زبان معیار در ترجمه

یک کلمه می‌تواند در یک زبان کاربردهای متفاوتی داشته باشد. برای همین باید هنگام ترجمه دقت کرد که نویسنده کدام معنی آن را در نظر داشته است.

در این گفتار که منظور ترجمه از زبان خارجی به زبان فارسی است، اصطلاح «زبان معیار» را برای زبان فارسی و اصطلاح «زبان متن» را برای زبان خارجی به کار می برم. موضوع گفتار را این ضرورت پیش آورده است که می‌بینیم بسیاری از مترجمان در ترجمه یک کلمه انگلیسی به فارسی، در هر موردی در فارسی همان کلمه‌ای را به کار می‌برند، که نخستین معنی در لغتنامه و پُرکاربردترین معنی در زبان انگلیسی است، حال آنکه در ترجمه باید به کاربردهای متفاوت کلمه در زبان متن توجه داشت و دید که نویسنده در جمله خود کدامیک از مفهوم‌های متعدد آن کلمه را در نظر داشته است. برای مثال به فعل "to decide" توجه می‌کنیم.

...the Supreme Court decided the removal was incorrect...

مترجم این جمله را به این صورت ترجمه کرده است: "...دیوان عالی تصمیم گرفت که برکناری او اشتباه بوده است..." پیداست که مترجم به همان نخستین و پُرکاربردترین معنای "decide" توجه داشته است و به آهنگ "تصمیم گرفت" در جمله خود توجهه نکرده است تا به ناسـازی معـنایی آن در جمـله پی ببـرد. هـر جـمله طـبیعی فارسی یا هر زبان دیگر یک "آهنگ کلامی" دارد، یک "آهنگ معنایی". این دو آهنگ باید در جمله مترجم "هم‌سازی" پیدا کند تا برای اهل زبان آشنا، رسا و طبیعی باشد.

در همین جمله نمونه، اگر یک معنای دیگر از فعل "decide" را به کار ببریم، هم‌سازی آهنگ کلامی و آهنگ معنایی را در جمله به خوبی احساس می‌کنیم: "دیوان عالی رأی داد که برکناری او اشتباه (کار نادرستی) بوده است." بنابراین اگر مترجم دقت لازم را کرده بود، از معنای اول "decide" که "تصمیم گرفتن" است، می‌گذشت، و یک معنای دیگر آن را که "رأی دادن" است، برای جمله خود انتخاب می‌کرد. برای چند معنای دیگر این فعل نمونه‌هایی می‌آورم و آن‌ها را به فارسی هم برمی‌گردانم:

  • After long deliberation I decided that the price was too good to pass up and I purchased the house.
  • بعد از مدّتی دراز فکر کردن، به این نتیجه رسیدم که قیمیت خانه مناسب تر از آن است که بتوان از آن گذشت، و بالاخره آن را خریدم.
  • All these facts decided me to collect more information and bring it to you.
  • این واقعیتها بود که مرا واداشت تا اطلاعات بیشتری جمع آوری کنم و برای شما بیاورم.
  • During the height of his turmoil he heard a voice from heaven, and this finally decided him.
  • در اوج آشفتگی روحی صدایی از عالم بالا شنید، و همین صدا بود که تکلیف او را روشن کرد (معیّن کرد).
  • His future will be decided at a meeting on Tuesday.
  • آینده او در جلسه ای در روز سه شنبه معیّن خواهد شد.
  • He later decided to form a new political party.
  • او بعداً تصمیم گرفت که یک حزب سیاسی جدید تشکیل بدهد.

برای همیـن فعل "decide" در یک لـغتـنامه انگلیـسی به فارسـی این معنی‌ها داده شده است:

۱- تصمیم گرفتن ۲- مشخص کردن، تعیین کردن، سرنوشت (چیزی را) معلوم کردن ۳- حکم کردن، رأی دادن ۴- انتخاب کردن، برگزیدن ۵- حل فصل کردن، تمام کردن، فیصله دادن ۶- واداشتن، باعث شدن ۷- متقاعد کردن ۸- معتقد شدن، به نتیجه (خاصی) رسیدن. مترجم در برخورد با فعل "decide" در یک جمله باید از میان آن‌ها معنایی را انتخاب کند که با کل مفهوم جمله در فارسی هم‌سازی داشته باشد، و چه بهتر که به تعریف همان معنی در لغتنامه انگلیسی به انگلیسی هم نگاه کند تا در مورد کاربرد آن اطمینان پیدا کند.

در اینجا، برای روشن‌تر شدن موضوع، به چند نمونه دیگر از عدم توجه مترجمان به "زبان معیار" در برابر "زبان متن" و انتخاب کلمه‌های ناهم‌ساز با "آهنگ کلامی" و "آهنگ معنایی" جمله نگاه می‌کنیم. کلمه‌های مناسب و هم‌ساز را در پرانتز می‌آورم:

  • The Pakistani tests vindicated his government's stand on...
  • قبل از این در پارلمان گفته بود [که] آزمایش‌های پاکستان موضع دولت او را در این رابطه تبرئه می‌کنند (توجیه می‌کند).
  • Switzerland welcomed the findings...
  • سویس از یافته‌های این گزارش (نتیجه تحقیقات) استقبال کرد...
  • The Serbian ministry of interior has eliminated a large group of the Albanians...
  • وزارت کشور صربستان یک گروه بزرگ از آلبانیایی‌ها را منهدم کرده است (از میان برده است، نابود کرده است، کشته است)...
  • …behind the closed doors...
  • ...محاکمه آقای فلان در عقب درهای بسته صورت گرفت (با اینکه عقب و پشت در موردهایی معنای مترادف دارد، در این مورد باید "behind" به "پشت" ترجمه شود، نه به "عقب").
  • The US Secretary of State, has expressed her shock and dismay over the Serbian attacks.
  • وزیر خارجه آمـریکا ناباوری (انزجار) و یأس (نگرانی شـدید) خود را درباره تهاجم صرب‌ها ابراز کرده است (با اینکه "ناباوری" می‌تواند یکی از معنی‌های "shock" باشد، در این مورد کلمه "انزجار" مناسب‌تر است. کلمه "یأس" هم در این مورد مناسب به نظر نمی‌آید. وقتی که به مفهوم کلی جمله متن توجه کنیم، می‌بینیم که "نگرانی شدید" بهتر از "یأس" می‌تواند مفهوم جمله متن را بیان کند).
  • …in relation to human developments, such as living standard, access to education and life expectancy…
  • در رابطه با توسعه انسانی و از آن جمله سطح زندگی، دسترسی به تحصیلات و امید به زندگی ... (طول عمر، میانگین طول عمر). امید به زندگی را همه کس دارد، حتی یک پیر نود و هشت ساله. چیزی که می‌تواند یکی از پیشرفت‌های یک جامعه باشد، بالا بردن "میانگین طول عمر" است. یک بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته ممکن است دیگر "امید به زندگی" نداشته باشد.
  • Local people were scooping up the leaking fuel when…
  • اهالی محل در حال جمع کردن سوختی (نفتی) بودند که از این لوله‌ها نشت میکرد که...( کلمه سوخت [fuel] مفهومی کلِی و عام دارد و نفت، بنزین، گازوییل، زغال سنگ، هیزم و غیره را شامل می‌شود. در نمونه بالا مترجم نباید به کلم "fuel" مقید باشد و به حکم طبیعت زبان فارسی، در این مورد کلمه "نفت" را به کارببرد).
  • He very much hopes Hun Sen would reconsider his decision to rupture the Paris peace accords...
  • او بسیار امیدوار است که هون سن تصمیم خود به پاره کردن موافقتنامه‌های پاریس را مورد بررسی قرار دهد... (درست است که معنی اصلی rupture "پاره کردن" است، ولی مجازاً به معنی "زیر پاگذاشتن" و "از بین بردنگ و "باطل کردن" و مانند این‌ها هم به کار می‌رود. مثلاً می‌گویند "Our friendly relations have ruptured" فعل "rupture" در این جمله را نمی‌توان به "پاره کردن" ترجمه کرد و گفت: "روابط دوستانه ما پاره شده است". در فارسی روابط دوستانه "به هم می‌خورد"، "از بین می‌رود"، اما "پاره نمی‌شود".
  • Iranian Illusions: Voters Speak, but Mullahs Rule.
  • پندارهای ایرانیان: رأی دهندگان حرف خود را می‌زنند، اما روحانیون حاکمیت دارند.

در روزنامه "گاردین" مقاله‌ای چاپ شده بوده است با عنوانی که انگلیسی آن در بالا آمد. این مقاله تحلیلی درباره انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده است. مترجم به تفاوت عنوان نویسی در رسانه‌های گروهی انگلیسی و فارسی توجه نداشته است.

عنوان نویسی در هر زبانی سبک و قاعده‌ای دارد و معمولاً در آن ایجاز به کار برده می‌شود، البتـه ایجازی که به اصطلاح مخل معنی نباشد. حالا اگر مترجم به آن نوع ایجازی تسلیم شود که معمول زبان انگلیسی است، ترجمه‌اش چیزی می‌شود مثل آنچه در بالا آمد. کلمه "illusions" دراین عنوان برای فارسی‌زبانان نمی‌تواند به "پندار" ترجمه شود، چون مفهوم روشنی به ذهن آن‌ها نمی‌آورد. یک کلمه انگلیسی در همه موردها الزاماً نباید به یک کلمه فارسی ترجمه شود. گاهی یک کلمه فقط در یک ترکیب یا عبارت می‌تواند مفهوم را برساند، و این خاص زبان فارسی نیست. در انگلیسی هم گاه مترجم در ترجمه از فارسی با همین ضرورت رو به رو می‌شود. به همین دلیل است که "illusions" در عنوان بالا به جای "پندارها" بهتر است که مثلاً به "امیدهای واهی" ترجمه شود.

ضمناً عبارت "Mullahs rule" به این مفهوم نیست که "روحانیون حاکمیت دارند". انگلیسی‌زبان در این عنوان، با توجه به سابقه ذهنی‌ای که درباره نظام حکومتی ایران دارد، به آسانی از فعل "rule" چنین برداشت می‌کند که "اما زمام قدرت همچنان در دست روحانیان است". بنابراین عنوان انگلیسی بالا می‌تواند به صورت‌های مناسب دیگر، از جمله به این صورت ترجمه شود: "امیدهای واهی ایرانیان: مردم با رأی خود نشان می‌دهند که خواستشان چیست، اما زمام قدرت همچنان در دست روحانیان است".

نمونه‌های این بی‌اعتنایی به مفهوم کلمه‌های انگلیسی در بیان آن‌ها به فارسی و همچنین بی‌توجهی به فارسی بودن، مفهوم بودن و طبیعی بودن کلام، بسیار است، و من فکر می‌کنم که همین نمونه‌هایی که آوردم برای روشن‌تر شدن موضوع این بحث کافی باشد.