole religion that vehemently defend the Islam. Neither Judaism nor Christianity has had “Officially” recognise the Islam – up until now.
Secondly according to Baha’i writings and believe, the shi’ite (shi’ih) is the true path of succession of Islam, contrary to Sunni or any other derivatives of it.
It’s pure paradox that most animosity we have encountered from Shi’ite.
The list of our espionage activities are very long indeed. We have been accessed of being the spy for the Russia ( USSR), Great Britain, USA, Israel, France, Germany and any other Super Power or semi Super Power, and it goes on and on and on.......
There are almost 7 million Baha’i in almost 190 country, territory, island all over the Planet Earth.
Baha’is are missionary faith, just like Christianity and Islam.
You are free to call us religion, faith, sect, political party, group or whatever vocabulary you may find in any linguistic.
If you ever had any unpleasant
encounter with a Baha’i believer, please, I beg you not to put it into account of Baha’i Faith. In the same manner which you wouldn’t consider a bad behaviour of a Jew, Christian or Moslem due to his/her Faith.
Last but not least, highly appreciate you work and report. May God's blessing accompany you always.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام خيلی خوبه که مطالبتونو با سليقه می نويسيد هر چند اطلاعاتتون زياد خوب نيست وقتی من ايران بودم فکر می کردم هر چی اين اخوندا از اسراييل بد می گند چرنده. تا اينکه واسه تحصيل اومدم هلند. اينجا يک همکار اسرايلی دارم. با من خيلی خوب برخورد کرد حتی منو به اسراييل دعوت کرد. گفتم بابا اينا چقدر خوبند و ما ... بعد از يک مدت دوستی تازه فهميدم چقدر ادمای مزخرفی هستند. دوستی دوستی داشت منو استثمار علمی می کرد. ايده های منو به اسم خودش چاب می کرد. خلاصه اينکه اخر بهش گفتم من نميتونم زحمت بکشم اونوقت تو به اسم خودت چاب کنی کلی بحث کرديم گفت اگه با من کار نکنی نميذارم تا اخر عمرت اينجا دکتراتو بگيري. سرتونو به درد نمييارم کاری کرد که تو گروه همه با من دشمن شدند. به بدبختی تونستم از اون گروه در برم الان هر اسرايلی می بينم ازش در ميرم اينقدر اينها موذی هستند فکر نکنيد اين يک نفر اينطوری بود يکيشون از دوستم شهلا پول قرض گرفت بعد از يک سال به زور پس داد می گفت تو دين ما واجب نيست قرضتو به غير يهودی ادا کني. می گفت تنها يهوديها روح دارندغير يهود بعد از مرگ روحشون به شکل حيوانات محشور می شه و ما قوم برگزيده هستيم و ... خلاصه حالا من يک ضد يهودم. ازشون بدم مياد چون با مظلوم نمايی يک دنيا رو رو دست می چرخوند. زنده باد ايران و زنده باد ايرانی
در مورد اين نظر شکايت کنيد
افسوس به این همه حماقت!!!این همه عربی بافی های خنک!!!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
اول یک سوال از بهایی ها داشتم.
شما مگه نمی گید که اسلام رو قبول دارید به عنوان یک دین؟؟؟
پس چرا به هیچ کدام از مفاهیم اسلام توجه ندارید؟؟
اسلام گفته محمد آخرین پیامبر الهی هست.
شما چطور اسلام رو قبول دارین و اینو قبول ندارین؟؟؟
شما انقدر اطلاعاطتون زد و نقیض هست که آدم خندش میگیره داره این پستهاتون رو میخونه.
اصلا میشه بگید چرا دین بهایی رو انتخاب کردید؟؟؟
دلیل شما چیه؟؟؟؟
و ضمنا خطاب به همه ی دوستان بگم که اسلام با مسلمان دو مقوله ی جداست.
چرا این رو اشتباه میگیرین.
شما دارین میگین همسایه ی مسلمون ما بده و یا مثلا دوست مسلمون من خیلی بد تر از دوست بهایی منه. و به همین دلیل میاید نتیجه میگیرید بهایی بهتر از اسلام هست!!! این چه استدلالیه.
یکم منطقی فکر کنیم خیلی از مشکلاتمون حل میشه.
اسلام رو بشناسید نه مسلمان ها رو.
فقط یک دفعه هم که شده اگر خواهان تفکر هستید قرآن رو بخونید.
به خدا اگر یک بار هم که شده تفکر کنید روی قرآن میبینید که چطور سوال های شما رو جواب داده و شما بی اطلاعید.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
salam
ba tashakor az shoma be khater tosifi ke az in baghha va kolan az safaretun kardid. be nazare man dashtane har goone taasob adam ro az haghayegh door mikone. omidvaram hame ma cheshmhamun va delamun ro az taasob pak konim va ba cheshm va manteghe dorost haghayegh ro bebinim.zemnan yek jomle az neveshtejate bahai minevisam: ای اغنيای ارض
فقرا امانت منند در ميان شما * پس امانت مرا درست حفظ نمائيد و براحت نفس خود تمام نپردازيد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
يک حسن سفر شما گفتگو بين فارسی زبانان(حتی آنانی که نميتوانند بنويسند يا بخوانند)شده است.باز همان داستان قديمي«آنچه من می انديشم و ميدانم منطق است و آنچه که تو ميگوئی اشتباه مطلق»!بهائی نيستم و به نظر من نکات نادرستی در آن ميتوان يافت.اما اين نکات نادرست را در هر دين و مرامی ميتوان ديد.با آن گروه از بهائيانی که من مسلمان زاده رفت وآمد کرده ام بايد اظهار کنم که انسانهائی محترم،با ايمان و شريف و بامطالعه هستند.آنانی که در خارج از ايران زندگی ميکنند درصد بالائی دارای تحصيلات عاليه هستند.با وجود رنجشهای زيادی که در ايران بعد از انقلاب متاسفانه تحمل کرده اند-منجمله اخراج از مراکز آموزش عالي،ادارات دولتي،حق نداشتن هيچگونه تشکيلات رسمی وشناخته شده،به رسميت نشناختن ازدواج آنان....متاسفانه آنقدر ليست طولانی است که به طومار احتياج دارد؛آنهم در يک کشور اسلامی که مدئيست که حقوق همه رعايت ميشود!!-باز هم ايران سرزمين مقدسشان است.کتاب کسروی را منهم خوانده ام نکات قابل تأملی دارد اما بيهوده گوئی هم کم نگفته.دوستان! تنها راه به نتيجه رسيدن، يک گفتمان بدون پيش داوری کورکورانه است.اسرائيل ويا فلسطين اشغالی سرزمين مقدس ميلياردها يهودي،مسيحي،مسلمان و بهائي است.ايکاش همانگونه که من مسلمان اقليت که در يک کشور با اکثريت مسيحي(بريتانيا)،دارای حقوق اوليه به رسميت شناخته شده-حتی دارای پارلمان اسلامی در اينکشور- هستم،چنين حق اوليه را بهائيان درون ايران نيز ميتوانستند دارا باشند.تا زمانيکه اديان و نظريات مختلف از حقوق يکسان برخوردار نباشند چگونه ميتوان به بحث سالم معتقد بود و يا رسيد.من بعنوان يک مسلمان ايرانی در برابر بهائيانی که اين همه تحمل ناملايمات را کرده اند،شرمسارم.واين شرمساری گريبانگير همه کساني است که با سکوت خود اجازه آن را به دولت مردان ج.ا داده اند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من يک مسلمانم که همسری بهائی دارم.نميخواهم موعظه کنم فقط توجه دوستان را به چند جمله جلب ميکنم."محبت متقابل،گذشت در زندگي،احترام متقابل،محبت خود را نسبت بيکديگر ابراز کنند،عيوب طرفين را بزرگ نکنند،انسان تحريک پذير نباشند،رعايت عفت و عصمت در جميع شئون،قدر لحظات زندگی را بدانند،زن و شوهر خود را از ديگری برتر ندانند، صبر و بردباری و تحمل در مصائب زندگی داشته باشند،جرئت بيان اشتباهات خود را داشته باشند.
اينان از جمله نوشته هائيست که در يک تابلو نوشته شده و توسط دوستان بهائی بما هديه شده است.کجا اين گفتار خلاف و منحرف کننده است،ويا بوی وابستگی !! دارد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بنظر مياد يه دوراني هركي با مادرش دعواش ميشد ميومد ادعاي پيامبري ميكرد!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با خوندن اين لينکها ديگه بهم ثابت شد و شکم برطرف شد. بهايی ها از مسلمونها آدمترند. غرور بيجا و دفاع کورکورانه ای که مسلمانها از طريق خراب کردن ساير دينها از اسلام ميکنند نتيجه برعکس خواهد داد. عده اين متعصبين هم کم نيست که يعنی درصدي، مسلمانها کمتر فکر ميکنند بيشتر نظر ميدن.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
به خانم سوسن: بهتر است که بگوييد از تمام مسلمانان ايرانی هم بدنان می آيد و ضد اسلام و ضد ايرانی هستيد چون اين مثالهايی که آورديد خصوسيات تمامی ما ايرانيان است. لازم نکرده برای دفاع ازشستشوی مغزی و نفرتی که حکومت فاشيستي ايران بر عليه يهوديهاو اسراييل در شما و ديگران تلقين کرده و عقايد نفرت انگيزی که داريد مثالهايی جنان بی معنی بياوريد. دوستان يهودی من چيزهايی در مورد زندگيشان در ايران می گويند و رفتار مسلمانها که از خودم خجالت می کشم ولی هيج کدام نمی گويند که از ايرانی يا مسلمان نفرت دارند. اينها که شما می گوييد هيج کدام باعث تفرت ملتی از ملت ديگر نمی شود مگر اينکه از قبل به شما گفته باشند که بايد از ديگران نفرت داشته باشيد و مدام بخواهيد که افکار فاشيستی خود را توجيح کنيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خواهش می کنم با توجه به استقبالی که از این قسمت شده. موضوع بهائیت را ادامه بدهید.مثلا من می خواهم بدانم: 1-ترکیب جمعیتی بهائیان اسرائیل چه طوری است واز چه کشورهایی هستند؟
2-جایگاه زبان فارسی در بین آنها چیست و آیا فارسی حرف می زنند؟
3-از نظر حقوق شهروندی چه وضعی دارند؟ آیا مثل فلسطینی ها شهروند درجه 2 هستند یا حقوقی مشابه یهودیان دارند؟
3- برخورد یهودیان افراطی با آنها چه طور است ؟از وجود آنها در سرزمینی که به یهودیان وعده داده شده دلخور نیستند؟
4- امکان مهاجرت بهائیان به اسرائیل -مثل یهودیان- فراهم است؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Whenever and wherever there is an article about Bahai faith one can see lots of comments, and most of them redundant .
There is always few people who were saying Bahai faith was made by the great Britain or it was supported by Russians or State of Israel , or ...
I would like to invite those who belief in this explanation to re-think or maybe start to think, and read about the "teaching of the Bahaullah". We can argue forever what had happened 150 years ago and if such and such ambassador in Iran supported Bahais or not. But this is not going to shed light on any serious matter. It is the teaching of the Bahaullah and the doctrine that the Bahai faith offers for living and its philosophical point of view about the word that attracted several million people around the word.
Now, if you want to still stick to your ignorance and keep repeating that this revelation of God is made up by some earthly powers , then
...
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ba salam
mikhastam nazaram ro dar morede masale khatamiat begam
dianate bahai be vahdaniate khodavan, vahdate asase adyan va vahdate bashar eteghad dare.
pas payambarane elahi choon dar hadafeshoon vahed hastand mitunim begim yeki hastand. pas avalin va akharin dar vaghe yeki hast. in mitune man ro ghane kone. shoma ro nemidoonam :)
در مورد اين نظر شکايت کنيد
میبینم که هنوز هم بعد از قرنها بزگترین مشکل ایرانی ها مذهبه و میشه از دین برای ایجاد تفرقه یا انواع دیگه سوء استفاده استفاده کرد. متاسفم!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من يک exmuslem هستم که با هرنوع مسلکی هم تبادل عقيده داشته, اماکنون به هيج دين وآيينی گرايش ندارم.
به انسان بودن وانسان ماندن اماپايبندم.
مهم نيست چقدر کتاب خوانده ايم و چقدر بر دانش خود افزوده ايم,که آنرا داد بزنيم و به رخ بکشيم, مهم اينست هر چه بيشتر مفهميم, بيشتر درميابيم که هيچ نميدانيم.
به عقايد ديگران احترام بگذاريم!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
باسلام
عکسهاي مفيدی بودند.
ميخواستم خدمت ان دسته از دوستان که از
دين بهائ خرده گرفتن عرض کنم که قصد سيد محمد باب برای پايه گذاری دين جديد خاتمه دادن به خرافات اخوندهای شيعه بود
که در انزمان مثل الان گريبانگير ملت ايران شده بود.در ايران 5 ميليونی ان روزگار يکنفر مثل باب پيدا شد ولی در ايران 70 ميليونی امروز هيچ خبری نيست.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ببینید این بدیهی است که حرفهای دین بهایی دلچسب و امروزی بنظر آید. زیرا این دین بسیار جوان بوده و توسط افرادی ابداع و گسترش یافته است که با زمانه ما حداکثر 150 سال فاصله دارند و گسترش دهندگان آن به قول نویسنده و سایر اظهار نظر کنندگان سفرهایی به فرنگ داشته اند، بنابراین از این دین جدید و امروزی که با آداب و معاشرات مدرن امروزی در تعامل است، هیچگاه نمیتوان انتظار حرفهای بد و غیرمدرن داشت.
شاید در مطالعه قران و احادیث اسلامی پس از گذشت 14 قرن برخی از آنها بنظر عجیب و یا شاید غیرمنطقی بنظر آید ولی بایستی مقتضیات آن زمان را نیز در نظر داشت که طرف صحبت آن عرب هوسران و صحرا نشینی بود که دختر خود را میکشت.
اما در باره درستکاری و شاید روشنفکر و تحصیل کرده بودن بهایی ها میتوان گفت هرگاه قومی در اقلیت جامعه قرار گیرد، چون درهرلحظه خود را در زیر ذربین بقیه احساس میکند همواره حرکاتش کنترل شده وسنجیده خواهد بود. مثلا در منطقه ای که من در آن زندگی میکنم (آذربایجان) اقلیت مذهبی ارامنه ساکن این منطقه که سالهای سال با ما مسلمانها زندگی کرده اند، همواره به حسن شهرت و درستکاری علی الخصوص در کارهای صنعتی مشهورند. این در حالیست که اقوام نزدیکشان در جمهوری ارمنستان این خصوصیت را ندارند و این بدلیل در اقلیت بودن این قوم در بین مسلمانان است.
به هر حال از نویسندگان گزارش بسیار متشکرم که اطلاعات جدید و تاحدی بیطرفانه در اختیار ما تشنگان اطلاعات غیرمغرضانه قرار داده و پرده از این سرزمین فرو رفته در ابهام (لااقل برای ما ایرانیان) برمیدارند. خسته نباشید!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من خصومتی با هيچ دينی ندارم. ولی ادم اگر يک کمی مطالب خود بهايی ها را بخوانه دلش برای اين بندگان خدا می سوزه که چه کلاه بزرگی سرشان رفته است. همانطوری که آنها از ما می خواهند در مورد اين دين جديد! تحقيق کنيم من هم از آنها می خواهم کتابهای اسلامی مثل نهج البلاغه يا احاديث مربوط به امام زمان را مطالعه کنند. من که اندکی سواد اسلامی دارم به راحتی متوجه می شوم که محمدعلی باب و بهاء دو تا آخوند نيمچه سواد جاه طلب بوده اند که دستورات و دعاهای اسلامی را با چند تا شعار عامه فريب روشنفکری قاطی کردند و از سادگی مردم سوء استفاده کرده اند. الان هم از اين نايب امام زمانها و خوابنما شده ها کم نداريم. چندوقت يکبار يکيشون درست ميشه و چند تا جوان دختر و پسر مريدشان می شوند و اگر راه بده ادعای خدا بودن هم می کنند. منتها مشکلشان اينه که يهوديها ازشون حمايت نمی کنند کارشون نمی گيره. به نظر من غيربهائی ها بگذارند اين بهايی ها به حال خودشان خوش باشند. اگر دستورات دينشان را ببينيد متوجه می شويد که نه خطرناک هستند نه حرف جذابی دارند. ولی من عکسهای اين روحيه خانم زن ولی امرالله شان يعنی شوقی فشندی را ديدم انصافاً تيکه رديفی بود.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
به نظر من این دین جدید! خیلی بی خطرتر از آن است که کسی بخواهد نگران گسترش آن باشد. من مطالبی که خودشان برای تبلیغ دینشان نوشته اند را خواندم فهمیدم که اینها هیچ اطلاعی از عقاید و دستورات اسلام ندارند و چند تا آیه قرآن و حدیث را که به کارشان می آمده مدام تکرار می کنند. بهتر است بهایی ها هم کمی راجع به احادیث مربوط به امام زمان و پیامبران گذشته و تعالیم اسلام مطالعه کنند. با اندک سوادی که از دین اسلام دارم به سادگی متوجه می شوم که محمد علی باب و بهاء دو تا آخوند نیمچه سواد ولی جاه طلب بوده اند که از سادگی مردم سوء استفاده کرده اند. در این زمان هم از اینهایی که جلسه دارند و خودشان را نایب و باب امام زمان جا می زنند کم نداریم چندتا جوان دختر وپسر دورشان را می گیرند و خودشان هم باورشان می شود. اگر راه بده ادعای خدابودن هم میکنند فقط مشکلشان اینه که یهودیها حمایتشون نمی کنند. در ضمن از حق نباید گذشت. من عکسهای این روحیه خانم زن ولی امرالله بهائیها یعنی شوقی فشندی را دیدم، الحق که تیکه ردیفی بود.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
پویا جان من قبلا قران را خوندم .
قران همون کتابیه که برده داری را محکوم نکرده حتی اونو قبول کرده همون کتابیه که چندازدواجی را فقط برای مردان شایع میکنه و دست دزد را قطع میکنه وزانی را سنگسار میکنه و کشتن اشخاص را به جرم عقیده اجازه میده
من طرفدار هیچ مذهبی نیستم و جایگاه بشر و خدای بشر را بالاتر از مذهب میدونم با مرگ مسلمان و یهودی و بهایی گریه می کنم و کسی را به جرم اعتقاد مستحق مرگ نمی دونم
من شیعه به دنیا اومدم و بارها رگهای گردنم برای دفاع از نصرالله بالا زده اما وقتی عاقلانه فکر کردم دیدم سالها مسیله را قلط میدیدم
شیعه را بررسی کردم سنت را بررسی کردم قران واناجیل (4 انجیل)وتورات (عهد عتیق را خوندم و به محمد و عیسی و موسی احترام میدارم اما به عنوان حکمای قابل احترام
اما چشمانم را روی واقعیتهای دیگه نبستم
کتاب مخالفین را هم خوندم
به عقاید همه تا زمانی باعث صدمه به دیگران نشه احترام میدارم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خانوم سوسن آیا از عملکرد مذهبیهای دوآتیشه خودمون یادتون رفته؟
اگه به گفته شما اینا از شما سو استفاده علمی میکردند اونها یک ملت را گروگان گرفتند
بهتر است به جای اظهار تنفر از هم روحیه انسانیت و جوانمردی را گسترش بدیم فراموش نکنید ما فرزندان کورش هستیم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
شايد در اين كلمات بخشي از حقيقت موجود باشد.
بعضي مستندات همكاري خدا پسندانه بهاييان با دولت فخيمه بريتانيا در تثبيت كشور دموكراتيك اسراييل درجاي كشور وحشي و تروريست فلسطين.
پس از پایان جنگ اول جهانی، شورای عالی متفقین قیمومیت فلسطین را به دولت بریتانیا واگذارد و در 30 ژوئن 1920 سِر هربرت ساموئل به عنوان نخستین کمیسر عالی فلسطین در این سرزمین مستقر شد. ساموئل از اندیشمندان و فعالان برجسته و نامدار يهود بود و به خانواده معروف ساموئل - مونتاگ تعلق داشت . در دوران پنج ساله حکومت ساموئل در فلسطین، دوستی و همکاری نزدیکی میان او وعباس افندی وجود داشت. در همين دوره شمار یهودیان این سرزمین از 55 هزار نفر به 108 هزار نفر رسید.
دایرة المعارف یهود می نویسد ساموئل اولین یهودی بود که پس از 2000 سال بر سرزمین اسرائیل حکومت کرد .
در دوران حکومت ساموئل در فلسطین بود که دربار بريتانيا عنوان \"شهسوار طریقت امپراتوری بریتانيا \" را به عباس افندی اعطا کرد اعطای این نشان شايد به پاس قدردانی از خدمات بهائیان به اسلام بوده باشد.
در روز سوم ژوئن 1922 چرچيل ياد داشتي مبني بر اينكه دولت انگلستان در صدد است يك كانون ملي يهود در فلسطين تاسيس نمايد انتشار داد. تخمي كه آنروز بريتانياي كبير كاشت امروزه درخت تناور و خوش سيمايي به نام اسراييل شده است.
بخشي از نامه سر عباس افندي(عبدالبهاء) به پادشاه بريتانياي كبير پس از آزادسازي فلسطين توسط بريتانيا از يوغ اشغال مسلمانان.
\" اللهم ان سرادق العدل قد ضربت اطنابها علي هذالارض المقدسه ... و نشكرك و بحمدك ... اللهم ايد الامپراتور الاعظم جورج الخامس عاهل انگسترا بتوفيقاتك الرحمانيه وادم ظللها الظليل علي هذالاقليم الجليل.\"
\"بار الها بدرستيكه سراپرده عدل اين سرزمين مقدس را زير لواي خود آورده ...و ما تو را شكر گفته و ستايش ميكنيم...بار الها امپراتور جورج پنجم پادشاه انگلستان را با توفيقات رحماني خويش پيروز گردان و سايه او را بر اين سرزمين مستدام دار.\"
شايد جالب باشد بدانيد در دوره حكومت عثماني، عباس افندي (كه احتمالا هنوز به ارزش سر sr بودن پي نبرده بود) نامه اي به اين مضمون براي حكومت عثماني مينگارد.
\" بارالها، بارالها تو را به تاييدات غيبي و توفيقات صمداني و فيوضات رحماني خواهانم كه دولت عثماني و خلافت محمدي را مويد فرما و در زمين مستقر و مستدام دار\"
اينكه چرا دعاي عبدالبهاء در مورد حكومت عثماني محقق نگرديد احتمالا بدليل آنستكه عثمانيان شايسته اين دعا نبوده اند .برهان اين نكته آنستكه دعاي ايشان در مورد دولت بريتانياي كبير و فرزند برومندش اسراييل تا زمان حال پا برجاست و نشان دهنده شان ايشان نزد باريتعالي است هر چند گاهي پدر ايشان در كسوت باريتعالي رخ مي نمايند.
لروي آيواس منشي كل شوراي بين المللي بهائيان ايران با شرحي مفصل از ملاقات شوقي افندي و رئيس جمهور اسرائيل در پانزدهم فروردين ماه 1333 مي نويسد:
« دراين روز تاريخي رئيس جمهور و خانمشان كل هيئت بين المللي بهائي رادر هتل ماگيدو ودر تالار مخصوص به حضور پذيرفتند. پس از لحظه اي رئيس جمهور و همراهان با اتومبيل روانه بيت مبارك شدند. حضرت ولي امرالله و حرم مبارك از رئيس جمهوري و خانم با لطف و محبت خاصي پذيرائي نمودند. ضمن مذاكرات دوستانه و غير رسمي حضرت ولي الله مقصد و مرام بهائيت را توضيح و نظر مساعد و تمايل بهائيان را نسبت به اسرائيل بازگو كردند وآرزوي بهائيان را براي ترقي و سعادت اسرائيل برشمردند. رئيس جمهور هم متقابلا يادآور شد كه در چندين سال قبل هنگامي كه به همراه خانم خود به اطراف كشور سياحت مي كردم در بهجي به حضور ( sir) سر عبدالبهاء مشرف شدم»
در اين نامه اضافه مي شود كه:
« وقت خداحافظي از مهمان نوازي ولي امرالله از طرف رئيس جمهور اسرائيل سپاسگذاري فراوان شد و ضمن تقدير از اقدامات ومجاهدات بهائيان در كشور اسرائيل آرزوي قلبي خويش را براي موفقيت جامعه بهائيان در اسرائيل و سراسر گيتي اظهار داشتند. »
شوقي افندي در ادامه همين روند پيوند دوستي، در لوح نوروز 108بديع نظر جامعه بهائيت رادر مورد تاسيس كشور اسرائيل به صراحت چنين ابراز مي دارد:
« مصداق وعده الهي به ابناء خليل و وارث كليم ظاهر و باهر و دولت اسرائيل در ارض اقدس مستقر و به استقلال و اصالت آئين متينه به مركز بين المللي جامعه بهائي مرتبط و به استقلال و اصالت آئين الهي مقر و معترف وبه ثبت عقدنامه بهائي و معافيت كافه موقوفات امريه در برج عكا و جبل كرمل و لوازم ضروريه بناي بنيان مقام اعلي از رسوم دولت و اقرار به رسميت ايام تسعه متبركه محرمه موفق و مويد»
شوقي افندي ضمن تلگرافي كه روز چهاردهم ارديبهشت 1333 شمسي خطاب به محفل بهائيان ايران مخابره مي كند به روشني موضع و پيوند بهائيان و يهوديان اسرائيلي را نشان مي دهد:
« رئيس جمهور دولت اسرائيل به اتفاق قرينه محرمه (mrs) ميسيس بن زوري بنابه قرار قبلي پس از پذيرائي كه به افتخار ايشان در بيت مبارك سر عبدالبهاء به عمل آمد اعتاب مقدسه را در جبل كرمل زيارت نمودند. اين زيارت اولين تشريف فرمائي رسمي است كه ازطرف يكي از دول مستقله از مقامات حضرت اعلي و مركز ميثاق حضرت بهاء الله به عمل آمده است]»
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Ba arzeh adab
Bahai'an dar keshvareh Israel zendehgy nemikonan. hatta hozoreshon dar esrael mahdod hastesh faghat barayeh zyarat mitonan onja beran. Bahaaiane zabaneh mazhaby nadaran ... Dianateh baha'ie yek dianateh jahany hastesh az in roo beh tamameh zabanha bahaiey peyda mikonin. Bahiegary vojod nadareh ... DYANATEH BAHAIEE dorostehs hastesh .. dostaneh aziz engar dineh mardom ro ba mesgary eshtebah gereftan!!! Lotfan ta'leh az manabeh dorost farmayeed. Dosty mikhast dar mordeh Hazrateh Tahereh (ghoratool ein bedoneh) ishan sambooleh zan dar dianateh bahaiee hastan va payameh azady ro barayeh zaneh emrooz avordan. arayeh etela'ateh dorost beh markazeh jahanyeh baha'ie rojoo konin ham website dareh ham addrees barayeh mokatebeh .. javabeh mamegy ro ba ehterameh kamel midan.. barayeh hamehgy arezooyeh sa'dat va bidary daram. rooh va ravanetan pak va shad bad.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Dostany heh Satelite daran mitonan beh RADIO PAYAMEH DOST goosh konan in Radio hameh rozeh royeh tele star 5 and 12 24 sateh pakhsh misheh va mitoneh beh solateh shoma javab bedeh
http://www.bahairadio.org/
در مورد اين نظر شکايت کنيد
http://reference.bahai.org/fa/
LOTFAN BEH IN SITE BARAYEH ETEL'ATT ROJO FARMAYEED
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من معتقدم که پيدايش باب و خيزش بابيها در پی ان نقشه از پيش طراحی شده استعمار نبود بلکه پديده ای برخاسته از نابسامانيهای مزمن جامعه ايرانی بود و تازگی هم نداشت.تنها تفاوت بزرگ با موارد پيشين اين بود که باب در مناسبترين شرايط زمانی پيدا شد و در لحظه درست کار را اغاز کرد.بر اثر نفوذ شيخيه در نواحی گوناگون ايران از چند سال پيش زمينه ای اماده وجود داشت.شکستهای تحقير اميز ايرانيان در جنگ با روسيه و از دست رفتن خاک کشورو ستم روحانيون شيعه همه چيز را مهيا ساخته بود.علاوه بر ان ان سال به تاريخ قمری درست 1000 سال از غيبت امام زمان شيعيان ميگذشت.امامهمترين عامل خود ايرانيان بودند.مردمانی هميشه شکست خورده وعاشق و شيدای خرافات مذهبی که برای چاره بدبختيهای بيکران و پايان ناپذير خود دست به دامن شيادان دستار به سری ميشوند که هر از چند گاهی يکبار در گوشه ای از ان خاک ظهور ميکنند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Hameyeh dostan az bad bodan zamaneh zohoreh BAB harf mizanan! Aya in yeky az dalayeh zohoreh dobareh ghae'm nist! Bab "ghaem" kasy bood keh baryeh hamin manzoor zohor kard ta bashar ro az dasteh taso'b va jahalat raheye bedeh .. emrooz bad az gozashteh 160 sal hanooz reysheh in ta'soob dar Iran hast. Va moslemin beh omiodeh amadaneh ghaem az chaheh jamkaran!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
لازم به ذکر است که ايشان هم يکی از
مهاجرين جبل عاملی به اتفاق بدرش به ايران بوده بنابراين من که بيشتر از اين وقتم را برای يک عرب ديگر تشنه سلطنت به ايرانيان تلف نميکنم. صاحبان مذاهب و مالکان دينهای مختلف خودشان مشکلاتشان را با هم حل کنن.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
داستان این نیست که بهاییان مهربانند و آدمهای خوب یا بدی هستند/با احترام برای همه ادیان آیا نمیتوان کمی فکر کرد و با حقایق مستند تاریخی که هنوز زمان زیادی از آنها نگذشته واقعیات را فهمید. در مورد انگلیسی بودن بهاییت نیازی به نظرات جههوری اسلامی نیست بلکه مستندات تاریخی اینچنین میگویند و این زیارتنامه ها نیز متنهای پر از غلط های دستوری و املایی هستند که در کتاب بهاییگری کسروی به آن اشاره شده
در مورد اين نظر شکايت کنيد
به ناهید 62: نسب بهاءالله بر اساس شجره نامه ای که ابوالفضائل گلپایگانی تنظیم کرده است از یک طرف به یزدگرد سوم می رسد و از طرف دیگر به قطوره، همسر سوم حضرت ابراهیم. همین نسبت بهاءالله با پادشاهان ساسانی موجب مومن شدن تعداد قابل توجهی زرتشتی به وی شد. اما واقعا ما هنوز اینقدر عقب مانده ایم که برای پذیرفتن یا نپذیرفتن سخنان یک نفر باید به اصل و نسبش نگاه کنیم؟ با این منطق از این به بعد سوار اتوبوس نشوید، جنس کوپنی نخرید، اموالتان را بیمه نکنید، بیمارانتان را پیش روانپزشک نبرید، از پینوشه دیکتاتور شیلی حمایت کنید، نیروگاه بوشهر را تعطیل کنید که مارکس و لنین و تروتسکی و فروید و آلنده و انیشتن همه یهودی سامی بودند، نه آریایی گل گلاب!
به سامان 42: چون آن زمانها وبلاگ نبوده که هر کس از مادرش قهر کرد برود به اعتقادات دیگران توهین کند! ها ها خوردیا!
به بی نام 45: اسرائیل مهاجر غیر یهودی نمی پذیرد. برای همین بر خلاف تصور عوام بهائی ها در اسرائیل زندگی نمی کنند. تا جایی که من اطلاع دارم فقط حدود صد یا دویست نفر بهایی در حیفا شهروند اسرائیل هستند که طبیعتا از حقوق برابر با یهودیان برخوردارند. بقیه بهائیانی که در ارض اقدس می بینی که دارند خدمت می کنند از جاهای دیگر دنیا برای شش ماه یا یک سال می روند که خدمت کنند. ساکن اسرائیل نیستند) بهائیان در اسرائیل تبلیغ نمی کنند (احتمالا برای جلوگیری از دامن زدن به تنش های موجود در اسرائیل). تنشی بین یهودی ها و بهائیان نیست (احتمالا به لطف برادران مسلمان که تمام وقت افراطی های یهودی را به خود مشغول کرده اند! ولی متاسفانه همانطوری که می بینی یهودی ها نتوانسته اند تمام وقت مسلمانان افراطی را به خود اختصاص دهند و از همین رو برادران مسلمان وقت کافی برای آزار سایر اقلیت ها مثل بهائیان و مسیحیان و زرتشتی ها و ایزدی ها و بی دینان و ... را دارند)
در مورد اين نظر شکايت کنيد
از وب سايت عالی شما استفاده کردم.
عکسها بسيار عالی و مفيد است.
موفق باشيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
مذهب بهاييت چيزي جز توطئه انگليس براي تفرقه انداختن بين مردم نيست. همونطور كه در عربستان وهابيت رو راه انداختن. توي كتاب خاطات مستر همفر نوشته كه چطوري يه نفر رو تربيت كردن و وهابيگري رو تو ذهنش تزريق كردن تا به سيساستوش دست پيدا كنن بدون اينكه خودش متوجه بشه چه كلاهي سرش رفته.بهاييت هم دقيقا همونه.يه چيزي ساخته و پراختهشده توسط انگليس. بلاهايي كه اين رژيم بر سر بهاييها آورده رو تكذيب نميكنم و اصلا موافقش نيستم. بالاخره اونا هم انسان هستند. ولي حتي اين رژيم هم داره به اسم اسلام هركاري مه ميخواد انجام ميده و از اسلام سوء استفاده ميكنه. اسلام واقعي اين چيزي نيست كه الان داره عرضه مي شه.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با سلام و تشکر
من با نظر 45 موافقم یعنی در صورت امکان اطلاعات جامع تری در این خصوص بدید. برای من خیلی جالب بود که این کشور تا ابد قراره پایگاه ادیان باشه.
در نگاه اول ایرانی بودن باب و بها و عربی بودن ادعیه اونها تناقضی رو نشون میده که دست کم عدم اعتماد به نفس یا کم سوادی و کپی برداری این افراد رو نشون میده.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بحث اصلا سر این نیست که دیانت بهایی ایرانی است یا انگلیسی و روسی و اسرائیلی و ... اصل قضیه این است که بهاءالله احکامی برای بشر آورده که با اخلاق اسلامی ایرانیان مغایر است! بهاءالله می گوید دین باید با عقل و علم مطابق باشد. اخلاق اسلامی از ایرانیان می خواهد که دین خرافات و شر و ور محض باشد. بهاءالله می گوید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اخلاق اسلامی می گوید از هر طرف که کشته شود به نفع اسلام است! بهاءالله می گوید امروز بشر محتاج صلح عمومی است. اخلاق اسلامی سرگرمی دیگری جز جنگ نمی شناسد. بهاءالله می گوید تعصب های جنسی و وطنی و مذهبی و ... تان را کنار بگذارید. اخلاق اسلامی می گوید اصلا حرفش را هم نزن! بهاءالله می گوید تعلیم و تربیت باید عمومی و اجباری باشد. خلقیات مسلمین ایرانی می گوید بی سوادی و بی ادبی را عشق است. بهاءالله می گوید اساس همه ادیان یکی است. (به قول عامیانه همه تان یک پخ اید) خلقیات عزیزان می گوید نه ما سفت تر و گرم تر و با بخارتریم! بهاءالله می گوید ای ملل عالم بنشینید یک خط و زبان مشترک انتخاب کنید که کمک کند حرف هم را بفهمید و با هم ارتباط و دوستی بیشتری داشته باشید. اخلاقیات اسلامی برادران می گوید بهتر است کرکره ها را پایین بکشیم که کسی نبیند چه غلطی می کنیم. بهاءالله می گوید حقوق زن و مرد مساوی باشد که به کسی اجحاف نشود. اخلاق اسلامی ایرانیان می گوید پس ما عقده هایمان را سر کی خالی کنیم؟! بهاءالله می گوید فاصله طبقاتی مردم نه اینکه از بین برود بلکه کمی اصلاح شود که به فقرا اجحاف نشود. خلق و خوی زیاده خواه اسلامی ایرانیان این را نمی پذیرد. بهاءالله می گوید دولت ها از حجم تسلیحاتی خود بکاهند و یک محکمه کبری بین المللی تشکیل دهند که اگر یک دولتی سرکشی کرد و خواست جنگ و خونریزی راه بیاندازد همینقدر سلاح داشته باشند که آن دولت خاطی را سر جایش بنشانند. اخلاق اسلامی به این حرف می خندد ناجور! بهاءالله می گوید عالم به معنویات هم احتیاج دارد. خلقیات اسلامی ایرانیان می گوید برو عمو ما خودمان اینکاره ایم!
قضیه به همین سادگی است: آنچه بهاءالله می گوید به مذاق مسلمین ایرانی خوش نمی آید. اگر خواستید دینی برای این جماعت بیاورید یادتان باشد تا می توانید شکنجه و تحقیر و سنگسار و دگرآزاری و خودآزاری تویش بگنجانید که با روحیاتشان هماهنگ باشد. من بهایی هم به این نتیجه رسیدم که این دین باید انگلیسی باشد چون مگر می شود خدا نداند دینش را برای چه جماعتی دارد می فرستد؟!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با تشکر از وبلاک مفيد و قابل مطالعه و عکسهای زيبا.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با عرض أدب خدمت همه...
به دوستانى كه ميكويند آيين بهائى , طرح استعمارى انكليستان و روسيه بوده ميكم , انكلسى ها در كانال bbc نكفتن كه بهاءالله در ماه ديده شده كه 35 مليون ناشى عقب أفتاده به خيابان ها بيفتن و سنكش را به سينه بزنند و انقلاب شكوه مند را بربا كنند!!! عجيبه ..
ضمنا انكليسى ها عجب سياست مداران خنكى بودند كه يه شخص تبعيدي و هميشه در حال نفى و تبعيد را براى بياده كردن طرحهاي استعماري خودشون انتخاب كردند ( استدلالهاى مكتب والاى تشيّع) :). خوش باشيد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سفر شما به اسرائیل و تهیه عکسهای زیبا از حدائق و مقامات متبرکه بهائی را باید تقدیر نمود. چقدر زحمت کشیدید و چه حافظه خوبی دارید که توانستید انچه را که دیده بودید وشنیده بودید در اینجا منعکس کنید.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من از بيسوادی ايرانيان شرمنده ام ما حتی تاريخ ايران را درست نميدانيم. جانشين باب صبح ازل بود که بهاالله برادر او با توافق بريتانيا حاکم وقت فلسطين او را معزول کردند. بهاالله از طرف باب انتخاب نشد و يکی از دلايلی که ازلی ها يا بابيان ميگويند بهايت مذهب ساختگی ست همين عدم انتخاب اوست. ديانت باب/ازلي در نهادش مذهبی بسيار پيشرفته و ازادگرا بود درحاليکه بهائت مذهبی سازشگر static و تحول نيافته است.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
salam agha mehdi ..man be onwaneh yek kurde sakene orumiyeh..dar kotobe darsi chizhai az bahaiyan shenide budam albateh dar iran ye chehreye morted wa taghriban kafar az bahaiyan neshan dade budand..wali ba eteelaati keh shmaha dar in weblag barayemun neweshtid waghean be khubi wa ensaniyete dine bahai pey bordam..wa barashun ehterami khsi ghael hastam..be nazareh man bayad beh tamameh adyan ehteram gozasht...bayad beh tamameh aghayed ensanha ehteram gozasht hata beh yek gaw parast
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دوستان ارجمند
از اينکه دوستانی بدون تعصب و پيشداوری در مورد ايين بها نظر دادند ممنونم و به انها ميبالم.چند نکته کوچک
1.بعضی وقتها چيزهايی که برای ما حقيقت مسلم است ساخته تلقين علما يا حب و بغض به ديگر اديان يا انديشه هاست.مثلا چرا فکر نميکنيم که معنی خاتم نگين انگشتر است نه ختم کننده.
چرا فکر نکرده ايم که چرا بايد هر ديانتی بيهوده خود را کامل و اخرين بداند.
2. بدانيم که تمام اديان پس از ظهور هدف بلا و تهمتهای اخلاقی و سياسی بوده اند و طبيعی است که چنين باشد.
اين تهمتها در مورد بهاييان به قدری مغرضانه والبته بی اساس است که از شمس روشن تر است.
بله 300هزار بهايی ايران جاسوس روسيه و انگليس و اسراييل هستند.چند مليون بعدی در گشورهای ديگر چه کاره اند.
همه عالم ميدانند که انها چقدر به اخلاق انسانی و تربيت عاملند بگذار چند عالم عاشق قدرت و منبر بگويند ....
3. فرض ميکنيم تعاليم بهائی الهی نيست.در اين دنيای پر از جهل و مشکل تعاليمی وجود دارد متين. خدمت به نوع انسان را ترويج ميدهد. علم را لازمه دين ميداند. شخص روحانی را خذف و مشورت و عقل را جايگزين ميکند. تشکيلات منظم جهانی و ملی و محلی دارد که منتخب واقعی جامعه است. حقوق خانمها را رعايت ميکند. تعادل مالی در جامعه بر قرار ميکند.کودکان را گذشت و اعتماد به نفس مياموزد. همه عقايد و اديان را ميپذيرد و از انها می اموزد.
و....
حالا دين يا مکتبی پيش روی ماست که به اينها متعهد وعامل است .به نظر شما دنيای امروز به چه چيزی نياز دارد
4. حتما اين تعاليم مترقی و گسترش راستی و درستی و عفت واحترام بخاطر ايجاد تفرقه بين مسلمانان بوده . بد نيست بدانيم بيشترين بهائيها در هندوستان هستند پس هدف مذهب هندو بوده نه اسلام. راستی در امريکا و استراليا چه کار ميکنند. اسلام خيلی وقت قبلها مثل هفتاد و دو ملت شده بود و نيازی به بهايی ها نبود.
5. از اسم هيچ مرامی نترسيم .گاهی حقيقت در پس پستويی نهان است.کاش ميتوانستم دوستانم را در لذت کشف بعضي حقايق شريک کنم.در يکسويم زنذگی ارام بود و رفاه واستعداد تحصيل و.سوی ديگر محروميت و تبعيض وغذاب.
چه کنم که نتوانستم از کمند دوست برهم.
جانتان خوش باد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
how can i get respond
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ba arze salam
man be onvane ye javane irani ta be emroz hich chizi az in ayine jadid nemidonestam vaghean azaton moteshakeram az babate in hame information haye mofideton lotfan age mishe bishtar benevisid baramon
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دين بايد سبب الفت
و محبت بين بشر شود و قلوب و ارواح را با هم الفت دهداگر دين سبب عداوت شود عدمش بهتر از وجود است *
و ديگر دين بايد سبب وحدت عالم انسانى باشد نه سبب
اختلاف * هر دينى که حقست لابد قبائل مختلفه را متحد
ميکند * دين اگر سبب وحدت عالم انسانى نشود البته نباشد
بهتر است * دين بايد ازالۀ تعصب کند اگر چنانچه
تعصب را زائل نکند دين نيست زيرا دين متابعت حقست *
پروردگار جميع خلقرا دوست ميدارد با جميع خلق
در صلح است بجميع خلق مهربانست * ما بايد متابعت
خدا بکنيم جميع خلقرا دوست داشته باشيم بکل
مهربان باشيم * پس بايد از تعصب جنسى و تعصب وطنى
و سياسى و مذهبى بگذريم و تحرى حقيقت کنيم *
زيرا اين تعصبات سبب اختلاف بين بشر است * اين
تعصب سبب است که خونها ريخته ميشود * اين تعصب
سبب است که مادران بيچاره در قتل فرزندان فرياد
و ناله و گريه و فغان ميکنند * اين تعصب سبب است
که پدرها بى پسر ميشوند * اين تعصب ممالک عالمرا سبب
خرابى ميگردد * اين تعصب سبب اضطراب عالم شده
و ميشود...
خطابات حضرت عبدالبهاء
در سفر اروپا
ص٢٥٢
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دوستان، گذشته تاريخ است فقط. ديگر واقعيت زنده نيست. اکنون و حال را دريابيم که زنده گي است.
بودا،عيسا، موسا، محمد، بهاء الله، ... همگی گذشته اند. درست بودند يا غلط. آنچه اکنون مهم است ما انسانهای زنده هستيم با اعتقاداتی که نامش مهم نيست. مهم انسانيت ماست. انسانيت نيازمند احترام است.
واقعيت اکنون همين نياز ما به محترم بودن است که مادامی که ديگران را احترم ننهيم، خودمان از آن محروميم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من پيش از اين گفتم كه شخصا پيدايش باب و بابيگری را توطئه استعمار نميدانم.شايد در مورد بهائيت هم همين طور باشد.ولی اين هم حقيقت شناخته شده ای است كه استعمار غرب تا چه اندازه هميشه پشتيبان بهائيت بوده است.يادمان باشد كه در زمان جنگ جهانی اول در پارلمان بريتانيا از دولت خواستند كه پيشروی نيروهای انگليسی زير فرماندهی ژنرال النبی به سوی فلسطین تسريع شود تا بتوان به موقع جان عبدالبها را كه از سوی عثمانيها به خطر افتاده بود نجات داد. همان عبدالبهائی كه چندی پس از آن در حضور همان ژنرال النبی از دولت بريتانيا لقب سر گرفت.انگليسيها هيچ وقت بيخودی به كسی لقب سر نميدهند.
بهائيت جنگ و جهاد و وطن و مليت نميشناسد.وفاداری يك بهايی فقط به محفل بهايی و به بيت العدل حيفاست.همين بهائيت را تبديل به مناسبترين ابزار در دست استعمار غرب ميسازد.بهائی كه شدی ديگر برايت مهم نيست كه استعمار چگونه منابع ملی سرزمينی را كه در آن زندگی ميكنی ميچاپد چون تو كه قائل به وطن ومليت نيستی.تازه اگر امكانش بود با همان استعمارگران همكاری هم ميكنی
.ميسيونرهای مسيحی سالهاست كه ميكوشند مسيحيت را در كشورهای جهان سوم گسترش دهند ولي كارشان چندان پيشرفتی ندارد.كمتر كسی به يك مبلغ مو بور و چشم آبی روی خوش نشان ميدهد كه دارد مذهب يك پيامبر مثل خودش مو بور وچشم آبی را تبليغ ميكند. ولي يك مبلغ چشم و ابرو مشكی بهائی تبليغ كننده مذهبيست كه از كشوری شرقی به نام پرشيا آمده و پيامبرانش و كتابهايش نامهای عربی دارند.اين برای آن هندی فقير و يا فلان ساكن چزاير ساموآ جذابيت ديگری دارد.بهائيت شايد ساخته دست استعمار نباشد ولی جاده صاف كن آن كه هست
در مورد اين نظر شکايت کنيد
آقای حشمت کامنت 52
شما که بقول خودت فردی متدين و با سواد اسلامی و اهل مطاله ای و سواد بزرگان اين امر را زير سوال ميبری و تشويق به مطاله اثار اسلامی ميکنی بدان که اطفال بهائی مطالعه راجع به اديان مختلف را از کودکی آغاز ميکنند ، مطالعه ای واقعی بدون تحريف و غرض و کذب . دوستانی که رديه احمد کسروی را برای شناخت اين امر گواه ميگيرند يا از تعصب يا از بيخردی انهاست چرا که فرد غير مسلم اگر مايل به شناخت اسلام باشد به رديه سلمان رُشتی رجوع نميکند .
در پايان کامنت خود از کلمات زشتی استفاده کرديد که شخصيت واقعی شما را نشان داد , اگر منه بقول شما ناآگاه و فريب خورده پس از مطاله کتابهای معرفی شده توسط شمای متدين و ديندار بخواهم به درجه اخلاقی شما برسم بگذاريد به راه کج خود ادامه دهم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
""The fruit of Silence is Prayer. The fruit of Prayer is Faith. The fruit of Faith is Love. The fruit of Love is Service. The fruit of Service is Peace.""
need any more comment to add?? You got a brain to use it
در مورد اين نظر شکايت کنيد
After reading all the comments, I am just so sorry to see that there exist so many people among us, Iranians, who are so disrespectful of other people's religion. Prejudice will never get this world anywhere; tolerance of different opinions/cultures/religions will. We are supposed to be the people who were once the most civilized people in the world. I am just so sorry to see all these rude comments here and I am thinking that after all, the facts are going to stay facts no matter how much some people hate them. So to the rude fellows here :get some education in using the interenet to leave your comments on a public website.!./
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با سلام
یکی از تعالیم بهاییت تحری حقیقت و دوری از تعصبات است.
به همه دوستانی که علاقمند به تحقیق علمی در باره آیین بهائیت هستند توصیه می کنم به سایت بهایی پژوهی به آدرس زیر مراجعه کنند:
www.bahairesearch.ir
در مورد اين نظر شکايت کنيد
براي سومين بار مطلب زير را ارسال ميكنم تا شايد اين بار در وبلاگ قرار دهيد.اگر ايرادي دارد لطف نموده به ايميل من اطلاع دهيد.
شايد در اين كلمات بخشي از حقيقت موجود باشد.
بعضي مستندات همكاري خدا پسندانه بهاييان با دولت فخيمه بريتانيا در تثبيت كشور دموكراتيك اسراييل درجاي كشور وحشي و تروريست فلسطين.
پس از پایان جنگ اول جهانی، شورای عالی متفقین قیمومیت فلسطین را به دولت بریتانیا واگذارد و در 30 ژوئن 1920 سِر هربرت ساموئل به عنوان نخستین کمیسر عالی فلسطین در این سرزمین مستقر شد. ساموئل از اندیشمندان و فعالان برجسته و نامدار يهود بود و به خانواده معروف ساموئل - مونتاگ تعلق داشت . در دوران حکومت ساموئل در فلسطین، دوستی و همکاری نزدیکی میان او وعباس افندی وجود داشت. در همين دوره شمار یهودیان این سرزمین از 55 هزار نفر به 108 هزار نفر رسید.
دایرة المعارف یهود می نویسد ساموئل اولین یهودی بود که پس از 2000 سال بر سرزمین اسرائیل حکومت کرد .
در دوران حکومت ساموئل در فلسطین بود که دربار بريتانيا عنوان "شهسوار طریقت امپراتوری بریتانيا " را به عباس افندی اعطا کرد اعطای این نشان شايد به پاس قدردانی از خدمات بهائیان به اسلام بوده باشد.
در روز سوم ژوئن 1922 چرچيل ياد داشتي مبني بر اينكه دولت انگلستان در صدد است يك كانون ملي يهود در فلسطين تاسيس نمايد انتشار داد. تخمي كه آنروز بريتانياي كبير كاشت امروزه درخت تناور و خوش سيمايي به نام اسراييل شده است.
بخشي از نامه سر عباس افندي(عبدالبهاء) به پادشاه بريتانياي كبير پس از آزادسازي فلسطين توسط بريتانيا از يوغ اشغال مسلمانان.
" اللهم ان سرادق العدل قد ضربت اطنابها علي هذالارض المقدسه ... و نشكرك و بحمدك ... اللهم ايد الامپراتور الاعظم جورج الخامس عاهل انگسترا بتوفيقاتك الرحمانيه وادم ظللها الظليل علي هذالاقليم الجليل."
"بار الها بدرستيكه سراپرده عدل اين سرزمين مقدس را زير لواي خود آورده ...و ما تو را شكر گفته و ستايش ميكنيم...بار الها امپراتور جورج پنجم پادشاه انگلستان را با توفيقات رحماني خويش پيروز گردان و سايه او را بر اين سرزمين مستدام دار."
شايد جالب باشد بدانيد در دوره حكومت عثماني، عباس افندي (كه احتمالا هنوز به ارزش سر sr بودن پي نبرده بود) نامه اي به اين مضمون براي حكومت عثماني مينگارد.
" بارالها، بارالها تو را به تاييدات غيبي و توفيقات صمداني و فيوضات رحماني خواهانم كه دولت عثماني و خلافت محمدي را مويد فرما و در زمين مستقر و مستدام دار"
اينكه چرا دعاي عبدالبهاء در مورد حكومت عثماني محقق نگرديد احتمالا بدليل آنستكه عثمانيان شايسته اين دعا نبوده اند .برهان اين نكته آنستكه دعاي ايشان در مورد دولت بريتانياي كبير و فرزند برومندش اسراييل تا زمان حال پا برجاست و نشان دهنده شان ايشان نزد باريتعالي است هر چند گاهي خود ايشان در كسوت باريتعالي رخ مي نمايند.
لروي آيواس منشي كل شوراي بين المللي بهائيان ايران با شرحي مفصل از ملاقات شوقي افندي و رئيس جمهور اسرائيل در پانزدهم فروردين ماه 1333 مي نويسد:
« دراين روز تاريخي رئيس جمهور و خانمشان كل هيئت بين المللي بهائي رادر هتل ماگيدو ودر تالار مخصوص به حضور پذيرفتند. پس از لحظه اي رئيس جمهور و همراهان با اتومبيل روانه بيت مبارك شدند. حضرت ولي امرالله و حرم مبارك از رئيس جمهوري و خانم با لطف و محبت خاصي پذيرائي نمودند. ضمن مذاكرات دوستانه و غير رسمي حضرت ولي الله مقصد و مرام بهائيت را توضيح و نظر مساعد و تمايل بهائيان را نسبت به اسرائيل بازگو كردند وآرزوي بهائيان را براي ترقي و سعادت اسرائيل برشمردند. رئيس جمهور هم متقابلا يادآور شد كه در چندين سال قبل هنگامي كه به همراه خانم خود به اطراف كشور سياحت مي كردم در بهجي به حضور ( sir) سر عبدالبهاء مشرف شدم»
در اين نامه اضافه مي شود كه:
« وقت خداحافظي از مهمان نوازي ولي امرالله از طرف رئيس جمهور اسرائيل سپاسگذاري فراوان شد و ضمن تقدير از اقدامات ومجاهدات بهائيان در كشور اسرائيل آرزوي قلبي خويش را براي موفقيت جامعه بهائيان در اسرائيل و سراسر گيتي اظهار داشتند. »
شوقي افندي در ادامه همين روند پيوند دوستي، در لوح نوروز 108بديع نظر جامعه بهائيت رادر مورد تاسيس كشور اسرائيل به صراحت چنين ابراز مي دارد:
« مصداق وعده الهي به ابناء خليل و وارث كليم ظاهر و باهر و دولت اسرائيل در ارض اقدس مستقر و به استقلال و اصالت آئين متينه به مركز بين المللي جامعه بهائي مرتبط و به استقلال و اصالت آئين الهي مقر و معترف وبه ثبت عقدنامه بهائي و معافيت كافه موقوفات امريه در برج عكا و جبل كرمل و لوازم ضروريه بناي بنيان مقام اعلي از رسوم دولت و اقرار به رسميت ايام تسعه متبركه محرمه موفق و مويد»
شوقي افندي ضمن تلگرافي كه روز چهاردهم ارديبهشت 1333 شمسي خطاب به محفل بهائيان ايران مخابره مي كند به روشني موضع و پيوند بهائيان و يهوديان اسرائيلي را نشان مي دهد:
« رئيس جمهور دولت اسرائيل به اتفاق قرينه محرمه (mrs) ميسيس بن زوري بنابه قرار قبلي پس از پذيرائي كه به افتخار ايشان در بيت مبارك سر عبدالبهاء به عمل آمد اعتاب مقدسه را در جبل كرمل زيارت نمودند. اين زيارت اولين تشريف فرمائي رسمي است كه ازطرف يكي از دول مستقله از مقامات حضرت اعلي و مركز ميثاق حضرت بهاء الله به عمل آمده است]»
در مورد اين نظر شکايت کنيد
به دوستان همسفر!
من نه در تائيد آئينی ام و نه درنفی آن..
قصد پيامبران روشنگري انسان بوده است, همه تلاش کرده اند يک پيام واحدي را به ما تفهيم کنند, اما انسان بيشتر به فردپرستی گرويده است تايک بهره مند از اين پيام!
نا خواسته آنچنان سرگرم بدبينی های درونی هستيم که اصل مطلب را فراموش کرده ايم..جاده ئ تعصب منتهی به نابودی است... بهتر است بجای تکيه بر تاريخ و روايات, که هميشه هم از جانبداری و سليقه ورزی خالی نيست, به اصل ومحتوای پيام توجه کنيم..
با عرض تشکری صميمانه از بانيان اين سفرنامه.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
حرفها ودلايل جلال 84 فقط گوشه ای از تعصب و پيش داوری بود.
دوست گرامی اگر حضرت محمد از پادشاه اتيوپی قدر دانی ميکرد پس ميتوانستيم اسلام را وابسته به نجاشی بدانيم .کجای اين منطقی است که دولتهايی بيايند واز عبدالبها که 40 سال تحت ظلم قاجار و عثمانی بود دلجويی کنند و ما بگوييم کار کار انها بوده.
ظلم وستم علمای دين و حکومتهای فاسد به اندازه ای بوده که از شرح خارج است.من تا انجا که تحقيق کرده ام بهاييها در هر کشور باشند وفادار و خادمند.
در ايران ما هم مدرسه تاسيس کردند .صنعت ريخته گری بنا کردند.موسيقی اصيل را ترويج دادند و ان زمان که اجداد ما ماهی سالی يک بار به حمام خزينه ميرفتند بهداشت و ادب اموختند.
کاش در ايران فرصت تحقيق فراهم ميشد.
نه اينکه جوانها چيزی جز سايتهای وابسته به حجتيه و روزنامه های غرض ورز دانش ستيز چيزی برای مطالعه نداشته باشند.
بياييد منصف باشيم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بهایی ها اکنون در مرحله گسترش و جمع کردن نیرو هستن . وقتی یک گوشه دنیا به حکومت رسیدن بیا ببین چی از آب در می آیند . مثل موسسان شیعه صفویه یا مثل همین اسراییل. اولش همه مظلوم و منظقی هستن.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
83. 29/04/2007, 11:12 AM, جلال :
براي سومين بار مطلب زير را ارسال ميكنم تا شايد اين بار در وبلاگ قرار دهيد.اگر ايرادي دارد لطف نموده به ايميل من اطلاع دهيد.
ما که يک بار فرمايشات شما رو کامنت 55 خونديم که مثل اين که شما دوست داری فقط طومار بنويسی و توجهی به ديدگاه هيچ کس حتی نظر خودت نداري!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
نمونهايی از تعاليم اين پيامبر ايرانی رادر
http://news.gooya.ws/politics/archives/2007/04/059141.php يافتم:
"امروز انسان کسی است که به خدمت جميع من علی الارض(ساکنين روی زمين)قيام نمايد."
"شماهابايد به آنچه سبب آسايش عالم انسانی است تشبّث نمائيد.يتيم هارانوازش کنيد،گرسنه هارا سير نمائيد برهنه ای را بپوشانيد ،بيچاره ها را دستگيری کنيد تا مقبول در گاه الهی شويد."
"ای اهل عالم همه بار يک داريد و برگ يک شاخساربه کمال محبت و اتحاد و مودت و اتفاق سلوک نمائيد"
"بهترين اعمال محبت با اهل عالم است"
"بايد به جميع ناس به کمال محبت و شفقت وبرد باری معاشرت کند وتکلم نمايد "
"نزاع و جدال شان درندگان ارض بوده وهست واعمال پسنديده شان انسان "
"ضرب وشتم وجنگ وجدال وقتل و غارت کار درنده های بيشه ظلم ونادانی است. اهل حق از جميع آن مقدس ومبرا"
رمنع مداخله در کار ديگران يعنی نداشتن تعليم "امر به معروف و نهی از منکر "که معمولاً بهانه دخالت در کار ديگران قرار ميگيرد .
منع دست بوسی تا بوسيدن دست برای کسی وسيله خود بزرگ بينی قرار نگيرد.
منع تعدد زوجات .
منع تقيه يعنی انکار عقيده وقتی که منافع شخص ايجاب نمايد.
تساوی حقوق زن ومرد
تحری حقيقت وترک تقاليد ونداشتن مرجع تقليد.
منع انتقام جوئی ونداشتن جنگ و جهاد به نام دين
نداشتن روحانيون مذهبی
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Dearly Beloved Friends all over the World:
TO teach it to learn
To learn is to work
To work is to serve
To serve is to love
To love is to sacrifice
To sacrifice is to die
To die is to live
To live is to strive
To strive is to rise above all eartly limitation and enter the eternal realm.
With loving care
In His Servie
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من بهايي نيستم، ولي ميخواستم راجع به اخلاق بهاييها نكتهاي رو متذكر بشم كه شايد براي برخي جالب باشه.
به خاطر علاقه به نوع خاصي از اتومبيلهاي كمياب، زياد به بازار لوازم اتومبيل (توپخونه، سعدي) رفتم. بعد از سر و كله زدن با فروشندههاي مختلف طي چند سال، 4-5 تا از اونها رو نشون كردم كه به تجربه بهم ثابت شده بود اينها از همه پاك تر و صتدق ترن، و امكان نداره دروغ بگن يا بخوان سرم كلاه بذارن، اتفاقي كه تو تجارت لوازم يدكي اتومبيل خيلي معموله!
ماه پيش يك روز صبح به بازار رفتم تا براي اتومبيل جديدم يك چيزهايي بخرم. متوجه شدم همهي مغازهدارهايي كه از نظر من منصف بودند، تعطيل هستن، ولي بقيه باز!
با تعجب از يكي از مغازهدارهايي كه مثل من شيعه بود سراغ گرفتم، جواب اين بود:
"اين لامذهبها بهايي هستن، امروزم نميدونم چه غلطي ميكنن، عيدشونه يا عزا نفهميديم والا!"
اولين جرقهي آشنايي جدي من با بهاييت اينجا بود. تا قبل از اون از تعاليم خانواده و اجتماع، اونها رو مثل جذاميها تصور ميكردم
حالا هم با توجه به مطلالعاتي كه راجع به دينشون داشتم، نميتونم به هيچ وجه اون رو قبول يا حتا تأييد كنم، اما اقلاً ميتونيم بهشون قبطه بخورم كه تونستن اخلاق رو توي دينشون نهادينه كنن، كاري كه ما مسلمونا هر چه كرديم نتونستيم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بهنام86وامثال ايشان که قصاص قبل از جنايت ميکنند هميشه توجيه گر جنايات بشری بوده اندو راه ظالمانراهموارکرده اند به اميد يک جو انصاف
در مورد اين نظر شکايت کنيد
http://www.negahsite.org/ اين يك سايت بهايي است بهتره به سايتهايي كه بهاييان ادرس ميدهند مراجعه كنيد نه مثل اين سايت اقا يا خانم گلها شماره 82 متاسفانه اين سايت دشمنان اين ديانت هست و هيچ ربطی به مومنين ديانت بهايی ندارد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
http://bahairadio.org/ اينهم سايتي بسيار خوب براي افرادي كه با ديد روشن و بدون تعصب و اماده براي شنيدن حقايق هستند .البته اين راديو را از طريق ماهواره هم ميتوانيد بشنويد ولي با رفتن به سايت به مراجع ديكري هم از جمله كتابخانه بهايي ميتوانيد دسترسي بيدا كنيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Aram 73
Dosteh man, ino bedon keh man dosteh to hastam ... khodet ro az kamandeh dost raha nakon. Cheshmeh bina bayad dasht. In ensanhayeh past va kasif hastand keh bedonbleh ang zadan hastan chon khatar ehsas mikonan. Chon mibinan keh dokan dar haled basteh shodan hast va digar reslehy nist keh ba dorogh va tarfand besheh marsom ro farib dad va noneshon ro dozdid (Kary keh hazrateh khominy kard) ... on ensany keh hadafesh takhribeh hatta ba bombeh atom ham zehnessh baz nemisheh chon be nafesh nist!
Emrooz beh esmeh din daran donya ro michapan .. pas bayad cheh entezary az yeh mosht adameh beydavadeh gheshry dasht... as mosa va eisa ham mojezeh khastan .. valy goftan keh jadogareh .. mageh eisa ro nakoshtan! Bayad ta'asobato door rikht va azadeh zendehdy kard.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با مطالعاتی که من داشتم بهائیت اصلا یک دین نیست بلکه یکسری باید ها و نباید هاست که توسط یک شخص در یک دوره بیان شده و توسط عده ای و به جهت سیاسی و تفرقه فکنی رواج یافته . در چین هم آئین کنفسیوس طرفداران بسیار دارد ولی هیشه او را بعنوان فیلسوف و حکیم می شناسند . اگر طرح مسائل توسط باب در پی غیبت امام زمان بوده بنابر این بهائی ها مسلمان هستند چون من کسی را می شناسم که به اعتراف خود قرآن را می خواند پس اگر فرآن را فبول دارند دیگر دنبال چه هستند ؟؟ اشاره می کنم به نوشته پویا در 37 و نیز دوستی دیگر که اسلام را با مسلمان بودن اشتباه نگیرید چون اگر در خارج از ایران زندگی کرده باشید می فهمید که اسلام واقعی بیشتر در اینجا جریان دارد ...در مورد سخنان باب و بها الله بنظر من دید وسیع همیشه سخنان درست را می پذیرد چه از باب باشد چه بودا و چه محمد و ...
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دوست گرام دلم نیامد که نگویم چه زیبا بود...
دست مریزاد..
از دوستان اهل فن و متعصب ایرانی و مسلمان هم متشکرم که نظرات زیبایی ایراد داشتند
باشد سخن ماندگار
جنگ هفتادو دوملت همه ...
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
اول دستور آیین بهایی همانا تحری حقیقت است ...
پس به سخن یک شریعت ویا هر چه میخواهید بگوید و بر آن نام بگذارید گوش دهید
گر جمله ی کائنات کافر گردند
بر دامن کبریایش ننشیند گرد
باشد مکمل و دوست خوبی برای هم باشیم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با عرض سلام يا به قول دوستان بهايي الله ابهي
من يك مسلمان زاده هستم كه خوشبختانه الان به هيچ ديني پايبند نيبستم . و لي پروردگار يكتاي افريندده جهان را پرستش ميكنم .
مدتيست كه با يك خانواده بهايي آشنا شديم. صرف نظر از حقانيت يا جعلي بودن اين آيين ( كه البته من در اين مورد هيچ نظري ندارم ) افراد پيرو اين آيين بسيار
مهربان، متمدن و آدمهاي سالمي از نظر اخلاقي (اخلاق از هر لحاظ )هستند . در يك نگاه اجمالي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه كلا بهتر و سالمتر از مسلمانان
هستند. فقط چند نكته يادآوري ميكنم :
1- آن دوستاني كه در رد اين ايين از كسروي استفاده ميكنند به اين نكته توجه داشته باشند كه آقاي كسروي با همان استدلالي كه آيين بهايي را رد ميكند ،
شيعه را نيز رد ميكند.
2- ان دوستي كه در پيام 78 گفته بود بهايي ها به وطن بي علاقه هستند عرض كنم كه اتفاقا اين دوستان بهايي ما با توحه به اينكه به راحتي به هر جاي دنيا كه
بخواهند ميتوانند بروند و زندگي كنند ولي عجيب به ايران و وطن خويش عشق ميورزند و سختي زندگي در ايران را به رفاه در خارج ترجيح ميدهند و براي خود
رسالتي ديني در جهت آبادي ايران قايلند ( حداقل در مورد اين دوستان مطمئنم )
3- طي اين مدت اشنايي با دين بهايي به اين نتيجه رسيده ام كه اين آيين ( كاري به حقانيت يا جعلي بودن ندارم) از بقيه دينهايي كه من ميشناسم مدرن تر و
امروزي تر است و خيلي از احكام نادرست ( از ديد من) دينهاي ديگر را رفع كرده است . و حداقل اينكه توانسته انسانهاي بهتري در مقايسه با اسلام تربيت كند و
فكر ميكنم ما به جاي بحت پيرامون حق بودن يا نبودن بهتر است ببينيم حرف درست چسيت و غلط كجاست . نه اينكه چون مثلا فلاني لقب "سر" از انگليس گرفته
پس هر چه بگويد غلط است و فلان آيت الله هر چه بگويد درست . ( قابل توجه شيعيان كه امام علي نيز چنين توصيه اي دارد)
4- بهتر است به جاي اين بحث هاي بيهوده به همه آيين ها و تفكرات بشري (تا جايي كه باعث آزار و اذيت ديگران نشوند ) احترام بگذاريم و سعي كنيم جهاني
عاري از جنگ و بدبختي بسازيم براي همه بشريت فارغ از دين و آيين و بحث در مورد حقانيت اين دين و آن دين را بگذايم براي آن دنيا و در اين دنيا فقط رندگي كنيم
به همديگر عشق بورزيم و به قول خيام : قومى متفكرند اندر ره دين /قومى به گمان فتاده در راه يقين /مى ترسم از آنكه بانگ آيد روزى/كاى بيخبران راه نه
آنست و نه اين
5- به نظر من هر دين و آييني و ايدولوژي جز دموكراسي ( و تاكيد ميكنم هر ديني) بخواهد حكومت كند نتيجه اي جز استبداد و ديكتاتوري نخواهد داشت . نمونه آن
قرون وسطاي اروپا و نمونه زنده آن جمهوري اسلامي و كساني كه هنوز بعد از 28 سال به اين موضوع پي نبردند بايد كمي در افكار خود تجديد نظر كنند .
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام
من تو اسلوـنروز زندگی ميکنم. نروز 1000تا بهائی داره.عده ای از اونا ايرانی اند. نروزيهای بهائی گاهی سعی می کند فارسی ياد بگيرند.با لحجه با مزه ای ميگن : بفرمائيد، خوش امديد، خداحافظ... اونا غذای ايرانی و مهمون نوازی ايرانی را خيلی دوست دارند. در ضمن عيد نوروز که عيد صيام و سال نوی بهائيان هم هست راخيلی خوب برگزارمی کنند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Ma taj'e ezat ra as sare Islam bardashtim va bar sare Yahood gozashtim
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دين جالبيه! فكر كنم تنها مطلب مهم در اين دين همين سفر كردن يكي از اين بهاييون به آمريكا و فرانسه است. مگه اين دين مشكلي به جز اين نداره كه همه فقط اين موضوع رو متذكر شدند. به هر حال ممنون از همه بهاييون كه اينجا به نويسنده تذكر دادند و عمق و ريشههاي دينشون رو مشخص كردند. (آقاي نويسنده اگه اين اشتباه رو نميكرد بقيه چي ميتونستن بگن راجع به دينشون؟)
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با عرض أدب خدمت همهء عزيزان ..
در باسخ به فرمايشات جلال خان و بقيهء دوستانى كه به آيين بهائى تهمت طرح استعمارى برطانيا و روسيه را ميزنند , اين عرايض را خدمت حضرات عرض ميكنم كه ألبته در سايت negahsite.org نوشته شده :
آیا آئین بهائی ساخته سیاستهای خارجی است؟
-آموزه های بهائی خدمت به ایران و استقلال و پیشرفت ایران را تعلیم می دهد.
-در یکصد سال اول حضور دین بهائی در ایران هیچ مرجع بهائی ستیز دولتی، مذهبی و سیاسی ادعای اینکه دین بهائی ساختهء سیاستهای خارجی است نکرده بود.
-ناگفته پیداست که اگر بنیانگذاران آئین بهائی دست نشانده یا عامل دولت خارجی بودند حضرت باب زندان و به جوخه اعدام سپرده نمی شد و حضرت بهاءالله چهل سال را در حبس و زندان و زنجیر و تبعید دولت قاجار و عثمانی نمی گذراند. کما اینکه اگر امیرکبیر هم دست نشاندهء روس و انگلیس بود عزل نمی شد و به قتل نمی رسید.
-سردرگمی و آرای پریشان سازندگان ادعای توطئه از اینجا پیداست که هنوز هم نتوانسته اند تصمیم بگیرند که دین بهائی را باید به کدام سیاست خارجی نسبت دهند.
|پیامبر بهائی از ایران برخاست و از عشق به ایران و آینده درخشان این سرزمین تابان سخن گفت. بهائیان، ایران را مقدس ترین مکان دنیا می دانند و خدمت به پیشرفت ایران را وظیفه دینی و ملی خود می شمارند.
در صد سال اولیه پیدایش آئین بهائی حتی یک نفر از دشمنان بهائی هم مسئله خارجی بودن این آئین را مطرح نکرد. تنها زمانی که حساسیتهای مردم به برچسبهای سیاسی گرایش یافت بود که برای بد نام ساختن بهائیان این اتهام جعل گردید. یعنی کسانی چون امیر کبیر، میرزای شیرازی، سید جمال الدین اسدآبادی، سید محمد طباطبایی و دیگر مردان سیاسی و مذهبی که آئین بابی و بهائی را از نزدیک می شناختند و همعصر حضرت باب و حضرت بهاءالله بودند اجازهء چنین گزافه گوئی را به خود و پیروانشان ندادند. اما بهائی ستیزان عصر پهلوی به بعد راهکاری جز تهمت سیاسی بستن ندیدند. اتهام ساختهء بیگانه بودن آئین بهائی از هنگامی آغاز گردید که اتهام زنندگان چاره ای جز بستن نسبت سیاسی نیافتند.
آنان که بر آئین بهائی اتهام بیگانه پرستی می زنند مخالف آزادی سخن و عقیده برای مردم ایرانند. به همین سبب مرتب تهمت می زنند ولی به بهائیان اجازه دفاع از خود را نمی دهند. پر واضح است که در این میان دشمن ایران و دوستدار عقب افتادگی این سرزمین کیست. دشمن ایران آن است که دشمن آزادی سخن و عقیده است زیرا که زیر بنای عقب افتادگی اجتماعی و فرهنگی همین ترس از حقیقت و سرکوب آزادی سخن است. نفس اتهام، اثبات دروغ بودنش است.
آموزه های بهاءالله آموزه هایی است که لازمه رشد و پیشرفت و استقلال ایران است. چنین آموزه هایی را دشمن ایران که خواهان عقب افتادگی آن است به ایرانیان ارائه نمی دهد. بهاءالله اولین ایرانی بود که از دمکراسی، آزادی گفتار و مذهب، آشتی و وحدت ادیان، لغو احکام ارتداد، نجس دانستن دیگران، برده داری، تحقیر زنان و تبعیض حقوق گروههای گوناگون سخن گفت.
نوشته های آنانی که آئین بهائی را متهم به خارجی بودن کرده اند همواره در توضیح این مستله که این کشور خارجی چیست و این سیاست کدام است با یکدیگر در تناقضند. بهائی ستیزان توطئه پرداز هنوز نتوانسته اند در مورد ادعای پوچ خود به توافق برسند و هریک سازی می زنند. گاهی صحبت از توطئه روس تزاری و آمریکا می کنند و گاهی دیگر پای انگلستان و صهیونیزم را به میان می کشند. پراکندگی و سردرگمی بهائی ستیزان نشان می دهد که آنها از بیداری فرهنگی ایرانیان و پژوهش مستقلانه در باره آئین اصیل و نوین ایرانی واهمه دارند.
این اتهامات همگی جعل و دروغ است. بررسی علمی و تاریخی هریک از انها نادرستی آن اتهام را آشکار می سازد.
عین این اتهامات را دشمنان ادیان گذشته بر آن ادیان نیز وارد کرده اند. آنان که از حقیقت می ترسند در مبارزه با حقیقت راهی جز افترا بستن ندارند.
ضمنا آقا جلال و بابك خان أز هولند براى ادامهء اين مطلب لطفا به لينك مزبور رجوع فرماييد
http://www.negahsite.org/index.php?option=com_content&task=view&id=64&Itemid=13
درود به همهء شما ..
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دوست عزيز پويا شماره 37
اديان مختلف الهی برای يک هدف واحد آمدهاند، راهنمائی بشر به شناخت خداوند واحد،برادری و برابری و اتحاد.
جامعه بشری از نظر روحانی و اجتماعی پيوسته در تحول بوده و لذا،نيازش به آموزش های جديد و قابليتش برای درک تعاليم وسيعتر متفاوت. بهمين جهت هر پيامبری که برای هدايت بشر آمده با يادآوری و تأکيد بر اصول اوليه اديان که همان خداشناسی و برادری وروش نيکو و... باشد،تعاليمی نيز آورده که مخصوص دوره آن آئين بوده.
البته بهائيان اديان گذشته از جمله اسلام را قبول دارند و معتقدند که همه پيامبران از نظر روح پيامبری يکی هستند برای همين هم حضرت مسيح فرمودند "من اولين و آخرين هستم"
حضرت محمد هم فرمود که ايشان همان حضرت آدم هستند والبته به دليل بالا ايشان، هم اولين وهم آخرين پيامبر هستند، ولی نفرمودند ديگر دينی نخواهد آمد.
در سوره اعراف آيه 33 ميفرمايند:
و لکل امةاجل فازا اجاء اجلهم لا يستأخرون ساعة و لا يستقدمون
برای همه امتها(پيروان اديان) اجلياست (وقت و مدت آنها محدود است) يک ساعت تأخير يا پيشی نخواهد پذيرفت.
در ايه 34 خطاب به همه ابناءبشر ميفرمايند:
يا بنی آدم اماياتينکم رسل منکم...
ای فرزندان آدم البته پيامبرانی از ميان شما در آينده برای شما خواهند آمد...
از اين آيه چنين استنباط ميشود که بايد منتظر آمدن پيامبرانی ميبوديم.
دوست عزيز لطفا از آيه 33 تا آيه 47 سوره اعراف را بخوانيد،شايد جواب بعضی سوالات خود را بيابيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با عرض ادب
از گزارش شما ممنونم.
از دوستانی که به ديده انصاف نظر دادند خوشحال شدم و به وجودشان افتخار ميکنم.
1. اين باغها با تبرعات و کمک بهاييان عالم بنا شد.اميدوارم سمبلی از محبت و وحدت باشد.
2. تهمت زدن و افترا بستن بخصوص در جوامع بسته کاری است بس آسان .
چرا بايد علمای اسلام در ايران از مباحثه حتی گفتار ساده با يک جوان ساده
و محروم از تحصيل هراس داشته باشند؟
اگرمراد روشنگری باشد.
3. مکتب يا دين فقط و فقط ميتواند وسيله ای برای صلح و دوستی و ترويج اخلاق انسانی باشد در غير اين نبودش بهتر است.چون تعصب باعث جهل و جهل علت دشمنی و بد بختی است.
4.دوست 99 احمد لطفا از نکته سنجی بهائيان به تاريخ دلگير نشو.چون نمی دانی که تحريف تاريخ چه بلائی سرمان آورده.
5. در استراليا اديان و مليتها خيلی متنوعند من هميشه سعی ميکنم از آنها بياموزم که :
باغی زيباست که گلهای رنگارنگ داشته باشد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
کامنت 99 تذکر دوستان بهائی به تنها اشتباه يافت شده در متن اين گزارش غير مغرضانه بود که برای علاقه مندان آن را تصيح کردند, حال اگر در چند کامنت اول به صورت تکراری توسط افراد مختلف اين اشتباه ياداوری شد به اين دليل است که کامنتها برای تاييد بلافاصله روی صفحه درج نميشود و اين دوستان با فاصله زمان کم اين اشتباه را متذکر شدند .
و اما علت سفر حضرت عبدالبها به اروپا و امريکا تبليغ و آشنائی جامعه غرب به اين امر بود. بيش از 1400 سال قبل چون چيزی به اسم ديالوگ و مباحثه وجود نداشت تبليغ به زور شمشير صورت ميگرفت.
شما وقت خود را بيهوده صرف يافتن ريشه امر بهائی در امريکا,فرانسه,انگليس,روسيه,اسرائيل نکنيد و فقط منصفانه بينديشيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ما نفهميديم اين دين چطور ميتونه همزمان دستنشانده اينهمهکشورهای مخطلف باشد بايد خيلی جاسوسهای خبرهی باشند من فاميلهای بابام مسلمان وفاميلهای مادرم بهای هستند فاميلهاي بدرم دعوای مشروبی وارزشی برای زنها قائل نميشوند ولی فاميلئهای مادرم برعکس مودب وفهميده هستند برويد با بهائيا معاشرت بکنيد بعد انطور قضاوت نخواهيد کرد من فاميل هر دو طرفم را دوست دارم و از توهين به هر دينی ناراحت ميشوم در انجا هيچ بهايئ به کسی بياحترامی نکرده ولی چند تا از دوستان مسلمان در ايجا خيلی چيزهائی در مورد دين بهائی نوشتهاند که مغرض بودنش کاملا واضح است
در مورد اين نظر شکايت کنيد
نخست، با احترام به همه یکتا پرستان، در پاسخ به پژمان مقصودی «شماره ۶۳» باید بنویسم که وصل کردن شجره نامه به یزدگرد پس از حمله عرب، امری عادی بوده. حتا گفتند که همسر امام حسین دختر یزدگرد بوده (یزدگرد ۱۷ یا ۱۸ ساله). ارتباطهای شجره نامه ای حتا در آغاز کار ساسانیان نیز وجود داشته چنانکه اردشیر بابکان، شاپور را زاده دختر آخرین پادشاه اشکانی معرفی کرد. بنابراین جای بحث فراوان در شجره نامه هاست. در مبحث حکومت و فرمان صادر کردن (حتا مذهبی) این مولفه هنوز در هر جامعهای اهمیت دارد، پس بیهوده نمی توان ایرانیان را عقب مانده دانست چون ریشه کسی را جستجو می کنند.
اما دانش، کوپن و روانپزشکی و اتم و غیره را نمی توان بطور مطلق به لنین و فروید و اینشتین و غیره چسباند و نتیجه گرفت علم را فلانی آورده. چه کسی گفته نیروگاه اتمی را اینشتین ساخته یا کوپن را فقط یک نفر تولید کرده؟ تازه همین چند وقت پیش بود که نوشتند بیشتر چیزهایی که اینشتین گفته، عقیده های زنش بوده. علم نتیجه زحمت بشر است، نه مردمی خاص. مثلا وب سایت بی بی سی، سایتی برتر است، اما نمی شود گفت انگلیس مخترع سایت است پس آلمان از آن استفاده نکند. راستی تبلیغ اینکه فلان اختراع را آدمی با فلان مذهب ساخته، خودش یک نوع تبعیض است و تبلیغ برای یک گروه خاص و دنیای مدرن آنرا مردود می داند. نژاد پرستی مردود است!
در پایان، گزارش خوبی بود بهزاد عزیز، افزون بر این، نوشتار خوانندگان. این کارها ستودنیست، همین گزارش هاست که بی بی سی را بهترین نگه می دارد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام بر همگي
در پاسخ آقاي رهنما رديف 101
من سعي كردم تمامي مستندات از مراجع بهايي باشد.
اگر افترايي در متن وجود دارد مشخص فرماييد تا اصلاح شود
موفق باشيد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با سلام
ابتدا از مسئولينی که اين فرصت را فراهم آورده اند تا اين تبادل افکار برگذار شود بسيار متشکرم.
ايکاش مردم دنتا در همه زمينه هايی که اختلاف نظر دارند،چنين فرصتهايی ميداشتند تا با ارائه نظريات واشنا شدن با دلايل و نقطه نظرهای ديگران،سوءتفاهم ها اندکی برطرف شود.
در جواب يکی از دوستان که پرسيده اند:
چرا دين بهايی را انتخاب کرديد؟ بايد بگويم
هر شخص منصفی که آثار حضرت بهاءالله را بخواند رايحه حقيقت را از آنها استشمام ميکند.
آثار حضرت بهاءالله نزديک به يکصد جلد کتاب ميشوند که اکثر قريب به اتفاق آنها در تبعيد و زندان نازل شده اند. بعضی در استدلال به حقانيت ظهورشان است،مانند کتاب ايقان. بعضی الگو وراهنمای رسيدن به حقيقت مطلق و درک آن است،مانند هفت وادي. الواحی راهنمای بشر در زندگی اجتمائي و در رسيدن به صلح و اتحاد هستند، مانند بشارات.
به هر يک از اين آثار که به ديده انصاف بنگريم، پی خواهيم برد که اين آثار از همان بارگاهی ارسال شده که کتابهای آسمان قبل فرستاده شده اند.
دليل ديگر اينکه کتابهای آسمانی قبل، به ظهور اين امر الهی وعده داده اند.
دانيال نبی در تورات، يوحنای رسول در انجيل (مکاشفات يوحنا)
اين هر دو به تاريخ 1260 هجری و 1844 ميلادي،يعنی سال ظهور حضرت باب به عنوان سال ظهور موعود اشاره کرده اند.
بر اساس همين وعده ها بود که عده ای از پيروان حضرت مسيح در دامنه کوه کرمل،همانجائی که امروز باغهائی که عکسهايش را در بالای صفحه ملاحظه فرموديد
ساخته شده، سکنا گذيدند و منتظر ظهور موعود بودند که ميبايست در همان روزها واقع ميشد.
بشارت های اسلامی هم سال 1260 را تائيد ميکند.
مثلا در سوره يونس آيه 47 تا 51 ميفرمايند:
و از برای هر امتی رسولی است که چون رسولشان آمد،بر آنها به عدالت حکم ميکند و بر آنها ستم نميشود.
و وقتی از حضرت محمد سوال ميشود: اين وعده کی خواهد بود؟
ميفرمايند: برای هر امتی اجلی است و جون اجل ايشان آمد يک ساعت هم پس پيش نخواهد شد.
در تعيين اين موعد در سوره سباآيه 28 ميفرمايند:
ميعاد برای شما يکروز است و ساعتی جلو يا عقب نخواهد شد.
و يکروز از نظر خداوند هزار سالاست. (سوره حج آيه 44 و همچنين سوره سجده آيه 4)
در آيه4 ميفرمايند:
"يدبرالامر من السماءالی الارض... فی يوم کان مقداره الف سنه مما تعدون"
تدبير ميدهد امر را از آسمان به سوی زمين پس عروج ميکند بسوی او
در روزی که مقدار آن هزار سال است از آنچه شما می شماريد.
بنا بر اين اگر سال رحلت حضرت امام حسن عسکری يعنی 260 را با عدد 1000 جمع نمائيد، سال 1260 بدست مي آيد.
دلايل بسيار ديگر هم هست. مثل دليلی که شما با توجه به اينکه حدود پنج بيليون از 6 بليون جمعيت کره زمين مسلمان نيستند و حتی گروهی ديانت اسلام را جعلی و دروغين ميپندارندو کتابها و مقالاتی عليه اين دين مبين مينويسند، بااينهال مسمان شديد.
موفق باشيد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
قربان همگی شما. اقاجان/خانم جان تاکی ميخواهيم جدل بکنيم؟ عيسی بدينش موسی به دينش . ما همه ايرونی هستيم. چه فرق ميکنه چه دين و اعتقادی داشته باشيم. اگر همه با هم متحد بشيم ميتونيم کشورمونو بسازيم. اگر نه همين آشست و همين کاسه ای که هر روز ميبينيم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با عرض ادب و احترام به تمامی خواننده های اين مطلب عالی و پر جوش و خروش. و در ضمن تشکر از گزارشگر عزيز برای نه فقط بيطرافانه نوشتن اين موضوع بلکه تمامی سفرنامه (الحق که لقب ابن بطوطه را بجدارت استحقاق کردي. ايول)
اول از همه ميخواهم از همه (مخصوصا بزرگترها) اجازه بگيرم و 2 خط هم نظر خودم را بدم. من نه پژوهشگرم نه اخوند نه عضو محفل. 28 سال عمر دارم که 12 سال ان را قران مجيد را در مدرسه اموختم.
در اول کلام ميخواهم فرق بين 2 واژه "نبي" و "رسول" را توضيح بدم
نبي: از ريشه نبأ ميايد و ان هم معنای خبر دارد. انبيا زيادی بودند. مانند هود و نوح و و . . .
اينان از طرف خدا ميايند به وحدانيت خدا خبر ميدن ولی کتاب اسمانی جدا از طرف خدا نميارند.
رسول: از ريشه رسل ميايد که بخصوص با فرستادن نامه استفاده ميشود. رسول از طرف خدا نامه "شما کتاب اسمانی بخوانيد" مياورد. امثال رسل را همه خوب ميدانند، موسي، عيسي،محمد ....
حالا,در هيچ جای قران مجيد نيامده که حضرت محمد اخر المرسلين هستند. بله وارد شده که ايشان خاتم الانبيا هستند ولی خاتم المرسلين در هيچ ايه قران نيست. شايد واژه "خاتم المرسلين" به گوشتان اشنا باشد , ولی اين دليلی بر ان نيست که در قران مجيد ذکر شده باشد، بلکه امامها و اخوندها در حرفها و خطبه های خود استفاده ميکنند ولی هيچ قاعده الهی ندارد و از براورده های محض بشر قابل الخطا است.
دليل ذکر من اين موضوع اينست که حتا بهائيها با مسئله ختم نبوت از طرف حضرت محمد موافقند. بلکه در اثار بهائی هم مکررا ذکر شده که حضرت محمد خاتم الانبيا هستند ولی خاتم الرسل نيستند
. شما بخود بفرمائيد و مطمئننا قران را از من بهتر بلديد. اگر حرف من اشتباه بود, شما از قران مجيد ايه درباره خاتميت رسالت بياوريد (همانا تحری حقيقت).
خوب. اين مسئله موکول ميشود به بعد تا وقيکه کسی با استدلال از قران مجيد عکس چيزهای که ذکر کردم بياورد....
اما مسئله دوم.....
خداوند باری تعالی به کمال وضوح و تمام زيبائی در سوره الکهف ايه 109 ميفرمايند :
((قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربي لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربي ولو جئنا بمثله مددا))
که ترجمه لفظی ان ميشود "اگر درياها جوهری باشد برای حرفهای خدا، دريا خشک ميشود ولی حرف خداوند تمام نميشود." خود خداوند ميفرمايند برای حرفهای وی حدی يا زمانی نيست. وما به ان سادگی ميخواهيم بگيم تمام شد و بس.....
بشر از زمان خلقت ادم تا امروز در حال ترقي و رشد است. در هر دوره و زمان خداوند با بشر باندازه عقل و فکر بشر صحبت ميکند. در زمان حضرت مسيح ان بود که با همسايه خود خوب رفتاری کن. بعد در دوره حضرت محمد دم از قبيله و اعراب و اعجام و حتی حبشه و يونان. حضرت بهاءالله ندای اوردند برای تمام بشريت و دنيا است.
اين همانا مانند مدرسه و معلم است. عدم تدريس معلم دبستان تئوری های فزيک يا شيمی که معلم دبيرستان به شما تدريس داد علامت ضعف يا نادنی معلم دبستان نيست. بلکه عقل و فهم يک کودک دبستانی در حد ان نيست که شيمی يا فيزيک را بفهمد. واين مسئله هيچ از قدر و فهم معلم دبستان نميکاهد. شما تجسم کنيد اگر در دوره حضرت محمد, ايشان ميفرمودند حقوق مردها و زنها يکيست, انهم در ان زمان و در ان مکان صحرای عربستان که زنده زنده دختران تازه زاد را بگور ميسپردند... انحضرت فرمودندکه زنان خواهران مردان هتنذ. و حتی نصف حق را به بانوان دادند و بهشت را زير پاهای مادران مژده دادند. بفضل اين بشريت رشد کرد. والان اين مسئله خيلي بديهی است که زنان و مردان دو بال انسانيت هستند اگر 1 بال درست کار نکند اين پرنده نميتواند بدرستی پرواز کند.
غرض از اين انست که کورکورانه از تقليد پرهيز کنيم و بدون هيچ حب يا بغضی تحری حقيقت کنيم بعد انتخاب کنيم و به عقيده ديگران احترام قائلشيم.
برای ما ايرانيها همه چيز از دست اين انگليسياست، حتا وقتيکه تيم ملی بد بازی ميکنه و ميبازيم بازهم از دست انگليساست... حالا خدا يه دين جديدی فرستاده که کاسه کوزه هرچی رباي، کشيش، اسقف، اخوند و ملا را بهم زده.. فکر نميکنيد اينهم ميگن از دست انگليساست ؟؟؟
باسپاس
در مورد اين نظر شکايت کنيد
:These are my personal observations
If you were to travel throughout the world, you would recognize that no one has been more instrumental in endearing the value of Islam and the Quran to the non-Muslim world than the Baha’is
Of all the movements and products that have come out of Iran in the last 200 years, nothing has brought more respect and honor to Iran and Iranians in the eyes of the rest of the world than the Baha’i movement
In democratic countries, the Baha’is are perceived as a force for the good in the world, as a highly evolved and respected humanitarian movement. If you get a chance to travel in these countries, I believe you will be able to confirm these observations for yourself
در مورد اين نظر شکايت کنيد
واقعا متاسفم که با یک مطلب این جوری به جون هم افتادید و هر کدام دارید سنگ دین و مذهب خودتون را به سینه میزنید که از اون یکی کم نیارید.شما که با یه مطلب این جوری به جون هم می افتید دیگه به انگلیسی ها چه نیازه
در مورد اين نظر شکايت کنيد
به نظر من خيلي كوته فكريه كه فكر كنيم خدا فقط به زبان عربي با مردم ميتونه حرف بزنه ! مگه نه اينكه هر پيغمبري كتابش را به زبان مردم خودش مي آره؟ پس چرا كتابهاي باب و بها به عربيه؟ شما كه اينقدر ايران ايران مي كنين جه جوابي دارين؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
اقای شماره 113 ... بهتر است بجای تعصب کورکورانه يکمی بيشتر پژوهش کنيد و دنبال حقيقت بکرديد
دليل اينکه اثار حضرت باب و حضرت بهاءالله به دو زبان فارسی و عربی بود (دقت کنيد فارسی و عربي) ان بود که 200 سال پيش زبان علما و دانايان ايران زمين فارسی و عربي بود. اين نقطه قوت اثار بهائی است نه مورد ضعف که به هردو زبان شيرين فارسی و زبان عميق عربی وحی نازل شده. قابل توجه است که اثار بهائی چونکه برای تمام انسانيت است به تمامی زبانها ترجمه شده، مثلا يک افريقای به زبان محلی خود ميتواند با خدای خود دعا و راز و نياز کند و لازم نيست به زبان عربی ندای "الله اکبر" بدهد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من كاملا با نظر113 موافقم.اين شيفتگی و عشق بی پايان به زبان عربی در سرتاسر تاريخ بابيگری و بهائيت ديده ميشود.در برابر دشمنی كينه توزانه با هر آنچه كه ايرانيست به ويژه در سخنان و نوشته های باب خيلی برجسته است وجلب توجه ميكند.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
من برای اون افرادی که به بهايی ها و دين اونها بی احترامی کردن واقعا متاسفم..ما ايراني ها بايد ياد بگيريم که به همه ی اديان الهی احترام بگذاريم..من در شهر ادليد(استراليا)زندگی می کنم و 90% ايرانی های اينجا بهايی هستند.. با جناب يکتاپرست و بابک از تورنتو کاملا موافقم. بهايی ها بسيار انسانهای سالم و با ايمان و پاک هستن و من ازشون خيلی درس گرفتم.. ما مسلمون ها هم بهتره به جای ادعای دينداری چشمهامونو خوب باز کنيم و حقايق رو ببينيم!!!!!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بعد از این همه اظهار نظرها, دوستان لطف کنند و کتاب بهاییگری آقای احمد کسروی را مطالعه کنند تا همه چیز را در مورد بهاییت و بابیت بدانند. من افراد زیادی را دیده ام که که در مورد بهاییت اطلاع درستی نداشته اند و قضاوت صحیحی هم نداشته اند اما با توضیحات غیر قابل انکار که آقای کسروی در کتاب خود آورده اند حقیقتا هر آزاد مردی از این همه جهالت شرمسار می شود. این باغهای مجلل را که می بینم به یاد اهرام مصر می افتم زمانی آنقدر جاهل در دنیا بود که دویست هزار برده مصری را در راه ساختن سه تا قبر برای یک فرعون با اعمال شاقه به کشتن بدهند. امروز هم همین طور است اما خوشبختانه جاهلان دنیا کمتر شده اند . کتاب بر روی اینترنت هم موجود است آن را بخوانید و بعد قضاوت کنید . متشکرم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
شماره 113-115
دراثار بهايي از زبان فارسی به لغت نورا تعبير رفته و متون فارسی ديانت بهايی مانند ايقان- هفت وادي- بشارات-اشراقات- طرازات-تجليات-کلمات فردوسيه-کلمات مکنونه فارسي و صدها لوح و مناجات و... با اسلوبی بديع و بيانی شيوا- مفاهيمی عميق و متنوع راشامل است که متجانس با احتياجات بشر در عصرحاضر ميباشند. جوانان بهايی ايران که دوره ای بنام "معارف عالی امر" راگذرانده اند 4 سال برای اشنايی با اين متون صرف نموده اند تا تنها با اهم اين اثار اشنا گردند. به خاطر داشته باشيم كه بسياري از مفاخر ايران -بزرگان و دانشمندان- بيشتر اثارشان و شايد تمام ان به زبان عربيست.
ايران زادگاه ايين بهاييست. نه تنها بهاييان ايرانی به ان عشق ميورزند بلکه بهاييان عالم ازهر رنگ و نژاد ايران رامی ستايند. ايين بهايي عشق به سرزمين ايران را در قلب چندين ميليون بهايی عالم بر افروخته. انان سرزمينی را که به خون 20000 هزار شهيد دوره اغازين اين امر و صدها شهيددوره های بعدو سالهاي اخير رنگين است عزيز ميدارند. کافيست سری به سايت youtube بزنيد تا ببنيد که مثلا بهاييان افريقايی -امريکايی -اسيايي و ... نوروزرا جشن ميگيرند و به زبان فارسی به يکديگر و همه ايرانيان تبريک ميگويند.چه لذت بخش است وقتي در ميان غير ايرانيان با رنگ ها و گويش هاي گوناگون مردمي را مي بينم كه نه تنها از ايران نمي گريزند بلكه ان را مي ستايند و عزيز ميدارند.
امر بهايی نام ايران را اوازه ای نيک بخشيده و احترام عالم را به تعاليم مترقی خود و زادگاه نازنينش -ايران- برانگيخته است.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
dar javabe hassan e aziz...baradare man shoma age kheili doos dari az in roshan fekria bokoni aval ye ketab e khode bahaia ro bekhoon bad ye ketabe radie ham bekhoon...bad charta adame bahai ro ham bebin bad moghayese kon...jahel chie marde momen kodom ghanoone in din jaheliyate? eteghad be solhe omoomi o nazme edarie jahani eteghad be barabarie zano mard o dorost zendegi kardano momen boodan be khoda ya adam nadoonestane zana o zire chador mahveshoon kardano sare charta adame mazloomo boridan????? jaheliyat kodoome ke too gharne 21 hanooz sare mardomo daran miboran? to chanta ghatele bahai didi? to chanta mashroob khore bahai didi? to chanta dozde bahai didi? +
در مورد اين نظر شکايت کنيد