وبلاگ بی بی سی فارسی

ارسال پيام صوتی برای بخش فارسی: قهرمان جام جهانی کيست؟

اميد فراستی 30/06/2006, 04:30 PM

از اين پس می توانيد پيام های صوتی خود را بدون نياز به تماس تلفنی و از طريق اينترنت برای بخش فارسی بی بی سی ارسال کنيد. اين کار بدون هزينه و آسان است. پيام های شما ممکن است برای پخش در راديو بی بی سی برگزيده شوند يا از متن آنها در سايت استفاده شود. شما همچنين می توانيد از اين طريق نظر، انتقاد يا پيشنهادتان را نيز برای ما ارسال کنيد. لطفا اگر تمايلی به پخش صدايتان از راديو بی بی سی نداريد، حتما قيد کنيد.

برای شروع اگر مايليد نظرتان را در مورد قهرمان جام جهانی فوتبال آلمان بگوييد. به نظر شما چه تيم هايی به مرحله نهايِی خواهند رفت و چه تيمی قهرمان اين جام است؟ در صورت تمايل نام خود و محل زندگی تان را نيز قبل از اعلام نظر بگوييد. برای ارسال پيام صوتی، اينجا را کليک کنيد. هرچند نياز به توضيح خاصی ندارد، اما اگر خواستيد از دستور العملی که در مطلب قبلی وجود دارد برای ضبط پيام خود استفاده کنيد. اميدوارم اين امکان مورد توجه شما قرار گيرد و بيش از پيش نظراتتان را در زمينه های گوناگون بشنويم. شما همچنين می توانيد در نظرسنجی سايت اينترتی بی بی سی فارسی نيز شرکت کنيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

شکست و موفقيت!

اميد فراستی 30/06/2006, 11:46 AM

طرح استفاده از اسکايپ و ياهو در عمل کمی با مشکل مواجه شد. يکی از منتقدان فيلم وقتی فيلم های هنری فروش نمی کردند، می گفت: فلان فيلم با شکست تجاری موفق شد! اين پروژه هم فعلا با شکست تجاری موفق شده است. يکی از دوستان از ايران لطف کرد و کلی وقت گذاشت تا هر دو اين راه ها را آزمايش کنيم. از ياهو شروع کنم. خدمات صوتی ياهو متاسفانه نمی تواند از سد ديوار آتشين (Firewall) بی بی سی بگذرد و نتيجتا کلا استفاده از ياهو را بايد فراموش کرد! با توجه به اين که وقتی هم برای چت کردن نداريم، نتيجتا شناسه بی بی سی در ياهو بدون استفاده می ماند. برای استفاده از اسکايپ هنوز نا اميد نشدم. هرچند فعلا کسی پيغامی نگذاشته و ظاهرا مشکلاتی برای اين کار وجود دارد. مجدد کمی تلاش می کنم تا ببينم قابل رفع است يا نه. اگر راهی پيدا کردم، دستورالعمل کاملش را می نويسم. Send Me A Messageاز خدمات ديگری که در اين زمينه هست يکی هم اودئو (odeo) است که باز هم به لطف دوستمان در ايران آن را هم امتحان می کنيم. اودئو در اصل برای پادکست ها استفاده می شود و امکان ارسال نظرات صوتی را برای آنها فراهم می کند. شما هم با اين سرويس می توانيد نظر صوتی برايمان بفرستيد. چطور و چگونه؟ روی اين تصوير کليک کنيد تا ما هم بفهميم! به نظر می آيد استفاده از آن چندان پيچيده نباشد.

- پی نوشت: خب امتحان شد. ساده و بی دردسر است و با يک کليک به مقصد می رسد! اسکايپ و ياهو را فراموش کنيد. اينجا را کليک می کنيد و به صفحه ای می رويد که از شما اسم، ای ميل، و موضوع پيام را می خواهد. بعد هم کافی است دکمه Record را فشار دهيد. البته قبلش حتما ميکروفن را جلوی دهانتان بگيريد! آخرش هم Send را فشار دهيد تا پيامتان را به ما برسانيد. اگر بخواهيد می توانيد متن اضافه ای هم همراهش کنيد، يا پيامتان را بشنويد و اگر خوب نشده پاک کنيد و پيام ديگری ضبط کنيد. خلاصه اصل جنس است. بشتابيد ... پيام های شما ممکن است بصورت نوشتاری در سايت اينترنتی بخش فارسی بی بی سی، يا بصورت صوتی در برنامه های راديويی بخش فارسی بی بی سی استفاده شود. يادتان باشد که اگر مايل نيستيد صدايتان از راديو پخش شود، حتما قيد کنيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

خانه ماندن يعنی بيرون رفتن!

اميد فراستی 29/06/2006, 04:24 PM

ويکتور کيگان امروز در گاردين مطلبی داشت در مورد انقلاب آن لاين و زندگی مجازی. اشاره می کند که بايد کم کم پذيرفت که دنيای مجازی اينترنت برای نسل های جديد دنيای واقعی است و جايی است که آنها ارتباطات اجتماعی خود را سر و سامان می دهند. او می نويسد با 80 ميليون کاربر MySpace و کاربران دهها هزار وبلاگ و سايت هايی با خدمات مشابه برای اشتراک موسيقی و عکس و ويديو، والدين الان بيش از پيش نگران "آنچه طبقه بالا در جريان است" هستند. تعبير جالبی هم در مطلبش بکار برده بود: "خانه ماندن" نوجوانان امروز معنی تازه ای برای "بيرون رفتن" است. به نظر نويسنده، بزودی نسلی که به اين شکل بزرگ شده اند وارد بازار کار و سياست می شوند و راه های کاملا انقلابی برای انجام کارها و اداره امور با خود به همراه می آورند. آخر مطلب هم به حضور بی بی سی در دنيای مجازی زندگی دوم (Second Life) اشاره کرده و پيش بينی می کند که شايد بزودی شاهد شرکت های بزرگی باشيم که فقط در اقتصادهای مجازی حضور داشته باشند.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

ارتباط با بی بی سی فارسی از طريق اسکايپ

اميد فراستی 28/06/2006, 05:43 PM

يکی از راه های ارتباط با بی بی سی فارسی استفاده از برنامه تلفن اينترنتی اسکايپ (Skype) است. اگر دوست داريد صدايتان را به گوش ما برسانيد، شناسه bbcpersian را به اسکايپ خود اضافه کنيد و پيغامتان را در پيغامگير بخش فارسی بی بی سی ضبط کنيد. فايده اش اين است که مجانی است و با خيال راحت می توانيد حرفتان را بزنيد. لطفا اگر تمايل نداريد از صدا و پيغامتان بصورت صوتی يا کتبی استفاده شود حتما هنگام ضبط پيام، قيد کنيد. همچنين اگر پيغامتان برای فرد يا برنامه خاصی است، حتما نام فرد يا برنامه مورد نظرتان را نيز ذکر کنيد.

پيغام شما ممکن است در صفحه صدای شمای سايت بخش فارسی بی بی سی منعکس شود يا از راديو بخش فارسی پخش گردد.

برای آنهايی که با اين برنامه آشنايِی ندارند، اسکايپ شبيه برنامه هايی چون ياهو مسنجر يا ام اس ان است. همچون آنها برای استفاده در اينترنت مجانی است. کسانی که بخواهند البته می توانند با پرداخت پول از طريق کرديت کارد، به شماره تلفن های ثابت يا همراه زنگ بزنند يا حتی شماره واقعی داشته باشند تا ديگران از تلفن های عادی به آنها زنگ بزنند. ياهو مسنجر و ديگر پيغام برهای اينترنتی نيز اينگونه خدمات را ارئه کرده اند.

- يکی از خوانندگان استفاده از ياهو مسنجر را هم پيشنهاد کرده اند، راستش مراحل ضبط پيام چندان در آزمايشی که انجام داديم آسان نبود ولی به هرحال شناسه ياهوی بی بی سی فارسی را در اختيارتان می گذارم تا آزمايش کنيم و اگر نتيجه موفقيت آميز بود، از آن هم استفاده خواهيم کرد: شناسه ياهو: bbcworldservice_persiansection

فراموش نکنيد که اين دو امکان برای چت کردن نيست و لطفا صرفا از آنها برای ارسال پيام های صوتی خود استفاده کنيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

بی بی سی و جذب فوتبال دوستان

اميد فراستی 27/06/2006, 05:10 PM

فايننشيال تايمز امروز خبر داده که پوشش خبری جام جهانی فوتبال توسط بی بی سی 58 درصد ترافيک سايت های ورزش را به خود جلب کرده است. بر اساس همين گزارش صفحه ورزش بی بی سی پنج برابر از سايت رسمی فيفا بيشتر مخاطب جذب کرده است.

به گزارش نيلسن/نت ريتينگ طی ماه گذشته مخاطبان سايت های ورزشی بريتانيا درهفته 51 درصد رشد داشته است. بر اساس همين گزارش اين سايت ها 3 ميليون بازديدکننده در هفته داشته اند. اين آمار درحالی منتشر می شود که رقبای تجاری بی بی سی بيش از پيش به بودجه ای که برای گسترش بخش آن لاين آن اختصاص يافته اعتراض کرده اند و می گويند رقابت با آن را غيرممکن خواهد کرد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

حامی آنگولايی علی دايی!

Sina Motalebi 24/06/2006, 02:36 PM

An Angolan Reporter

سينا مطلبی: ديدار آخر ايران در استاديوم لايپزيگ، يک خبرنگار آنگولايی کنار دستم نشسته بود که در تمام طول بازی با هيجان شديد کشورش را تشويق می کرد و فرياد می زد.

هر بار هم بازيکنان آنگولا فرصتی را از دست می دادند، چنان محکم روی ميز می کوبيد که همه ناچار دست از کار می کشيدند و تماشايش می کردند. وقتی آنگولا گل زد، ديگر طاقت نياورد و رفت روی صندلی، يک شال با رنگهای پرچم آنگولا را از کيفش درآورد و شروع کرد به چرخاندن!

جدای تک تک بازيکنان آنگولا که به نوبت تشويقشان می کرد، يک بار هم که بازيکنان ايران با پاسهای کوتاه خودشان را به پشت هجده قدم حريف رساندند ولی علی دايی با يک بغل پا توپ را تحويل مدافعان آنگولا داد، هيجان زده شد و فرياد کشيد: "علی دايی... علی دايی!" از اين لحظه به بعد هر وقت توپ به دايی می رسيد، همکار آنگولايی ما بلند می شد و برايش دست می زد.

راستش با آنکه خيلی دلم می خواست دايی بعد از نمايشش جلوی مکزيک جزو يازده نفر اصلی ايران در ديدار آخر نباشد، اما وقتی که حضورش قطعی شد آرزو می کردم يکبار، برای يک لحظه بتواند همان دايی پنج شش سال پيش باشد و فرصتی را استفاده کند و توپ را به تور بچسباند تا حيثيتی که هم برای او و هم برای فوتبال ايران ارزشمند است، بيشتر از اين خدشه نبيند.

اما از همان لحظه ای که در هجده قدم، توپی را که به او رسيد درست مثل يک مدافع با ضربه سر دور کرد، دقيقه به دقيقه آرزويم را دست نيافتنی تر می ديدم.

دايی با سابقه حضورش در بايرن مونيخ بين آلمانی های فوتبال دوست، چهره ای آشنا بود. يکی از خبرنگاران می گفت که چند سال پيش که به هامبورگ رفته بودند، مردم حتی دايی را بيشتر از مهدوی کيا می شناختند و وقتی از آنها نام يک بازيکن ايرانی سئوال می شد اسم او را می آوردند. گلزنی به ميلان و چلسی و دو گل حساس به آرمنيا بيله فيلد، خاطره ای از دايی ساخته بود که افسوس، با اين جام جهانی و اين حضور بی اثر، بر باد رفت.

وقتی دايی در طول نود دقيقه نه توانست ضربه سر محکم و دقيقی بزند، نه پاس درستی بدهد، نه توپ را نگه دارد و نه از مدافعی بگذرد، خنده های تمسخرآميز دو خبرنگار آلمانی که پشت ميز کناری من نشسته بودند به اندازه داد و فريادهای همان خبرنگار آنگولايی، اعصاب خرد کن بود.

شنيده ام که صحبتهای دايی در مصاحبه با عادل فردوسی پور پس از بازی مکزيک، بسيار تاثرآور بوده و حتی در ميانه حرفها بغض کرده است. مصاحبه فردوسی پور را نديده ام اما دايی اگر بابت شکستن اسطوره اش گلايه ای دارد، بايد نام خودش را هم در سياه کسانی بگذارد که شايسته ملامتند. او حتی در آستانه بازيها هنوز باور داشت همه کسانی که خواهان بازنشستگی کاپيتان هستند، غرضی دارند. اما هيچکس جز دايی نمی توانست با غرض ورزی پايش را به ميدانی بکشاند که در توانش نيست.

کمی پيشتر از دايی در فصل گذشته فوتبال ايران، علی پروين هم که در دهه های اخير "سلطان" بی منازع پرسپوليسی ها بود، آنقدر از رفتن سر باز زد که هوادارانش روی سکوها "حرمتش" را شکستند و از او خواستند که "حيا" کند و پرسپوليس را "رها" کند.

پيشترها، خيلی از کسانی که ساختار فوتبال سنتی ايران و نماد و نمودش، "سلطان علی پروين" را نمی پسنديدند، اميدوار بودند علی دايی که پرافتخارتر از پروين است و تحصيلکرده و فرنگ ديده و باهوش و امروزی هم هست، بيايد و بساط سلطانی پروين را جمع کند. اما دست روزگار سقوط هر دو اسطوره را همزمان رقم زد.

با اين حال هنوز تصوير هميشگی دايی را پيش چشمم دارد که با نگاهی مصمم، دست بر زانو می گذارد و از زمين بلند می شود تا به بازی ادامه دهد. کسی که يکبار در هيروشيما با طحال پاره به ميدان آمد تا تيمش را رها نکند، بايد از پس هر جراحتی برآيد. مگر آنکه خبری که به نقل از روزنامه "بيلد" منتشر شده درست باشد و دايی، هنوز مصمم به بازی در تيم ملی، عمق جراحتش را در نيافته باشد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

مرسی به اینهمه اظهار نظر!

اميد فراستی 23/06/2006, 05:14 PM

بهزاد: اولا بابک (ساطلی) خودش کلی از نارسائی های صفحه ناراضیه و از ناراحتی سنگ کلیه گرفته (بخدا) و می گه: کلمات بزرگن، آرشیو هفته های قبل کو؟ عکسهای صفحه کمه! چرا ایران باخت!!!

در ضمن محمود هم برای پیشرفت صفحه خیلی داره بدو وادو می کنه. الان هم کلافه داره تو دفتر می دوه که کار پادکاست رو تموم کنه. منهم از صفحه راضیم. حالا منو بابک و محمود باید یواش یواش سر تیم فنی رو شیره بمالیم و یک "چت روم" هم باز کنیم ... و بزودی یه صندوق بانکی راه بنداریم که بیننده های سایت پول بفرستن تا که من برم دماغمو عمل کنم که اینقدر تو عکسها گنده نیفته. حالا هم بریم برنامه شب هفتم . . .

اميد: به بهزاد پيشنهاد می کنم قبل از عمل، اين گزارش رو در مورد جراحی های زيبايی حتما بخونه!

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

ورود شير ممنوع!

Sina Motalebi 22/06/2006, 04:52 PM

سينا مطلبی: ديروز کسانی که در لايپزيگ با پرچمهای شيروخورشيد برای تماشای ديدار ايران و آنگولا می رفتند، ناچار شدند پرچمهايشان را بيرون ورزشگاه رها کنند.

زمان ورود تماشاچيان، بلندگوهای استاديوم از هواداران خواست که پرچمهای ايران با نشان شيروخورشيد را با خود به ورزشگاه نياورند و هنگام بازرسی در ورودی استاديوم هم، که بسيار سفت و سخت تر از ساير ورزشگاهها انجام می شد، ماموران اين پرچمها را از تماشاگران گرفتند.

هرچند در بازی های قبلی پرچمهای رسمی ايران با نشان جمهوری اسلامی که در فروشگاه های رسمی جام جهانی و مراکز خريد شهرهای ميزبان فروخته می شد، پرشمارتر بودند اما تعدادی از پرچمهايی که نشان قديمی ايران، شيروخورشيد را بر خود داشتند نيز در دست تماشاگران و روی سکوها ديده می شد.

بسياری از گروههای سياسی و فرهنگی خارج ايران که نشان جمهوری اسلامی را بر پرچم سه رنگ ايران نمی پسندند، همچنان از نشان شيروخورشيد بر پرچمهای خود استفاده می کنند. اين گروهها طيف وسيعی را در بر می گيرند که از طرفداران بازگشت سلطنت، حکومتی که شيروخورشيد نشان رسمی اش بود تا مخالفان و فعالان راه براندازی آن حکومت، مانند مجاهدين خلق را شامل می شود.

گذشته از اين، نشان شيروخورشيد يک نشانه تاريخی، فرهنگی و هويتی هم هست و بسياری از ايرانيان بخصوص نسل جوان مهاجر، آن را به عنوان نمودی از علاقه شان به "ايران کهن" به کار می گيرند.

اما به نظر می رسد، اين نشان به عنوان يک تظاهر سياسی به برگزارکنندگان مسابقات معرفی شده و با توجه به اصرار فيفا برای پرهيز از سياسی شدن رويدادهای ورزشی، تماشاگران ايرانی از پرچمهای خود که آراسته به اين نشانه تاريخی بوده اند، منع شده اند. همچنانکه در اين دوره، برخلاف جام جهانی فرانسه در سال 1998، پيراهنهايی که تصاوير رهبران گروههای مخالف جمهوری اسلامی را بر خود داشتند، در ميان تماشاچيان ديده نشد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

صفحه تازه روز هفتم

اميد فراستی 22/06/2006, 01:18 PM

Behzadديروز صفحه روز هفتم در سايت بی بی سی تغيير کرده. همونطور که می بينيد خيلی با صفحات ديگر سايت متفاوت است و حال و هوای ديگه ای داره، طبيعتا حال هوای روز هفتمی ... هرچند علت اين تغيير قابل حدسه ولی برای اينکه دقيقتر بفهمم و ببينم کی بانی اون شده کسی بهتر از خود بهزاد پيدا نکردم. برای همين از راهرو باريکی که چند تا اتاق و استوديوی ضبط راديو توش هست گذشتم و وارد اتاقش شدم. کلاهش از پشت مونيتور داد می زدم، بهزاد سر ميزشه! ... مشغول تدوين يه فايل صوتی برای برنامه اش بود ...

بهزاد يه ادا در آر عکس بگيرم ... بهزاد می گه طرح اين صفحه حاصل سر و کله زدن های بابک ساطلی، وب مستر روز هفتم است با بخش فنی بی بی سی. ظاهرا بابک اول يه سايت سايه برای روز هفتم درست می کنه و با فعال شدنش کلی تغييرات درش ايجاد می شه و همون مبنای اين صفحه تازه قرار می گيره ... چيزی که بعدا قراره به اين صفحه اضافه بشه بخش شب هفتمه که اساسا به مخاطبان اختصاص پيدا می کنه و حرف ها، عکس ها، فيلم ها و فايل های صوتی اونها درش قرار می گيره.

بهزاد می گه صفحه قبلی مثل روزنامه بود و ربطی به حال و هوای برنامه نداشت و به قول خودش "هيجان و شيطنت" برنامه روز هفتم درش ديده نمی شد. "مکعب، مستطيل و خيلی رسمی بود." الان هم ظاهرا از اين صفحه چندان راضی نيست و می گه "دلم می خواد بتونم توش ديوونه بازی کنم" ... ولی خب قبول داره که از قبل بهتره ... يه چند مورد اشکالات کوچک هم هنوز مونده که بزودی رفع می شه ... حالا شما هم اگر چيزی به ذهنتون می رسه بگين، پيغامتون رو بهش می رسونم.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

ياغی

Sina Motalebi 21/06/2006, 09:15 PM

سينا مطلبی (لايپزيگ): علی کريمی همانطور که پيشبينی می شد، جريمه ياغی گری در بازی پرتغال را با نيمکت نشينی در ديدار آنگولا داد؛ اما اگر کسی تصور می کرد ياغی با اين جريمه سر به راه می شود، از اشتباه درآمد.

وقتی آنگولا جلو افتاد، رضا چلنگر به سمت بازيکنان ذخيره ای دويد که پشت دروازه ميرزاپور خود را گرم می کردند و از کريمی خواست تا به جای کعبی به زمين بيايد؛ اما کريمی حاضر نشد به بازی بيايد تا چلنگر دوباره از برانکو دستور بگيرد و آرش برهانی را به کنار زمين بياورد.

برانکو که خودش هم می گويد عمر مربی گری اش در فوتبال ايران به سر آمده، ديگر دليلی ندارد که ملاحظه و احتياط کند، بنابراين برخلاف روش هميشگی رک و بی پرده گفت که کريمی خود نپذيرفت، به ميدان برود.

همزمان، کريمی هم که در دالان ورزشگاه با خبرنگاران مصاحبه می کرد، گفت که برانکو نمی خواست او از ابتدا بازی کند و وقتی از او خواسته شد که گرم کند، از ناحيه آسيب ديدگی قبلی اش احساس درد کرده است.

کريمی به طعنه گفت وقتی تيم برانکو عقب افتاد از او خواسته شده که به زمين بيايد و او هم به چلنگر گفته که بازيکن جوانی را به جايش به زمين بفرستند!

هواداران فوتبال ايران، هنوز هم کريمی را بازيکن بی نظير و اعجوبه مستعدی می دانند که می تواند از همه ستاره های پيشين پيشتر برود. اما انگار "جادوگر تهران" دوست دارد پا جای پای ياغيانی بگذارد که امروز خود نشانشان در کوره راههای فوتبال گم شده است.

ياغی را يادتان هست که هم با پيراهن قرمز يقه می دراند هم با پيراهن آبی؟ همان که "پرنده آسمانی" لقب گرفته بود و دژ آهنين دفاع بود اما روز واقعه، در شب تلخ فوتبال ايران در بحرين شدمثل آن توپچی که عمری مواجب گرفت اما سر بزنگاه شليک نکرد.

"پرنده" ياغی بلاژويچ که طاقت نشستن روی نيمکت را نداشت، در شکست ناباورانه منامه حاضر نشد به خواست مربی به زمين برود. لابد او هم ساق پای دردآلودی داشت که بهانه کند يا دل مهربانی که به حال جوانان نيمکت نشين بسوزد. اما حالا سقف پروازش همانقدر است که جايگاه عقاب در ليگ آزادگان.

ياغی ها حالا بيشتر شده اند. جای تعجب هم نيست. وقتی حتی در صف خبرنگاران جام جهانی کسی را می يابی که با پيراهن ستاره ياغی منتظر امضا ايستاده است، پرهيز از غروری که به طغيان می کشد خيلی خودداری می خواهد.

اما کاش ستاره اين روزهای تيم ايران از "خبرنگار" مشتاق امضايش می پرسيد که پيراهن امضاءشده مهدی هاشمی نسب را امروز کجا آويزان کرده است.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

لايپزيگ؛ آخر خط

Sina Motalebi 21/06/2006, 03:06 AM

iran_training.jpgسينا مطلبی: چه صحنه ای برای پرده آخر نمايش ايران در جام جهانی مناسب تر از لايپزيگ بود؟

درست در لحظه ای که از فرودگاه اين شهر شرقی آلمان خارج شدم، همان زمان که بيش از نيم ساعت همراه ديگر مسافران در صف تاکسی ايستادم، احساس کردم اين شهر انگار با فوتبالمان هم سرشت است؛ فرسوده زير رنگ و لعابی چشمگير.

لايپزيگ آلمان شرقی را در دهه شصت شمسی با لوکوموتيوش می شناختيم که شايد برای ما "غربی"ترين حريف ممکن بود. امروز اين شهر در دسته اول و دوم ليگ آلمان، هيچ نماينده ای ندارد.

leipzig2.jpgباورم نمی شد که هفده سال پس از برچيدن ديوار برلين، لايپزيگی که حالا لوکوموتيوش هم توانی ندارد، تا به اين اندازه به شرق اروپا نزديکتر باشد تا فرانکفورت پر جنب و جوشی که ترکش می کردم.

می دانم که مسخره است، شهری را که زمانی فخر فرهنگ قاره بوده، با اقامت يک روزه توصيف کنی، احتمالا بهانه به دست همه آنهايی می دهم که از "توريست" ناميدن فرکی و تيم ملی دلگير شده اند. حق دارند، اين توصيفهای سطحی و همراه با پيشداوری از هر اشتياقی به گرفتن عکسهای يادگاری توريستی تر است.

ولی فضای دلمرده ای که در اين شهر ديدم، چنان هر لحظه سنگين تر شد که حتی اگر غيرواقعی باشد و لايپزيگ را توصيف نکند (که نمی کند) لااقل روحيه و حال و هوای خودم را نشان می دهد؛ حال و هوای يکی از هزاران نفری که از حدود دو هفته پيش تاکنون تيم ملی را از نورنبرگ تا اينجا، نزديکی مرز چک دنبال کرده اند.

روز ديدار تيم ميزبان، جايگاه هواداران، مثل هر شهر ديگری پرجمعيت و پرشور بود، اما از اين يک نقطه که بگذری، حال و هوای سرد باقی خيابانها نشانت نمی داد که در قلب بزرگترين رويداد ورزشی سال هستی.

در نورنبرگ که جمعيتش کمابيش همانند لايپزيگ است، تقريبا هرکسی می دانست که قرار است ايران و مکزيک ميهمان شهر شوند. در لايپزيگ با بسياری صحبت کردم که اصلا از ديدار امروز خبر نداشتند.

leipzig3.jpgديروز به سمت استاديوم که می رفتم، از خيابانهايی با ساختمانهای خاکستری و بناهای فقيرانه و پوشيده از ديوارنوشته گذشتم. روی اين پسزمينه خاکستری را تابلوهای تبليغاتی، اغلب با مضمون جام جهانی، رگه ای از رنگ می انداخت و از پشت آن، برجهای بلند و مدرن ديده می شد. برگزارکنندگان جام اين لعاب را چنين می نامند: "تحول فرهنگی."

اما وقتی به زنترال اشتاديون رسيدم، اين کوچکترين ورزشگاه ميزبان جام جهانی، خود عصاره تصوير دلمرده ای شد که در ذهنم از لايپزيگ حک شده است.

مطابق معمول آلمانها، همه چيز تميز و مرتب است. اما در فضای اطراف استاديوم اصلا از آن شور و حالی که در نورنبرگ قبل از بازی ديدم، غرفه هايی که آماده می شد، کسب و کاری که رونق می گرفت و خلاصه، "نبضی" که می تپيد خبری نبود.

استاديوم تازه، بر جای استاديوم صدهزارنفری پيشين ساخته شده اما انگار "روح" آن را هم به ارث برده.

وارد مرکز خبری که می شوم، دالانها کم نور و تار است، اتاقها سرد و بدون ظرافت، سقفها بلند است و لوله های بدقواره به زرق و برق جام جهانی دهن کجی می کنند. راهروها پيچ در پيچ است و تو در تو است. يکی از تالارها که محل کار خبرنگاران مطبوعات است بوی ماندگی می دهد که خاطره ام را آزار می دهد. اين بو را قبلا فقط در يکجا شنيده بودم.

leipzig1.jpgنه تنها در ورودی های اصلی، بلکه در آستانه اتاقهای مختلف مرکز خبری هم مامورانی ايستاده بودند که گرچه ديروز مثلا مانع از رفت و آمدم به اتاق عکاسان نشدند اما هميشه بر کارتی که بر سينه ام آويزان بود خيره می شدند تا ببينند کجا می توانم بروم و کجا نمی توانم.

از مرکز خبری به کنار زمين و جايگاه تماشاچيان می روم تا تمرين ايران را تماشا کنم. فضا عوض می شود و رنگ می گيرد. همان رنگ و لعابی که نو را بر کهنه می پوشاند. همه چيز مدرن و امروزی به قول برگزارکنندگان، مطابق معيارهای فيفا می شود.

اما حالا بهانه ديگری برای دلمردگی و افسردگی هست؛ تيم ايران غريبانه تمرين می کند. از آن خبرنگاران پرشماری که پيش از بازی با مکزيک به تمرين ايران هجوم آورده بودند خبری نيست. تک و توکی عکاس و تصويربردار اين طرف و آنطرف ايستاده است.

جايگاه خبرنگاران هم چندان شلوغتر نيست. حتی بسياری خبرنگاران ايرانی هم ترجيح داده اند در فردريش هافن بمانند و قبل بازی خود را به لايپزيگ برسانند. بعد از تمرين به نشست مطبوعاتی می رويم. دوباره در يکی از دالانها راه را گم می کنم و به جای نشست خبری برانکو، روبروی وحيد هاشميان سر در می آورم که دارد به رختکن بر می گردد!

به اتاق کنفرانس می روم که کوچک و تنگ و باريک است. اما همين اتاق کوچک هم پر نشده است. حتی برانکو که رابطه خوبی با خبرنگاران ندارد هم در نگاه اول جا می خورد.

به لايپزيگ رسيده ايم، بازی آخر، پرده آخر؛ آخر خط. از اينجا به بعد، برای ما ديگر آلمان تمام شده است.

آيا نود دقيقه برای مردان بی انگيزه ايران کافی است تا تصوير دلمرده لايپزيگ را دور بيندازند و به اين شهر در خاطره ما همان جلايی را بدهند که ملبورن و ليون دارد؟

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

کريمی نيست؛ احتمالا، دايی هست؛ شايد

Sina Motalebi 20/06/2006, 11:08 PM

branco230b.jpg

سينا مطلبی (لايپزيگ): برانکو تا به حال کوشش کرده بود که هرگونه تنش و درگيری در اردوی تيم ملی را به کلی حاشا کند، حتی وقتی برخوردها در اردوی فردريش هافن به پيش چشم همه کشيده شد يا بازيکنهای تيم بعد از خروج از زمين در بازی پرتغال، جلوی در رختکن در چند متری خبرنگاران به هم پرخاش کردند.

اما رفتار علی کريمی هنگام تعويض در نيمه دوم بازی پرتغال را ديگر نمی شد با هيچ ترفندی پوشاند، مگر آنکه می شد چشمان چهل و هشت هزار تماشاگر را بست و جلوی پخش تصاوير همه دوربينهای تلويزيونی را گرفت.

البته برانکو راست می گويد، خيلی از بازيکنهای ديگر هم هنگام تعويض ناراحت می شوند؛ نمونه اش همين روز سه شنبه، وين رونی در بازی با سوئد.

اما پرخاش کريمی به مربيان و بعد، لگدی که به ساک پزشک تيم زد و آن را به هوا پرتاب کرد، همانقدر سينمايی بود که روزی روزگاری دريبل زدنهای "اعجوبه"ای که حالا در زمين راه می رود!

برانکو درباره اين شايعه که کريمی به دليل انضباطی نيمکت نشين می شود گفت که اين بازيکن مرتکب تخلف انضباطی شده و فدراسيون پس از پايان بازيهای ايران در جام جهانی و بازگشت به تهران اين تخلف را بررسی می کند.

او گفت که کريمی از بازی محروم نشده اما اين بر عهده مربی است که او را در ديدار بعدی روی نيمکت بنشاند يا نه.

هرچند برانکو مانند هميشه مبهم صحبت کرد، اما خبرها و نشانه ها چنين می نمايد که علی کريمی احتمالا بازی فردا را از روی نيمکت آغاز خواهد کرد. البته اگر کار گره بخورد و آنگولا جلو بيفتد بعيد نيست که برانکو باز هم مصالحه کند و ستاره ناآماده و عصبی تيمش را به زمين بفرستد که اگر بازی کريمی همان باشد که در روز ديدار با پرتغال ديديم، اين مصالحه هم چاره کار مربی ايران نمی شود.

حاشيه های اردو، حالا بعد از دو هفته در آلمان آنقدر آشکار شده اند که پس از گفتگو درباره کريمی، ناخودآگاه همه به ياد دايی بيفتند و از حضور او در ترکيب تيم بپرسند.

برانکو گفت که برای چيدن ترکيب تيمش هنوز در سه پست ابهام دارد؛ به جز دفاع ميانی (به جای يحيی گل محمدی مصدوم) و هافبک ميانی (به جای جواد نکونام محروم)، سومين پست مبهم، مهاجم ايران است.

برانکو گفت که به استفاده از علی دايی در ترکيب اصلی فکر می کند و البته هنوز هيچ چيز کاملا مشخص نيست (از برانکو جوابی غير از اين انتظار داشتيد؟) اما به گفته مربی ايران، "دايی به حضور در ترکيب يازده نفره بسيار نزديک است".

به نظر می رسد که اگر دايی حتی در ترکيب اوليه هم نباشد، برخلاف ديدار پرتغال در نيمه دوم فرصت بازی پيدا کند و اميدوار باشد دوباره فرصتی برسد و توپی با سر يا پايش جفت و جور شود و بعد، يک بار ديگر مشتهايش را گره کند و از شادی بالا بپرد و غبار همه انتقادهای دو هفته اخير به حضور بی اثرش در بازی مکزيک را بتکاند.

همانقدر که بازی آخر برای هواداران ايرانی (و نه الزاما همه بازيکنان تيم ايران) "حيثيتی" شده و جنگی برای بازگشت اعتبار است، برای دايی هم چنين نقشی را دارد. گيرم که اين هوادران و آن کاپيتان، امروز پس از سيزده سال راهشان جدا شده است.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

ايران در لايپزيگ

Sina Motalebi 19/06/2006, 03:54 PM

سينا مطلبی: تيم ايران پيش از ظهر امروز با پروازی اختصاصی به لايپزيگ سفر کرد تا برای بازی با آنگولا آماده شود.

يحيی گل محمدی که در دقايق واپسين بازی با پرتغال مصدوم شد و جواد نکونام که دو اخطاره است در بازی آخر ايران غايب خواهند بود ولی به نظر می رسد فريدون زندی آماده حضور در ترکيب اصلی باشد.

بازيکنان و مربيان ايران در هتل رنسانس لايپزيگ اقامت دارند و در يک مدرسه ورزشی که در شش کيلومتری هتلشان قرار دارد تمرين می کنند.

صبح روز مسابقه هم بازيکنان ايران در زمين همين مدرسه پيش چشم خبرنگاران تمرين خواهند کرد. اما تمرين رسمی ايران ساعت چهار بعد از ظهر فردا در استاديوم سنترال لايپزيگ خواهد بود که خبرنگاران اجازه خواهند داشت در پانزده دقيقه آخر تمرين حضور بيابند.

در مقابل بازيکنان آنگولا امروز را در کمپ تمرينی خود در نزديکی هانوفر می مانند و تمرين می کنند.

آنگولايی ها فردا ظهر به لايپزيگ می آيند و عصر، ساعت پنج و ربع در ورزشگاه سنترال، محل ديدار دو تيم تمرين رسمی خود را برگزار می کنند که ورود به آن برای خبرنگاران آزاد است.

بازيکنان و مربيان اين تيم در هتل ماريوت اقامت خواهند داشت و تمرينات خود را در ورزشگاهی نزديک هتلشان انجام می دهند.

بعد از اين تمرين رسمی، نشست خبری با حضور مربی آنگولا و يکی از بازيکنان اين تيم برگزار خواهد شد.

لايپزيگ هم مثل ساير شهرهای آلمانی که ميزبان جام جهانی هستند، مرکزی را برای گرد آمدن هواداران تيمهای مختلف تدارک ديده است تا بتوانند بازی را خارج از ورزشگاه ولی با همان حال و هوای هيجان انگيز که از حضور انبوه هواداران و تشويق آنها پديد می آيد، تماشا کنند.

پرده عظيمی در مقابل دروازه های اپرای لايپزيگ در مرکز اين شهر نصب شده که بيست هزار هوادار می توانند بازيها را روی آن تماشا کنند.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

پرتغالی ها می دانستند

Sina Motalebi 19/06/2006, 03:34 PM

سينا مطلبی (فرانکفورت): رسانه های پرتغالی زبان، انگار آن دسته از خبرهای حاشيه ای اردوی ايران را که برخی رسانه های فارسی ترجيح داده اند ناديده بگيرند، به طور کامل پوشش داده اند.

در اين يکی دو روزی که از شکست ايران می گذرد، هر کدام از هواداران پرتغال را که در فرانکفورت ديده ام، از ماجراهای درونی اردوی ايران و شايعاتی که درباره اختلاف و گروه بندی ميان بازيکنان تيم هست، به خوبی آگاه بودند.

مثلا بسياری از آنها خبر داشتند که ستاره ايرانی (علی کريمی) در جريان بازی تمرينی در اردوی فردريش هافن، همبازی خود (مهرزاد معدنچی) را به شدت به زمين زده است و حتی حاضر نشده سرش را برگرداند و ببيند که چه بر سر اين همبازی جوان آمده است.

به همين دليل، تماشاگرهای پرتغالی از برخورد کريمی هنگام بيرون آمدن از زمين شگفت زده نشدند، البته احتمالا از دقايقی که او به نفع پيروزی آنها تلف می کرد، راضی و خوشحال بودند.

وقتی در فاصله ۲۸ سال، تيم ايران تنها سه بار فرصت می يابد تا خود را در بالاترين سطح و چشمگيرترين صحنه به نمايش بگذارد، چندان برازنده به نظر نمی آيد که چنين خاطراتی از فوتبال ايران در ذهن هواداران ساير تيمها باقی بماند.

بخصوص که ورود دوباره به اين نمايش، با پيوستن استراليا به قاره آسيا، سخت تر هم شده است.

اما ابراهيم ميرزاپور انگار تصوير بهتری را در ذهن پرتغالی ها حک کرده است؛ قبل از بازی شنيده شد که يکی از رسانه های پرتغالی زبان، از تمايل يک تيم دسته اولی پرتغال برای جذب ميرزاپور خبر داده است.

بعد از بازی هم در دالان ورزشگاه، خبرنگاران پرتغالی ميرزاپور را دوره کردند و از او درباره علاقه اش به بازی در اروپا و تاريخ خاتمه قراردادش با باشگاه ايرانی پرسيدند.

ميرزاپور بدون درنگ گفت که قراردادش با فولاد تمام شده و آرزوی هر بازيکنی است که در ليگهای اروپايی بازی کند. البته او اشاره کرد که هيچ پيشنهادی از تيمهای اروپايی دريافت نکرده است.

اگر علاقه پرتغالی ها به ميرزاپور پابرجا بماند، نامزد دروازه بانی پرسپوليس در فصل آينده شايد نخستين ايرانی باشد که در دروازه يک تيم اروپايی می ايستد.

پيش از اين دروازه بانان ايرانی توجه باشگاههای اروپايی را جلب کرده و حتی با آنها به تمرين هم پرداخته بودند (ناصر حجازی در انگلستان و بهروز سلطانی در آلمان) اما هرگز به فهرست بازيکنان رسمی اين باشگاهها اضافه نشدند و در ميدانهای اروپايی حضور نيافتند.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

نوار باخت

Sina Motalebi 18/06/2006, 01:40 PM

سينا مطلبی (فرانکفورت): تيم ايران، تا اينجای کار بدترين نتايج خود را در تاريخ سه دوره حضور در جام جهانی آلمان به دست آورده است؛ ايران در دو حضور قبلی خود هيچوقت پس از انجام دو بازی بدون امتياز نمانده بود و پيش از بازی سوم (حداقل روی کاغذ) حذف نشده بود.

اين در حالی است که تيم کنونی، قبلا به عنوان بهترين و آماده ترين تيم تاريخ فوتبال ايران معرفی می شد.

ادامه "نوار باخت"

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

"حق" فوتبال ايران چيست؟

Sina Motalebi 17/06/2006, 08:44 PM

iranfans2.jpg

سينا مطلبی (فرانکفورت): وحيد هاشميان بعد از بازی، به فاصله فوتبال ايران با پرتغال اشاره می کرد و می گفت "باخت حق ما بود". او فقط افسوس می خورد که چرا ايران بازی مکزيک را، به عقيده او به ناحق و روی اشتباهات باخت.

همين نگاه هاشميان را انگار اغلب بازيکنان، خبرنگارها و تماشاچی ها هم داشتند که از باخت مقابل پرتغال به اندازه شکست اول، سرخورده نشدند. حتی سايت فيفا هم در نتيجه گيری خود از بازی نوشت که ايران در سراسر مسابقه جنگيد و جا دارد که به خود ببالد.

تماشاچی های ايران برخلاف بازی با مکزيک پرشمارتر بودند و مطابق معمول، چند روزی که از سرخوردگی قبلی گذشت، دوباره در آسمانها سير می کردند و قبل از بازی انتظارشان از تساوی هم فراتر رفته بود.

اما نکته جالبی که امروز روی سکوها ديده می شد، اين بود که برخلاف رويه معمول در ايران، تماشاگران فقط به تشويق در دقايق اوليه بسنده نمی کردند و بعد از دريافت گل ساکت نشدند. وقتی که پنالتی عليه تيم ايران اعلام شد، صدای تشويق ابراهيم ميرزاپور و سوتهای ممتد تماشاگران برای کريستيانو رونالدو که پشت توپ قرار گرفته بود، فضای استاديوم را پر کرد.

شايد وحيد هاشميان راست بگويد و حق فوتبال ايران در برابر فوتبال پرتغال، چيزی بيشتر از باخت نباشد اما تماشاگرهايی که بعضی، نيمی از کره زمين را طی کرده اند تا به فرانکفورت بيايند، حق خود را بيش از اينها می دانند.

ادامه ""حق" فوتبال ايران چيست؟"

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

اين چهره را يادتان هست؟

Sina Motalebi 17/06/2006, 08:36 PM

mccarthy203b.jpg

سينا مطلبی (فرانکفورت): اين چهره برايتان آشنا نيست؟ کمی بيشتر از چهار سال پيش، همين چهره روی نيمکت ايرلند جنوبی، تيم ملی ايران را از راه جام جهانی باز داشت.

آن روزها خيلی ها انتظار داشتند که "معجزه ملبورن" در دوبلين هم تکرار شود و ايران اين بار با گذشتن از سد آخرين نماينده اروپا به جام جهانی برسد. اما خب، تا به امروز کسی نتوانسته معجزه را به توليد انبوه برساند!

ميک مک کارتی که فصل گذشته روی نيمکت ساندرلند می نشست، مثل بسياری مربيان بريتانيايی در کنار هدايت تيمهای فوتبال، برای رسانه ها هم تحليل می نويسد و بازی ها را تفسير می کند. او اين روزها در آلمان، جزو گروه مفسران بی بی سی است.

مک کارتی را روز شنبه قبل از بازی ايران در مرکز رسانه های ورزشگاه فرانکفورت ديدم و از او خواستم که تيم کنونی ايران را با تيمی مقايسه کند که چهار سال قبل، با دو بازی رفت و برگشت در تهران و دوبلين حذف کرد.

او گفت که روز مسابقه مکزيک با ايران در سفر بوده و بازی را نديده و از بازيکنان فعلی ايران شناخت ندارد. البته تعدادی از بازيکنان کنونی ايران، بازمانده اردوی مقدماتی 2002 هستند؛ از جمله يحيی گل محمدی که تک گل پيروزی بخش ايران را در تهران به ثمر رسانده بود.

اما قبول کرد که بعد از ديدن بازی ايران با پرتغال، تيم فعلی را با تيم بلاژويچ مقايسه کند.

بعد از بازی، وقتی جلسه مطبوعاتی و مصاحبه با بازيکنان تمام شد، ميک مک کارتی را ديگر در مرکز رسانه ها نديدم اما سعی می کنم قبل از برگشتن از آلمان نظرش را درباره بازی ايران و بازيکنان جديد و قديمش بپرسم و همينجا بنويسم.

من گزارش و تفسير بی بی سی از بازی ايران را نشنيدم، اما کسانی که شنيده بودند می گفتند مفسران بی بی سی (که ميک مک کارتی هم در جمعشان بوده) نمايش ميرزاپور را پسنديده بودند. البته ميرزاپور که امروز چند واکنش ديدنی داشت، باز هم در بازی با پا اشتباه کرد و توپ را به همان جايی فرستاد که رونالدو ايستاده بود تا نقطه ضعف هميشگی اش را رو کند؛ نقطه ضعفی که از همان دوران رويارويی با تيم ميک مک کارتی تا به امروز، انگار درمانی برای آن پيدا نشده است.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

احساس خوب

اميد فراستی 17/06/2006, 04:28 PM

انصافا بازی ايران اين دفعه بهتر بود و شايد بايد گفت خيلی بهتر. مفسرهای بی بی سی که همشون فوتباليست های باسابقه ای هستن نظرشون به نسبت مثبت بود. برای همين به رغم باخت، احساس بدی ندارم و فکر می کنم بچه های تيم تلاششون رو کردند و بهترين بازيشون رو ارائه کردند. به نظر می اومد ما تو حمله خوب جای هم رو پيدا نمی کرديم، شايد هم به خاطر بازی تدافعی بود و وقت حمله يه کم از دفاع عقب مونديم و گل رو خورديم. خلاصه دمشون گرم، بازی به نسبت ديدنی بود.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

عکس يادگاری

Sina Motalebi 16/06/2006, 08:19 PM

سينا مطلبی (فرانکفورت): بازيکنان و همراهان تيم ايران وقتی امروز وارد استاديوم فرانکفورت شدند تا تمرين رسمی خود را پيش از بازی با پرتغال انجام دهند، قبل از هرچيز به سقف عظيم اين استاديوم سرپوشيده خيره می شدند.

گرچه کريمی، مهدوی کيا، هاشميان و زندی با سقف نوسازی شده اين ورزشگاه آشنا بودند، اما بقيه نمی توانستند نگاه مبهوت خود را به آسانی پنهان کنند.

حسين فرکی، دستيار برانکو حتی دوربين خود را بيرون آورد و عکسی از نمای استاديوم گرفت!

هرچند ورزشگاه 48 هزار نفری فرانکفورت که 126 ميليون دلار برای آن سرمايه گذاری شده خيره کننده است، اما انگار روزهايی که مربيان ايران می گفتند «ما مثل توريست به جام جهانی نمی رويم» به پيش از شکست مقابل مکزيک مربوط می شد.

امروز چهره حسين فرکی با دوربين عکاسی اش، بيش از هرچيز به توريستها شباهت داشت.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

پشت درهای بسته

Sina Motalebi 16/06/2006, 06:36 PM

سينا مطلبی (فرانکفورت): رسانه هايی که کنجکاو بودند بدانند برانکو ايوانکوويچ تيم شکست خورده خود را برای بازی با پرتغال چگونه بازسازی می کند، جلسه تمرين رسمی ايران در ورزشگاه فرانکفورت را دست خالی ترک کردند.

در حالی که قرار بود پانزده دقيقه پايانی تمرين تيم ايران پيش چشم خبرنگاران برگزار شود، اما اين برنامه ناگهان تغيير کرد تا خبرنگاران فقط در پانزده دقيقه اوليه تمرين حضور داشته باشند؛ يعنی زمانی که بازيکنان صرفا به گرم کردن بدن خود می پرداختند.

درست پس از آنکه مسئولان ورزشگاه فرانکفورت خبرنگاران را به بيرون از زمين هدايت کردند، کادر فنی تيم ملی آماده شد تا کاورهای زرد و سبز را ميان بازيکنان اصلی و ذخيره تقسيم کند و برنامه اصلی تمرين را در پيش بگيرند.

اما فرصتی کوتاه هم برای يک خبرنگار کنجکاو ايرانی کافی بود تا نگاهی به عقب بيندازد و فريدون زندی را ببيند که کاور سبزرنگ دريافت می کند؛ پوششی که معمولا به بازيکنان ذخيره و تيم دوم ايران اختصاص داده می شود.

تنها، جلسه تمرينی ايران نبود که پشت درهای بسته برگزار شد؛ نشست مطبوعاتی برانکو هم دست کمی از تمرينش نداشت.

برانکو با پاسخ های مبهم و سربسته اش نشان داد که قصد ندارد دری را به روی خبرنگاران بگشايد و برنامه های خود را برای بازی با پرتغال آشکار کند.

ادامه "پشت درهای بسته"

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

تجمع برای آزادی زندانيان بازداشتی در تهران

اميد فراستی 16/06/2006, 02:22 PM

Demonstration outside BBCيه نيم ساعتی است که از خيابون صدای بلند نامفهومی رو می شنيديم. رفتم نهار و برگشتم فهميدم که تعدادی ايرانی هستند و اعلاميه ای با امضای رهايی زن پخش می کنند. هدفشان ظاهرا جلب توجه افکار عمومی به ماجرای دستگيری زنان در تهران است. يکی دو تا عکس ديگه هم هست که می تونيد در فليکر ببينيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

مرورگر تازه نفس

اميد فراستی 16/06/2006, 09:51 AM

flock.jpgFlock، مرور گر مجانی تازه ای است که ظاهرا امکانات جالبی برای بلاگرها در اون تعبيه شده و راحت می شه باهاش وبلاگ نوشت يا عکس منتقل کرد. همين الان نصبش کردم، برای همين فعلا خيلی نمی تونم راجع بهش چيزی بگم، شما هم اگر دوست دارين برين و داونلودش کنيد. نتيجه اش رو هم بگين.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

بيل گيتس مايکروسافت را ترک نمی کند!

اميد فراستی 16/06/2006, 09:29 AM

bill_gates_200.jpgبيل گيتس خبر داده که تا ژانويه 2008 کم کم از فعاليت های روزانه اش برای مايکروسافت کم می کند و از آن تاريخ به آنها خاتمه می دهد. قصدش اين است که بعد از آن بيشتر به بنياد خيره بيل و مليندا گيتس رسيدگی کند. بنيادی با سرمايه 29.1 ميليارد دلاری برای بهداشت و آموزش. هرچند گيتس گفته که اين تصميم سختی بوده ولی متذکر شده که مايکروسافت رو ترک نمی کند و در تصميم گيری های مهم همچنان نظرات مشاوره ای اش را خواهد داد. او همينطور اظهار اميدواری کرده که تا آخر عمرش رئيس مايکروسافت باقی بماند. خبرش رو در بی بی سی فارسی بخوانيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

لندن و فوتبال

اميد فراستی 15/06/2006, 07:14 PM

HPIM0019HPIM0025HPIM0015




ساعت ۱۸.۳۰ بعد از ظهر پنجشنبه، خيابان های مرکز لندن به شکل غير عادی خالی اند، پاب ها و کافه، برعکس، پر اند از آدم هايی که به جعبه جادو چشم دوخته اند، اين عکس ها درست لحظاتی قبل از گل های انگليس گرفته شده اند. برای ديدن بقيه عکس ها اينجا را کليک کنيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

راه برلين از اکوادور می گذرد!

Sina Motalebi 15/06/2006, 05:20 PM

سينا مطلبی (فرانکفورت): اکوادور با پيروزی سه بر صفر بر کاستاريکا، هم برای نخستين بار به دور حذفی جام جهانی صعود کرد و هم آلمان را به همين مرحله رساند.

همين بهانه ای شد تا آلمانی ها دوباره جشن بگيرند و برای رسيدن به برلين، محل برگزاری بازی نهايی خط و نشان بکشند: «برلين! برلين! ما می رويم برلين».

اما اگر هواداران تيم آلمان کمی از حال و هوای جشن بيرون بيايند، جا دارد نگران پيروزی يکسويه اکوادور برابر تيمی شوند که در بازی افتتاحيه پيش چشم تماشاگران انبوه ميزبان يک بار بازی را به تساوی کشاند و در بيشتر دقايق بازی هم فاصله را تا حد يک گل حفظ کرد.

اکوادور تا به اين جا بسيار مقتدرانه تر از آلمان نتيجه گرفته است که لهستان را (تيمی که دو بر صفر مقابل اکوادور شکست خورد) تنها با گل دقيقه 91 پشت سر گذاشت.

دو پيروزی پرگل برای اکوادور که زمانی در فاصله 35 سال نتوانسته بود خارج از پايتخت پرارتفاع خود، کوئيتو پيروز شود، شروع نويدبخشی است و می توانند نشانه ای از ظهور پديده تازه جام باشد.

شايد آلمان که امروز هوادارانش از پيروزی اکوادور سرمست شدند، هفته ديگر نخستين قربانی اين پديده شود. گرچه غريو تماشاگران انبوه آلمانی همان فشاری را به بازيکنان اکوادور می آورد که آب و هوای کوئيتوی مرتفع به حريفان اين تيم در بازی های مقدماتی آورد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

نسخه آلمانی دی اچ ال

15/06/2006, 05:12 PM

پوريا (اشتوتگارت): مدتها بود قول داده بودم که برای اين صفحه نوپا چيزی بنويسم. هر دفعه يک جوری در رفته بودم تا اينکه بازيهای جام جهانی و سفر من به آلمان جايی برای بهانه جويی برايم نگذاشت. امروز که سری به صفحه زدم ديدم که خوشبختانه سينا خان جور ما را حسابی کشيده و به حاشيه بازيها خوب پرداخته است.

آلمانی ها که از قديم به نظم و ترتيب مشهور بوده اند، الحق در برگزاری بازيها و حفظ نظم شهرها پیش و پس از مسابقات سنگ تمام گذاشته اند. اما اتفاقی که ديروز برای من افتاد به قول معروف کمی حالم را گرفت. روز سه شنبه همراه با همکار ديگری برای ديدن تمرين تيم ملی در شهر زيبا و ساحلی فردريش هافن و تهيه گزارش ویدئویی به اين شهر که در جنوبی ترين قسمت آلمان و در مرز سوئيس قرار دارد رفتيم. روز سه شنبه بود و تا برگزاری بازی دوم ايران چند روزی مانده بود. طبعا تمرکزمان را گذاشتيم برای شنيدن نظر بازيکنان و همراهان تيم ملی در خصوص بازی ايران و پرتغال به اين اميد که تا يکی دو روز پيش بازی گزارشمان آماده پخش باشد.

دو حلقه فيلمی را که پر کرده بودم را بعد از ظهر چهارشنبه نزد دفتر محترم پست آلمان بردم که آن را با سريعترين پست ممکن به لندن بفرستد. برای فرستادن فيلمهای گزارش اولی کمپانی DHL که شايد معروفترين پست اکسپرس جهان باشد قبول زحمت کرد. برای فيلم دوم هم همين راه در نظر داشتم غافل از اينکه شرکت پست آلمان اين کمپانی معروف را به طور کامل خريده و کاملا تحت اختیار خود در آورده است و DHL مشهور شير بی يال و کوپالی شده که فقط فرقش نسبت به پست معمولی قيمت بسيار بالا آن است. اين هم از آلمانی که چهارنعل به سوی سرمايه داری می رود و هر کمپانی و محصول تجاری سودآور و موفقی را که سراغ می گيرد را "آلمانی" می کند؛ از مينی ماينر انگليسی گرفته تا ... خلاصه اينکه فيلمی که چهارشنبه بعد از ظهر فرستاده شد، به دليل اينکه روز پنجشنبه اين استانی که من در آن اقامت دارم تعطيل عمومی است تازه روز جمعه فرستاده می شود که در صورت خوش شانسی روز شنبه در لندن وصول خواهد شد و بعد از بازی پرتغال و ايران تازه گزارش کنفرانس مطبوعاتی در خصوص اين بازی را خواهيد ديد. البته شايد بد هم نباشد که ببينيم حرفهای مسئولان فوتبال ايران و اميد و آرزوهای مربيان اين تيم تا چه اندازه را رنگ حقيقت به خود می گيرد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

خاطره فوتبالی

اميد فراستی 15/06/2006, 05:01 PM

ناجيه (مشهد): روز فوتبال ایران و مکزیک بود. من برای گرفتن صدای یه گزارش اقتصادی رفته بودم به یک مرکز تجاری. بعد از اینکه مصاحبه ام تمام شد دیدم تا شروع فوتبال دو ساعتی باقیست. این بود که تصمیم گرفتم به یک کافی شاپ برم و یک نوشیدنی خنک بخرم. نمی دونم چه اسم دیگه ای روی کافی شاپ بزارم آخه آبمیوه فروشی نبود. حالا شما به بزرگی خودتون منو به خاطر بکار بردن اصطلاح خارجی ببخشید. خلاصه یه تلویزیون بزرگ توی این کافی شاپ نسبتا تاریک بود. دو سه تا دختر پسریه گوشه نشسته بودن قهوه می خوردن. چند تا پسر دیگه هم داشتن جلوی تلویزیون فوتبال قبل از بازی ایران و مکزیک رو تماشا می کردن. نکته جالب این بود که در کنار این تلویزیون و شادی و شور وهیاهوی فوتبال یه آهنگ از بنیامین خواننده جدید ایرانی که آهنگهای متفاوتی اجرا می کنه هم داشت از ضبطی که اونجا بود پخش می شد. اما این ترانه خیلی غمناک بود. خب من نمی دونم چرا ولی این ترانه با خاطرات فوتبالیم قاطی شد. حس کردم دیگه اون دختر فوتبالی هشت سال پیش نیستم.

ادامه "خاطره فوتبالی"

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

مگر مکزيک همقد ايران است؟!

اميد فراستی 15/06/2006, 04:50 PM

s-iranian-fan200.JPGستار سعيدی (لندن): من اهل فوتبال نيستم، تعارف هم نمی کنم، آخرين بار (و شايد هم اولين باری) که فوتباليدم، يک شب سرد زمستانی، در خيابان به شدت خلوت مقابل راه آهن مشهد بود. دوستان لطف اجباری داشتند و اصرارشان بر انکار من چربيد و من جای خالی يک دروازه بان خواب آلود را برای آنها پر کردم. ...اصرار نکنيد بگويم چند گل خوردم، آبرو ريزی است به خدا، آن هم در برابر دروازه ای که به سختی از يک و نيم متر فراتر می رفت. اين را گفتم که بدانيد قصد نظر دادن کارشناسانه ندارم، اما بحث داغ اين روزها در ميان هم زبانان ايرانی ما، چه در داخل و چه در خارج و از جمله در همين بی بی سی، علت باخت تيم ملی ايران به مکزيک است.

ادامه "مگر مکزيک همقد ايران است؟!"

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

شب آلمانی

Sina Motalebi 14/06/2006, 11:18 PM

german_fans_ap.jpg

سينا مطلبی (فرانکفورت): هواداران آلمانی که شکست دو بر صفر لهستان مقابل اکوادور را ديده بودند باور نمی کردند که تيمشان در مقابل لهستانی هايی که پانزده دقيقه آخر را ده نفره بازی می کردند، تا پايان نود دقيقه آزار ببيند.

در فرانکفورت، انبوه جمعيتی که در دو سوی رودخانه ماين بازی را روی صفحه تلويزيونهای عظيم می ديدند، يک لحظه هم نفس راحت نکشيدند.

سکوهای تماشاگران در «ماين آرنا» ميزبان هوادارانی بود که دست کم به دو برابر ظرفيت پانزده هزار نفره اين جايگاه می رسيدند و از دقيقه نخست منتظر بودند تا ميروسلاو کلوزه با گشودن دروازه تيم زادگاهش آغازگر يک پيروزی پرگل ديگر برای ميزبان باشد.

اما آنها همراه با ساير هموطنانشان در شهرهای ديگر آلمان، ناچار شدند تا دقيقه ۹۱ صبر کنند که اليور نويل، يار تعويضی سفيدپوشان، تيمشان را روی نوار پيروزی نگه دارد.

با اين بازی، حذف لهستان قطعی شد. البته روی کاغذ هنوز امکان حذف آلمان هم هست؛ اگر کاستاريکا، اکوادور و لهستان را ببرد و اکوادور هم مقابل ميزبانان آلمانی پيروز شود، کار به گل شماری می کشد!

وقتی توپ به تور چسبيد، صدای فرياد نه تنها از جمعيتی که روی ساحل تماشاگر بازی بودند، بلکه از پنجره تک تک خانه ها شنيده شد.

german_fans_mein.jpg

تماشاگران، سکوها را ترک کردند تا با جمعيتی که از خانه هايشان بيرون می زدند بياميزند و دومين جشن خود در جام جهانی را آغاز کنند.

ديشب که برزيل برنده شد، مرکز شهر فرانکفورت تا ساعت چهار صبح خواب نداشت، امشب احتمالا جشن ميزبانان تا روشنايی صبح پايان نمی گيرد.

شب آلمان، تازه آغاز شده است.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

ايران در راه فرانکفورت

Sina Motalebi 14/06/2006, 10:07 PM

سينا مطلبی (از فرانکفورت): ايران فردا ساعت سه بعدازظهر در فردريش هافن دور از چشم خبرنگاران تمرين می کند و هنگام عصر با يک پرواز اختصاصی به فرانکفورت می آيد تا برای بازی دوم خود با تيم پرتغال آماده شود.

بازيکنان ايران در هتل اينتر کنتينانتال فرانکفورت اقامت می کنند و ساعت سه بعد از ظهر جمعه هم ايران در ورزشگاه فرانکفورت، محل برگزاری ديدارشان به مدت ۴۵ دقيقه تمرين خواهند کرد که احتمالا نيم ساعت اول آن بدون حضور خبرنگاران انجام می شود.

در جلسه تمرينی روز چهارشنبه که در فردريش هافن انجام شد، همه بازيکنان، حتی زندی و دايی که از مصدوميتشان خبر داده شده، حضور داشتند.

شماری از بازيکنان و مربيان قديمی تيم ملی هم به تماشاگران تمرين تيمی اضافه شدند که با شکست مقابل مکزيک، اميدهايش برای صعود به دور دوم جام، بسيار کاهش يافته است.

دايی در اين تمرين هيچ نشانه ای از آسيب ديدگی نشان نمی داد و همراه با علی کريمی در گروهی بازی می کرد که از ترکيب بازيکنان ذخيره تشکيل شده بود. اما احتمال دارد قرار گرفتن اين دو بازيکن هجومی ايران در تيم دوم، برای محک زدن مدافعان اصلی تيم باشد.

حضور فعال دايی در تمرينات، گمان کسانی که خبر مصدوميت کاپيتان را «مصلحتی» می دانستند راسختر کرد و به شنيده هايی حاکی از اينکه دايی، از اعلام اين خبر توسط برانکو به رسانه ها ناراحت شده، اعتبار بيشتری داد.

با فروکش کردن احساس ياس و سرخوردگی که پس از شکست مقابل مکزيک ايجاد شده بود، حالا تلاشهايی آغاز شده تا جايگاه کاپيتان ۳۷ ساله ايران در تيم حفظ شود.

رکورددار گلهای ملی در جهان، هنوز پس از چهار بازی نتوانسته گلی را در مرحله نهايی جام جهانی به ثمر برساند و لابد اميد دارد که پيش از بازنشستگی به اين افتخار هم برسد.

حضور ده دقيقه ای سامی الجابر، گلزن کهنه کار ۳۴ ساله عربستان در بازی با تونس و گلی که دو دقيقه پس از ورود به ثمر رساند، نشان داد که بازيکنان پابه سن گذاشته هم می توانند در جام جهانی موثر باشند؛ به شرط آنکه حضور نود دقيقه ای آنها تحت هر شرايطی، فرض قرار نگيرد و هواداران ديروزشان را به خشم نياورد.

هرچند دايی با حضورش در زمين تمرينی فردريش هافن نشان داد که نمی خواهد به سادگی از ميدان دور بماند و گرچه هنوز در ميان کادر فنی طرفدارانی دارد که حامی حضور ثابت او در ميدان هستند اما گفته می شود که تصميم برای کنار گذاشته شدن دايی از ترکيب ثابت، در خارج از اردو گرفته شده و قوی تر از آن است که اردونشينان بتوانند تغييری در آن بدهند.

بر اساس همين گفته ها که ميان اغلب خبرنگاران حاضر در فردريش هافن زمزمه می شود، سرنوشت علی دايی برای ماندن در ميان يازده مرد اصلی ايران، بيش از آنکه به بهبود درد کهنه کمرش ربط داشته باشد، بسته به کشاکشهای ناپيدايی است که خارج از زمين تمرين و بازی جريان دارد و با برانگيخته شدن افکار عمومی جدی تر شده است.

امروز ايتاليايی ها بازگشت توتی را شادمانانه جشن گرفتند، آيا خبر بازگشت علی دايی همين واکنش را در ميان هواداران ايرانی ايجاد می کند؟

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

آلمانی ها برای توگو فرياد زدند

Sina Motalebi 13/06/2006, 05:55 PM

سينا مطلبی (از فرانکفورت): توگو به دست کره جنوبی قربانی شد تا بالاخره قاره آسيا هم به اولين پيروزی در جام جهانی ۲۰۰۶ برسد.

هرچند استراليايی ها که ژاپن را شکست دادند، از امسال تيم آسيايی محسوب می شوند اما در اين مسابقات به عنوان نماينده اقيانوسيه، و نه نماينده آسيا شرکت کرده اند.

تماشاگرهای کره ای از شب قبل بازی در فرانکفورت غوغا کردند.

پيروزی سه بر يک استراليا برابر ژاپن، که مثل کره ای ها (اما در موقعيتی مهيج تر) شکست يک بر صفر را جبران کردند، به کره ای ها بهانه داد تا حتی پيش از روز ديدار تيمشان جشن را آغاز کنند.

گذشته از رقابتهای تاريخی کره و ژاپن که شکست اين تيم را برای هواداران قرمزپوش دلنشين می کرد، محبوبيت مربی استراليا در ميان کره ای ها هم بهانه ديگری برای شادی بود.

گاس هيدينک، دوره گذشته توانست کره ميزبان را تا نيمه نهايی جام جهانی پيش ببرد و شگفتی ساز شود. جدا از اين موفقيت به يادماندنی، شيوه تهاجمی تيم او بسيار بيشتر از شيوه های تدافعی هموطنش، ديک ادووکات، مربی کنونی کره جنوبی تماشاگرپسند است.

اما ادووکات محتاط و محافظه کار امروز در بين دو نيمه تن به ريسکی داد که حتی خود پس از پايان بازی هم آن را نامعمول و خطرناک توصيف کرد؛

او که بازی را با پنج مدافع شروع کرده بود، يکی از دفاعهای ميانی را بيرون کشيد تا ترکيب را به چهار دو چهار تغيير دهد و آن جونگ هوان، مهاجمی را به ميدان بياورد که چهار سال پيش گل پيروزی بخش کره جنوبی مقابل ايتاليا را در وقت اضافه زد.

آن جونگ هوان اين بار هم يک گل پيروزی بخش ديگر به ثمر رساند تا تماشاگران پرشمار و پرسروصدای کره ای، ورزشگاه ۴۸ هزار نفری فرانکفورت را با سروصدای خود بلرزانند.

کره ای ها با همين سروصدا و هيجان استاديوم را ترک کردند و راهی شهر شدند تا جشن خود را از بعدازظهر آغاز کنند. احتمالا مردمی که ديشب بر ساحل ماين به موسيقی ايتاليايی گوش می دادند و پريشب با موسيقی مکزيکی می رقصيدند، امشب را بايد با موسيقی کره ای سر کنند!

شايد از ترس همين موسيقی بود که امروز تعداد زيادی از اهالی فرانکفورت با پوشيدن پيراهنهای زرد توگو، يا هر پيراهن زرد ديگری که به دستشان می رسيد، از پيراهنهای استراليا گرفته تا سوئد، برای تشويق تيم توگو از خانه بيرون آمدند.

آلمانی ها می گفتند که پيوستنشان به جمع تماشاگران اندک توگو، برای حمايت از تيم ضعيف تر و کم بخت تر است؛ زيرا اين روزها «زمانی برای دوست يابی» است. هرچه باشد طرفداری از تيم بازنده، از تماشای بی تفاوت و بی طرفانه بازی، هيجان و اضطراب بيشتری دارد.

اما بعيد نيست که مليت آلمانی مربی توگو، اتو فيستر هم در جلب اين حمايت تاثير داشته باشد؛ مردی که همچون مبلغان مذهبی قرنهای گذشته، آفريقا را زيرپا می گذارد تا فوتبال را (به جای انجيل) ميان مردمان فقيرترين قاره جهان ترويج کند.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

کمی تا قسمتی ابری

اميد فراستی 13/06/2006, 05:29 PM

london203.JPGستار سعيدی (که تصميم گرفته از اين به بعد ديگر در اين وبلاگ، مطالب سياسی يا شبه سياسی ننويسد): لندن در تصورات من، تا پيش از اينکه به بريتانيا برسم، شهری با ساختمانهای قديمی، کوچه و خيابانهای باريک و هوايی هميشه ابری و بارانی بود. اين تصورات، تا حدود زيادی واقعيت داشت. به خصوص هوايی اکثرا گرفته و بارانی آن. آدم اينجا شب را در آروزی فردايی آفتابی به اميد جبران کسری ويتامين دی به خواب می رود. شش ماه خزان و زمستان و دو ماه و اندی از بهار را، با چنين آرزويی پشت سرگذاشتيم.

سرانجام به آرزوی يک ساله مان رسيديم، روزهای يکشنبه و دوشنبه اين هفته (12 و 13 جون يا ژوئن) از آن روزهای به شدت آفتابی و فوق العاده گرم بود. اما گويا در اين کشور، همه چيز اينگونه افراطی است، در زمستان، صبح تا نزديکی های ساعت هشت آفتاب طلوع نمی کند و هنوز ساعت از چهار عصر نگذشته ناپديد می شود. اما در تابستان، تا ساعت ده شب هم، آفتاب به طور کامل غروب نمی کند. گرمای سرسام آور اين دو روز (يکشنبه و دوشنبه) هم همينطور مثال زدنی بود. روزنامه ها نوشتند روز دوشنبه، "گرمترين دوازده ژوئن، در صد سال گذشته" بوده است.

ملت تشنه آفتاب، (جای شما خالی) با يک يا دو تيکه لباس به دشت و صحرا و کوه کمر سرازير شدند و در پارکهای داخل شهرها هم، تا چشم کار می کرد زن و مرد افقی ديده می شد. در پايان روز هم، شانه های سوخته و صورتهای سرخ شده با بوی شديد عرق (اين عرق همان رطوبت بدن است، نه شراب) در مترو ها و اتوبوس ها... خلاصه، هوا آنقدر گرم شده بود که مشتاقانه در آرزوی بازگشت هوای ابری و بارانی هميشگی لندن بودم. خدا رحم کرد و روز سه شنبه، با بارش باران بهاری و ملايم شدن دوباره هوا آغاز شد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

يک حلقه طلايی!

Sina Motalebi 12/06/2006, 09:22 PM

سينا مطلبی (از فرانکفورت): برانکو امروز صبح خبر داد که علی دايی در بازی با مکزيک ضربه خورده و از ناحيه کمر يا پشت مصدوم شده و احتمالا نمی تواند در بازی بعدی ايران مقابل پرتغال حاضر شود.

وقتی وين رونی در بازی مقابل چلسی مصدوم شد، همه هواداران انگليسی، فارغ از اينکه از کدام تيم باشگاهی حمايت می کردند، بهت زده و نگران شدند و تحليلگران چه در رسانه های ورزشی و چه مهمتر از آن، در بنگاههای شرط بندی، شانس انگلستان را برای رسيدن به قهرمانی جام جهانی به مراتب کمتر از قبل دانستند.

اما ايران شايد تنها تيمی باشد که مصدوميت بازيکنان اصلی اش، از جمله کاپيتان تيم، دست کم گروهی از هواداران تيم را که تعدادشان چندان کم نيست خوشحال و اميدوار می کند؛ ابتدا مصدوميت ستار زارع، بازيکن راست پايی که برانکو از تيم برادرش، برق شيراز به تيم ملی آورده بود و اصرار داشت که در پست خالی دفاع چپ به کار بگيرد و حالا هم مصدوميت علی دايی!

دايی در جلسه تمرينی امروز صبح که در محوطه هتل کرونه در شهر فردريش هافن برای گرم کردن بدن بازيکنان انجام شد، ظاهرا حضور نداشته است.

گرچه غيبت علی دايی در بازی مقابل پرتغال تقريبا قطعی شده (مگر آنکه مثل دعوت از محرم نويدکيا به جای هادی شکوری، در لحظه آخر تصميم ديگری گرفته شود) اما درباره دليل اين غيبت (که رسما، مصدوميت اعلام شده) هنوز شک و ترديدی هست.

گروهی از بازيکنان که امروز هنگام خريد در شهر فردريش هافن با خبرنگاران ايرانی روبرو شدند، با لحن چندان مطمئنی از «مصدوميت» دايی سخن نمی گفتند و به «گفته»ها و «شنيده»های خود ارجاع می دادند.

به همين دليل تعدادی از خبرنگاران و مفسران حاضر در فردريش هافن که بدبين تر هستند، گمان می کنند که «مصدوميت» علی دايی مثل خبر مصدوميت فريدون زندی که پيش از بازی با مکزيک اعلام شد، «مصلحتی» است و شايد پوششی برای کنار گذاشتن محترمانه بازيکن باشد.

بخصوص که در بيست و چهار ساعتی که از بازی ايران با مکزيک می گذرد، بسياری از روزنامه های تهران و همچنين هواداران ايرانی در آلمان، بازی کم اثر دايی را که به عقيده آنها سبب شد تا تيم «ده نفره» به ميدان برود، عامل شکست دانسته اند .

وقتی صدای کسانی را می شنوی که با آميزه ای از خشم و کينه و استيصال به دايی می گويند که «تيم ملی را رها کن» ياد روزهايی می افتی که دايی برای هوادارانش «حلقه طلايی» تيم ملی بود. فاصله آن جايگاه طلايی تا امروز، آيا ارزش آمدن داشت؟

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

باخت ايران

اميد فراستی 11/06/2006, 08:54 PM

iran.jpgخب، ايران باخت! راستش من اساسا تخصصی در تحليل بازی ندارم ولی فکر می کردم با توجه به بازیکنانی که در تيم های خارجی خصوصا آلمان بازی می کنند و مربی تيم، بايد اتفاقاتی افتاده باشه. اما ظاهرا بچه های تيم ايران در جاهای ديگه بهتر بازی می کنند. نمی دونم، ولی مثل اينکه در فوتبال هم ما همينجوری شلوغش می کنيم و اون وسط شايد يه گل هم بزنيم. گل ايران واقعا حاصل شلوغ کاری بود، ده بار نشون داد، اخرش گوينده که گفت فهميدم کی گل زده، فکر کنم خودش هم نفهميد! می بخشيد ها، قصد جسارت ندارم ولی بازی خوبی نکردند و اگر به معجزه اعتقاد نداشته باشيم، شانسی برای تيم ايران نمی بينم. خصوصا با اين بازی که از پرتقال و آنگولا الان جريان داره و جدا ديدنش لذت بخشه ... به هر حال باز هم ميشه اميدوار بود و اگر به قول يکی از بچه ها، آنگولا در نيمه دوم بتونه 8 تا گل به پرتقال بزنه و مکزيک هم با پرتغال مساوی کنه و نمی دونم برزيل هم ببازه، شايد بريم مرحله بعد ...

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

نظرتان درباره تيم ملی مکزيک چيست؟

اميد فراستی 10/06/2006, 03:41 PM

صفحه "صدای شما"ی بخش فارسی و اسپانيايی نظرات خوانندگان را در مورد بازی ايران و مکزيک جويا شده اند. اگر نظری داريد بشتابيد. اين بازی خصوصا برای ايرانی های مقيم لس آنجلس هم جالب است، چرا که خيلی هايشان با مکزيکی ها کار می کنند، آنها را می شناسند و خلاصه سال هاست در کنار هم زندگی می کنند. خاطرات، حس و حال و گزارش های کوتاهتان را از هر کجا که هستيد برايمان بفرستيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

شمارش معکوس جام جهانی فوتبال آلمان

اميد فراستی 9/06/2006, 11:48 AM

footbal_bbc.jpgالان جلسه روزانه تموم شد. سردبير روز گزارشی از خبرهای مهم ايران و جهان داد و موضوعاتی که بايد کار کرد تقريبا مشخص شد. بعد از خبرها در مورد نحوه پوشش جام جهانی فوتبال مفصل صحبت کرديم. سه نفر از بچه ها به آلمان می رن. يکی برای راديو، يکی برای ويديو و يکی هم آن لاين. البته به هم کمک خواهند کرد و قول دادن که برای وبلاگ هم مطلب بنويسن.
قرار است همه بازی ها را به طور زنده و البته مختصر در سايت گزارش کنيم. بازی های مهم و بازی های ايران هم مفصل گزارش خواهند شد. هرچند پخش هرگونه خبر و فيلم و صدا از داخل ورزشگاه ها ممنوع است، اما از حواشی مسابقات و خصوصا مسابقات ايران بچه ها گزارش های مفصل تری خواهند داشت. اميدواريم بتونيم از تمرين های تيم ملی هم گزارش داشته باشيم.
خلاصه، اينجا هم، در بی بی سی فارسی حال و هوای جام جهانی غالب شده، اين ور و اونور عکس بازيکنان معروف فوتبال رو می شه ديد، تلويزيون ها روی کانال های ورزشی تنظيم شده اند و برنامه بازی ها روی ميز بچه هاست. يکی دو تا از بچه ها به شوخی می گن روز يکشنبه احتمالا مريض می شند و نمی تونن بيان سر کار، بايد ديد!

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

اشتباهات کوچک

اميد فراستی 7/06/2006, 11:33 AM

bbc_news_200.jpgامروز سايت انگليسی بی بی سی خرابکاری کرده بود. رديف دوم خبرهای اصلی بجای عکس کوچک، عکس بزرگ گذاشته بودند و صفحه اش کمی به هم ريخته بود. خيلی سريع درست شد البته و فکر کنم تنها کمتر از 2 دقيقه اين مشکل رو صفحه اصلی بود. مشکلاتی از اين قبيل گاهی پيش می آد ولی هر چه ميزان بازديدکنندگان رسانه بيشترند اشتباهاتش ابعاد جدی تری می گيرند و نمونه اش مصاحبه اشتباهی بی بی سی با فردی بود که يک هفته اغلب رسانه های بريتانيا را به خود مشغول کرده بود. حالا اين ها نمونه های بی خطر اشتباه هستند و تصور کنيد خطا در مورد مسايل حساس و بحث برانگيز چقدر می توانند دردسر ساز باشند. به همين دليل است که در بی بی سی هنگام تنظيم خبر حساسيت زيادی نسبت به اطلاعات عرضه شده در مطالب وجود دارد و گاه انتشار آن را حتی چند روز به تاخير می اندازد. نکته ای که اگر چه گاه بی بی سی را از رسانه هايی با حساسيت کمتر عقب می اندازد ولی صحت و اعتبارش را تضمين می کند. با همه اينها در کنفرانس We Media که اخيرا در لندن برگزار شده بود زمزمه هايی به گوش رسيد که شايد تمهيداتی صورت گيرد تا انتشار اخبار در کمترين زمان ممکن عملی شود.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

هفته افغانستان

اميد فراستی 6/06/2006, 11:51 AM

ده مطلب پرخواننده هفته گذشته (29 می تا 4 ژوئن) به ترتب از اين قرار بودند:

1) 'هفت کشته' در نا آرامی های کابل (49,369 )
2) عکسهايی از تظاهرات خونين کابل (34,418)
3) راهنمای محل برگزاری مسابقات جام جهانی (32,729)
4) اين مرد، در غم از دست دادن همسرش سنگ می خورد (28,253)
5) ايران شروط آمريکا برای مذاکره مستقيم را نپذيرفت (28,171)
6) تحليل بازيکنان و سيستم بازی تيم ملی ايران در جام جهانی آلمان (25,690)
7) اشپيگل: غرب احمدى نژاد را يك خطر مى داند (24,079)
8) هشدار دولت عليه نا آرامی در مناطق ترک نشين (23,094)
9) مانا، دختر رپ خون ساکن تهران (22,308)
10) احمدی نژاد: دولت از ايرانيان مقيم خارج دفاع کند (21,989)

* ارقام داخل پرانتز ميزان بازديد از هر صفحه (Page Impressions) است.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

زیارت یا تهیه گزارش ...

اميد فراستی 3/06/2006, 08:34 AM

ناجيه همکار بی بی سی در ايران - شب بود. می خواستم بخوابم... آرام نبودم ... دلم می خواست گریه کنم. نمی دانم چرا... اما حس کردم مدتهاست این کار را نکرده ام. برای کشته های هر روز در افغانستان و عراق و ... برای بچه های خاکی کوچه های پایین شهر مشهد، برای مهاجرین قانونی و غیر قانونی، برای بیمارانی که دیگر امیدی نداشتند و چند روز پیش یکی از آنها را که بسیار جوان بود دیده بودم... پسری بیست و پنج ساله که قرار بود تا چند ماه بعد به خاطر سرطان پیشرفته معده اش برای همیشه از دنیا برود.

شب بود. از پنجره به بیرون نگاه کردم . مدتها بود گریه نکرده بودم. دیگر عسکهایم را دوست نداشتم. خواهرم می گفت شبیه لبخند ژوکوند است. بله دلم گریه می خواست.

پدرم را صدا زدم . پدر جان می خواهم فردا بروم حرم امام رضا. حس می کنم باید جایی بروم و ساعتی آرام شوم. اتومبیل که ندارم. راه هم که دور است ... کوه و کمر را هم که بلد نیستم تا جایی بروم و ساعتی فریاد بزنم و بعد آرام برگردم. پس می روم حرم...

صبح شد ساعت پنج ونیم صبح. پدرم صدایم زد. بیدار شو مگر نمی روی. آه... چه خواب شیرینی بود. کاش حس معنویتم گل نکرده بود. اما این را به پدر نگفتم. برخاستم و آماده شدم. چادر سیاه را بعد از مدتها بر سر کردم... رفتیم تا به حرم رسیدیم. وارد صحن حرم شدم. و بعد نزدیک و نزدیک تر تا خودم را به نزدیکیهای ضریح رساندم. طبق رسم معمول خودم شروع کردم زارزار گریه کردن. ..

اما هنوز به آن جاهای اوج گریه نرسیده بودم که باز این گوش فضولم فعال شد و شروع کرد به ثبت صداهای اطراف... دختر 18-19 ساله زیبا، با چشمانی سبز، صورتی سفید و روشن ... چادراش سورمه ای با گلهای سفید کوچک ، شروع کرد به التماس کردن" تو رو خدا امام رضا کمکم کن امتحانم رو قبول شم اگه نتونم برم دانشگاه بابام منو به زور عقد این مرتیکه می کنه، یا امام رضا" ... زنی پیر با لهجه ای که نمی دونم مال کجا بود " یا امام رضا خسته شدم... اون از اون یکی پسرم که با موتورش رفت زیر کامیون منو به خاک سیاه نشوند اینم از این بچه افلیجم که دیگه پیر شدم نمی تونم این طرف اون طرف ببرمش. اگه فردا من بمیرم کی می خواد مواظبش باشه ... یا امام رضا خلاصم کن از این همه درد" زن جوانی با چهره ای به اندازه سالها خستگی اومد جلو و شروع کرد به جیغ کشیدن" یا امام رضا از وقتی شوهرم مرده یکبار هم به خوابم نیومده دیگه طاقت ندارم..." آه این گوش فضول ثبت کرد و کرد تا نزدیک تر شد " یا امام رضا چهارتا دختر جوون دارم... شوهر خوب براشون پیدا کن" ... "یا امام رضا برادرم تو بیمارستانه اگه امروز فردا کلیه بهش نرسه دیگه رفتنیه... حیفه ... جوونه ... تازه نامزدش کردیم... "

نمی دونستم چیکار کنم... اما دیگه نتونستم تحمل کنم زود خودم رو کشیدم بیرون... اومدم تو فضای آزاد صحن جمهوری نشستم ... کاشیکاری های ظریف با رنگهای، آبی و یشمی و لاجوردی و صورتی کمرنگ رو نگاه می کردم و به فکر ساخت یه گزارش از این کارهای هنری خیلی زیبای حرم افتادم... بعد زود وجدان درد گرفتم... ناجیه تو اومدی زیارت یا تهیه گزارش ...

ساعت هفت و نیم شده بود. پدر آمد بیرون. می دونم تمام این مدت داشته دعا و نماز و زیارت نامه می خونده بی آنکه بدونه من مشغول عوالم خودم بودم. می دونم برای منم مثل همیشه خیلی دعا کرده ....

یک کاسه آب سرد و زلال از سقاخانه می خورم. ساعت هشت صبحه. رسیدم خونه. نمی دونم چرا اما آرام هستم. آرام تر از همیشه ...

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

آموزش

اميد فراستی 2/06/2006, 08:04 PM

آنچه در رسانه ای مثل بی بی سی مهم است، مسئله آموزش (به قول ما، در حين خدمت) است. گاهی چندان جدی تلقی نمی شود (مثل آموزش سالانه مقابله با آتش) اما واجب است و گاهی هم جذاب و سرگرم کننده است (مثل آموزش وضعيت اسرائيل و فلسطين با فيلم و متن و سوال و جواب). اما برنامه آموزشی امروز برای من بی نظير بود! همانطور که گفتم من هم جزو تيم ويديو فعالم و هرچند با نرم افزار تدوين اپل، فاينال کات پرو آشنايی داشتم و يکی دو تا از ويديوهای اخير را با همين برنامه کار کرده بودم، يک کلاس يک روزه برای آشنايی بيشتر با اين برنامه توسط بخش آموزش بی بی سی برايم گذاشته بودند. مسئول آموزش هم جوان با تجربه و بی مدعايی بود. هرچه سوال و مشکل داشتم حل کرد و کلی هم گپ مفيد زديم و با رضايت روز را تمام کرديم. کاش هميشه کلاس داشتيم ... هر چند اين کلاس فنی بود، اما بسياری از دوره های آموزشی بی بی سی، جنبه های ديگری از کار در اين رسانه را هدف قرار می دهند. نکاتی که گاه به رغم بديهی بودن از چشم ما پنهان می مانند يا آنقدر ريز و ظريفند که به سختی قابل تشخيص اند. خلاصه به نظرم يکی از چيزهايی که بی بی سی را زنده نگاه داشته همين دوره های آموزشی است. جالب است کسانی که در اين بخش کار می کنند خود قبلا بعنوان توليدکننده راديو يا آن لاين يا مسئول فنی کار کرده اند و هر چند وقت يک بار با افراد ديگر عوض می شوند و به اين ترتيب از دور ماندنشان از شرايط واقعی کار و مشکلات آن اجتناب می شود.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

شيطان نباشيد!

اميد فراستی 1/06/2006, 09:13 PM

google.gifيکی دو هفته پيش هفته نامه اکونوميست گزارش ويژه ای در مورد گوگل منتشر کرده بود. قصد داشتم همان زمان خلاصه اش کنم که برنامه های ديگر مهلت نداد. بطور خلاصه اين گزارش ابتدا با طرح اين سوال که آيا گوگل، مايکروسافت و آی بی ام تازه ای خواهد شد، به تفاوت های گوگل با آنها اشاره کرده بود. مايکروسافت و آی بی ام هر يک محصولی داشتند بی رقيب؛ اما آيا گوگل نيز اينگونه است؟ نويسنده می گويد يک روز مايکروسافت را از زندگی خود حذف کنيد! ببينيد آيا عملی است؟ اما بدون گوگل می شود زندگی کرد. به اين ترتيب گوگل به رغم گسترش حوزه نفوذش شکل ديگری از خدمات را عرضه کرده که هريک رقيبی نيز دارد. و اينجاست که گوگل بايد برای باقی ماندن بر سرير قدرت سخت تلاش کند. و شايد اين تفاوت عصر اينترنت است که هيچ شرکتی نمی تواند نقش يگانه ای مانند مايکروسافت را در آن ايفا کند!

در مطلب ديگری از اين مجموعه به شعار گوگل در مقابل ديگر شرکت های بزرگ می پردازد: شيطان نباشيد! و می پرسد: آيا گوگل نمی رود که خود به يک شيطان بدل شود؟ در اين مطلب همچنين انتقاداتی که به سياست اين شرکت در ورود به حوزه های مختلف وارد شده را مطرح کرده است و برای نمونه به نسخه های آزمايشی (بتای) محصولاتی اشاره می کند که يکی پس از ديگری و قبل از تکميل آنها عرضه می شوند.

اگر برايتان جالب است، شماره 13 تا 19 ماه می، اکونوميست را حتما بخوانيد.

Balatarin technorati google icerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست